یک کارشناس مسائل سیاسی می گوید:بشار اسد با استفادۀ تاکتیکی از اهرم کردها می خواهد به ترکیه نشان دهد که آنچه آنکارا در طلب آنست خود آنها را با بحرانی به نام کردها روبرو خواهد کرد.

 

زهرا خدایی


جدای از ابعاد و تبعات جنگ داخلی در سوریه، آنچه که امروز بیش از هرچیز جای نگرانی دارد، تسری بحران به کشورهای همسایه و حتی منطقه است. روز سه شنبه انفجاری مهیب در منطقۀ کارشیاکا در استان غازی آنتپ ترکیه منجر به کشته و زخمی شدن 70 نفر از اهالی این منطقه شد. هرچند هنوز کسی مسئولیت این اقدام را برعهده نگرفته، اما سرایت بحران سوریه به کشورهای منطقه می تواند تبعات سنگین و غیرقابل جبرانی را به همراه داشته باشد که کنترل آن از دست دولتها و بازیگران ملی خارج است. با توجه به بافت متکثر و ناهمگون خاورمیانه، پرواضح است طولانی شدن بحران نه تنها می تواند جامعۀ ناهمگون سوریه را با چالش هویت روبرو سازد، بلکه آتش این بحران می تواند سایر کشورهای منطقه را نیز فراگیرد. خبرآنلاین در گفتگویی با داود هرمیداس باوند به تأثیر بحران سوریه بر آیندۀ خاورمیانه پرداخته است که در ذیل آن را می خوانید.
دلیل طولانی شدن بحران سوریه چیست؟
خیزش های عربی در کشورهای مختلف تأثیرات متفاوتی داشت. در مصر و تونس به نتایج مثبتی رسید در حالیکه در برخی دیگر از جمله یمن و بحرین گزینشی عمل شد. در مورد سوریه هریک از کشورها منافع خود را دنبال می کند. عربستان سعودی منافع خاص خود دنبال می کند و همچنین ترکیه با هدف حمایت از جنبش های مردمی سعی می کند نقش ویژه ای را در تحولات منطقه پیگیری کند. عربستان سعودی در پی مخدوش کردن هلال شیعی مرکب از ایران، عراق و سوریه و لبنان است و ترکیه نیز درصدد افزایش نقش میانجی گری در بحران های منطقه ای را دنبال می کند. در واقع هر بازیگری از زاویۀ خاص خود با بحران سوریه برخورد می کند.  ایران نیز به دلیل رابطۀ نزدیکی که با سوریه دارد بر این مسئله حساس است. بسیاری معتقدند که سوریه سرپل ایران در منطقه و جهان عرب است و ارتباطاتی که ایران به لحاظ ارزشی با برخی از گروهها اعم از حماس، جهاد اسلامی و حزب الله دارد، از عمده ترین دلایل حساسیت ایران است. البته برخی از این گروهها از جمله حماس و جهاد اسلامی تغییر رویه داده اند به این دلیل که روند تغییر در سوریه را استشمام کردند و برآن شدند که خیلی آرام و آهسته خط مشی جدیدی را اتخاذ کنند.

مسئله کردها، امروز خود به عنوان چالشی در منطقه تبدیل شده است. آزادی عملی که بشار اسد به کردها داد، نگرانی ترکیه و در نهایت ورود مسعود بارزانی به این مسئله را به دنبال داشت. این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟
سوریه می داند کشوری که دچار بحران می شود، به خصوص آنکه اقلیت های آن دارای محدودیت های زیادی بوده اند، می تواند سبب تشدید بحران شود. سوریه برای اینکه در چند جبهه دچار مشکل نشود و در عین حال یک ابزار واکنش متقابل در رابطه با ترکیه داشته باشد، آزادی عمل به کردها داده و احتمالاً ممکن است کردها مسلح نیز شده باشد که البته واکنش ترکیه را نیز در پی داشته است. سوریه نمی خواهد در داخل در چند جبهه با بحران روبرو باشد و سعی می کند در منطقه عربی بحران را ساماندهی کند. از این رو با آزاد گذاردن دست کردها هم در تلاش برای حل بحران عربی است و از سوی دیگر می خواهد به ترکیه نشان دهد که آنچه  ترکیه در طلب آنست احتمالاً با بحرانی به نام کردها روبرو خواهد شد. این تاکتیکی است که سوریه در پیش گرفته است. برای کشوری همچون سوریه که در بحرانی اینچنینی قرار دارد، نهایت تلاش برای استفاده از هر نوع ابزاری به عمل می آورد. و اما دربارۀ کردهای پ.ک.ک باید بگوییم که اوجالان پایگاهش در سوریه بود. ترکها در مذاکراتی که با سوریه کردند، اوجالان را مجبور کردند که خاک سوریه را ترک کند. لذا با توجه به همین مسئله، شاخۀ پ.ک.ک در سوریه فعال است و می تواند بر بحران تأثیرگذاری کند.
ورود مسعود بارزانی به مسئله کردهای سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟
هریک از بازیگران سعی می کند از فضای بحرانی به نفع خود استفاده کند و این برقراری رابطه بین اقلیم کردستان عراق و کردهای سوریه در هر حال از نظر آنها مثبت تلقی می شود. کردهای عراق در شرایط فعلی به کردستان عراق بسنده کردند ولی اگر فرصتی پیش بیاید که زمینه را بتواند تا حدودی گسترش دهد، از ایجاد کردستان بزرگ و مستقل استقبال می کنند. البته این مسئله را باید در نظر داشت که ترکیه به این بهانه که خطری از سوی کردهای پ.ک.ک سوریه متوجه امنیت کشورش است، می تواند برای خود ادعای مشروعی پیدا کند تا بتواند وارد جریان سوریه شود و شاید هم در انجام این منظور مبالغه کند و برای آینده دلایل ظاهراً مشروعی برای این امر داشته باشد.
آیا پ.ک.ک سوریه خط مشی مستقلی جدای از پ.ک.ک ترکیه دارند؟
بعید به نظر می رسد. شاید مصلحت شان در اینست که همسویی نسبی با هم داشته باشند. اما همچنان جای سوال دارد.
آیا خطر کردها می تواند برای ترکیه جدی شود؟
واقعیت اینست که پاشنۀ آشیل و یا چشم اسفندیار ترکیه مسئله کردها است. کردها در حدود 20 درصد جمعیت ترکیه را تشکیل می دهند و اقداماتی که دولت برای رضایت خاطر کردها کرده مقطعی بوده و نتوانسته رضایت آنها را جلب کند. مثلاً در منطقۀ دیاربکر که مراسم نوروز را کردها برپا کردند با واکنش تقریباً نظامی روبرو شد. ترکیه سعی می کند از نظر اقتصادی مناطق کردنشین را توسعه دهد و ظاهرا موافقت کرده که زبان کردی در چند مدرسه تدریس شود ولی به موازات آن خط مشی های خشونت باری را نیز در پیش می گیرد و یک برنامۀ سیستماتیک در ابعاد مختلف همسو با یکدیگر در پیش نگرفته است. دولت ترکیه به کردهای خود نوید توسعه و باز کردن فضای فرهنگی می دهد ولی در عین حال برخوردهای نظامی نیز نشان داده می شود. دولت موفقیت هایی در جلب نظر کردها بدست آورده ولی اگر مجبور شود که وارد یک واکنش جدی علیه کردها شود، تقریباً همۀ زمینه های موفقیت آمیز صورت گرفته شدیداً از نظر حقوق بشری لطمه خواهد خورد.
اما اینکه آیا مسئلۀ کردها می تواند به بحران منطقه ای تبدیل شود، این مسئله به اوضاع و شرایط منطقه بستگی دارد. هیچکدام از کشورها طرفدار ایجاد یک کردستان مستقل نبودند و در یک موضع مشترکی بودند تا مانع تحقق این مقصود شوند، اگر زمانی هم از ابزار کردها استفاده می شده، بیشتر تاکتیکی بوده تا اینکه استراتژیک باشد. بعید به نظر می رسد مسئله کردها جنبۀ محوری پیدا کند. چون هر کشوری گرفتار مشکلات خاص خود است. سوریه همچنان درگیر بحران است و هر دولتی که روی کار بیاید، مشکلات خاص خود را دارد، عراق نیز به همین ترتیب.
از زمانی که منطقۀ فضایی امنی در منطقۀ کردستان عراق ایجاد شد، کردها خط مشی جداگانه ای را پیش در گرفتند. حتی تا قبل از حمله به عراق 13 درصد از درآمدهای نفتی به کردستان عراق اختصاص داده شده بود. کردستان عراق فدراسیونی است که از سه قسمت تشکیل شده است، شمال، مرکز و جنوب. ولی هنوز این مسئله به صورت جدی در این کشور حل نشده است. کردها سعی می کنند به عنوان اقلیمی جداگانه پول، پرچم و حتی تعاملات تجاری با همسایگان را اختصاصاً داشته باشند. از این رو بعید به نظر می رسد که کردها در منطقه وارد خط مشی مشترکی در منطقه بشوند.
آیا استفاده بشار اسد از اهرم کردها نمی تواند هزینه ای برای تمامیت ارضی خود سوریه باشد؟
شکی در این واقعیت نیست. زمانی که این فضا به کردها داده شد و آنها مسلح شدند و توانستند خود را سازماندهی کنند، مسلماً بعدها نیز با مشکل روبرو خواهند شد. حکومت جدیدی که در سوریه روی کار می آید باید در روابطی که قبلاً با کردها داشته تجدیدنظر صورت دهد. کردهای سوریه حتی از مزایای حقوق شهروندی نیز برخوردار نبودند، لذا برای آینده دو حالت دارد: یا دولت مجبور می شود در ساختار داخلی سوریه تجدیدنظر کند و به کردهای سوریه تا حدودی خودمختاری نسبی اعطا کند که جزیی از خاک سوریه باشند و یا اینکه سعی می کند کردها را به وضعیت اول آنها برگرداند که این مسئله احتمالاً با تشدید درگیری ها مواجه خواهد شد.
به طور حتم کردهایی که در این شرایط آزادی به دست آورده اند، حاضر نمی شوند به وضعیت قبل خود بازگردند. من فکر می کنم که آلترناتیو اول در مورد سوریه در پیش گرفته شود. حتی در صورت باقی ماندن بشار اسد نیز آنها مجبورند که به صورت نسبی این تجدیدنظر در وضعیت را بپذیرند. حتی ممکن است کردها مطالباتی بیش از آنچه که امروز دارند را خواستار باشند. البته مطالبۀ خودمحتاری دال بر جدایی نیست. 
باید به این مسئله توجه داشت که کردهای ساکن در سوریه، عراق و حتی ایران باید کشورهای خود را به عنوان مرجع و پناهنگاه اصلی خود بدانند. موضع ایران در قبال کردها نیز باید این باشد که آنها را شهروند دوفاکتوی خود بداند و کردها نیز متقابلاً ایران را تنها کشور خود بدانند. وضعیت کردها در ایران باید متفاوت از وضعیت کردهای سوریه و عراق باشد. امید است با راهکارهایی که دولت ایران برای کردها در نظر می گیرد، کردها ایران را حامی معنوی خود بدانند.
آیندۀ خاورمیانه را در سایۀ تحولات منطقه چگونه پیش بینی می کنید؟
آنچه که در جهان عرب رخ داد، در راستای سرنگونی رژیم های عربی استبدادی صورت گرفت. انتظار می رود با تحولات اخیر جهان عرب، حکومت قانون، حقوق بشر و دمکراسی بتواند تحقق یابد و به کجراهه نرود. چون جای نگرانی وجود دارد که برخی از این جنبش ها با هدف ایجاد حکومت دمکراتیک آغاز شود، ولی در نهایت به کجراهه منتهی می شود و به شکل دیگری از محدودیت دیگری سر برآورد. امید است که این خیزش ها به نتیجۀ مورد نظر منتهی شود.
نکتۀ قابل توجه اینجاست که در منطقه گروههای دیگری بودند که بر مبانی ارزشی فعال بودند اما محدودیت هایی نیز داشتند مثل اخوان المسلمین اما در پرتو تحولات جهان عرب، اخوان المسلمین با درک واقعیت منطقه تغییراتی در اندیشه ها و تفکرات خود ایجاد کرد. انتظار می رود ارزشهای جهانشمولی(آزادی، حقوق بشر، مردمسالاری و حکومت قانون) که در دنیا مطرح است، به صورت نسبی در این جوامع پیاده شود. امید است خاورمیانه از توقفی که سالها دچار آن بوده، خارج شود و با پتانسیل و امکاناتی که دارد، در یک چهارراه موفقیت آمیز و مشتمل بر رفاه مردمی، توسعه اقتصادی، اعتلای فرهنگی و علمی و احراز جایگاه مطلوب در نظام بین المللی و حضور موثر در سازمان های بین المللی نائل شود. 
  

26349

کد خبر 237874

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • امید IR ۰۹:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۵
    10
    دکتر باوند سخنگوی جبهه ملی و از اعضای شورای رهبری جبهه ملی هستند. خوشحالم نشانه هایی از باز شدن فضا وجود دارد از دکتر باوند گرامی بابت نظرات خوب و منطقی شان تشکر میکنم