هدف اقتصادی رشد بی پایان زمین را نابود می کند/ نجات تمدن ما در گرو انتخاب رشدزدایی است/ بحران زیست محیطی نتیجه ساختار تولید - مصرف مداوم

«نجات تمدن ما در گرو انتخاب رشدزدایی است. رشدزدایی از نظر سایتو لزوماً به معنای رکود، افول و کوچک‌تر شدن اقتصاد نیست. در حقیقت پارادایمی که در آن فقط رشد اقتصادی اولویت دارد، رشدی که همراه با تولید بی‌حدوحصر کالاهای لوکس و بی‌مصرف است، باید از اساس تغییر کند. مارکس چنین می‌اندیشد که راهکار در ترمیم شکاف متابولیک بین انسان و طبیعت قرار دارد، یعنی در «کار».»به‌باور سایتو، بحران زیست‌محیطی کنونی صرفاً نتیجه خطاهای مدیریتی یا کمبود فناوری نیست، بلکه پیامد ساختاری نظامی است که بر تولید مداوم، مصرف فزاینده و انباشت سود استوار است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین رضا دستجردی در سرویس دین‌واندیشه ایبنا نوشت: «سرمایه در عصر آنتروپوسن: مانیفستی علیه رشد اقتصادی» به‌قلم کوهی سایتو با ترجمه روح‌الله قاسمی از تازه‌های انتشارات ققنوس است. اثر فیلسوف و اقتصاددان ژاپنی می‌کوشد نشان دهد برطرف کردن معضلات ناشی از بحران اقلیمی صرفاً از مجرای به‌کارگیری فناوری‌های نو، انرژی‌های پاک یا اصلاحات سطحی امکان‌پذیر نیست، بلکه مسئله اصلی در منطق اقتصادی‌ نهفته است که رشد بی‌پایان را هدف نهایی خود می‌داند.

به‌باور سایتو، بحران زیست‌محیطی کنونی صرفاً نتیجه خطاهای مدیریتی یا کمبود فناوری نیست، بلکه پیامد ساختاری نظامی است که بر تولید مداوم، مصرف فزاینده و انباشت سود استوار است. وی استدلال می‌کند سرمایه‌داری برای بقا نیازمند رشد پیوسته است و همین میل سیری‌ناپذیر به گسترش، طبیعت را به منبعی بی‌پایان برای استخراج، مصرف و تخریب تبدیل کرده است.

نجات تمدن ما در گرو انتخاب رشدزدایی است

سایتو در این کتاب که در هشت فصل تنظیم شده، به تلاش برای یافتن علت این وضعیت به‌خصوص تغییر اقلیم و در پس آن راهکار مقابله با بحران‌های اقلیمی می‌پردازد. از نظر وی، علت اصلی این وضعیت، خود نظام سرمایه‌داری است.

نجات سیاره و رهایی انسان نیز تنها از رهگذر گذار از سرمایه‌داری عبور می‌کند. سایتو تلاش می‌کند با بازگشت به مارکس به‌خصوص مارکس پس از انتشار جلد نخست «سرمایه» تا پیش از مرگش و یادداشت‌های منتشرنشده وی، پیوند نظریه مارکس با طبیعت را نشان دهد. نجات رویکردهای مارکسیستی که در این ۱۵۰ سال به دلیل حمایت از تولید و رشد اقتصادی در برابر جنبش‌های محیط‌زیستی قرار می‌گرفتند، از دیگر پیامدهای این تجدیدنظر است.

آن‌چه کتاب در پس این گذار پیشنهاد می‌دهد «کمونیسم رشدزدا» است. از نظر سایتو وضعیت تغییر اقلیم و بحران‌های محیط‌زیستی به‌گونه‌ای است که تنها دو انتخاب پیش روی ما قرار داده است: بربریت یا کمونیسم. از منظر مولف، راهکار واقعی در کمونیسم، آن هم از نوع رشدزدای آن نهفته است.

مولف چنین می‌اندیشد که از آن‌جاکه ریشه تمام این بحران‌ها در تلاش برای رشد مداوم اقتصادی قرار دارد، خواست رشدی که ماهیت اساسی سرمایه‌داری است بنابراین نجات تمدن ما در گرو انتخاب رشدزدایی است. رشدزدایی از نظر سایتو لزوماً به معنای رکود، افول و کوچک‌تر شدن اقتصاد نیست. در حقیقت پارادایمی که در آن فقط رشد اقتصادی اولویت دارد، رشدی که همراه با تولید بی‌حدوحصر کالاهای لوکس و بی‌مصرف است، باید از اساس تغییر کند. مارکس چنین می‌اندیشد که راهکار در ترمیم شکاف متابولیک بین انسان و طبیعت قرار دارد، یعنی در «کار».

نجات تمدن ما در گرو انتخاب رشدزدایی است
کوهی سایتو

 فیلسوف و اقتصاددان ژاپنی در ادامه، با رجوع به اندیشه‌های متأخر مارکس به‌خصوص دست‌نوشته‌های منتشرنشده وی، ارکان اصلی کمونیسم رشدزدا را گذار به اقتصاد مبتنی بر ارزش مصرفی؛ کاهش ساعات کار؛ حذف تقسیم کار یکنواخت؛ دموکراتیک‌سازی فرایند تولید؛ و اولویت دادن به کار ضروری اعلام می‌دارد. به‌باور وی، با این نگاه جدید است که می‌توان از رشد اقتصادی مداوم دست کشید و به یک معنا به رشدزدایی رسید.

از منظر مولف، دو مفهوم اساسی «امور مشترک» و «فراوانی» در مرکز اصلی ماهیت کمونیسم قرار دارند. او با تبیین جایگاه امور مشترک در نگاه مارکس و همچنین شیوه‌های تولید کمیابی مصنوعی در سرمایه‌داری به این نتیجه می‌رسد که راهکار برون‌رفت از این وضعیت عبارت است از احیای فراوانی رادیکال از راه نهادینه کردن مدیریت دموکراتیک امور مشترک.

سایتو در میدان گفتمانی چپ نیز با انتخاب کمونیسم رشدزدا، موضعی رادیکال در برابر چپ‌های اصلاحات‌محور اتخاذ می‌کند. نیز آن‌چه تلاش دارد از این طریق، مرزبندی دقیق خود را با آن‌ها مشخص کند، «شتاب گرایی» است.

به‌باور وی، آن‌چه شتاب‌گرایی را دقیقاً در نقطه مقابل رشدزدایی قرار می‌دهد، راهکار و یا مسیری است که این پارادایم برای مقابله با بحران اقلیمی پیشنهاد می‌دهد. شتاب‌گرایان اعتقاد دارند که با استفاده از پیشرفت فناوری می‌توان بر محدودیت‌های طبیعی غلبه کرد و در نهایت به یک رشد پایدار و مداوم رسید که در آن همگی به یک سبک زندگی مرفه دست خواهند یافت. فناوری کلید اصلی آن‌ها برای مقابله با بحران‌های کنونی است.

از طرف دیگر، رویکرد سایتو در طیف چپ در مقابل «اکومدرنیست‌های چپ» که به دنبال احیای محیط‌زیست و نجات سیاره هستند قرار می‌گیرد. از منظر اکومدرنیست‌های چپ، رشدزدایی هم غیرضروری و هم از نظر سیاسی ناکارآمد خواهد بود. به‌باور آن‌ها، تنها باید سیستم سرمایه‌داری لغو شود و کارگران کنترل ابزار تولید را در اختیار بگیرند. بنابراین اختلاف اساسی سایتو با اکومدرنیست‌ها در لزوم اتخاذ رشدزدایی است.

مترجم در پیشگفتار خود، میان کتاب و آموزه‌های آن با شرایط کنونی ایران نیز ارتباط برقرار می‌کند. به‌ اعتقاد وی، مهم‌ترین علت ترجمه این اثر، اشتراک ایران با وضعیت جهانی از حیث شرایط اسفناک سه محور اصلی کتاب است. بررسی درهم‌تنیده اقتصاد، سیاست و محیط‌زیست از ویژگی‌های ممتاز کتاب است که می‌تواند الهام‌بخش بینش‌های بدیعی در فهم وضعیت ایران و راهکارهای تغییر باشد. البته در کنار این سه محور، نگاه کلان‌نگر سایتو به مسائل، به‌خصوص اثرات نظام سرمایه‌داری بر جنوب جهانی و نقش شمال در این وضعیت نیز دیگر نقطه اتصال کتاب با وضعیت ایران به‌عنوان یکی از کشورهای جنوب - محل استخراج منابع طبیعی و نیروی کار ارزان - است.

به اعتقاد مترجم، توجه این کتاب به رشد سرمایه‌دارانه به‌عنوان علت نهایی و اصلی این بحران‌ها می‌تواند در مسیر حل بحران‌های درونی ایران، نه تنها عرصه محیط‌زیست که همزمان حوزه‌های اقتصاد و سیاست راهگشا باشد.

آن‌چه وی بر آن تأکید دارد این مهم است که مسئله نابرابری اقتصادی و بحران محیط‌زیستی با توزیع برابرتر -همان راهکار کینزی - حل نمی‌شود. در حقیقت آن‌چه اهمیت دارد تغییر پارادایم اقتصادی تولید است و نه اولویت یافتن شاخصی - تولید ناخالص داخلی با نشانگر رشد اقتصادی - که به شدت ناکارآمد است. وی چنین می‌اندیشد که باید از شیوه تولیدی حمایت کرد که هم‌زمان به دنبال التیام وضعیت محیط‌زیست و شکوفایی و رشد کیفیت زندگی مردم به‌خصوص اکثریت، کارگران است.

قاسمی معتقد است هم‌اکنون که بسیاری از جنبش‌های شهری و روستایی در کشورهای جنوب جهانی از دل بحران‌های خود به دنبال تغییر حقیقی در شیوه تولید اقتصادی و افزایش کیفیت زندگی هستند، زمان پرداختن به این مسائل در ایران فرا رسیده است، خصوصاً آن‌که هم مصائب نظام جهانی سرمایه‌دارانه و هم بی‌تدبیری‌های داخلی در مدیریت کشور در حوزه محیط‌زیست ایران نمود و بروز عیان‌تری پیدا کرده است.

«سرمایه در عصر آنتروپوسن: مانیفستی علیه رشد اقتصادی» در ۳۲۰ صفحه به‌همت انتشارات ققنوس منتشر شده است.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2287936

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

آخرین اخبار