به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلمهای ترسناک چه نسبتی با دین و ایمان دارند؟ آیا نمایش شیاطین، نیروهای فراطبیعی و خشونت با آموزههای دینی در تضاد است یا سینمای وحشت میتواند بستری برای طرح پرسشهای عمیق درباره خدا، خیر و شر و رستگاری باشد؟ بررسی برخی از آثار شاخص این گونه سینمایی نشان میدهد که وحشت، برخلاف تصور رایج، گاهی به یکی از جدیترین عرصهها برای پرداختن به مفاهیم الهیاتی تبدیل میشود.
وقتی ترس به مسئلهای دینی تبدیل میشود
آلی بث استاکی، پادکستساز مسیحی، هفته گذشته و همزمان با نزدیک شدن به هالووین، هشداری به مخاطبان خود داد و از آنها خواست فیلمهای ترسناک تماشا نکنند. او در مطلبی که بیش از یک میلیون بازدید داشت، نوشت: «چند بار در سراسر کتاب مقدس میخوانیم: نترسید؟» استاکی در برنامه خود نیز گفت که برای یک مسیحی، «عمداً مصرف کردن محتوایی که قرار است ما را بترساند»، به معنای «تضادی مستقیم با فرمان عیسی برای نترسیدن یا نگران هیچچیز نبودن» است.
استاکی سرانجام این مطلب را حذف کرد؛ حتی بسیاری از مسیحیان محافظهکار هم با استدلال او موافق نبودند و آن را بیش از حد سادهانگارانه میدانستند. بااینحال، او نخستین کسی نیست که از منظر دینی علیه گونه وحشت موضع میگیرد.
پس از اکران فیلم «جنگیر» در سال ۱۹۷۳، اثری درباره تلاش دو کشیش کاتولیک برای نجات دختری جوان که به تسخیر شیطان درآمده است، بیلی گراهام، واعظ تلویزیونی، در مصاحبهای گفت: «شیطان در تکتک قابهای این فیلم حضور دارد.» او این اثر را به «هرزهنگاری معنوی، متوسل به خرافات ذاتی انسان» تشبیه کرد. نشریه «مسیحیت امروز» نیز فیلم را «زیرکانه» و «قبیح» خواند.
این انتقادها از آنجا ناشی میشوند که نمایش مکرر امور غیبی، جادوگری و نیروهای اهریمنی در فیلمهای ترسناک ممکن است بیاعتنایی به مقدسات یا حتی اهانت به آنها به نظر برسد. بااینحال، بسیاری از فیلمهای این گونه سینمایی در واقع پذیرای ایدههای الهیاتی هستند و برخی از بهترین نمونههای آن را میتوان در شمار مذهبیترین فیلمهای تاریخ سینما قرار داد.
همه فیلمهای ترسناک درباره خدا نیستند
البته همه فیلمهای ترسناک به پرسشهای عمیق درباره خدا نمیپردازند. فیلم «مرتد» هنگام اکران با این انتقاد روبهرو شد که بیش از اندازه شیفته ایدههایی درباره دین در سطح بحثهای کاربران ردیت است. مککی کاپینز، نویسنده آتلانتیک، در نقد خود بر این فیلم به همین مسئله اشاره کرد.
فیلم درخشان «برو بیرون» ساخته جردن پیل نیز کمتر به دین و بیشتر به دغدغههای اجتماعی معاصر میپردازد.
گاهی عناصر وحشتآفرین خود فیلم، مانند صحنههای ناگهانی ترسناک و خونریزی، میتوانند حواس تماشاگر را از هرگونه پیام الهیاتی که فیلم قصد انتقال آن را دارد، پرت کنند. اگر مجموعه فیلمهای «اره» نیز میخواهند پیامی درباره خدا منتقل کنند ــ چنانکه برخی تماشاگران آنها را نمایشهایی اخلاقی دانستهاند ــ این پیام در میان صحنههای پیاپی سلاخی و خشونت بهسادگی قابل تشخیص نیست.
بااینحال، بسیاری از فیلمهای این گونه مفاهیم بنیادین دینی را بررسی میکنند. تیموتی بیل، استاد مطالعات دینی در دانشگاه کیس وسترن رزرو، در نوشتهای درباره رابطه وحشت، دین و هیولاها در سینما، توضیح داده است که فیلمهای ترسناک به متون باستانیای همچون «انوما الیش» و کتاب مکاشفه شباهت دارند؛ آثاری که در آنها یک خدا یا چند خدا بر آشوبی که نیروهای هیولایی پدید آوردهاند غلبه میکنند و نظم کیهانی را برقرار میسازند.
به گفته بیل، بسیاری از این فیلمها درباره تجربه «سردرگمی و تهدید شدن نظم» هستند. از جمله نمونههای این آثار میتوان به نسخه اصلی «گودزیلا» اشاره کرد که درباره هیولایی است که ساختمانها را ویران میکند، یا «دراکولا» که خونآشامی حیلهگر را به تصویر میکشد که از انسانهای سادهدل تغذیه میکند.
افزون بر این، فیلمهای ترسناک مطرح میکنند که خیر و شر مفاهیمی واقعیاند و نسبی نیستند. شر واقعاً وجود دارد و در قالب هیولا، دیو یا قاتلی که آزادانه در اطراف پرسه میزند، تجسم پیدا میکند. خیر نیز به همین اندازه واقعی است و میتوان آن را در میل تماشاگران به مهار شدن، دستگیر شدن یا بیرون رانده شدن شخصیت شرور مشاهده کرد.
اخلاقگرایی و مجازات گناه در سینمای وحشت
بسیاری از فیلمهای ترسناک ابایی ندارند که لحنی اخلاقگرایانه به خود بگیرند. نظام اخلاقی این آثار نیز معمولاً به سمت ارزشهای سنتگرایانه متمایل است.
«جنگیر» سوءمصرف مواد، غفلت والدین و نابرابری اقتصادی را در کنار نیروهای فراطبیعی شرور، از عواملی معرفی میکند که موجب رنج انسان میشوند. این مسائل در فیلم بهعنوان کاستیهای انسانی مطرح میشوند که میتوانند بهاندازه نیروهای اهریمنی رنجآفرین باشند.
رابطه جنسی پیش از ازدواج نیز در شمار زیادی از فیلمهای ترسناک پیامدهایی مرگبار دارد؛ از جمله «هالووین»، «جمعه سیزدهم» و «تعقیب میکند». این الگو آنقدر تکرار شده که یکی از شخصیتهای فیلم نخست «جیغ» آن را به تمسخر میگیرد.
این شخصیت توضیح میدهد: «برای اینکه بتوان در یک فیلم ترسناک با موفقیت زنده ماند، باید از قوانین مشخصی پیروی کرد. قانون شماره یک: هرگز نباید رابطه جنسی داشته باشید. رابطه جنسی مساوی است با مرگ.»
جهانی فراتر از ماده و اندازهگیری
برخی از بهترین فیلمهای ترسناک نشان میدهند که واقعیت چیزی فراتر از ماده صرف است و انسانها با نیروهای فراطبیعیای روبهرو میشوند که نه آنها را میبینند و نه درک میکنند.
پدر رایان دانس، استاد دانشگاه مارکت و نویسنده کتاب «الهیات وحشت»، معتقد است این فیلمها میتوانند نشان دهند که «جهان چیزی فراتر از آن چیزی است که میتوان اندازهگیری و مدیریت کرد».
بازسازی فیلم «نوسفراتو» در سال ۲۰۲۴ نمونهای از این رویکرد است؛ اثری که آشکارا فیلمی مذهبی نیست، اما باور به جهان معنوی را جدی میگیرد.
این فیلم ساکنان روستایی در ترانسیلوانیای قرن نوزدهم را به تصویر میکشد که باور دارند موجودات شرور وجود دارند و میتوان با آیینهای جادویی آنها را دور نگه داشت. در مقابل، شهرنشینان ثروتمند و فرهیختهای که روستاییان را سادهلوح میدانند، هنگامی که خونآشام شهرشان را به رنج و مرگ گرفتار میکند، کاملاً غافلگیر میشوند.
آنها خشم خونآشام را بهاشتباه یک طاعون معمولی تشخیص میدهند و بیهوده میکوشند با دارو و قرنطینه با آن مقابله کنند.
یکی از استادان دانشگاه که دیدگاههای نامتعارفی دارد و از معدود شخصیتهایی است که منشأ واقعی مصیبت شهر را تشخیص میدهد، میگوید: «نور گازی علم ما را کور کرده است.»
او ادامه میدهد: «اگر میخواهیم تاریکی را مهار کنیم، ابتدا باید بپذیریم که وجود دارد.»
رستگاری مسیحی در تاریکترین لحظهها
در نقد دیدگاهی که فیلمهای ترسناک را به دلیل پرداختن به نیروهای اهریمنی مغایر با ایمان مسیحی میداند، میتوان به مفهوم رستگاری در همین آثار اشاره کرد. توصیه آلی بث استاکی به پرهیز از تماشای فیلمهای ترسناک و هشدارهای بیلی گراهام و نشریه «مسیحیت امروز» درباره «جنگیر»، از این منظر، نکته مهمی را نادیده میگیرند: ایدههای مسیحی درباره رستگاری حتی در تاریکترین موقعیتها نیز میتوانند آشکار شوند.
«جنگیر» ممکن است در ظاهر داستانی درباره یک دیو به نظر برسد، اما در حقیقت درباره اعتماد به خداست.
در ابتدای فیلم، شخصیت اصلی داستان، پدر دیمین کاراس، با بحرانی در ایمان خود روبهروست. او نسبت به دیگران بیاعتنا و گوشهگیر شده است. مردی بیخانمان در ایستگاه مترویی در شهر نیویورک از او میپرسد: «پدر، به یک خادم قدیمی محراب کمک میکنید؟»
پدر کاراس بدون توقف به راه خود ادامه میدهد و رنج آن مرد را از خود دور نگه میدارد. به نظر میرسد او از مواجهه با این رنج میترسد.
جنگیری؛ مواجهه با رنج به جای رویگردانی از آن
جنگیریای که عنوان فیلم به آن اشاره دارد، پدر کاراس را دگرگون میکند.
پدر کاراس هنگام مراقبت از ریگن مکنیل جوان، شاهد استفراغ جهنده، فورانهای خشونتآمیز و مشهورترین اتفاق فیلم، یعنی چرخیدن سر او به اندازه ۳۶۰ درجه، است.
پدر کاراس بهجای آنکه از آلودگی، آشفتگی و هراس واقعی روی برگرداند، با آن مواجه میشود.
او به شیطلتی که دختر را تسخیر کرده است، میگوید: «مرا بگیر.»
او زندگی خود را پیشنهاد میکند تا جسم و روح کودکی آسیبپذیر بتواند نجات یابد.
در پایان فیلم مشخص میشود که دختر هیچ خاطرهای از تسخیر شدن به دست شیطان ندارد و احتمالاً حتی مردی را که شیطان را از وجود او بیرون رانده است، به یاد نمیآورد.
بااینحال، هنگامی که او بهطور اتفاقی با کشیش دیگری روبهرو میشود، نگاهش بر یقه روحانی او متمرکز میشود. دختر سرش را بالا میآورد و گونه کشیش را میبوسد.
چیزی عمیق در درون او احساس میکند که خدا در پایان دادن به داستان وحشتناک او نقشی داشته است.
۵۹۲۴۴





نظر شما