۰ نفر
۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۷

حکایت یکی از پسرهای عبّاس قلی خان که مدیر مالی بود، در ادامه شرح داده شده است...

«داشت عبّاس قلی خان پسری»
پسر معتمد و معتبری

پسری سالم و پابند اصول
چشم و دل سیر و امین و مقبول

کار و اوضاع معاشش عالی
سمتش بود مدیر مالی

صحبت از پول کلان کارش بود
دسته چک جزئی از ابزارش بود
 

هرکجا توی هچل می افتاد
پول و چک‌پول و تراول می داد

بود نزدیک تر از جان رئیس
یار حمام و گلستان رئیس

نانشان بی زد و بند آجر بود
سرشان داخل یک آخور بود

کارمندان همگی بی کم و کاست
می شدند از پس و پیشش خم و راست

زیر دستش نه که پول و پله بود
پیش پایش پُر دام و تله بود

هر که از منصب او داشت شناخت
حرف ها پشت سر او می ساخت
 

دلش از مردم بد گو خون بود
همسرش نیز به او مظنون بود

گرچه ویلای شمیران هم داشت
طفل معصوم غم نان هم داشت

بود حسرت به دل یک ویراژ
بنز هم داشت ولی در گاراژ

بس که در حفظ سمت می کوشید
کت و شلوار کتان می پوشید

داشت یک عمر همانند رئیس
عقده ی دیدن شهر پاریس

نه که از غیر خودی کم می خورد
از رفیقان خودش هم می خورد
 

طعنه های رفقا از یک سو
سوء ظنّ شُرکا از یک سو

گرچه تا خرخره توی گِل بود
ترک این شغل و سمت مشکل بود

با همان نامه ی اعمال سیاه
خسته از تهمت و انگ بدخواه،

از حسودان به خدا بُرد پناه
گفت« لا قُو ة الّا بالله»!

 

6060

کد خبر 230500

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۲:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۵
    3 2
    عالی عالی حض کردم
  • بدون نام IR ۱۳:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۵
    6 0
    به نظرم این شعر از سری اشعار "داشت عباس قلی خان پسری" خانم عرب امیری بود. بهتد بود منبع ذکر می شد.
  • دبیر بخش طنز خبرآنلاین IR ۱۸:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۵
    10 0
    با عرض معذرت از کاربران و خوانندگان محترم خبرآنلاین، نام نویسنده این شعر طنز سرکار خانم نسیم عرب امیری است که در هنگام درج مطلب، جا افتاده است. با احترام/ دبیر بخش طنز خبرآنلاین
  • عسل IR ۰۹:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۹
    2 0
    سلام وخسته نباشین خانم امیری . شعرخیلی قشنگی بود ولذت بردم .
  • رضا IR ۱۹:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۰
    0 0
    میگم پسر عباس قلی کیه؟اسمش اشناست