دونالد ترامپ دولت آمریکا را کم‌هوش‌تر کرد / پشت پرده پاک‌سازی دولت آمریکا

مایکل لوئیس در کتاب «مانع‌تراشان» داستان کارکنان دولت فدرال را روایت می‌کند که تلاش کردند در برابر حمله ترامپ به دستگاه بوروکراسی مقاومت کنند. بیشتر این افراد کارمندانی کم‌حاشیه، وظیفه‌شناس و پیگیر هستند که وقتی ایلان ماسک و وزارت بهره‌وری دولت (DOGE) به آنها می‌گویند محل کارشان کانون فساد، اتلاف منابع و سیاست‌های به‌اصطلاح بیدارگرایانه است، بهت‌زده می‌شوند.

خبرآنلاین- ترجمه از اکونومیست: در ماه‌های نخست همه‌گیری کرونا، دونالد ترامپ به‌شدت کلافه شده بود. متخصصان به او گفته بودند هیدروکسی‌کلروکین، دارویی که برای درمان مالاریا استفاده می‌شود، برای مقابله با کووید ۱۹ مؤثر نیست. رئیس‌جمهور وقت آمریکا فرانسیس کالینز، رئیس مؤسسه ملی سلامت این کشور، را احضار کرد تا به او ثابت کند که متخصصان اشتباه می‌کنند.

ترامپ برای ادعای خود شواهدی داشت که به نظرش قانع‌کننده بودند؛ شواهدی مبتنی بر تجربه‌های شخصی. او فریاد زد: «جک نیکلاس را برایم بیاورید!» منظورش گلف‌باز حرفه‌ای بازنشسته‌ای بود که آن زمان ۸۰ سال داشت. نیکلاس به کووید مبتلا شده بود، هیدروکسی‌کلروکین مصرف کرده و بهبود یافته بود. ترامپ این ماجرا را برای کالینز تعریف کرد و گفت: «دیدی؟ خودت دیدی!»

کالینز که ژن مرتبط با بیماری فیبروز کیستیک را کشف کرده بود، کوشید با ملاحظه پاسخ دهد. او بی‌آنکه بخواهد به نیکلاس بی‌احترامی کند، توضیح داد که او، به‌گفته بسیاری، یکی از بزرگ‌ترین گلف‌بازان تاریخ است، اما بیشتر افرادی که به این ویروس مبتلا می‌شوند، بهبود پیدا می‌کنند. برای اینکه مشخص شود یک دارو واقعاً مؤثر است یا نه، باید آزمایش بالینی تصادفی‌سازی‌شده و دوسوکور انجام داد؛ آزمایش‌هایی که نشان داده بودند این دارو کارایی لازم را ندارد.

ترامپ پس از آن دیگر هرگز کالینز را برای دیداری خصوصی احضار نکرد.

وقتی بی‌اعتنایی به علم به شیوه حکمرانی تبدیل می‌شود

حکمرانی خوب مستلزم دستیابی به اطلاعات دقیق و تحلیل عقلانی آنهاست. اما بی‌اعتنایی ترامپ به این اصول، به‌تدریج بخش‌های مختلف دولت فدرال آمریکا را نیز آلوده کرده است.

دونالد ترامپ دولت آمریکا را کم‌هوش‌تر کرد / پشت پرده پاک‌سازی دولت آمریکا

در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، کالینز صرفاً ناچار بود به سخنرانی عجیب رابرت اف. کندی جونیور گوش دهد که مدعی بود واکسن‌ها باعث اوتیسم می‌شوند. اما در دوره دوم ترامپ، کندی جونیور وزیر بهداشت شده، کالینز از سمت خود کنار گذاشته شده و سرخک در میان کودکان واکسینه‌نشده آمریکایی در حال گسترش است.

مایکل لوئیس در کتاب «مانع‌تراشان» داستان کارکنان دولت فدرال را روایت می‌کند که تلاش کردند در برابر حمله ترامپ به دستگاه بوروکراسی مقاومت کنند. بیشتر این افراد کارمندانی کم‌حاشیه، وظیفه‌شناس و پیگیر هستند که وقتی ایلان ماسک و وزارت بهره‌وری دولت (DOGE) به آنها می‌گویند محل کارشان کانون فساد، اتلاف منابع و سیاست‌های به‌اصطلاح بیدارگرایانه است، بهت‌زده می‌شوند.

لوئیس روزنامه‌نگاری است که موضوعات پیچیده و فنی را به روایت‌هایی جذاب تبدیل می‌کند. او پیش‌تر در کتاب‌هایی مانند «پوکر دروغگوها» به وال‌استریت و در «مانیبال» به داده‌ها و دنیای بیسبال پرداخته بود. او در کتاب جدیدش نیز انکار نمی‌کند که اتلاف منابع در دولت آمریکا واقعیتی جدی است. به اعتقاد او، اخراج برخی کارکنان دولت بیش از اندازه دشوار است.

برای نمونه، او داستان زنی به نام مکسین را تعریف می‌کند که در نیروی هوایی آمریکا کار می‌کرد. مکسین خودروی خود را بیش از حد به شیر آتش‌نشانی نزدیک پارک کرده بود. وقتی از او خواستند خودرو را جابه‌جا کند، نپذیرفت؛ سپس هنگام دنده‌عقب رفتن تصادفاً با یک مأمور پلیس برخورد کرد و از محل دور شد. تعقیب‌وگریز خودرو در نهایت باعث شد یک پایگاه هوایی در میانه جنگ تعطیل شود.

با این حال، وقتی مکسین اخراج شد، شکایت اداری کرد و رأی به نفع او صادر شد. او سرانجام به محل کارش بازگشت و متوجه شد دو افسر ارشد، علاوه بر وظایف خود، کارهای او را نیز انجام می‌دهند. مکسین پس از اطلاع از اینکه حقوق این دو نفر از حقوق او بیشتر است، با طرح ادعای تبعیض نژادی، با اشاره به سیاه‌پوست بودن خود، برای افزایش حقوقش شکایت کرد.

اصلاحات ضروری بود و همچنان هم هست. مشکل اینجا بود که افراد منصوب‌شده برای اجرای برنامه ترامپ و ماسک، درک درستی از سازوکاری نداشتند که می‌خواستند از نو طراحی‌اش کنند.

دوج چگونه به جای اصلاح دولت، آن را ضعیف‌تر کرد؟

لوئیس می‌نویسد اعضای دوج «با کلیشه‌ها فکر می‌کردند». به روایت او، عضو معمول این گروه جوانی ۲۵ ساله و متخصص فناوری بود که «برای نفس کشیدن در همان هوایی که ایلان ماسک تنفس می‌کند، لحظه‌شماری می‌کرد» و تازه داشت متوجه می‌شد که دولت ایالات متحده سه قوه دارد.

بسیاری از این افراد، به تعبیر نویسنده، «مردان سفیدپوستی بودند که به‌راحتی از این تصور به هم می‌ریختند که افراد غیرسفیدپوست از امتیازهای ناعادلانه برخوردارند». آنها تصویری ساده‌انگارانه از «کارمند بوروکرات» در ذهن داشتند؛ تصویری که بیش از هر چیز به مکسین شباهت داشت.

دونالد ترامپ دولت آمریکا را کم‌هوش‌تر کرد / پشت پرده پاک‌سازی دولت آمریکا

دوج بر همین اساس دست به تعدیل گسترده نیروها زد. این وزارتخانه تلاش کرد تمام کارکنان دوره آزمایشی را اخراج کند؛ افرادی که به‌تازگی استخدام شده بودند و بسیاری از آنها یا جوان بودند یا مهارت‌هایی داشتند که دولت به‌شدت به آنها نیاز داشت.

به کارکنان رسمی نیز پیشنهاد پرداخت مبالغ قابل‌توجهی داده شد تا داوطلبانه از کار کناره‌گیری کنند. بسیاری از نیروهایی که به‌راحتی می‌توانستند شغل دیگری پیدا کنند، این پیشنهاد را پذیرفتند؛ در حالی که کارکنان کم‌توان‌تر در دستگاه دولت باقی ماندند.

قانون بازگشت به محل کار نیز بدون توجه به شرایط و نیازهای واقعی کارکنان اجرا شد. دوج حتی پژوهشی درباره چگونگی گسترش آتش‌سوزی‌های جنگلی به مناطق حومه شهرها را متوقف کرد؛ زیرا تنها رایانه‌هایی که توان پردازش مدل‌های موردنیاز این تحقیق را داشتند، در ساختمان‌های دولتی قرار نداشتند.

در نهایت، دوج نتوانست دولت آمریکا را کوچک‌تر کند؛ برخلاف وعده‌های بلندپروازانه ماسک. اما به روایت لوئیس، نتیجه کار آن دولتی کم‌هوش‌تر بود.

کولت دلاوالا، روان‌شناس بالینی، یکی از نمونه‌های این وضعیت است. به او گفته شد درخواستش برای دریافت کمک‌هزینه پژوهشی رد خواهد شد، زیرا در متن درخواست از واژه «translate» به معنای ترجمه استفاده کرده بود؛ واژه‌ای که شامل رشته حروف «trans» است. کلمه «bias» به معنای سوگیری نیز در درخواست او وجود داشت؛ اصطلاحی ضروری در علم آمار که در عین حال در بحث‌های مربوط به نژادپرستی هم به کار می‌رود.

این نمونه نشان می‌دهد چگونه تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده و مبتنی بر جست‌وجوی واژه‌ها می‌تواند به جای شناسایی مشکلات واقعی، پژوهش‌های علمی را هدف بگیرد.

دولت ترامپ نه‌تنها ناکارآمدتر، بلکه بی‌رحم‌تر شد

از نگاه لوئیس، پیامدهای سیاست‌های دوج به کاهش بهره‌وری محدود نماند. این اقدامات دولت را بی‌رحم‌تر نیز کرد.

ماسک از اینکه مؤسسه صلح ایالات متحده به یکی از اعضای سابق طالبان حقوق پرداخت می‌کرد، خشمگین شده بود. اما آن فرد در واقع اطلاعاتی حیاتی در اختیار این مؤسسه قرار می‌داد. پس از آنکه ماسک هویت او را در شبکه اجتماعی ایکس افشا کرد، اعضای خانواده‌اش بازداشت و شکنجه شدند.

انقلاب اداری ترامپ همچنین پاسخ‌گویی دولت را کاهش داد؛ زیرا شواهدی را که نشان می‌دادند سیاست‌های او به مردم آسیب می‌زنند، کنار گذاشت یا انتشار آنها را متوقف کرد. پس از آنکه ترامپ یارانه‌های غذایی اقشار کم‌درآمد را کاهش داد، یک نظرسنجی که میزان گرسنگی در جامعه را اندازه‌گیری می‌کرد، لغو شد.

اما نگران‌کننده‌ترین بخش روایت لوئیس، نگرش نیروهای جوان و متخصص فناوری دوج به قانون است. به گفته او، این افراد قانون را نه راهنمایی برای انجام وظایف، بلکه مانعی می‌دیدند که باید راهی برای دور زدن آن پیدا کرد.

دونالد ترامپ دولت آمریکا را کم‌هوش‌تر کرد / پشت پرده پاک‌سازی دولت آمریکا

لوئیس داستان کاتلین والترز، مدیر ارشد حریم خصوصی در سازمان درآمدهای داخلی آمریکا (IRS)، را روایت می‌کند؛ داستانی که به‌خوبی نشان می‌دهد برخورد دولت ترامپ با قانون تا چه اندازه می‌توانست خطرناک باشد.

دوج برای تمام کارکنان دولت فدرال ایمیلی فرستاده بود و از آنها خواسته بود پنج کاری را که در هفته گذشته انجام داده‌اند، فهرست کنند. به کارکنان هشدار داده شده بود که در صورت پاسخ ندادن، ممکن است شغل خود را از دست بدهند.

اما پاسخ دادن به این درخواست برای برخی کارکنان سازمان درآمدهای داخلی، خطر دیگری نیز داشت. افشای غیرقانونی اطلاعات مالیاتی شهروندان جرم است و می‌توانست آنها را در معرض پیگرد قضایی و حتی زندان قرار دهد. بنابراین، کارکنان میان دو خطر گرفتار شده بودند: از یک سو احتمال اخراج در صورت ندادن پاسخ و از سوی دیگر خطر نقض قانون در صورت ارائه اطلاعات ممنوع.

والترز با گاوین کلیگر، یکی از کارکنان جوان دوج که معمولاً با هودی در محل کار حاضر می‌شد، وارد رویارویی شد. کلیگر به سازمان درآمدهای داخلی رفت و خواستار دسترسی به تمام سامانه‌ها و اطلاعات مالیاتی این نهاد شد؛ درخواستی که آشکارا غیرقانونی بود.

با این حال، مسئله جدی‌تر تلاش یکی از منصوبان ترامپ برای وادار کردن سازمان درآمدهای داخلی به اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی میلیون‌ها مهاجر فاقد مجوز اقامت با مقام‌های مهاجرتی بود؛ افرادی که اظهارنامه مالیاتی ارائه کرده بودند.

سازمان درآمدهای داخلی آمریکا دهه‌ها به این افراد اطمینان داده بود که اگر بخواهند مالیات بپردازند و با سابقه‌ای از رعایت وظایف شهروندی، امکان دریافت وضعیت اقامت قانونی را در آینده برای خود فراهم کنند، حریم خصوصی آنها محترم شمرده خواهد شد.

اما ترامپ آدرس محل سکونت این افراد را می‌خواست تا بتواند آنها را دستگیر و از کشور اخراج کند.

یکی از سرپرستان موقت سازمان درآمدهای داخلی که تنها یک ساعت از آغاز فعالیتش در این سمت گذشته بود، شامگاه جمعه دستور درخواست اطلاعات را صادر کرد؛ اقدامی که عملاً راهی برای دور زدن والترز بود، همان مسئولی که وظیفه داشت در برابر چنین درخواست‌هایی ایستادگی کند.

والترز پس از آنکه یکی از همکارانش او را در جریان ماجرا قرار داد، از بیرون یک رستوران پیتزا با سرپرست موقت تماس گرفت و هشدار داد که این طرح غیرقانونی است.

دو ماه بعد، والترز که حتی یک شب را در اتاق کنفرانسی تاریک پنهان شده بود تا با کلیگر روبه‌رو نشود، از سمت خود استعفا داد.

مدتی بعد، گروه‌هایی از مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) به محله‌ای لاتین‌تبار در ایالت تگزاس رفتند؛ محله‌ای که مأموران در آن دقیقاً می‌دانستند کدام درها را باید با زور باز کنند.

دادگاهی حکم داد که تبادل اطلاعات سازمان درآمدهای داخلی با اداره مهاجرت غیرقانونی بوده است. اما برای بسیاری از قربانیان این سیاست و همچنین برای اعتماد عمومی به نظام، صدور این حکم دیگر دیر شده بود.

۳۱۲/۴۲

کد مطلب 2286372

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین