چرا هنرمند نباید سکوت کند؟
چرا باید ازخواننده انتظارداشته باشیم به دلیل نظرشخصی ما، صدایش را خاموش کند؟
نقد با محکومیت به خاموشی فرق دارد
بازگشت هنرمند، تایید همه جانبه او نیست
از همایون شجریان، علیرضا قربانی و... که امروز در معرض حمله برخی افراد قرار گرفتهاند، بگذریم، بازگشت هنرمندان و حمله به برخی از آنها از موارد دیگری است که باید به آن بپردازیم. بازگشت قیصر، محسن نامجو، بیژن مرتضوی و... نیز بحثهای فراوانی به راه انداخته است.
درباره هر کدام میتوان پرسش و نقد داشت، اما اصل بازگشت به وطن یا تصمیم به فعالیت هنری را نباید به جرم تبدیل کرد. بازگشت یک هنرمند لزوماً به معنای تأیید همهجانبه او نیست؛ همانطور که اجرای او در خارج از کشور هم بهتنهایی نشانه مخالفت با اصول و مبانی کشور ایران یا مردمش نیست.
سالن کنسرت یا میدان تسویهحساب
بیایید براساس اصل انصاف، این نظر را بپذیریم: کنسرت نباید به میدان تحمیل نظرمان به دیگران تبدیل شود. مخاطب میتواند اعتراض کند، اما اعتراض نباید به ابزاری برای سلب حق اجرا و برهم زدن آرامش خاطر دیگر تماشاگران تبدیل شود.
هم ما مردم و هم مسئولان فرهنگی باید به نوعی دموکراسی در هنر پایبند باشیم و سالنهای کنسرت را محلی برای تسویهحسابهای خود قرار ندهیم.
البته تمام مسائلی که به آنها اشاره شد، فقط مختص ایران نیست. در فضای موسیقی جهان نیز هنرمندان به دلیل مواضع سیاسیشان از سوی برخی مخاطبان با فشارهایی روبهرو میشوند.
هنر برای زندهماندن به اجرا نیاز دارد
هنر برای زنده ماندن به امکان تجربه، خلق و در ادامه، اجرا نیاز دارد. اگر موسیقی راکد بماند و هنرمند مدام نگران قضاوت گروههای مختلف باشد، نمیتوان انتظار داشت آثار تازهای خلق شوند که حرفی برای گفتن داشته باشند و حرف دل همه ما در آثار این هنرمندان منعکس شود.
میشود با یک هنرمند مخالف بود، از او انتقاد کرد و حتی کنسرتش را نپسندید؛ اما میان مخالفت با یک انتخاب و تلاش برای خاموش کردن صدای هنرمند، فاصله زیادی وجود دارد.





نظر شما