به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امیرالمؤمنین علی(ع) در حکمت ۴۲۳ نهجالبلاغه میفرمایند: «هر کس رابطه خود را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد کرد.» این سخن بیانگر آن است که بندگی خالصانه خداوند میتواند سرچشمه فضایل اخلاقی و اجتماعی همچون صداقت، محبت، امانتداری و درستکرداری باشد و در نهایت، زمینه محبوبیت انسان در میان مردم را فراهم کند. قرآن کریم نیز در آیه ۹۶ سوره مریم بر همین حقیقت تأکید دارد و ایمان و عمل صالح را زمینهساز قرار گرفتن محبت در دلهای مردم معرفی میکند.
بنابر روایت ابنا، یکی از آموزههای عمیق اخلاقی و اجتماعی اسلام، ارتباط تنگاتنگ میان کیفیت بندگی خداوند و نحوه تعامل انسان با دیگران است. امیرالمؤمنین علی(ع) در حکمت ۴۲۳ میفرمایند: «مَنْ أَحْسَنَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ»؛ یعنی هر کس رابطه میان خود و پروردگارش را نیکو کند، خداوند رابطه او با مردم را نیکو خواهد ساخت [۱].
این بیان امیرالمؤمنین(ع) را میتوان الگویی اساسی برای سعادت فردی و اجتماعی دانست؛ زیرا از منظر این حکمت، اصلاح رفتارهای بیرونی از درون انسان آغاز میشود و سلامت رابطه با خالق، زمینه سلامت مناسبات انسان با مخلوقات را فراهم میسازد.
مفهوم حکمت ۴۲۳ نهجالبلاغه
در حکمت ۴۲۳، سه اصل مرتبط و درهمتنیده بیان شده است: نخست، اصلاح باطن و سرّ انسان که به اصلاح ظاهر و رفتار او منجر میشود؛ دوم، تلاش و عمل در مسیر دین که کفایت امور دنیوی را به دنبال دارد؛ و سوم، نیکو کردن رابطه با خداوند که در پی آن، رابطه انسان با مردم نیز اصلاح خواهد شد [۲].
متن کامل حکمت چنین است:
«مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ وَ مَنْ عَمِلَ لِدِینِهِ کَفَاهُ اللَّهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ أَحْسَنَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ»
«هر کس باطن خود را اصلاح کند، خداوند ظاهر او را نیکو گرداند؛ هر کس برای دین خود تلاش کند، خداوند امور دنیای او را کفایت خواهد کرد؛ و هر کس رابطه میان خود و خداوند را نیکو سازد، خداوند رابطه او با مردم را اصلاح خواهد کرد» [۳].
شارحان نهجالبلاغه بر وجود ارتباط میان باطن و ظاهر انسان تأکید کردهاند؛ چراکه قلب و درون انسان بر اعضا و رفتار او اثر میگذارد و همانگونه که رعیت از امیر خود پیروی میکند، رفتارهای بیرونی نیز از وضعیت درونی انسان تأثیر میپذیرند [۴].
ابنمیثم بحرانی در شرح نهجالبلاغه، اخلاق نیکو را زمینهای برای اصلاح گفتار و رفتار ظاهری انسان به لطف الهی میداند و بر این نکته تأکید میکند که زیبایی و اصلاح ظاهر، نتیجه و ثمره آراستگی باطن است [۵].
رابطه با خدا و اصلاح مناسبات اجتماعی
علامه مناوی در شرح این حدیث، بر این نکته تأکید دارد که صلاح، سعادت و رستگاری انسان در روابط اجتماعی، به رضایت خداوند وابسته است. از نگاه او، فردی که به جای تکیه بر خداوند، اعتماد و اتکای اصلی خود را بر مخلوقات قرار دهد، ممکن است از دستیابی به مقصود بازمانده و گرفتار پریشانی و خذلان شود [۶].
بر اساس این معنا، استحکام پیوند انسان با خداوند باید در رفتار او با مردم نیز نمود پیدا کند. کسی که رابطه خود را با خداوند بر پایه صدق و بندگی بنا کرده است، در روابط اجتماعی نیز از خیانت و فریب فاصله میگیرد، راستگو و درستکردار میشود، در برابر دیگران سخاوتمندی و محبت نشان میدهد و در برابر ناهنجاریها مسئولیت اجتماعی خود را با امر به معروف و نهی از منکر انجام میدهد.
مجموع این رفتارها میتواند زمینه اعتماد و حسنظن مردم نسبت به چنین فردی را فراهم سازد و روابط اجتماعی او را بهبود بخشد [۷].
از سوی دیگر، خالص کردن بندگی برای خداوند، انسان را از دلبستگی افراطی به محبت و حرص نسبت به دنیا دور میکند؛ زیرا بسیاری از آسیبها و فسادهای میان انسانها، از منفعتطلبی، دنیاگرایی و ترجیح منافع شخصی بر حق و حقیقت ناشی میشود [۸].
شواهد قرآنی برای بیان امیرالمؤمنین(ع) در حکمت ۴۲۳
قرآن کریم نیز رابطه میان ایمان، عمل صالح و محبوبیت اجتماعی را مورد توجه قرار داده است. خداوند در سوره مریم میفرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»
«مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبتی برای آنان در دلها قرار میدهد» [۹].
مفسران «وُدّ» را به معنای محبت دانستهاند و در تفسیر این آیه بیان کردهاند که این محبت میتواند در دنیا در دل بندگان صالح قرار گیرد یا در آخرت، زمانی که خداوند آنان را محبوب خلایق میگرداند، تحقق یابد [۱۰].
این آیه نشان میدهد که ایمان و عمل صالح، که از جلوههای اصلاح رابطه انسان با خداوند به شمار میرود، میتواند آثار اجتماعی نیز داشته باشد و انسان را در میان مردم محبوب سازد. بنابراین، محبتی که خداوند در دلها نسبت به بندگان صالح قرار میدهد، میتواند یکی از آثار دنیوی بندگی خالصانه و عمل صالح باشد.
در آیات ۲ و ۳ سوره طلاق نیز خداوند میفرماید:
«وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»
«و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند برای او راه خروجی قرار میدهد و از جایی که گمان نمیکند روزیاش میرساند» [۱۱].
این مضمون با بخش دوم حکمت ۴۲۳، یعنی «هر کس برای دین خود کار کند، خداوند کار دنیایش را کفایت میکند»، هماهنگی دارد. مفسران واژه «مخرج» را به معنای راه نجات و گشایش از تنگناها و مشکلات دانستهاند [۱۲].
ابنعباس نیز در تفسیر این آیه، مصادیقی همچون رهایی از شبهات دنیا، سختیهای هنگام مرگ و دشواریهای روز قیامت را مطرح کرده است [۱۳]. از این منظر، تقوا میتواند زمینه گشایش انسان در عرصههای مختلف زندگی را فراهم کند و او را از بنبستها و دشواریها عبور دهد.
نمونه دیگری از این پیوند را میتوان در آیه ۱۵۹ سوره آلعمران مشاهده کرد. خداوند میفرماید:
«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»
«به سبب رحمتی از جانب خدا با آنان نرمخو شدی و اگر تندخو و سختدل بودی، از اطراف تو پراکنده میشدند» [۱۴].
این آیه تصویری روشن از تأثیر معنویت بر مناسبات اجتماعی ارائه میدهد. رحمت الهی در رفتار پیامبر(ص) به نرمخویی و مدارا با مردم جلوه کرده است؛ در مقابل، تندی، خشونت و سختدلی موجب فاصله گرفتن مردم میشود.
مفسران، «فظاظت» را به معنای خشونت و بدخویی در معاشرت دانستهاند؛ ویژگیای که موجب دور شدن مردم از انسان میشود [۱۵]. در مقابل، نرمخویی، رحمت و مدارا میتواند دلها را به یکدیگر نزدیک کرده و روابط اجتماعی را استحکام بخشد.
چنانکه در جای دیگری نیز تأکید شده است، نرمی، بردباری و مدارا میتواند به نسلهای بعد منتقل شود و محبت، بهعنوان ثمره نیکوکاری، راهی برای نفوذ در دلهای مردم و ایجاد پیوند میان آنان باشد [۱۶].
دیدگاههای رهبر شهید آیتالله خامنهای
در دیدگاههای آیتالله خامنهای درباره معارف علوی و جایگاه نهجالبلاغه، بر جامعیت این کتاب و ارتباط میان ابعاد گوناگون اسلام تأکید شده است. ایشان نهجالبلاغه را «نمودار اسلام چند بعدی» معرفی کرده و بر ضرورت توجه همهجانبه به اسلام تأکید کردهاند [۱۷].
از سوی دیگر، در تبیین شخصیت و الگوی امام خمینی(ره)، سه باور اساسی شامل «باور به خدا، باور به مردم و باور به خود» مورد توجه قرار گرفته است [۱۸].
این سه باور را میتوان در چارچوب حکمت ۴۲۳ نیز مورد بررسی قرار داد. باور و اتکای انسان به خداوند، میتواند مبنای نگاه مسئولانه او به مردم و جامعه قرار گیرد. فردی که به وعدههای الهی ایمان و یقین دارد، در مسیر خدمت به مردم نیز از استواری و شجاعت بیشتری برخوردار خواهد بود.
همچنین بر هماهنگی میان سخن و عمل بهعنوان یکی از ویژگیهای مهم الگوهای اجتماعی تأکید شده است. در همین زمینه آمده است: «آمر به تقوا باید در امر تحصیل تقوا در خود کوشنده باشد» [۱۹].
این تأکید بار دیگر نشان میدهد که اصلاح روابط اجتماعی بدون اصلاح درون انسان نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد. فردی که در خلوت خود با خداوند صادق و پایبند به تقواست، زمینه بیشتری برای صداقت و درسترفتاری در عرصه اجتماعی خواهد داشت.
اصلاح رابطه با خدا؛ زمینهساز اصلاح جامعه
حکمت ۴۲۳ نهجالبلاغه را میتوان بیانگر نظامی منسجم از ارتباط میان زندگی معنوی و رفتار اجتماعی انسان دانست. در این نگاه، بندگی خالصانه خداوند تنها به حوزه عبادات فردی محدود نمیشود، بلکه آثار آن در نوع رفتار انسان با دیگران نیز آشکار خواهد شد.
کسی که در برابر خداوند صداقت دارد، از خیانت به مردم فاصله میگیرد؛ فردی که در برابر حق فروتن است، کمتر گرفتار تکبر در برابر خلق میشود و انسانی که محبت الهی را در وجود خود تقویت کرده است، میتواند محبت و خیرخواهی را در روابط اجتماعی خود نیز جاری سازد.
قرآن کریم در سوره مریم، ایمان و عمل صالح را زمینه قرار گرفتن محبت در دلها معرفی میکند [۲۰]. همچنین در آموزههای مطرحشده درباره نهجالبلاغه، پیوند میان معنویت، اخلاق و مسئولیت اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته و سهگانه «باور به خدا، باور به مردم و باور به خود» بهعنوان مؤلفههایی مهم در الگوی اجتماعی امام خمینی(ره) مطرح شده است [۲۱].
از این رو، سخن امیرالمؤمنین(ع) در حکمت ۴۲۳ را میتوان فراتر از یک توصیه فردی دانست. این حکمت، رابطه انسان با خداوند را نقطهای اساسی در شکلگیری شخصیت اخلاقی و اجتماعی او معرفی میکند. هر اندازه انسان در اصلاح باطن، تقوا، صداقت و بندگی خداوند موفقتر باشد، آثار این اصلاح میتواند در گفتار، رفتار و مناسبات او با دیگران نیز نمایان شود.
در نهایت، حکمت ۴۲۳ نهجالبلاغه تصویری روشن از یک حقیقت اخلاقی ارائه میدهد: اصلاح جامعه از اصلاح انسان آغاز میشود و اصلاح انسان نیز از اصلاح رابطه او با خداوند سرچشمه میگیرد.صداقت، امانتداری، محبت، نرمخویی و مسئولیتپذیری اجتماعی، هنگامی پایدارتر خواهند بود که ریشه در باور و ارتباط حقیقی انسان با پروردگار داشته باشند. از همین منظر، پیوند میان «اصلاح رابطه با خدا» و «اصلاح رابطه با مردم»، یکی از مهمترین ابعاد اجتماعی آموزههای علوی به شمار میآید.
پینوشتها:
[۱] نهجالبلاغه، حکمت ۴۲۳ (متن حدیث: مَنْ أَحْسَنَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ).
[۲] همان، حکمت ۴۲۳ (تحلیل سهگانه حدیث).
[۳] همان، حکمت ۴۲۳ (متن کامل).
[۴] ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج ۱۸، ص ۴۳۲ (تحلیل رابطه ظاهر و باطن).
[۵] ابن میثم بحرانی، شرح نهجالبلاغه، ج ۵، ص ۷۵۷ (تحلیل اصلاح باطن و ظاهر).
[۶] علامه مناوی، فیض القدیر، ج ۶، ص ۲۹۶ (شرح حدیث).
[۷] شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ذیل «حسن» (توضیح پیامدهای اجتماعی اصلاح رابطه با خدا).
[۸] مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین، ج ۱۵، ص ۴۵۶ (تحلیل حکمت ۴۲۳).
[۹] سوره مریم، آیه ۹۶.
[۱۰] طباطبایی، المیزان، ج ۱۴، ص ۸۹ (تفسیر آیه ۹۶ مریم).
[۱۱] سوره طلاق، آیات ۲ و ۳.
[۱۲] طبرسی، مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۵ (تفسیر «مخرج»).
[۱۳] ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۴۹۲ (نقل از ابن عباس).
[۱۴] سوره آلعمران، آیه ۱۵۹.
[۱۵] طبرسی، مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۶۵ (تفسیر «فظاظت»).
[۱۶] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۱۵۱ (تحلیل نرمخویی و رحمت).
[۱۷] بیانات آیتالله خامنهای در همایش بازگشت به نهجالبلاغه، ۱۳۶۳/۰۱/۲۶.
[۱۸] بیانات آیتالله خامنهای در دیدار با کارگزاران نظام، ۱۳۹۳/۰۳/۱۴ (سه باور بنیادین).
[۱۹] بیانات آیتالله خامنهای در جمع ائمه جمعه، ۱۴۰۱/۰۵/۰۵ (مطابقت گفتار و رفتار آمر به تقوا).
[۲۰] سوره مریم، آیه ۹۶ (محبت الهی در دلهای مردم).
[۲۱] جمعبندی از بیانات آیتالله خامنهای درباره نهجالبلاغه و پیوند معنویت و اخلاق اجتماعی.





نظر شما