زهرا چوپانکاره: صفر کشته و صفر زخمی نتیجه نبردی است که با ورود به سومین هفته از آغاز خود، بیش از پیش مورد توجه مجامع و گروههای غیر دولتی قرار گرفته است، نبردی که به موازات نوع حقیقی خود، میان هواداران دو طرف درگیر در جریان است؛ جنگ مجازی غزه میان کاربران اینترنت در روزهای اوج خود به سر می برد؛ جنگ پرهیاهوی بیتلفات.
آنچه این روزها با عنوان نبرد اینترنتی غزه توجه رسانهها را به خود جلب کرده است، بیش از هر چیز بازتابدهنده تلاش دولتهای اسرائیل و حماس در زمینه جنگی تبلیغاتی است که بخش عظیمی از آن در شبکه جهانی اینترنت جریان دارد؛ تلاش برای کسب مقام قهرمان خوب داستان بودن در میان افکار عمومی. اما این جبهه نبرد مجازی روی دیگری هم دارد، رویی کمتر دولتی و بیشتر مردمی، کمتر تبلیغاتی و بیشتر همدلانه. هر اندازه که سایت یوتیوب و شبکه اجتماعی فیسبوک تبدیل به کارزار میان نیروهای نیمهرسمی و شبه چریکی دو طرف درگیری شدهاند، به همان میزان دنیای وبلاگها و وبسایتها به تحلیل، همدردی و یا انتقاد از یکی از دو جبهه پرداختهاند تعداد کاربرانی که تصمیم گرفتهاند از طریق مانیتورهای پیش روی خود در روند صلح شرکت کنند، رو به افزایش است.
«مرد امید» و «مرد صلح» دوستانی از دو طرف مرز باریک غزه هستند که وبلاگ مینویسند، با هم مینویسند و مشاهدات خود را از حوادث رخ داده در طرف اسرائیلی و طرف فلسطینی ثبت میکنند. خوانندگان با آنها همراه میشوند برایشان مینویسند و برای سلامتی و صلح در شهرهای این دو دوست دعا میکنند، اما این جنبشهای سازمان نیافته وبلاگی تنها به آدمهای درگیر جنگ محدود نمیشود، قرار گرفتن روبان سیاه، لوگوی کمپینهای دفاع از مردم غزه و انتفاضه مجازی در حاشیه بسیاری از این محیطهای شخصی و انتشار یادداشتهای خبری و تحلیلی در مورد آخرین تحولات منطقه مورد بحث، نشان از این دارد که نه تنها ساکنان نوار غزه، بلکه بخش قابل توجهی از کاربران خود را در میانه یک نبرد یافتهاند و ترجیح میدهند بیطرف نمانند. حال با گذشت بیش از دو هفته از آغاز حمله اسرائیل و گسترش اعتراضات جهانی، این سؤال مطرح میشود که آیا حامیان صلح توانستهاند با امضای کمپینهای اعتراضآمیز، با همدردیها، انتفادها و مقاومتهای مجازی، نقشی در پایان این جنگ حقیقی داشته باشند؟ آیا مواردی همچون بازیهای فلش و نزدیک به دو میلیون سنگ مجازی پرتاب شده به سوی سرباز اسرائیلی مجازی، تأثیری در دنیای غیرمجازی داشته است؟ با وجود 900 کشته و بیش از 90 هزار آواره فلسطینی و ناکامی بسیاری از میانجیگریهای بینالمللی و در نتیجه ادامه جنگ، شاید کمی سادهاندیشانه باشد اگر گمان کنیم شبکه اینترنت با همه قابلیتها و کاربرانش، با تمام احساسات انساندوستانه و ظلمستیزانهشان، نقش پررنگی در پایان دادن به تراژدی غزه خواهند داشت. اما ما همچنان به این نبردها و همدلیهای مجازی ادامه میدهیم، چرا؟ پاسخ شاید ساده اما کمی تلخ باشد. دنیای مجازی به ما اجازه حضور میدهد. حضور در جهان کمترین هزینهها و بیشترین فایدهها، دنیای قاب شده در سایز مانیتور کامپیوترهای ما. این گونه است که میتوانیم فارغ از مسافتهای زمانی و مکانی به جبهه دلخواه خود بپیوندیم و جایی داشته باشیم برای گفتن، شنیده شدن و سهیم بودن. دنیای مجازی ما را بازی میدهد و گاه این بازی آنقدر اهمیت پیدا میکند که میزان تأثیر یا عدم تأثیرش از نظر دور میماند.
حال مشخص نیست که غزه برای ما تا چه اندازه حقیقی است و تا چه اندازه مجازی و کاربران صلحطلب اینترنت تا کجا به راهکارهای پایان جنگ میاندیشند و تا کجا به آرام کردن وجدانهای ناآرام خود.
26 مارس سال 2003 «راشل کوری»، دختر 23 ساله آمریکایی و عضو جنبش اتحاد بینالمللی برای فلسطین به هنگام اعتراض به تخریب خانه فلسطینیان، زیر چرخهای بولدوزر ارتش اسرائیل له شد. راشل شاید نمیدانست که فناوریهای نوین ارتباطی راههای امن اعتراض و صلحطلبی را گشودهاند؛ بدون کشته، بدون زخمی. شاید هم میدانست و اعتراض در جهان واقعی را برگزیده بود. راشل، غزه حقیقی را از غزه مجازی دوستتر میداشت.






نظر شما