نرگس کیانی: پیمان جبلی که ۷ مهر ۱۴۰۰ برای یک دوره پنجساله بهعنوان رئیس سازمان صداوسیما منصوب شد، در آستانه پایان دوران مدیریتش، ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ با حضور در برنامه «گفتوگوی ویژه خبری» از آنچه «دستاوردهای دوران پنجساله حضور خود و تیمش» خواند، گفت. جبلی در این گفتوگو، ضمن تکرار بخشی از آنچه صبح همان روز، ۲۴ شهریور، در «هشتمین نشست سراسری افق تحول» (ارائه گزارش عملکرد توسط هشت تن از معاونان و تنی چند از مدیران ارشد صداوسیما) مطرح شده بود، ازجمله مدعی «ایجاد تنوع در حوزههای برنامهسازی، رویکردی و سازوکاری» در دوران مدیریت خود شد.
جبلی همچنین مدعی شد روند کاهش مخاطبان صداوسیما که از ۱۳۹۴ شروع شده بود، در ۱۴۰۳ متوقف شد و ۱۴۰۵ سومین سال متوالی است که شاهد افزایش مخاطب این رسانه هستیم. او با استفاده از عبارت «رویکرد خط سبزی» در برابر آنچه «رویکرد خط قرمزی» خواند، ادعا کرد در دوران مدیریت او صداوسیما بهعنوان یک رسانه کوشید به حوزههایی وارد شود که پیش از این به آنها وارد نشده بود. او برای اثبات ادعای خود در زمینه «کارنامه درخشان در زمینه تولید مجموعههای نمایشی» -علیرغم روی آنتن رفتن سریالهایی که در زمان پخش با نقدهای رسانهای و استقبال محدود مخاطبان مواجه شدند- به شکلگیری «مرکز سیمرغ، دفتر فیلمنامه، مرکز تاک و مرکز کودک و نوجوان» اشاره کرد، از سریالهای در دست تولید؛ «سلمان فارسی» و «حضرت موسی(ع)» نام برد و کلید خوردن سریال «رئیسعلی دلواری» را در آینده یادآور ساخت. «پیگیری اسناد روی زمینمانده، ازجمله طرح آزادسازی سواحل، پلتفرم پنجره ملی خدمات دولت هوشمند، قانون تسهیل صدور مجوزهای کسبوکار و...» توسط صداوسیما و «محوریت عدالت و هویت» بهعنوان دو سرفصل سند تحول ـ سندی که تیر ۱۴۰۱، تصادفاً همزمان با «سند ملی رسانه» به قلم انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، در ۱۲ محور در افق ۱۴۰۵ رونمایی شد ـ ازجمله دیگر دستاوردهای سازمان در پنج سال گذشته، به ادعای مدیر فعلی این رسانه بود.
صداوسیمای جبلی البته برای نمایش آنچه «دستاورد»های خود میخواند، به برگزاری «هشتمین نشست سراسری افق تحول» و «حضور رئیس سازمان در گفتوگوی ویژه خبری» اکتفا نکرد. نمایشگاه «روایت تحول با محوریت دستاوردهای پنجساله» که از دوم شهریور در مرکز همایشهای صداوسیما آغاز به کار کرده است و همچنان در این محل برپاست، همچنین برنامهای نامتعارف با عنوان «نقش اول» با اجرای حمید مرادی و حضور مسعود غزنچایی بهعنوان کارشناس از شبکه یک ـ گفتوگو با عوامل مجموعههای نمایشی، کارشناسان و مردم در نقد و بررسی آثار نمایشی که از تلویزیون در حال پخشاند ـ و تأکید مؤکد آنها بر پخش ۹ سریال در حال حاضر از آنتن تلویزیون، پستهای کانال تلگرام «سیمافیلم» (@simafilm_tv)، ازجمله «کدام تهیهکنندگان بیشترین سریال را روی آنتن دوران تحول داشتند؟» که اعتراض محمدرضا شفیعی را ـ مدیرعامل خبرگزاری صبا که در این پست «صدرنشین تهیهکنندگان مجموعههای نمایشی در دوران تحول» نام گرفته بود ـ به همراه داشت، ازجمله دیگر اقدامات با محوریت ارائه کارنامه مقبول دوره حضور جبلی در رأس صداوسیماست که علاقهمند است دوران مدیریتش را دوران «تحول» بخواند.
تفاوت آمار جدید مخاطبان تلویزیون با برخی دادههای پیشین
انتشار آمار مخاطبان تلویزیون در ۱۱ سال گذشته، از ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵، در قالب کتابچهای با عنوان «بیست دستاورد برتر دوره تحول رسانه ملی» ازجمله اتفاقات رخداده در جریان برگزاری «هشتمین نشست افق تحول» در سهشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ بود که شامگاه همان روز، طی حضور پیمان جبلی روی آنتن زنده «گفتوگوی ویژه خبری» نیز مورد تأکید او قرار گرفت.
بر اساس نمودار ارائهشده در «نشست افق تحول» و «گفتوگوی ویژه خبری»، میزان مخاطبان تلویزیون از سال ۱۳۹۴، ۸۴/۸ درصد، تا سال ۱۴۰۲، ۵۹/۷ درصد، روندی کاهشی داشته و از سال ۱۴۰۳، ۶۴/۵ درصد، به بعد افزایش یافته و در سال ۱۴۰۴ به ۶۸ درصد و بهار ۱۴۰۵ به ۷۰/۵ درصد رسیده است. انتشار این آمار در حالی است که دادههای مربوط به میزان مخاطبان تلویزیون در سالهای گذشته، همواره به شکل یکسان و در قالب یک مجموعه آماری سالانه در دسترس عموم نبوده است. در عین حال، مقایسه برخی ارقام نمودار جدید با نتایج نظرسنجیهای پیشین مرکز تحقیقات صداوسیما، تفاوتهایی را نشان میدهد.
برای نمونه، براساس نتایج نظرسنجی مرکز تحقیقات صداوسیما در پاییز ۱۳۹۹، ۷۷/۴ درصد مردم بیننده برنامههای مختلف تلویزیون بودهاند و میزان مخاطبان تلویزیون در فصل پاییز ۹۹ نسبت به پاییز ۹۸ حدود ۱/۱ درصد رشد داشته است؛ این در حالی است که ضمن «کاهشی» خوانده شدن میزان مخاطب تلویزیون از ۱۳۹۴ به اینسو که در تضاد با افزایش مخاطب در پاییز ۹۹ به نسبت پاییز ۹۸ قرار میگیرد، رقم درجشده برای سال ۱۳۹۹ در نمودار جدید کمتر از ۷۲ درصد، یعنی ۷۱/۶ درصد، است. در سال ۱۴۰۰ نیز در نظرسنجی بهار، ۷۸/۱ درصد مردم بیننده برنامههای گوناگون تلویزیون اعلام شدهاند و در یک نظرسنجی دیگر درباره نیمه اول و نیمه دوم آبان همان سال، میزان مخاطبان برنامههای تلویزیون بهترتیب ۷۸/۸ و ۷۹/۱ درصد ثبت شده است. این در حالی است که رقم مربوط به سال ۱۴۰۰ در نمودار جدید کمتر از ۶۹ درصد، یعنی ۶۸/۷ درصد، ذکر شده است.
در نتیجه، ارقام منتشرشده در نمودار جدید دستکم با «برخی نتایج نظرسنجیهای مرکز تحقیقات صداوسیما در مقاطعی مشخص از سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰» تفاوت دارد؛ تفاوتی که اگرچه بدون توضیح درباره جامعه آماری، زمان اجرای نظرسنجی و روش محاسبه هر دو مجموعه داده نمیتوان درباره علت آن داوری کرد، اما حداقل حکایت از «تفاوت آمار جدید مخاطبان تلویزیون با برخی دادههای پیشین» دارد.
«خط سبز» جبلی و ادامه محدودیتهای آنتن
ادعای پیمان جبلی درباره حرکت صداوسیما در دوره مدیریت او از «رویکرد خط قرمزی» به سمت «رویکرد خط سبز» را نیز نمیتوان صرفاً براساس تولید و پخش چند برنامه یا حضور مقطعی برخی منتقدان، بهعنوان تغییری فراگیر در رویکرد سازمان ارزیابی کرد. در این دوره، اگرچه برنامههایی مانند «شیوه» با محوریت مناظره و تضارب آرا روی آنتن رفت و جبلی نیز در «گفتوگوی ویژه خبری» از حضور منتقدان صداوسیما در برنامه «جامجم» بهعنوان یکی از مصادیق این تغییر یاد کرد، اما در موارد دیگر، بازگشت چهرهها و ادامه برخی برنامهها همچنان با ملاحظات و چارچوبهای مشخص سازمان همراه بود.

برای نمونه، جبلی در خرداد ۱۴۰۱ درباره بازگشت عادل فردوسیپور گفت که موضوع بهسادگی قابل تحقق نیست و همزمان تأکید کرد که صداوسیما در قبال بازگشت چهرهها ملاحظات خود را دارد؛ موضوعی که در سال ۱۴۰۲ نیز با بحث درباره بازگشت برخی چهرههای سابق تلویزیون ادامه یافت. در مرداد همان سال، بازگشت رضا رشیدپور برای اجرای سری جدید «سیم آخر» مطرح شد، اما رشیدپور در نهایت اعلام کرد فعلاً از بازگشت به تلویزیون منصرف شده است؛ روابطعمومی صداوسیما نیز در توضیح این ماجرا بر «استفاده منطقی و اصولی» از چهرهها تأکید کرد. علاوه بر این، حتی درباره برنامهای مانند «شیوه» که از نمونههای مورد استناد برای افزایش تضارب آرا بود، جبلی در آبان ۱۴۰۱ درباره ادامه آن و ملاحظاتی که باید رعایت شود سخن گفت و ادامه چنین برنامههایی را منوط به چارچوبهایی دانست. در نمونهای دیگر، در بهمن ۱۴۰۱ و در پی اظهارات ابوالقاسم طالبی در برنامه زنده «هفت»، جبلی درباره سخنان برخی هنرمندان و ورود آنان به عرصههای مورد اختلاف موضع گرفت و بر وجود ملاحظات سازمان درباره این نوع حضورها تأکید کرد.
مجموعه این موارد نشان میدهد که در دوره پنجساله مدیریت جبلی، همزمان با ایجاد برخی فضاهای تازه برای گفتوگو و حضور دیدگاههای متفاوت، سازوکارهای محدودکننده و شروط سازمان برای «حضور برخی چهرهها و ادامه برخی برنامهها» نیز پابرجا بوده است؛ بنابراین، اگرچه تعبیر «جایگزینی رویکرد خط سبزی بهجای رویکرد خط قرمزی» را میتوان بهعنوان توصیفی از بخشی از تغییرات مورد نظر مدیریت صداوسیما ارزیابی کرد، اما شواهد موجود برای تعمیم آن به کل سیاست سازمان و جایگزینی یک رویکرد جدید به جای رویکرد پیشین اساساً کافی نیست.
کارنامه نمایشی؛ میان آثار پربیننده و مجموعههایی که با انتقاد مواجه شدند
در ارزیابی کارنامه نمایشی صداوسیما در پنج سال مدیریت پیمان جبلی، در کنار مجموعههایی ریشهدار در دوران پیش از مدیریت او که اثبات کرده بودند میتوانند مخاطب قابلتوجهی جذب کنند، نمونههایی وجود دارد که در زمان پخش با نقدهای رسانهای یا استقبال محدود مخاطبان مواجه شدند. برای نمونه، در سال ۱۴۰۱ مجموعههایی مانند «خداداد»، «آزادی مشروط»، «چشمبندی»، «جزر و مد» و «ابر میبارد» در گزارشهای ارزیابی عملکرد تلویزیون با انتقادهایی درباره فیلمنامه، شوخیهای تکراری، ضعف موقعیتهای کمدی یا ناتوانی در ایجاد کشش داستانی روبهرو شدند. در همین گزارشها، درباره «آزادی مشروط» و «ابر میبارد» بهطور مشخص از ضعف موقعیتهای کمدی و ناتوانی در ایجاد یک درام درگیرکننده گفته شد و «چشمبندی» و «کتونی زرنگی» نیز در شمار مجموعههایی قرار گرفتند که نتوانستند نظر مخاطبان را جلب کنند.
«گیلدخت» نیز اگرچه در مقطعی عنوان پربینندهترین سریال تلویزیون را به دست آورد، اما میزان مخاطب اعلامشده آن در نیمه دوم بهمن ۱۴۰۱، ۳۸/۴ درصد بود؛ عددی که در همان زمان در مقایسه با میزان مخاطب سریالهای پربیننده سالهای قبل، محل بحث قرار گرفت. در ادامه همین دوره، «نونخ ۴» و «چشمبندی ۲» نیز با وجود حضور پیشینی در جدول پخش و مسبوق به سابقه بودنشان برای بیننده با فصلهای قبلی، با ارزیابیهای متفاوت روبهرو شدند؛ روزنامه خراسان در دی ۱۴۰۲ «نونخ ۴» را در مقایسه با فصلهای پیشین ضعیفتر ارزیابی کرد و درباره «چشمبندی ۲» نیز نوشت که فصل دوم نتوانسته رضایت مخاطبان را جلب کند.
در نوروز و رمضان ۱۴۰۳ نیز فاصله میان میزان استقبال از مجموعههای مختلف قابل مشاهده بود. براساس آمار اعلامشده از سوی مرکز تحقیقات صداوسیما، «نونخ» با ۴۱/۷ درصد مخاطب در صدر سریالها قرار گرفت و «زیرخاکی» با ۲۴/۹ و «هفت سر اژدها» با ۲۲/۵ درصد در جایگاههای بعدی قرار گرفتند. درباره «هفت سر اژدها» علاوه بر این فاصله آماری، در زمان پخش نقدهایی درباره دیالوگها، بازیها، فضای شعاری و ساختار سریال منتشر شد و برخی رسانهها گزارش کردند که مجموعه نتوانسته به اندازه انتظار اولیه در جذب مخاطب موفق عمل کند. خود قائممقام معاون سیما نیز در همان مقطع اعلام کرد که «هفت سر اژدها» و «رستگاری» پیش از شکلگیری سازوکار جدید دفتر فیلمنامه وارد فرایند تولید شده بودند و قرار است در سازوکار جدید، فیلمنامههای ضعیف از چرخه تولید خارج شوند.

نمونه دیگری از تولیدات این دوره «رستگاری» بود که در نوروز و رمضان ۱۴۰۳ روی آنتن رفت و در ارزیابیهای رسانهای، به دلیل روایت مستقیم و شعاری و شباهتهایی که منتقدان میان آن و برخی آثار پیشین مطرح کردند، با انتقاد مواجه شد. در همان مقطع، «هفت سر اژدها» و «رستگاری» در میان آثار مناسبتی تلویزیون قرار داشتند، اما آمار تماشای آنها با «نونخ» فاصله محسوسی داشت. «بدل» نمونه دیگری بود که پخش آن پس از چند قسمت متوقف شد. هرچند رئیس مرکز سیمافیلم علت توقف را به بینظمی کنداکتور و وقفه ناشی از شهادت رئیسجمهور وقت نسبت داد و ارتباط آن با ضعف کیفی را رد کرد، همزمان در فضای رسانهای و مجازی گمانههایی درباره کیفیت مجموعه مطرح شد.
در سال ۱۴۰۴ نیز مجموعههایی با ارزیابیهای متفاوت روی آنتن رفتند. برای نمونه، درباره «ذهن زیبا» که در ایام رمضان پخش شد، نقدهایی درباره ضعف فیلمنامه، انسجام پیرنگ و پرداخت شخصیتها وجود داشت. در مقابل، مخاطبان در همین سال شاهد موفقیت «پایتخت ۷» بودند؛ بنابراین نمیتوان عملکرد نمایشی این دوره را یکدست دانست و لازم است میان مجموعههای پربیننده، آثار با استقبال متوسط و مجموعههایی که با نقد جدی مواجه شدند، تفکیک قائل شد.
«ششماهه» مهران مدیری نیز نمونه متأخرتری از همین طیف است. این مجموعه در دی ۱۴۰۴ روی آنتن شبکه سه رفت و در نقدهای منتشرشده درباره آن، انتقادهایی درباره فیلمنامه، ریتم، شوخیها، شخصیتپردازی و بلاتکلیفی میان کمدی و درام مطرح شد. برای نمونه، در یکی از نقدهای منتشرشده، اثر از نظر هویت ژانری و فیلمنامه مورد انتقاد قرار گرفت و در نقد دیگری نیز بر ضعف موقعیتهای کمدی و تکرار ایدههای پیشین تأکید شد. این موارد البته در ردیف ارزیابیهای رسانهای و منتقدان قرار میگیرند و نباید با یک شاخص رسمی سنجش کیفیت یکسان تلقی شوند.
از سوی دیگر، نمیتوان نادیده گرفت که «نونخ» و «زیرخاکی» در مقاطعی از این دوره همچنان در میان مجموعههای پرمخاطب بودند و «پایتخت ۷» نیز در نوروز ۱۴۰۴ با استقبال مخاطبان همراه شد. با این حال، بخش قابلتوجهی از این عناوین، ادامه مجموعههایی بودند که پیش از آغاز مدیریت جبلی شکل گرفتند. در مقابل، برخی از پروژههایی که جبلی بهعنوان نمونههای مهم تولیدات دوره مدیریتش بر آنها تأکید دارد، تا پایان این دوره هنوز به مرحله پخش نرسیدهاند. مشخصاً «سلمان فارسی» و «حضرت موسی(ع)» طبق آخرین خبرهای منتشرشده در مرداد ۱۴۰۵ همچنان در مسیر تولید و برنامهریزی برای پخش قرار داشتند و رئیس مرکز سیمافیلم از احتمال پخش آنها در سال بعد سخن گفته بود. بنابراین، بهعنوان عملکرد پیمان جبلی و تیمش؛ دوستداران کلیدواژه «دوران تحول»! تا ۷ مهر ۱۴۰۵، قابل ارزیابی نیست.
۵۹۲۴۲





نظر شما