محمود واعظی: ۱۰ روز مانده به انتخابات کنگره، تصمیم به آغاز جنگ می‌تواند برای ترامپ هزینه سیاسی داشته باشد/ ایران خواهان جنگ دوباره نیست

محمود واعظی درباره احتمالا از وقوع جنگ میان آمریکا و اسرائیل و ایران گفت: ترامپ نشان داده که تصمیم‌های خلق الساعه اش بر اساس محاسبات منطقی اتخاذ نمی‌شود و ممکن است تحت تأثیر فشارها، تحریکات بیرونی یا شرایط مختلف تصمیم‌هایی بگیرد که با محاسبات متعارف سیاسی همخوانی نداشته باشد. 

نیلوفر مولایی: ادعاهای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در آستانه انتخابات کنگره آمریکا، نشان از وقوع جنگ دوباره دارد. موضوعی که اهمیت سفرهای مقامات ارشد منطقه به ایران را بیش از پیش کرده است. سفرهایی که به منظور میانجی‌گری میان ایران و آمریکا و برای کاهش احتمال شروع جنگ صورت می‌گیرد.

در همین راستا، محمود واعظی، رئیس دفتر حسن روحانی در دولت دوازدهم، در گفت و گویی با خبرگزاری خبرآنلاین، درباره احتمالات بر سر شروع جنگ پیش از انتخابات کنگره بیان کرد: «مسئله جنگ با ایران، با معیشت مردم و ارزیابی آنان از عملکرد دولت آمریکا نیز ارتباط مستقیم دارد. اگر تنها ۱۰ روز تا برگزاری انتخابات کنگره باقی مانده باشد، تصمیم به آغاز جنگ می‌تواند برای ترامپ و جمهوری‌خواهان هزینه‌های سیاسی داشته باشد.»

وی ادامه داد: «پس از انتخابات شرایط می‌تواند به‌طور محسوسی تغییر کند. اگر جمهوری‌خواهان اکثریت خود را در مجلس نمایندگان و سنا از دست بدهند، موقعیت سیاسی ترامپ تا زمان آغاز به کار کنگره جدید، در ابتدای سال میلادی، با محدودیت‌های بیشتری مواجه خواهد شد.»

واعظی همچنین درباره محاصره اقتصادی ایران هم گفت: « محاصره دریایی اعمال‌شده علیه ایران و محدودیت‌های مربوط به تنگه هرمز هزینه‌هایی فراتر از ایران به همراه دارد. این وضعیت فقط مردم ایران را تحت فشار قرار نمی‌دهد، بلکه آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر نیز از پیامدهای اقتصادی آن متأثر می‌شوند.»

مشروح گفت‌وگوی محمود واعظی، رئیس دفتر حسن روحانی در دولت دوازدهم را در ادامه می‌خوانید؛

************************

* با توجه به افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال وقوع جنگ و اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر احتمال حمله در روزهای اخیر، آیا ممکن است پیش از انتخابات آمریکا جنگی شکل بگیرد؟ همچنین، سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران چه پیامی دارد و ارزیابی شما از مجموع این تحولات چیست؟

ابتدا باید شرایط انتخاباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی را بررسی کرد. به نظر می‌رسد بخشی از اظهارات و مواضع مطرح‌شده، بیش از آنکه مخاطب و به عبارتی مصرف خارجی داشته باشد، با ملاحظات و نیازهای سیاست داخلی مرتبط است و این موضوع مختص آمریکا و رژیم شرور صهیونیستی نیست. در بسیاری از کشورها، هنگامی که رقابت‌های انتخاباتی با بحرانی که روی زندگی مردم تاثیر می‌گذارد، مسائل سیاست خارجی نیز به بخشی از رقابت‌های داخلی مبدل می‌شوند. 

ازاین‌رو، برای ارزیابی دقیق اظهارات اخیر دو کشور متجاوز، باید میان مواضع اعلامی، ملاحظات انتخاباتی و تصمیم‌های عملی در سیاست خارجی تمایز دقیق قائل شد. از منظر محاسبات سیاسی، آغاز جنگ پیش از انتخابات آمریکا لزوماً به سود طیف جمهوری خواه نخواهد بود و حتی می‌تواند هزینه‌های سیاسی مضاعفی برای آنان ایجاد نماید. 

«جنگ» به‌خودی‌خود به تقویت موقعیت دولت یا حزب حاکم منجر نمی‌شود زیرا پیامدهای اقتصادی و امنیتی، هزینه‌های انسانی، واکنش افکار عمومی و میزان موفقیت در تحقق اهداف اعلام‌شده، همگی در ارزیابی جامعه از چنین تصمیمی مؤثرند. در حال حاضر، یکی از دلایل اهمیت یافتن مسئله جنگ با ایران در ایالات متحد، آثار اقتصادی تنش‌های منطقه‌ای و نگرانی از گسترش غیر قابل مدیریت درگیری است.

در ۱۰ روز مانده به انتخابات، تصمیم به آغاز جنگ می‌تواند برای ترامپ هزینه‌های سیاسی داشته باشد

افزایش قیمت بنزین، سیر صعودی نرخ و هزینه‌های حمل‌ونقل و متعاقب آن افزایش قیمت برخی کالاها، به‌ویژه کالاهایی که هزینه ترابری سهم قابل‌توجهی در قیمت نهایی آنها دارد، بر زندگی روزمره شهروندان آمریکایی تأثیر گذاشته است. بنابراین، مسئله جنگ با ایران، با معیشت مردم و ارزیابی آنان از عملکرد دولت آمریکا نیز ارتباط مستقیم دارد. اگر تنها ۱۰ روز تا برگزاری انتخابات کنگره باقی مانده باشد، تصمیم به آغاز جنگ می‌تواند برای ترامپ و جمهوری‌خواهان هزینه‌های سیاسی داشته باشد.

ورود به درگیری نظامی، به‌ویژه در شرایطی که هزینه‌های زندگی از دغدغه‌های اصلی افکار عمومی است، لزوماً موقعیت انتخاباتی دولت یا حزب حاکم در آمریکا را تقویت نمی‌کند. اگر جنگ به افزایش بیشتر قیمت انرژی، تشدید نااطمینانی اقتصادی یا گسترش بحران بینجامد، فشارهای سیاسی بر جمهوری‌خواهان نیز افزایش خواهد یافت.

در نتیجه، نمی‌توان فرض کرد که آغاز جنگ الزاماً دستاورد انتخاباتی به همراه دارد یا نتیجه انتخابات مجلس نمایندگان و سنا را به سود آنان تغییر می‌دهد. ارزیابی این مسئله به دامنه و مدت درگیری، پیامدهای اقتصادی و امنیتی و واکنش افکار عمومی بستگی دارد. اما در مورد رژیم شرور صهیونیستی، شرایط تا حدودی متفاوت است. مسئله جنگ و تداوم بحران‌های امنیتی به شکل مستقیم با معادلات بقای سیاسی نتانیاهو پیوند خورده است.

 وی در سال‌های اخیر، در شرایطی که با فشارهای سیاسی داخلی و مخالفت‌های گسترده مواجه بوده، همواره در محیطی از تنش‌های امنیتی و درگیری‌های نظامی به فعالیت های شرورانه خود ادامه داده است. لذا تداوم بحران می‌تواند در عرصه سیاست داخلی برای او کارکرد داشته باشد و بر معادلات حفظ قدرت تأثیر بگذارد. 

به اعتقاد من، اگر جنگ‌های دو سال گذشته و شرایط امنیتی ناشی از آن وجود نداشت، نتانیاهو برای حفظ موقعیت سیاسی خود با دشواری بیشتری مواجه می‌شد و احتمال از دست دادن قدرتش جدی‌تر بود. در مقابل، مخالفان نتانیاهو با وجود برخورداری از موقعیت مناسب‌تر در برخی نظرسنجی‌ها، با محدودیت‌هایی برای تشکیل دولت مواجه‌اند. 

ترامپ نشان داده که تصمیم‌های خلق الساعه اش بر اساس محاسبات منطقی اتخاذ نمی‌شود

مسئله اصلی صرفاً پیشتازی یک جریان در نظرسنجی‌ها نیست، بلکه توانایی آن برای دستیابی به اکثریت لازم در کنست و تشکیل ائتلاف است. بر اساس نظرسنجی‌ها، به نظر می‌رسد نه ائتلاف حامی نتانیاهو و نه جریان مخالف او به‌تنهایی از ظرفیت کافی برای تشکیل دولت برخوردار نیستند.

 در چنین وضعیتی، آرای احزاب عربی و تصمیم آنها درباره مشارکت در ائتلاف‌ها یا حمایت از گزینه‌های احتمالی تشکیل دولت می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. بنابراین، نتیجه نهایی به ترکیب کرسی‌های کنست، مواضع احزاب و امکان شکل‌گیری ائتلاف‌های سیاسی بستگی خواهد داشت و پیشتازی در نظرسنجی‌ها لزوماً به معنای توانایی تشکیل دولت نیست.

در همین چارچوب، طی ۱۰ روز گذشته تا هفته جاری، برخی از مخالفان نتانیاهو نسبت به احتمال بهره‌برداری سیاسی از تنش با ایران انذار و هشدار داده‌اند. از نگاه آنان، طرح ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران درصدد انجام اقدام پیش‌دستانه است، می‌تواند به افزایش تنش‌ها، تحریک متقابل و آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش دور تازه‌ای از درگیری نظامی منجر شود.

 این انتقادها را باید در بستر رقابت‌های سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی و نگرانی مخالفان نتانیاهو از تأثیر تحولات امنیتی بر معادلات انتخاباتی ارزیابی کرد. با توجه به این شرایط، به نظر من احتمال آغاز جنگ تا روز سه‌شنبه انتخابات ، چندان بالا نیست. در چنین موقعیتی، باید میان فضاسازی سیاسی، افزایش سطح تهدیدها و تصمیم عملی برای ورود به جنگ تمایز قائل شد، زیرا هر یک تابع محاسبات و ملاحظات متفاوتی است.

بااین‌حال، ترامپ نشان داده که تصمیم‌های خلق الساعه اش بر اساس محاسبات منطقی اتخاذ نمی‌شود و ممکن است تحت تأثیر فشارها، تحریکات بیرونی یا شرایط مختلف تصمیم‌هایی بگیرد که با محاسبات متعارف سیاسی همخوانی نداشته باشد. 

محمود واعظی: ۱۰ روز مانده به انتخابات کنگره، تصمیم به آغاز جنگ می‌تواند برای ترامپ هزینه سیاسی داشته باشد/ ایران خواهان جنگ دوباره نیست

کشورهای منطقه هم عموماً تمایلی به گسترش درگیری‌ها ندارند

* آیا ممکن است جنگ پس از انتخابات رخ بدهد؟

پس از انتخابات شرایط می‌تواند به‌طور محسوسی تغییر کند. اگر جمهوری‌خواهان اکثریت خود را در مجلس نمایندگان و سنا از دست بدهند، موقعیت سیاسی ترامپ تا زمان آغاز به کار کنگره جدید، در ابتدای سال میلادی، با محدودیت‌های بیشتری مواجه خواهد شد. با اینکه ترکیب جدید کنگره بلافاصله پس از پایان انتخابات مستقر نمی‌شود و تغییر ترکیب سنا نیز تنها شامل یک‌سوم کرسی‌های آن خواهد بود، این تحولات می‌تواند بر محاسبات دولت مستقر آمریکا و تصمیم‌های آن در عرصه سیاست خارجی به ویژه پرونده ایران تأثیر بگذارد.

بخش مهمی از معادلات پیش رو به روند مذاکرات بستگی دارد. اگر تلاش میانجی‌ها برای برقراری مذاکرات میان ایران و آمریکا به پیشرفت منجر شود و چشم‌اندازی برای حل‌وفصل مسائل باقی‌مانده شکل بگیرد، امکان کاهش سریع احتمال تقابل نظامی میسر می‌شود. اگر مسیر دیپلماسی باز بماند و طرفین دستیابی به توافق را از مسیر کم هزینه و پایدار سیاسی امکان‌پذیر قلمداد نمایند، انگیزه بسیار کمتری برای حرکت به سمت جنگ و راهبرد پرهزینه تقابل نظامی خواهند داشت.

از سوی دیگر، با توجه به سطح آمادگی‌ بالا که در نیروهای غیور مسلح کشور، از جمله رزمندگان دلاور سپاه پاسداران انقلاب و ارتش، ایجاد شده و بازتاب آن در رسانه‌های مختلف،  مبرهن است که ایران در عین حفظ آمادگی دفاعی و اهتمام جانفدایانه در حراست از تمامیت سرزمینی، به دنبال ورود به جنگ نیست. 

کشورهای منطقه هم عموماً تمایلی به گسترش درگیری‌ها ندارند. بنابراین، اگر مذاکرات با میانجی‌گری طرف‌های مختلف به پیشرفت ملموسی برسد و امکان حل‌وفصل مسائل باقی‌مانده فراهم شود، احتمال وقوع جنگ کاهش خواهد یافت. در مقابل، اگر مذاکرات پس از انتخابات به بن‌بست برسد و چشم‌انداز روشنی برای توافق وجود نداشته باشد، احتمال اقدام نظامی همچنان مطرح خواهد بود. لذا در چنین شرایطی، نمی‌توان احتمال تشدید تنش‌ها و حرکت به سمت درگیری را نادیده گرفت.

جنگ و اختلال در جریان انرژی و تجارت به افزایش قیمت‌ها، تشدید تورم و تضعیف اقتصاد برخی کشورها منجر شده است

* اخیراً آقای محسن رضایی گفته‌اند که نمی‌توانیم برای مدت طولانی در محاصره اقتصادی قرار داشته باشیم، زیرا در این شرایط خانواده‌ها آسیب می‌بینند. اکنون با محاصره دریایی مواجه هستیم و هرچند امروز مرز پاکستان باز شد، به نظر می‌رسد نوعی محاصره زمینی و هوایی نیز وجود دارد. نظر شما درباره این اظهارات چیست؟ آیا این وضعیت به معنای احتمال تهاجم یا حمله پیش‌دستانه ایران است و چه پیامی برای سیاست‌مداران و مسئولان داخلی دارد؟

اقدام پیش‌دستانه زمانی می‌تواند از پشتوانه سیاسی و بین‌المللی برخوردار باشد که افکار عمومی داخل کشور، منطقه و جهان ضرورت آن را بپذیرند. در شرایط کنونی، برداشت شکل‌گرفته در بخشی از افکار عمومی این است که ایران در موضع دفاعی قرار داشته است. حمله رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی ۱۲روزه، در شرایطی صورت گرفت که مذاکرات در جریان بود.

در جنگ تحمیلی ۴۰روزه نیز، تجاوز غیرقانونی به ایران و ترور قائد شهید، دانشمندان و فرماندهان نظامی، جنایت به شهادت رساندن کودکان مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب، به شهادت رساندن خدمه ناو دنا و کشتار بی رحمانه هم‌وطنان غیرنظامی و ویرانی‌های مستحدثاتی که در پی تجاوز ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی به ایران رقم خورد، همگی در میانه روند مذاکرات اتفاق افتاد.

این شرایط به تقویت این برداشت کمک کرده که آمریکا و رژیم صهیونیستی مسئول تشدید تنش‌ها هستند. از این‌رو، هرگونه اقدام پیش‌دستانه از سوی ایران باید بر دلایل روشن و مستند و ارزیابی دقیق پیامدهای سیاسی و امنیتی استوار باشد، چراکه حفظ حمایت افکار عمومی داخلی و بین‌المللی نیز در این معادله اهمیت دارد.

در کنار این مسائل، محاصره دریایی اعمال‌شده علیه ایران و محدودیت‌های مربوط به تنگه هرمز هزینه‌هایی فراتر از ایران به همراه دارد. این وضعیت فقط مردم ایران را تحت فشار قرار نمی‌دهد، بلکه آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر نیز از پیامدهای اقتصادی آن متأثر می‌شوند.

 
جنگ و اختلال در جریان انرژی و تجارت به افزایش قیمت‌ها، تشدید تورم و تضعیف اقتصاد برخی کشورها منجر شده است. بنابراین، هزینه‌های این بحران یک سویه نیست و طرف های مقابل نیز با تبعات اقتصادی و سیاسی آن به شکل ملموس مواجه است. به همین دلیل، بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند از طریق میانجی‌گری و راهکارهای دیپلماتیک، زمینه مهار تنش‌ها و حل‌وفصل مسالمت‌آمیز بحران را فراهم کنند. 

همین اواخر نیز وزیران خارجه انگلیس، فرانسه و آلمان اعلام کردند که برای کمک به حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران آمادگی دارند. البته ظرفیت این کشورها برای اثرگذاری مستقیم بر روند تحولات محدود است، اما طرح چنین پیشنهادی نشان می‌دهد که مسیر مذاکره و دیپلماسی همچنان مورد توجه طرف‌های مختلف قرار دارد و  این موضوع بر اهمیت استفاده از فرصت‌های موجود برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها و یافتن راه‌حلی سیاسی و مسالمت‌آمیز تأکید می‌کند.


 

۲۹۲۱۵
 

کد مطلب 2293391

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین