به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمدعلی ایازی در پاسخ به اینکه چه کسانی از تفرقه و وحدتشکنی سود میبرند، اظهار کرد: طبیعی است دشمنان و مخالفان ایران از اختلافات داخلی و شکافهای اجتماعی استقبال کنند؛ زیرا جامعهای که درگیر نزاع و بیاعتمادی باشد، توان کمتری برای حل مسائل خود و اتخاذ تصمیمهای سنجیده و مستقل دارد. از اینرو، بزرگنمایی اختلافات، تحریک حساسیتهای اجتماعی و القای تصویر جامعهای گرفتار بحران، میتواند بخشی از این راهبرد باشد.
بیش از هرچیز به تصمیمگیری بر اساس مصالح واقعی کشور نیاز داریم
به روایت ایسنا، وی افزود: در داخل نیز هر جریان یا فردی که منافع خود را در استمرار دوقطبیسازی، حذف رقیب و تشدید اختلافات ببیند، آگاهانه یا ناآگاهانه به تضعیف وحدت کمک میکند. در حالی که در شرایط حساس، بیش از هر چیز به آرامش اجتماعی، گفتوگوی ملی و امکان تصمیمگیری بر اساس مصالح واقعی کشور نیاز داریم. از آسیبهای مهم این وضعیت آن است که تفرقه، قدرت تشخیص و تصمیمگیری عقلانی را کاهش میدهد. وقتی فضای جامعه ملتهب شود، مسائل اصلی تحتالشعاع منازعات سیاسی و تبلیغاتی قرار میگیرد و امکان اتخاذ تصمیمهایی که منافع ملی را تأمین کند، دشوارتر میشود.
دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در پاسخ به پرسش درباره مصادیق رفتارهای وحدتشکن که مقام معظم رهبری نیز بر اجتناب از آنها تاکید دارند، گفت: از روشنترین مصادیق رفتارهای وحدتشکن در شرایط کنونی، دشنام دادن، توهین، تخریب شخصیت افراد و جریانهای مختلف و نسبت دادن امور ناروا به آنان است. نقد و اختلافنظر، امری طبیعی و حتی ضروری در جامعه است اما هنگامی که نقد جای خود را به توهین و تخریب میدهد، فضای گفتوگو و تفاهم از بین میرود.
باید مرز میان اختلافنظر و دشمنسازی روشن باشد
ایازی ادامه داد: اینگونه رفتارها فقط به منازعات اجتماعی دامن نمیزند، بلکه مانع تصمیمگیریهای عقلانی و جمعی میشود؛ زیرا در فضای توهین و تخریب، افراد و جریانها به جای شنیدن استدلال یکدیگر، درصدد پاسخگویی و مقابله برمیآیند در نتیجه، امکان گفتوگوی ملی، تفاهم و رسیدن به راهحلهای مشترک کاهش پیدا میکند. اگر قرار است وحدت اجتماعی حفظ شود، به معنای نفی نقد و اعتراض نیست؛ بلکه باید مرز میان نقد مسئولانه و تخریب، و میان اختلافنظر و دشمنسازی روشن باشد. جامعه برای حل مسائل خود بیش از هر چیز به گفتوگوی عقلانی، احترام متقابل و امکان شنیدن دیدگاههای متفاوت نیاز دارد.
اختلاف نظر و تکثر فکری در اندیشه امام تهدید نبود
وی با تبیین «منشور برادری» امام راحل اظهار کرد: توهین، تخریب و سخنان تحقیرآمیز، اساساً با آموزههای روشن اسلام در باب اخلاق گفتوگو و معاشرت سازگار نیست. حتی در اختلاف نظر و نقد نیز رعایت حرمت انسانها و پرهیز از اهانت و تخریب، یک اصل اخلاقی و دینی است. بنابراین، نمیتوان از ولایت و پیروی اهلبیت (ع) سخن گفت و در عین حال به شیوههایی متوسل شد که با اخلاق آنان و با ادب اسلامی ناسازگار است.
دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با اشاره به نقش فقه امام راحل در بنبستشکنی مسائل و مشکلات، گفت: از مهمترین وجوه اندیشه امام راحل در این زمینه، به رسمیت شناختن اختلاف نظر و تکثر فکری در جامعه بود. امام اختلاف دیدگاهها را لزوماً تهدید نمیدانست، بلکه در مواردی آن را «نعمت» میشمرد. این نگاه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا جامعه زنده، جامعهای است که در آن اندیشههای مختلف امکان طرح و گفتوگو داشته باشند. اگر اختلاف نظر به رسمیت شناخته نشود و هر نظر متفاوتی بهعنوان مخالفت یا تهدید تلقی شود، به جای حل مسئله، زمینه حذف، تقابل و ایجاد بنبست فراهم میشود.
فقه باید متناسب با زمان و نیازهای جامعه پویا باشد
ایازی یادآور شد: فقه، در نگاه امام راحل نباید از شرایط واقعی زندگی و نیازهای جامعه فاصله بگیرد. توجه به زمان و مکان و مصلحت عمومی، امکان میدهد فقه در مواجهه با مسائل جدید، صرفاً در چارچوب صورتهای گذشته متوقف نماند و بتواند برای مسائل مستحدث و پیچیده راهحل ارائه کند. این رویکرد را در آثار فقهی امام نیز میتوان دید؛ از جمله در طرح مباحث حکومتی، مسائل جدید و توجه به مصالح عمومی.
وی افزود: از همینجا اهمیت عنصر مصلحت در اندیشه حکومتی امام روشن میشود. تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ در شرایطی که اجرای یک حکم یا مقرره در تعارض با مصلحت عمومی و اداره جامعه قرار میگیرد و راههای عادی تصمیمگیری به بنبست میرسد، باید سازوکاری برای تشخیص مصلحت و اتخاذ تصمیم وجود داشته باشد. فلسفه چنین سازوکاری، تعطیل فقه یا کنار گذاشتن احکام نیست؛ بلکه باز کردن راه تصمیمگیری در شرایط پیچیده و بحرانی و جلوگیری از گرفتار شدن نظام در بنبستهای حقوقی و اجرایی است.
استاد دانشگاه تاکید کرد: این بخش از میراث فقهی امام امروز نیز اهمیت ویژهای دارد؛ هم در پذیرش اختلاف و گفتوگوی فکری، هم در اجتهاد متناسب با مسائل زمان و هم در یافتن راهحلهای قانونی و فقهی برای شرایطی که تصمیمگیریهای معمول پاسخگو نیستند. پس اگر این سه عنصر در کنار هم دیده شوند، فقه میتواند همچنان نقش خود را در حل مسائل جامعه ایفا کند.
حوزه باید به جای پاسخ صرف به شبهات، شنونده نسل جوان باشد
ایازی درباره ضرورت ارتباط نهادهای دینی، بهویژه حوزه علمیه، با نسل جوان و راهکار برقراری پیوند با جوانانی که از نهادهای دینی فاصله گرفتهاند، اظهار کرد: امروز جامعه با مسائل مهمی مانند کاهش اعتماد، تغییر سبک زندگی، دگرگونی ارزشها، فاصله بخشی از نسل جوان با نهادهای دینی و حتی در مواردی گریز یا ستیز با دین مواجه است و نمیتوان انتظار داشت که همه این مسائل با یک زبان و از طریق یک قرائت رسمی پاسخ داده شود. جامعه متکثر شده است و برای ارتباط با این جامعه، حوزه نیز نیازمند نوعی چندصدایی علمی و اجتماعی است.
دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ادامه داد: نسل جوان امروز بیش از آنکه به پاسخهای کلیشهای نیاز داشته باشد، نیازمند گفتوگویی صادقانه و محترمانه است؛ گفتوگویی که در آن پرسش و حتی نقد دین و نهادهای دینی به رسمیت شناخته شود. حوزه باید بتواند به جای آنکه صرفاً در مقام پاسخ به «شبهات» قرار گیرد، در مقام شنیدن مسائل و دغدغههای نسل جدید نیز باشد. بسیاری از پرسشهای جوانان صرفاً پرسش اعتقادی نیست؛ بلکه با تجربه آنان از عدالت، آزادی، کرامت انسان، خانواده، اخلاق، حقوق اجتماعی و آینده زندگیشان پیوند دارد.
جامعه امروز به روحانیونی با دیدگاههای مختلف نیاز دارد
وی تاکید کرد: حوزه باید امکان حضور و فعالیت روحانیونی با دیدگاهها، تخصصها و زبانهای مختلف را فراهم کند. جامعه امروز نیازمند روحانیونی است که بتوانند از منظرهای گوناگون درباره دین، اخلاق، انسان، خانواده، آزادی، عدالت، معنویت و مسائل جدید سخن بگویند و با گروههای مختلف اجتماعی ارتباط برقرار کنند. این تنوع، تضعیف دین نیست بلکه میتواند زمینهای برای پویایی اندیشه دینی و افزایش قدرت گفتوگوی حوزه با جامعه باشد. در کنار آن، حوزه باید از ظرفیت علوم انسانی، فضای مجازی، هنر و رسانه نیز بهره بگیرد و ارتباط خود را از شکل سنتی منبر و سخنرانی فراتر ببرد.
بازسازی ارتباط میان نسل جوان و روحانیت ضروری است
ایازی همچنین یادآور شد: باید میان نسل جوان و روحانیت رابطهای مبتنی بر اعتماد، احترام و شنیدن متقابل شکل بگیرد. اگر جوان احساس کند میتواند بدون ترس پرسش خود را مطرح کند و پاسخ را در فضایی آزاد و محترمانه بشنود، خود این رابطه میتواند بخشی از فاصله موجود را کاهش دهد. راهکار اصلی را نمیتوان در افزایش تبلیغات مستقیم یا پاسخگویی بیشتر به شبهات خلاصه کرد؛ مسئله اصلی، بازسازی رابطه حوزه و نسل جدید بر پایه گفتوگو، آزادی پرسش، تنوع فکری و اعتماد متقابل است.
۳۱۲۱۶






نظر شما