به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مصطفی پورمحمدی دبیر عالی جامعه روحانیت مبارز با تأکید بر اینکه نباید صداها را خاموش کنیم، گفت: ما باید به فهم عمومی احترام بگذاریم؛ فهم عمومی جامعه بسیار ارزشمند است و اگر جامعه به یک قضاوت عمومی رسید، باید تسلیم آن شویم. اینها که وحی منزل نیستند. اگر فهم عمومی به این نتیجه رسید که یک برداشت خاص، مصلحت و منفعتی برای کشور و نظام دارد، باید به آن احترام بگذاریم، حتی اگر با دیدگاه ما مخالف باشد. با این مسیر میتوانیم عاقلانه امور را پیگیری کنیم.
مشروح گفتوگوی جماران با مصطفی پورمحمدی را در ادامه میخوانید:
سخنان آقای رئیسجمهور را چگونه دیدید و ارزیابی شما چیست؟ عدهای که تا پیشازاین مخالف ایشان بودند، اکنون در حال تشویق ایشان هستند.
جامعه روحانیت دیشب بیانیهای صادر کرد و ما اجمالاً در آنجا نظرات خود را مطرح کردیم. اما واقعیت این است که آقای رئیسجمهور اخلاص، صفا، باور، اعتقاد و ایمان راسخ خود را به انقلاب، نظام، اسلام و مردم نشان داد. آقای پزشکیان همین است که دیشب مطالبش را بیان کرد و رویه ایشان نیز همین است.
این افراد سرمایههای بزرگ نظام هستند. ما باید تلاش کنیم به اشخاصی که وفادارانه، عمیق، صادقانه و مخلصانه به نظام، اسلام، مردم و انقلاب باور دارند، دفاع میکنند و پایکار ایستادهاند، احترام بگذاریم، آنها را تشویق و از آنها حمایت کنیم. قرار نیست همه این افراد لزوماً مثل هم فکر کنند. ما باید یکدیگر را تحمل کنیم. دلیلی ندارد که همه دقیقاً یک نسخه، یک نظر و یک دیدگاه داشته باشند. ممکن است در مسائل جاری، در رویکردهای سلیقهای، تاکتیکی، روشی یا حتی در مسائل عمیقتر با یکدیگر اختلافنظر داشته باشیم. اما با تحمل، مباحثه، گفتوگو و شنیدن استدلالهای طرفین، میتوانیم به آنچه مصلحت کشور، مردم، نظام و انقلاب است، نزدیک شویم و ما به این فضا نیاز داریم.
من مطمئنم اگر همه وفاداران بهنظام، اسلام و انقلاب، صادقانه با هم گفتوگو کنند، مردم نیز پشتیبانی و همراهی خواهند کرد و هر روز در جریان این مباحثات و گفتوگوها، اختلافات ما کاهش پیدا خواهد کرد. هیچ جامعهای بدون تفاوت دیدگاه وجود ندارد، اما دلیلی ندارد که این اختلاف، منشأ تنازع و تضعیف جامعه، کشور و نظام باشد. انشاءالله با همین خوشبینیهای ایجادشده، بتوانیم گامهای بعدی را با انسجام بیشتری برداریم.
شما همواره در جریان امور بودهاید و به تمام مسائل اشراف دارید. حضرت امام(ره) در برههای «منشور برادری» را مطرح کردند، مقام معظم رهبری مرتباً بر پرهیز از تفوقطلبی تأکید دارند، اما باز هم میبینیم از برخی تریبونها و رسانهها، حتی رسانه ملی، گاهی صداهایی خلاف وحدت شنیده میشود. به نظر شما چه عواملی در داخل یا خارج از این جریان سود میبرند و چرا وحدت شکل نمیگیرد؟
پاسخ در دل سؤال شما نهفته است؛ هر نغمه مخالفی عملاً موجب تضعیف میشود و این مسئله بسیار روشن است. اما من حرف دیگری دارم: نباید صداها را خاموش کنیم. این مسأله مهمی است. آن کسی که اکنون به رئیسجمهور، به مذاکره یا به تفاهمنامهها انتقاد دارد، باید بتواند حرفش را بزند. مدافعان هم باید حرفشان را بزنند. باید اجازه دهیم حرفها بهصورت منطقی و مستدل مطرح شود.
ما باید به فهم عمومی احترام بگذاریم؛ فهم عمومی جامعه بسیار ارزشمند است و اگر جامعه به یک قضاوت عمومی رسید، باید تسلیم آن شویم. اینها که وحی منزل نیستند. اگر فهم عمومی به این نتیجه رسید که یک برداشت خاص، مصلحت و منفعتی برای کشور و نظام دارد، باید به آن احترام بگذاریم، حتی اگر با دیدگاه ما مخالف باشد. با این مسیر میتوانیم عاقلانه امور را پیگیری کنیم.
طبیعی است که ما به همه، از جمله خودمان، توصیه میکنیم که حرفهای تفرقهانگیز نزنیم. این حرف درستی است و باید پای آن بایستیم. اما دلیلی هم ندارد که اگر کسی به نظر ما حرف تفرقهانگیزی زد، با خشونت و طرد با او برخورد کنیم؛ چرا که این رفتار، خودش منشأ اختلاف و تشدید دوقطبی در جامعه میشود. رفتار ما نباید باعث تشدید اختلافات شود.
همزمان با آغاز سال تحصیلی حوزههای علمیه، میخواهم برای ما بفرمایید که به نظر شما حوزهها چقدر نسبت به نسل جدیدی که از آنها فاصله گرفته، شناخت دارند؟ نهادهای فرهنگی، بهویژه حوزویان، چه باید بکنند تا این نسل دوباره به دامن روحانیت بازگردد؟
اول از همه، باید صدای نسل جدید شنیده شود. ما باید فضای ذهنی او را درک کنیم و دنیایی که در آن زندگی میکند را بفهمیم. این اولین گام است. ما واقعاً با دنیاهای ناشناختهای مواجهیم و به همین دلیل، بسیاری از قضاوتها، داوریها و برداشتهای ما منطبق با واقعیت نیست.
ما نیت اصلاحی و خیر داریم؛ به دنبال ارشاد هستیم و واقعاً دلسوزیم. روحانیت غمخوار دین و غمخوار مردم است؛ برای دین جانفشانی میکند و برای مردم، کشور و نظام جانفشانی میکند. اما این جانفشانی و تلاش، تنها در صورتی اثر مطلوب و مناسب خود را خواهد گذاشت که مبتنی بر فهم عمیق و شناخت دقیق باشد؛ بنابراین، پیش از آنکه وارد عمل شویم، باید ابتدا محیطی را که میخواهیم مخاطبمان را در آن قرار دهیم، بشناسیم.
واقعیت این است که محیط هر روز در حال تغییر است. ما در عصر تحولات سریع، ورودیهای بسیار عجیب و پراکنده و نو به نو شدنِ هر روزه قرار داریم و جوان ما در چنین دنیایی زندگی میکند. ابتدا باید او را درک کرد و به او گفت: «ما غمخوار و دوستدار تو هستیم. ما دوستت داریم و میخواهیم تو موفق باشی و به خواستهها و آمالت، به دنیایی که از نظر خودت مطلوب است و تاحدیکه درست و صحیح است، برسی و ما نیز به تو کمک خواهیم کرد.»
ما باید ابتدا برادری خود را ثابت کنیم؛ پس از آن است که بهراحتی میتوان گفت: «خب آقا، حالا شریک، حالا میخواهیم کمکت کنیم.» اگر جوان در پاسخ بگوید «ما کمک شما را نمیخواهیم»، چه کاری میتوانیم بکنیم؟ هیچ. پس در گام نخست، باید این احساس همراهی و اعتماد را ایجاد کنیم.
31218





نظر شما