آرمان زارعی: در روزهای اخیر خبر رفع محدودیت واردات لوازم خانگی کرهای برای تعاونیهای مرزنشین، بار دیگر نام برندهایی مانند سامسونگ و الجی را به بازار ایران برگردانده است؛ خبری که در فضای فعلی بازار، این پرسش را ایجاد کرده که آیا باید منتظر بازگشت این برندها به ویترین فروشگاهها و تغییر در شرایط عرضه و قیمت لوازم خانگی بود یا نه. با این حال، توضیحات منتشرشده نشان میدهد این تصمیم به معنای بازگشت رسمی واردات تجاری این کالاها نیست و فعلاً نمیتوان از تغییر محسوس در بازار سخن گفت.
همین موضوع باعث شد صبح امروز، سهشنبه ۷ مهر، با مترو راهی بهارستان شوم و از آنجا خودم را به بازار امینحضور برسانم؛ جایی که نام سامسونگ و الجی هنوز برای بسیاری از خریداران آشناست، اما آنچه در ویترینها و گفتوگو با فروشندگان دیده میشود، فعلاً فاصله زیادی با تصور بازگشت این برندها دارد.
از ایستگاه مترو بهارستان که بیرون میآیم، شلوغی خیابانهای اطراف امینحضور از همان چند قدم اول خودش را نشان میدهد. مغازهها پشت سر هم قرار گرفتهاند و ویترینها پر از یخچال، لباسشویی، تلویزیون و اجاق گاز است. موتورسیکلتها از میان جمعیت عبور میکنند و مردم در رفتوآمدند؛ اما کافی است چند دقیقه وارد مغازهها شوی تا بفهمی این شلوغی الزاماً به معنای رونق خرید نیست.
در بازار کالا هست، فروشنده هست و مشتری هم وارد مغازه میشود؛ چیزی که کم شده، تبدیل مراجعه به خرید قطعی است. فروشندگان از مشتریانی میگویند که بیشتر قیمت میپرسند و کمتر فاکتور میبندند. یکی از آنها میگوید فروش روزانه مغازهاش که پیشتر حدود ۲۰ مورد بود، حالا به یکپنجم رسیده؛ یعنی حدود چهار فروش در روز. این عدد البته روایت یک فروشنده است، اما در کنار گفتههای دیگر فعالان بازار، تصویر متفاوتی از وضعیت معاملات ارائه میکند.
قیمتها دیگر چند روز دوام ندارند
وقتی درباره قیمتها سؤال میکنم، خیلی زود پای دلار به میان میآید. فروشندهها میگویند شرایط به شکلی شده که دیگر نمیتوانند برای چند روز روی یک قیمت حساب کنند. یکی از فروشندگان میگوید از ابتدای شهریور تا امروز، قیمت برخی کالاها حداقل ۲۰ درصد افزایش داشته است؛ اما آنچه برای او اهمیت بیشتری دارد، سرعت تغییر قیمتهاست. به گفته او، قیمتها «لحظهای» شدهاند.
او میگوید ممکن است مشتری صبح یک کالا را قیمت بگیرد و عصر برای خرید برگردد، اما دوباره نیاز به استعلام قیمت داشته باشد. دلیلش هم روشن است؛ فروشنده هنگام فروش فقط به قیمت کالای موجود نگاه نمیکند، بلکه باید ببیند همان کالا را فردا یا چند روز بعد با چه قیمتی میتواند جایگزین کند. به همین دلیل، هزینه جایگزینی کالا به یکی از عوامل اصلی در قیمتگذاری تبدیل شده است.
در گذشته، محاسبه فروش سادهتر بود؛ کالا با قیمت مشخص خریداری میشد، حاشیه سود روی آن قرار میگرفت و معامله انجام میشد. حالا یک متغیر دیگر هم وارد محاسبات شده است: قیمت خرید بعدی. اگر کالایی امروز فروخته شود و قیمت تأمین آن فردا بالا برود، فروشنده ممکن است دیگر نتواند با پول حاصل از فروش، همان کالا را دوباره خریداری کند. همین مسئله باعث شده فروشندگان با احتیاط بیشتری قیمت بدهند.
دلار، پای ثابت قیمتگذاری
در امینحضور صحبت از دلار فقط درباره کالاهای وارداتی نیست. فروشندگان از مواد اولیه، قطعات، هزینه تأمین و قیمت خرید مجدد صحبت میکنند و معتقدند نوسان ارز در نهایت میتواند روی بخشهای مختلف بازار اثر بگذارد. یکی از فروشندگان میگوید: «الان نمیشود مثل قبل قیمت داد و گفت تا چند روز همین است.» همین جمله کوتاه، بخشی از فضای فعلی بازار را توضیح میدهد.
فروشنده باید موجودی را بررسی کند، قیمت تأمین مجدد را بسنجد و بعد عدد نهایی را به مشتری اعلام کند. در طرف مقابل، مشتری هم با این نگرانی روبهروست که اگر خرید را عقب بیندازد، ممکن است با قیمت بالاتری مواجه شود. با این حال، این نگرانی الزاماً به افزایش خرید منجر نشده است و بسیاری از مشتریان همچنان در مرحله مقایسه قیمتها باقی میمانند.
مدتهاست زوج نداریم!
در میان صحبت فروشندگان، یک جمله بیشتر از بقیه جلب توجه میکند: «مدتهاست زوج نداریم.» منظورشان زوجهای جوانی است که برای خرید جهیزیه یا تکمیل وسایل خانه به امینحضور میآمدند و معمولاً چند قلم کالا را با هم میخریدند. حضور این گروه برای بازار اهمیت داشت، چون یک مراجعه میتوانست به چند فاکتور تبدیل شود؛ از یخچال و لباسشویی گرفته تا تلویزیون و اجاق گاز.
حالا به گفته فروشندگان، چنین مشتریانی کمتر دیده میشوند. اگر زوجی هم وارد بازار شود، الزاماً برای خرید چندقلمی نیامده است. ممکن است چند کالا را قیمت بگیرد و در نهایت فقط یکی از اقلام ضروری را انتخاب کند. یکی از فروشندگان میگوید: «مدتهاست زوج برای خرید نداریم.» پشت این جمله، تغییر در الگوی خرید خانوار دیده میشود.
وقتی خرید چند وسیله به یک هزینه سنگین تبدیل میشود، خانوار ناچار است کالاها را اولویتبندی کند و خریدها را یکییکی انجام دهد. در نتیجه، مراجعه یک مشتری که پیشتر میتوانست چند فاکتور برای فروشنده ایجاد کند، ممکن است حالا به یک خرید محدود یا حتی صرفاً قیمتگیری ختم شود. این تغییر برای بازاری که بخش مهمی از فروش آن به خریدهای چندقلمی وابسته است، قابل توجه است.
فروش قسطی نداریم
در شرایطی که قدرت خرید پایین آمده، انتظار میرود فروش اقساطی بتواند بخشی از تقاضا را حفظ کند؛ اما فروشندگان امینحضور میگویند این شیوه هم در بخش بزرگی از بازار عقب نشسته است. یکی از فعالان بازار میگوید مدتهاست فروش قسطی ندارند. از نگاه او، فروشنده نمیخواهد امروز کالا را تحویل دهد و بخشی از پول را ماههای بعد دریافت کند، در حالی که قیمت همان کالا برای خرید مجدد ممکن است افزایش پیدا کرده باشد.
در واقع، مسئله فقط قدرت خرید مشتری نیست؛ فروشنده هم در شرایط نوسانی نمیتواند بهسادگی ارزش پولی را که قرار است در آینده دریافت کند، با هزینه جایگزینی کالای امروز مقایسه کند. برای مشتری، نتیجه این وضعیت میتواند عقبافتادن خرید باشد. کالایی که توان خرید نقدی آن وجود ندارد، لزوماً با اقساط هم در دسترس نیست و همین فاصله، بخشی از تقاضا را از بازار خارج میکند.
یک یخچال؛ بیشتر از توان یک سال درآمد کارگر
یکی دیگر از فروشندگان برای توضیح وضعیت قدرت خرید، مثال یک کارگر را مطرح میکند. به گفته او، خرید یک یخچال برای یک کارگر میتواند به اندازه بیش از یک سال درآمد او هزینه داشته باشد. این مثال، تصویری از فاصله میان درآمد و قیمت کالاهای بادوام ارائه میدهد؛ بهخصوص برای خانوارهایی که بخش زیادی از درآمدشان صرف هزینههای جاری زندگی میشود.
وقتی قیمت یک کالای بادوام به چند برابر درآمد ماهانه میرسد، خرید آن دیگر یک هزینه معمولی نیست و به تصمیمی نیازمند پسانداز تبدیل میشود. اگر قیمت کالا در فاصله پسانداز افزایش پیدا کند، مسئله پیچیدهتر میشود. مشتری ممکن است چند ماه برای خرید پول کنار بگذارد، اما زمانی که دوباره به بازار برمیگردد، با قیمت جدیدی مواجه شود.
از ۲۰ فروش در روز تا حدود ۴ فروش
روایت یکی از فروشندگان درباره تعداد فروش روزانه، شاید ملموسترین عددی باشد که در بازار شنیده میشود. او میگوید فروش روزانه مغازهاش قبلاً حدود ۲۰ مورد بوده، اما حالا به یکپنجم رسیده است؛ یعنی نزدیک چهار فروش در روز. این رقم طبیعتاً آمار کل بازار نیست و تنها روایت یک فروشنده از عملکرد واحد خود اوست.
با این حال، در کنار کاهش خریدهای چندقلمی و افزایش قیمتگیری، این روایت تصویری از وضعیت معاملات ارائه میکند. به نظر میرسد بخشی از تقاضا حذف نشده، بلکه کوچکتر و پراکندهتر شده است. خانوادهای که پیشتر چند وسیله را همزمان میخرید، حالا ممکن است فقط ضروریترین کالا را انتخاب کند و خرید سایر اقلام را به آینده موکول کند.
مشتری اول بودجه را مشخص میکند
در گفتوگو با مشتریان و فروشندگان، یک تغییر دیگر هم به چشم میآید؛ انتخاب کالا دیگر از برند و مدل شروع نمیشود، بلکه از بودجه شروع میشود. مشتری ممکن است با هدف خرید یک مدل مشخص وارد مغازه شود، اما وقتی قیمت را میشنود، سراغ گزینه ارزانتر برود. در واقع، بودجه تعیین میکند مشتری از کدام بخش ویترین انتخاب کند.
برای همین، بعضی فروشندگان میگویند مشتریان بیش از گذشته درباره مدلهای اقتصادی سؤال میکنند. کیفیت و امکانات همچنان مهم است، اما وقتی اختلاف قیمت مدلها به چندین میلیون تومان میرسد، قدرت خرید به یکی از عوامل اصلی تصمیم تبدیل میشود. نتیجه این وضعیت، تغییر ترکیب تقاضا و افزایش فاصله میان مراجعه مشتری و ثبت فاکتور است.
خبر سامسونگ و الجی؛ هنوز خبری از تغییر در ویترینها نیست
در روزهای اخیر، خبر رفع محدودیت واردات لوازم خانگی کرهای برای تعاونیهای مرزنشین، بار دیگر نام برندهایی مانند سامسونگ و الجی را به بازار لوازم خانگی برگردانده است. با این حال، در امینحضور فروشندگان میگویند فعلاً نشانهای از تغییر محسوس در بازار دیده نمیشود. یکی از فروشندگان در گفتوگو با «خبرآنلاین» میگوید برای بازار، آنچه اهمیت دارد نه انتشار خبر، بلکه ورود واقعی کالا و تغییر موجودی فروشگاههاست.
به گفته فعالان بازار، تا زمانی که کالای جدید وارد شبکه توزیع نشود، نمیتوان درباره تأثیر این تصمیم بر قیمتها، میزان عرضه یا رقابت میان برندها قضاوت کرد. در واقع، میان اعلام یک تصمیم وارداتی و حضور کالا در ویترین فروشگاهها فاصله وجود دارد؛ کالا باید وارد کشور شود، به شبکه توزیع برسد، قیمتگذاری شود و در نهایت امکان خرید آن برای مصرفکننده فراهم شود.
فروشندگان همچنین تأکید میکنند که این تصمیم را نمیتوان اتفاقی کاملاً تازه در بازار دانست و موضوع واردات از مسیر تعاونیهای مرزنشین پیش از این نیز مطرح بوده است. از نگاه آنها، مسئله اصلی اکنون اجرای عملی این تصمیم و میزان کالایی است که در نهایت امکان ورود و توزیع پیدا میکند؛ موضوعی که در شرایط فعلی حملونقل و محدودیتهای ناشی از محاصره دریایی، با ابهام بیشتری همراه شده است.
به این ترتیب، صرف انتشار خبر رفع محدودیت به معنای بازگشت فوری کالاهای کرهای به بازار یا تغییر شرایط رقابتی نیست. فعالان بازار منتظرند ببینند در عمل چه میزان کالا، از چه مسیری و با چه هزینهای وارد کشور خواهد شد و آیا این ورود میتواند اثری قابل مشاهده بر موجودی فروشگاهها و رفتار بازار داشته باشد یا خیر.
فاصلهای که میان مشتری و فاکتور افتاده است
در امینحضور، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، تغییر رفتار خریدار است. مشتری همچنان به بازار میآید و درباره مدلها و قیمتها سؤال میکند، اما تصمیم خرید برایش به مراتب سختتر شده است. قیمت کالا، نگرانی از افزایش دوباره و محدود شدن بودجه خانوار، باعث شده انتخابها بیشتر از گذشته بر اساس ضرورت و توان مالی انجام شود.
در سوی دیگر، فروشنده هم با بازاری روبهروست که قیمتگذاری در آن دیگر به سادگی گذشته نیست. او باید همزمان به موجودی فعلی، قیمت تأمین بعدی و توان پرداخت مشتری فکر کند. همین شرایط باعث شده فاصله میان مراجعه مشتری و ثبت فاکتور بیشتر شود؛ فاصلهای که در روایت فعالان بازار، خود را در کاهش فروش، کمشدن خریدهای چندقلمی و عقبنشینی فروش اقساطی نشان میدهد.
آنچه امروز در امینحضور دیده میشود، بیشتر از آنکه داستان نبود کالا باشد، روایت دشوار شدن خرید است؛ کالایی که در ویترین قرار دارد، مشتری هم برای دیدنش میآید، اما رسیدن از مرحله «قیمت گرفتن» به «خرید کردن» برای بسیاری از خانوارها به تصمیمی سنگینتر از گذشته تبدیل شده است.
۲۲۳۲۲۴





نظر شما