خبرآنلاین - محمد عارف معزی: سه سال پس از عملیات ۷ اکتبر، خاورمیانه با مجموعهای از تحولات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی مواجه شده که بسیاری از معادلات پیشین منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. جنگ غزه و سپس درگیریهای مستقیم ایران با آمریکا و اسرائیل، سطح تقابلها را از نیابتی به رویارویی مستقیم کشاند و موازنههای منطقهای را وارد مرحلهای تازه کرد. در این میان، تضعیف برخی گروههای همسو با ایران، در کنار تغییرات در روابط تهران با بازیگران منطقهای، آینده نقشآفرینی ایران را با پرسشهای جدیدی مواجه کرده است.
همزمان، تداوم جنگ غزه و تصاویر ویرانی و کشتار، شکاف میان سیاست رسمی دولتهای عربی و افکار عمومی آنها درباره اسرائیل را برجستهتر کرده است. این تحولات همچنین آینده توافقهای ابراهیم و روند ادغام اسرائیل در ساختار منطقهای را با ابهام بیشتری روبهرو کرده و مسئله فلسطین را به یکی از متغیرهای تعیینکننده این روند تبدیل کرده است.
خبرگزاری خبرآنلاین، در گفتگو با صباح زنگنه، نماینده پیشین جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری اسلامی، به بررسی این تحولات پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی خبرآنلاین را با صباح زنگنه میخوانید؛
آنچه امروز در لبنان و سوریه شاهد هستیم، بیارتباط با ۷ اکتبر نیست/ ۷ اکتبر تمام حفرههای امنیتی اسرائیل و فلسطینیها را آشکار کرد
*** سه سال پس از عملیات ۷ اکتبر و تحولات گستردهای که در پی آن رخ داد، به نظر شما این عملیات چه تغییرات ماندگاری در معادلات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه ایجاد کرده است و آیا میتوان گفت نظم منطقهای پیش از ۷ اکتبر دیگر قابل بازگشت نیست؟
خود این حادثه پیامدهای زیادی در مسائل سیاسی، امنیتی و همچنین محاسبات ژئوپلیتیک کل منطقه داشته است. این آثار، آثار کوتاهمدتی نبوده و حتماً ادامه خواهد داشت و ما شاهد موجهای بعدی این پیامدها بودهایم و خواهیم بود.
اما آن هدف اصلی که انجامدهندگان این اقدام داشتند، در یک فضای محدودتر اثر گذاشت، در حالی که واکنش به آن از سوی صهیونیستها و حامیان آنها بسیار گسترده شد. این واکنش هم سرزمینهای اشغالی فلسطین را دربر گرفت و هم در غزه آثار آن را دیدیم؛ بهگونهای که تقریباً غزه، به جز مناطق اندکی، با خاک یکسان شد و مهاجرت یا فشار برای تخلیه مناطق از ساکنان آن با جدیت بیشتری دنبال شد.
از طرف دیگر، تمام حفرههای امنیتی یا شکافهای امنیتی، هم از سوی فلسطینیها و هم از سوی رژیم اسرائیل شناسایی شد و آنها به دنبال برطرف کردن این حفرههای امنیتی رفتند.
در محاسبات ژئوپلیتیک نیز تمام مناطقی که میتوانستند از آن حادثه تأثیر بپذیرند، چه در سوریه، چه در لبنان و تا حدودی در اردن و کرانه باختری، به عرصه یک تقابل گسترده تبدیل شدند و حتی تغییراتی در حاکمیت و حکومتها نیز رخ داد. آن چیزی که امروز در لبنان شاهد هستیم و آن چیزی که در سوریه شاهد هستیم، بیارتباط با این موضوع نیست.
از سوی دیگر، در سطح جهانی، توجیهات عملیات خشونتبار رژیم اسرائیل وارد مقولههای جدیدی شد که باید همه این موارد بررسی شوند. عمق مسائل، نحوه انجام آن عملیات، پیامدهای آن و واکنشهایی که به دنبال داشت، همگی باید مجدداً بررسی شوند و محاسبات جدیدی برای آنها در نظر گرفته شود.
هدف تسلط بر منطقه و جهان سالهاست مرحلهبهمرحله دنبال میشود/ نمیتوان جنگ ایران و آمریکا را به ۷ اکتبر گره زد
*** در پی وقایع ۷ اکتبر، منطقه شاهد دو جنگ مستقیم میان ایران و آمریکا و اسرائیل بود. به نظر شما اگر عملیات ۷ اکتبر و جنگ غزه رخ نمیداد، آیا اساساً امکان وقوع این درگیریها میان ایران و آمریکا و اسرائیل وجود داشت یا این جنگها ریشه در یک روند عمیقتر در تقابل تهران با واشنگتن و تلآویو داشتند؟
این تقابل ریشه عمیقتری دارد و صرفاً ربط دادن آن به این عملیات، در واقع علامتگذاری و نشانهگذاری اشتباهی خواهد بود. از یک طرف، سابقه اعمال غیرانسانی آمریکا نسبت به ایران، تاریخ طولانیتری دارد. حوادث مربوط به نفت، ملی شدن صنعت نفت، انتخابات دوران محمد مصدق و مسائل بعدی، خود انقلاب اسلامی و تغییراتی که در منطقه و جهان ایجاد کرده، همگی باید در نظر گرفته شوند.
یک حادثه در یک نقطه خاص نمیتواند تا این اندازه آثار و پیامدهای گستردهای ایجاد کند. ممکن است از یک حادثه بهعنوان بهانه استفاده شود، اما عمق جریانها فقط با این حادثه قابل موازنه و ارزیابی نیست.
اقداماتی که علیه عراق انجام گرفت و مشابهسازی آن برای افغانستان، یمن، سوریه و مناطق دیگر، مسائل را پیچیدهتر نشان میدهد. در این میان، عدهای تلاش میکنند مسائل عقیدتی را با اهداف ژئوپلیتیک آمریکا و اسرائیل ادغام کنند. اینها از قدیم عقیده و هدف تسلط بر منطقه و جهان را داشتهاند و سعی کردهاند آن را مرحلهبهمرحله به جریان بیندازند و به عمل تبدیل کنند.

هیچکس جرئت نمیکرد نام آمریکا را بیاورد، اما حالا میتوان با آن مقابله کرد/ گسترش بیش از حد قدرت آمریکا میتواند آن را از درون ناتوان کند
*** جنگهای اخیر چه تغییری در جایگاه ایران و گروههای همسو با تهران در منطقه ایجاد کرده است؟ آیا تضعیف برخی اعضای محور مقاومت به معنای تغییر موازنه به سود اسرائیل و آمریکا است یا این تحولات به شکلگیری الگوی جدیدی از بازدارندگی و نقشآفرینی منطقهای ایران منجر شده است؟
خود ایران، به نظرم، گرچه هزینههای زیادی داده، اما مانند ققنوس از لابهلای آتش قویتر بیرون آمده است. البته این جریان همچنان ادامه دارد و باید با عقل و تدبیر و محاسبات دقیقتری مسائل را بررسی و ملاحظه کرد.
جنگهایی که اتفاق افتاد، آثار روشنتری به بار آورد. اولاً، در گذشته هیچکس جرئت نمیکرد اصلاً اسم آمریکا را بیاورد، با آن درگیر شود یا پاسخی به آن بدهد، اما در اتفاقاتی که رخ داد، نشان داده شد که میتوان با آمریکا هم مقابله کرد. البته خوب، نیاز دارد که از افراط کردن در درک موازنهها پرهیز کرد. درباره آمریکا، بزرگترین و قویترین نیروهای نظامی در دنیا را دارند، اما این قویتر بودن و این همه پخش شدن یک قدرت بزرگ، معلوم نیست همیشه بتواند توان آن را هم بالا ببرد و خدشهناپذیر باشد.
مثل انسانی که آنقدر به استفاده از مواد غذایی تقویتکننده و چاقکننده پناه ببرد که حجمش عظیمتر و بزرگتر بشود و همه از او بترسند، اما این حجم عظیم و این تغذیه بیش از حد، قلب او را ناتوانتر میکند، ذهن او را دچار تشتت و تفرقه میکند، هزینههای بیشتری برای او و درمان و معالجات مختلفی که نیاز دارد تحمیل میکند و برای همسایگان هم یک هشدار و هوشیاری به وجود میآورد که این قدرت بزرگ چه کارهایی انجام میدهد و تا چه حد این هزینهها ارزش دارد.
این آثار پدید آمده و این کلام به معنی اصرار بر تقابل نظامی نیست، بلکه اصرار بر اعمال فکر و اندیشه و محاسبات همهجانبه ایران برای آینده است.
کشورهای منطقه فهمیدند توافق با اسرائیل امنیت بیشتری برایشان نمیآورد/ اکثریت کشورها در سازمان ملل خواهان تشکیل دولت فلسطین هستند
*** یکی از اهداف مهم آمریکا پس از توافقهای ابراهیم، گسترش عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی و ادغام بیشتر اسرائیل در ساختار منطقهای بود؛ اما جنگ غزه و سپس درگیریهای مستقیم با ایران این پروژه را با چالش مواجه کرده است. به نظر شما آینده توافقهای ابراهیم و طرح ادغام اسرائیل در منطقه به کدام سمت خواهد رفت و آیا حل مسئله فلسطین به پیششرطی برای ادامه این روند تبدیل شده است؟
اینکه توافقات ابراهیم زمینه بهتری پیدا کرده، به نظرم زمینهاش خرابتر شد و اسرائیل هم هزینه بیشتری داده و خواهد داد و کشورهای منطقه هم متوجه شدند که با ورود به جریان توافقات ابراهیم، امنیت بیشتری برایشان حاصل نخواهد شد؛ نه اقتصادشان بهبود پیدا میکند و نه امنیتشان.
اما اینکه آیا حل مسئله فلسطین میتواند نتیجه بهتری داشته باشد، میدانید این روندها، روندهای سیال هستند و بستگی به توان ایستادگی مردم فلسطین و افزایش آگاهی جهانی نسبت به جنایتکار بودن این اشغالگر و اشغال این سرزمینها دارد. همانطور که شاهد هستیم، در مجمع عمومی سازمان ملل، اکثریت کشورها موافق هستند که دولت فلسطین تأسیس شود و عضو رسمی سازمان ملل بشود.
هم اروپا و هم تعداد زیادی از کشورها از ادامه تعامل با رژیم اسرائیل منصرف میشوند و حتی محدودیتهای زیادی نیز برای تعاملات اقتصادی با این رژیم، با هر عنوان و نامی که بر آن بگذارند، ایجاد میکنند.
۲۱۹/۴۲






نظر شما