به گزارش خبرآنلاین، دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی این رژیم، در یادداشتی به بررسی ابتکار دیپلماتیک اخیر تهران، محاسبات ایران و دولت دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا و خطر بازگشت تنش در خلیج فارس پرداخته است که در ادامه مشروح آن را میخوانید:
بیشتر بخوانید:
>>>>> وال استریتژورنال: ترامپ پیشنهاد ایران را رد کرد؛ بمباران ایران، بعد از انتخابات
>>>>> عراقچی جزئیات طرح ایران به آمریکا را اعلام کرد؛ از رفع محاصره و بازگشایی هرمز تا مسیر پیشرو
پیشنهاد تهران؛ تغییر سرعت، نه عقبنشینی
ابتکار دیپلماتیک اخیر تهران را نمیتوان لزوماً یک گشایش راهبردی دانست. این پیشنهاد را بیشتر باید تلاشی برای تغییر فضای سیاسی و اقتصادی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر دانست؛ پیشنهادی که همزمان دو مسئله فوری برای دونالد ترامپ را هدف گرفته است: بازگشایی تنگه هرمز و نشان دادن اینکه هنوز راه دیپلماسی برای پایان دادن به بحران باز است.
تهران پیشنهاد کرده است در صورت برآورده شدن مجموعهای از شروط از سوی واشنگتن، تنگه هرمز را ظرف چند روز بازگشایی کند و همزمان روند ازسرگیری مذاکرات هستهای را سرعت ببخشد. با این حال، این پیشنهاد به معنای عقبنشینی ایران نیست. تهران در واقع میخواهد اجرای بخشهایی از تفاهم ماه ژوئن را سرعت دهد، بدون آنکه از تفسیر خود درباره مفاد این تفاهم دست بکشد. در مقابل نیز خواهان اقدامات متقابل آمریکا، از جمله رفع محاصره دریایی و لغو محدودیتهای مرتبط با نفت است.
بنابراین، تغییر اصلی در پیشنهاد جدید ایران نه در اصل امتیازهای مطرحشده، بلکه در سرعت اجرای آنها است.
چرا ترامپ برای پذیرش پیشنهاد تهران مردد است؟
برای دولت ترامپ، پذیرفتن این چارچوب به این سادگی نیست. بعد از ماهها رویارویی با تهران، توافقی که شباهت زیادی به تفاهم ژوئن داشته باشد، میتواند برای واشنگتن هزینه سیاسی داشته باشد. از طرف دیگر، دولت آمریکا ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که ادامه فشار اقتصادی در نهایت ایران را دوباره پای میز مذاکره میآورد؛ آن هم در شرایطی که تهران تحت فشار بیشتر، ناچار شود با شروط سختگیرانهتری کنار بیاید.
اظهارات ترامپ درباره احتمال دستیابی به توافق پس از انتخابات میاندورهای آمریکا نیز نشان میدهد که کاخ سفید ممکن است فعلاً ترجیح دهد فشارها را حفظ کند و تصمیمگیری درباره یک توافق جدید را به بعد از انتخابات موکول کند.
تهران اما با تقویم دیگری حرکت میکند/«اثر آینهای» در محاسبات تهران و واشنگتن
اما مسئله از اینجا پیچیده میشود که تهران با محاسبه زمانی متفاوتی پیش میرود. فشارهای آمریکا برای ایران روزبهروز هزینه بیشتری ایجاد میکند. محاصره دریایی تاکنون ضربه قابلتوجهی به اقتصاد ایران زده و حالا دامنه این فشارها به پروازهای غیرنظامی هم رسیده است. عراق ابتدا پس از تهدید آمریکا به اعمال تحریمهای ثانویه، پروازهای ایران به بغداد را متوقف کرد و بعد دامنه محدودیتها به نجف، اربیل و سلیمانیه هم کشیده شد.
در این میان، نجف شرایط متفاوتی دارد؛ این شهر هم از نظر مذهبی اهمیت بالایی دارد و هم یکی از مقصدهای اصلی مسافران ایرانی و زائران شیعه است. به همین دلیل، محدودیت در پروازهای ایران به نجف میتواند برای تهران حساسیت بیشتری داشته باشد.
این فشارها به یک «اثر آینهای» میان تهران و واشنگتن منجر شده است؛ وضعیتی که در آن هر طرف، رفتار طرف مقابل را به شکلی متفاوت تفسیر میکند. واشنگتن ممکن است تصور کند زمان به نفع اوست؛ فشار بر ایران ادامه پیدا کند، آمریکا تا پیش از انتخابات از ورود دوباره به یک درگیری نظامی گسترده خودداری کند و پس از نوامبر، شرایط را دوباره ارزیابی کند. اما تهران ممکن است دقیقاً از همین رویکرد، نتیجهای متفاوت بگیرد.
اگر رهبران ایران به این جمعبندی برسند که ترامپ تا پیش از انتخابات تمایلی به بازگشت به یک رویارویی نظامی بزرگ ندارد، فاصله باقیمانده تا انتخابات میتواند برای تهران نه یک عامل بازدارنده، بلکه یک فرصت باشد؛ فرصتی برای آزمودن اینکه واشنگتن تا چه اندازه حاضر است فشار را تحمل کند و تهران تا کجا میتواند هزینههای تقابل را افزایش دهد، بدون آنکه آمریکا بار دیگر وارد یک جنگ گسترده شود.
در چنین شرایطی، تصمیم ترامپ برای پرهیز از یک رویارویی جدید، که با هدف حفظ ثبات و جلوگیری از تشدید بحران اتخاذ شده، میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد. اگر تهران به این نتیجه برسد که واشنگتن تا انتخابات از ورود به یک درگیری نظامی گسترده خودداری خواهد کرد، ممکن است ماههای باقیمانده تا نوامبر را فرصتی محدود برای تغییر موقعیت خود در مذاکرات ببیند.
هرچه فشارهای اقتصادی و محدودیتهای حملونقلی بیشتر شود، انگیزه تهران برای به چالش کشیدن وضعیت موجود نیز میتواند افزایش پیدا کند. ایران ممکن است نخواهد صرفاً محاصرهای را که بهتدریج گستردهتر میشود تحمل کند و منتظر بماند تا تقویم سیاسی آمریکا مسیر خود را طی کند. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی به جای آنکه تهران را به عقبنشینی وادار کند، میتواند انگیزه ایران را برای نشان دادن توانایی خود در تحمیل هزینه به طرف مقابل افزایش دهد.
خلیج فارس؛ جایی که بنبست میتواند خطرناک شود
این مسئله میتواند در خلیج فارس اهمیت ویژهای پیدا کند. تهران ممکن است برای افزایش هزینههای اقتصادی تقابل، فشار بر تردد دریایی یا اقدامات کنترلشده دیگری را در دستور کار قرار دهد؛ اقداماتی که میتواند بار دیگر قیمت انرژی را تحت فشار قرار دهد.
از سوی دیگر، محدودیتهای اعمالشده بر پروازها و ارتباطات هوایی ایران نیز ممکن است با واکنش تهران روبهرو شود؛ واکنشهایی که میتواند با هدف نشان دادن این موضوع صورت گیرد که منزوی کردن فرودگاهها و خطوط هوایی ایران، بدون هزینه برای دیگر بازیگران منطقهای نخواهد بود.
خطر اصلی؛ بازگشت به چرخه تشدید تنش
هیچیک از این سناریوها قطعی نیست، اما مجموعه انگیزههای دو طرف در حال شکل دادن به وضعیتی ناپایدار است. مسئله اصلی اینجاست که نه واشنگتن و نه تهران، دستکم در شرایط فعلی، ظاهراً حاضر نیستند از مسیری که برای طرف مقابل در نظر گرفتهاند، عقبنشینی کنند. آمریکا ممکن است بر این باور باشد که ادامه فشار، ایران را در نهایت به توافقی نزدیک میکند که برای واشنگتن مطلوبتر است؛ در مقابل، تهران ممکن است پرهیز ترامپ از ورود دوباره به یک جنگ را فرصتی محدود برای افزایش فشار و تقویت موقعیت خود در مذاکرات بداند.
بنابراین، خطر فقط در ادامه بنبست دیپلماتیک نیست. اگر توافقی نتواند محاسبات و انگیزههای دو طرف را تغییر دهد، همان خویشتنداریای که قرار است مانع بازگشت جنگ شود، ممکن است به عاملی برای آزمودن مرزهای این خویشتنداری تبدیل شود. در این صورت، هر اقدام محدود برای افزایش فشار میتواند واکنش متقابل طرف مقابل را به دنبال داشته باشد و یک چرخه تازه از تشدید تنش را به راه بیندازد.
در چنین شرایطی، پنجرهای که قرار بود فرصتی برای پیشبرد دیپلماسی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا باشد، میتواند به نقطهای برای بازگشت تنش به خلیج فارس تبدیل شود؛ جایی که محاسبه هر دو طرف درباره مرزهای خویشتنداری دیگری، میتواند به جای کاهش بحران، زمینه را برای تشدید دوباره آن فراهم کند.





نظر شما