به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین خبر بازگشت فاطمه معتمدآریا را امروز خبرگزاری ایسنا منتشر کرده است. او که دو سال از ایران و سینما دور بود حالا دوباره به کشور بازگشته است.
معتمدآریا برای سینمای ایران فقط یک نام در فهرست بازیگران شناختهشده نیست؛ بخشی از حافظه تصویری چند نسل از مخاطبان ایرانی با چهره و نقشهای او گره خورده است؛ از «ریحانه» و «روسری آبی» تا «مهر مادری»، «بانوی اردیبهشت»، «گیلانه» و «اینجا بدون من». بازیگری که در طول بیش از چهار دهه فعالیت، هم در سینمای اجتماعی و خانوادگی حضور داشته و هم در آثار کودک و نوجوان و کمدی، بارها از امکانهای متفاوت بازیگری خود استفاده کرده است.
حالا بازگشت او به ایران، بار دیگر نام معتمدآریا را به فضای فرهنگی و سینمایی کشور آورده است؛ بازگشتی که میتوان آن را در امتداد رابطه پر فراز و نشیب او با سینمای ایران دید؛ رابطهای که فقط به حضور مقابل دوربین محدود نبوده و در مقاطع مختلف با مواضع اجتماعی، دغدغههای فرهنگی و واکنشهای او به شرایط جامعه نیز همراه شده است.
معتمدآریا از جمله بازیگرانی است که مسیر حرفهایاش را در سالهای پس از انقلاب ادامه داد و بهتدریج به یکی از چهرههای تثبیتشده سینمای ایران تبدیل شد. او خیلی زود توانایی خود را در ایفای نقشهای متفاوت نشان داد و برای بازی در فیلم «برهوت» در سال ۱۳۶۷، نخستین سیمرغ بلورین خود را در بخش بهترین بازیگر زن نقش مکمل دریافت کرد. یک سال بعد، در «ریحانه» در نقش اصلی ظاهر شد؛ فیلمی که از تجربههای مهم کارنامه او در سالهای ابتدایی فعالیت حرفهایاش به شمار میآید.
این مسیر با «مسافران» بهرام بیضایی ادامه پیدا کرد؛ فیلمی که معتمدآریا برای بازی در آن بار دیگر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن نقش مکمل را به دست آورد. پس از آن، با حضور در «یکبار برای همیشه» و «همسر»، دو سال پیاپی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را دریافت کرد.
اما اهمیت کارنامه معتمدآریا تنها در تعداد جوایز یا تنوع فیلمهایش خلاصه نمیشود. او در سالهایی که سینمای ایران در حال شکل دادن به تصویری تازه از زنان بود، بارها نقش زنانی را بازی کرد که از قالبهای کلیشهای فاصله داشتند؛ زنانی که با خانواده، فقر، عشق، مادری، تنهایی، انتخاب و مناسبات اجتماعی درگیر بودند.
«روسری آبی» یکی از نمونههای شاخص این مسیر است؛ فیلمی که معتمدآریا در آن در کنار عزتالله انتظامی و باران کوثری، تصویری متفاوت از روابط انسانی و طبقاتی ارائه کرد. «مهر مادری» نیز از دیگر فیلمهایی بود که نقش او در آن با مفهوم مادری و رابطه عاطفی پیوند میخورد؛ مفهومی که در بخش مهمی از کارنامه این بازیگر حضور دارد.
«گیلانه» نیز جایگاه ویژهای در این میان دارد. معتمدآریا در این فیلم، در نقش مادری سالخورده که زندگیاش با پیامدهای جنگ گره خورده، تصویری دردناک و انسانی از مادر ایرانی ارائه کرد و برای بازی در آن نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن شد.
در کنار این نقشها، او در آثار کودک و نوجوان نیز حضوری ماندگار داشت. معتمدآریا فعالیتش را حتی پیش از تثبیت بهعنوان بازیگر سینما، با عروسکگردانی تجربه کرده بود و در «شهر موشها» به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند بهعنوان عروسکگردان حضور داشت. بعدها نیز در «کلاهقرمزی و پسرخاله» و مجموعهای از آثار کودک و خانوادگی، بخشی از خاطره تصویری کودکان و خانوادههای ایرانی شد.
کارنامه او البته به این فیلمها محدود نیست و آثاری مانند «هنرپیشه»، «سفر»، «گل پامچال»، «مرد آفتابی»، «دختر شیرینیفروش»، «مرد عوضی»، «یکی بود یکی نبود»، «عینک دودی»، «عزیزم من کوک نیستم»، «آشپزباشی»، «اینجا بدون من»، «بنفشه آفریقایی»، «عامهپسند» و «مجبوریم» بخشهای دیگری از مسیر حرفهای او را شکل دادهاند.
اما در کنار این کارنامه، آنچه درباره معتمدآریا اهمیت دارد، رابطه او با فضای فرهنگی و اجتماعی ایران است؛ رابطهای که همیشه ساده و بدون تنش نبوده است.
در مراسم بزرگداشت او در جشنواره فیلم فجر سال ۱۳۹۷، معتمدآریا درباره حضورش در این مراسم گفت که پذیرفتن حضور در آن برایش آسان نبوده است. او در همان مراسم، ضمن تأکید بر اهمیت سینما برای بیان احساسات زنانه و مادرانه، از غیبت بهرام بیضایی یاد کرد و گفت جای او که سهم زیادی در تاریخ فرهنگ ایران داشته، خالی است. او همچنین با اشاره به محمدرضا شفیعی کدکنی از شرایط فرهنگی کشور انتقاد کرد.
او در همان شب، بزرگترین خوشحالی خود را حضور در جمع خانواده سینما دانست و گفت بخش کوچکی از این جمع شدن را به خود مربوط میداند؛ جمعی که به تعبیر او با «خودگذشتگی» و «دوستیهای بیدریغ» به سینما چنگ زدهاند.
معتمدآریا همچنین از موانعی گفت که در سالهای فعالیت حرفهایاش با آنها روبهرو شده بود؛ موانعی که به گفته خودش هر بار برایش «توقف» ایجاد کردهاند، اما در نهایت باعث رشد و جهش او شدهاند. او تأکید کرد که اگر توانسته به فعالیتش ادامه دهد، این حمایت را بیشتر از همکارانش دریافت کرده است تا افرادی که در جایگاههای مدیریتی قرار داشتهاند.
این بخش از سخنان معتمدآریا، شاید کلید مهمی برای فهم نسبت او با سینمای ایران باشد: او خود را بخشی از «خانواده سینما» میداند، حتی زمانی که رابطهاش با ساختارهای رسمی فرهنگ و هنر دچار فاصله یا اختلاف شده است.
حالا بازگشت او به ایران، فارغ از حاشیههایی که ممکن است پیرامون این اتفاق شکل بگیرد، فرصتی است برای دوباره دیدن کارنامه بازیگری که حضورش در سینمای ایران به چند نسل پیوند خورده است. معتمدآریا از آن دسته بازیگرانی نیست که بتوان کارنامهشان را تنها با چند فیلم یا چند جایزه توضیح داد؛ او در چهار دهه، در نقشهایی ظاهر شده که هر کدام بخشی از تصویر زنان ایرانی در سینما را نمایندگی کردهاند.
از دختر جوان «ریحانه» تا مادر «گیلانه»، از زن «روسری آبی» تا شخصیتهای متفاوت در سینمای اجتماعی و کمدی، مسیر معتمدآریا مسیری متنوع بوده است؛ مسیری که در آن سینما برای او صرفاً یک حرفه نبوده و در بسیاری از مقاطع، به عرصهای برای بیان نگاهش به جامعه و انسان تبدیل شده است.
بازگشت او، بنابراین فقط خبر بازگشت یک بازیگر به یک جغرافیا نیست؛ بازگشت چهرهای است که بخش قابلتوجهی از هویت حرفهایاش را در همین سینما ساخته و هنوز بخشهایی از خاطره جمعی مخاطبان ایرانی با نقشهایی که او بازی کرده، تعریف میشود.
۲۴۲۲۴۳





نظر شما