۰ نفر
۱۹ آبان ۱۳۸۸ - ۰۴:۱۴

در روزهای نخستین استقرار نظام جمهوری اسلامی یکی از دغدغه‌های اصلی گردانندگان انقلاب این بود که با اتکا به کدام توان و تجربه مدیریتی ارکان نظام را اداره کنند.

شاید به همین دلیل بود که در ابتدای آغاز به کار نظام جمهوری اسلامی، زمام امور به دست دولت موقت و شورای انقلاب افتاد تا آنها که درس خوانده و زمانی هم تجربه مدیریت داشتند اوضاع را سر و سامان دهند. متولیان انقلاب و به ویژه بنیانگذار کبیر آن - امام خمینی (ره) - به خوبی به این نکته واقف بودند که اینک دوران تازه‌ای برای انقلاب اسلامی شروع شده و دیگر حرکات انقلابی در شرایطی که انقلاب مستقر شده و به پیروزی رسیده است کارساز نیست. سپردن امور به افرادی هم که نزدیکی کمتری با انقلاب و هویت اسلامی آن داشتند کاری عقلانی به نظر نمی‌رسید. بر همین اساس بود که سران جمهوری اسلامی به این فکر افتادند تا ضعف نیروی متخصص در امور مهم را با استفاده از فارغ‌التحصیلان مدارس و حوزه‌های علمیه معتبر و آشنا با علوم روز پوشش دهد. البته پیش از انقلاب چنین منبعی بدون اینکه از سرنوشت مبارزات انقلابی خبر داشته باشد شکل گرفت.

مدرسه حقانی
شاید در روزگاری که حاج‌علی حقانی تصمیم گرفت مدرسه‌ای برای تربیت طلاب علوم دینی با استفاده از علوم روز تأسیس کند، کسی فکر نمی‌کرد که فارغ‌التحصیلان این مدرسه بتوانند در مناصب مهم کشور و در قالب نظامی به نام «جمهوری اسلامی» به کار گرفته شوند. فارغ‌التحصیلان مدرسه‌ای که امروز هر یک از آنان به وزنه‌ای مهم در معادلات سیاسی ایران تبدیل شده‌اند.

بنیانگذار مدرسه حقانی - که امروز قدمتی حدود پنجاه سال دارد - با مشورت چند روحانی خوش فکر آن زمان تصمیم گرفت تا مدرسه‌ای را به سبک نوین و برای تربیت طلاب آگاه به دانش‌های روز بنا کند. نام مدرسه هم منتظریه بود که بیشتر به نام مؤسسش - حقانی - معروف شد. اداره این مدرسه بر عهده کسانی همچون آیت‌الله علی قدوسی، آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله مصباح یزدی و محمد مجتهد شبستری بود. این مدرسه اساتیدی همچون آیت‌الله سیدموسی شبیری زنجانی، آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله احمد جنتی و آیت‌الله یوسف صانعی نیز داشته است.

آن روزها فارغ از جدال‌های سیاسی امروز، همه در به بار نشستن این مدرسه سهیم بودند و همه تلاش می‌کردند در شکل‌گیری شیوه‌ای نوین در تدریس علوم دینی سهمی داشته باشند. آن روزها حتی پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل وجود خفقان و سرکوب شدید به مخیله کسی خطور نمی‌کرد چه رسد به اینکه طلاب این مدرسه بتوانند به مناصب مهمی دست پیدا کنند. مدیریت آیت‌الله بهشتی و آیت‌آلله قدوسی بر این مدرسه موجب شد تا طلاب با علوم روز آشنا شوند و این آشنایی موجب شد که نظام نوپای جمهوری اسلامی در ابتدای تأسیس از خدمات روحانیون مطلع از علوم جدید بهره‌مند شود.

اما در همان روزهای پیش از انقلاب، درست در روزهای اوج‌گیری مباحث دینی و روشنفکری در جامعه و به ویژه جوانان، دو جریان همزمان در این مدرسه وجود داشتند که به شدت به تقابل با یکدیگر برخاستند. مرز این دو جریان، تفکرات دکتر علی شریعتی بود. در رأس نیروهای مخالف تفکر شریعتی، آیت‌الله مصباح یزدی قرار داشت و در سوی دیگر، محمد مجتهد شبستری و جالب اینکه هر دو از مدرسان و مدیران این مدرسه بودند. به هر حال جریان موافق شریعتی حاکم شد و شاگردان مصباح یزدی مجبور به ترک مدرسه حقانی شدند.

در روزهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی و با رفتن آیت‌الله قدوسی و آیت‌الله بهشتی به دستگاه قضایی، شاگردان مدرسه حقانی هر یک به فراخور توانایی خویش در سمتی به کار گرفته شدند. آیت‌الله عبدالکریم موسوی‌اردبیلی که زمانی در جایگاه عالی‌ترین مقام قضایی ایران نشسته بود، در گفت‌وگویی با روزنامه کیهان در 13 شهریور 1362 در این باره گفته بود: «شهید قدوسی برای اصلاح ترکیب نیروهای دادستانی و دادگاه‌های شهرستان‌ها در حجم گسترده‌ای، از طلاب و فارغ‌التحصیلان مدرسه حقانی بهره گرفت و طلبه‌های مدرسه حقانی پست‌های کلیدی دادستانی و دادگاه‌های انقلاب را در اختیار گرفتند و این به لحاظ اعتمادی بود که ایشان به توانایی‌ها و ایمان و تعهد این نیروها داشت و البته در سایه تکیه به این نیروها توانست اصلاحات مورد نظرش را به اجرا گذارد.»

بدین ترتیب بود که شاگردان مدرسه حقانی به نیروهای قابل اطمینانی برای نظام تبدیل شدند و اگرچه شهید قدوسی در حدود مدت کوتاهی در دادستانی کل کشور حضور داشت، اما شاگردان او در مدرسه حقانی همچنان در نهادهای قضایی و امنیتی کشور ماندند. علی رازینی، رئیسی، نیری، غلامحسین محسنی اژه‌ای، علی فلاحیان، روح‌الله حسینیان، میرحجازی، مصطفی پورمحمدی، قربانعلی دری نجف‌آبادی، علی یونسی، رهبرپور، علیزاده، ابوالقاسم رامندی، مرتضی آقا‌تهرانی، صدیقی، علی مبشری، محمود شریفی، محمود مهدی‌پور، بهرامی، اسلامی، کمال‌الدین خدامی، محمد سلیمی، محمد رامیزی، سیداحمد طباطبایی، صالحی، اکبریان، کاظمی، علی قدیانی، آقایی و. . . همگی از جمله افرادی بودند که با شهید قدوسی به قوه قضائیه راه یافته و امروز هم در گوشه گوشه نهادهای حکومتی اثرگذار هستند.  

مدرسه حقانی و دولت نهم
حضور شاگردان مدرسه حقانی در امور حکومتی به یک دوره خاص محدود نمی‌شود. از روزهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی حضور آنها در نهادهای قضایی و امنیتی به واسطه اطمینانی که به آنها وجود داشت چشمگیر بود. دلیل آن هم آموزش کادرسازی و کار تشکیلاتی به طلاب مدرسه بود تا نظم در امور اجرایی را یاد بگیرند. آنها بعدها همین تجربه را به نهادهای زیرمجموعه خود بردند و اجرایی کردند. علی فلاحیان که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی مسئولیت وزارت اطلاعات را بر عهده داشت درباره کار تشکیلاتی در مدرسه حقانی می‌گوید: «یک سازمانی که الان هم در داخل وزارت اطلاعات هست، قبلاً در مدرسه حقانی به‌وجود آورده بودیم که 5 نفر در رأس بودیم. در برخی از جلسات آن، آقای بهشتی و دیگران توصیه‌هایی داشتند. هرکدام از ما به 5 نفر وصل بود. باز هم 5 نفر به 5 نفر دیگر به شکلی که اطلاعات این جلسات را یک ‌نفر بیشتر نداشت. در مرکز، آن 5 نفر اولی هر چه تصمیم می‌گرفتند، چه برنامه‌های تبلیغاتی، مطالعاتی، فرهنگی و حتی درس‌ها، در مدرسه اجرا می‌شد.»

حضور فلاحیان در رأس وزارت اطلاعات نشان داد که حضور دانش ‌آموختگان مدرسه حقانی در مناصب حکومتی به قوه قضائیه محدود نیست و آنها می‌توانند تا عالی‌ترین سطوح اجرایی و تصمیم‌گیری حضور داشته باشند. در دولت بعد از هاشمی نیز دو تن دیگر از شاگردان این مدرسه به وزارت اطلاعات رفتند. دری نجف‌آبادی و یونسی هر دو در دولت سیدمحمد خاتمی به وزارت اطلاعات رسیدند. در دولت احمدی‌نژاد نیز این منصب در اختیار محسنی‌اژه‌ای یکی دیگر از شاگردان مدرسه حقانی قرار گرفت. اما او در حلقه همکاران احمدی‌نژاد در دولت تنها نبود. او مصطفی پورمحمدی، مرتضی‌آقا تهرانی، روح‌الله حسینیان، منوچهر محمدی، پرویز داوودی، غلامحسین الهام و. . . را در کنار خود در دولت می‌دید. اما شاید روزی تصور نمی‌کرد که این حضور گسترده دانش‌آموختگان مدرسه حقانی در دولت که به واسطه نزدیکی آیت‌الله مصباح یزدی با محمود احمدی‌نژاد امکان‌پذیر شده بود روزی تنگ شود. ابتدا مصطفی پورمحمدی از وزارت کشور کنار گذاشته شد و بعد در تنها یک هفته مانده به پایان عمر دولت نهم، خودش به دلیل انتقاد به انتصاب مشایی از دولت کنار گذاشته شود.

امروز در غیاب آیت‌الله بهشتی و آیت‌الله قدوسی و بسیاری دیگر از مدیران سابق مدرسه که تفکرات و سلایق سیاسی گوناگون ولی هدف مشترکی داشتند، آیت‌الله مصباح یزدی عهده‌دار مدیریت مدرسه حقانی است. او همچنین مدیریت مؤسسه در راه حق و مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) در قم را به عهده دارد. بعضی از دانش‌آموختگان این مؤسسه به کشورهای انگلستان، آمریکا، کانادا، اتریش و هلند اعزام شده‌اند تا مدیریت مراکز فرهنگی و اسلامی را بر عهده بگیرند.

امروز دیگر آموزش کار تشکیلاتی و آشنایی طلاب با علوم روز شاید دیگر در دستور کار این مؤسسه نباشد. به فراخور نیاز، «تئوریزه کردن دولت اسلامی» در دستور کار قرار گرفته تا با انجام برخی اقدامات از جمله موضع‌گیری‌های سیاسی، سخنرانی‌های قبل از خطبه‌های نماز جمعه، حضور در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی‌، نفوذ در نظام آموزشی و. . . . این مبحث در جامعه نهادینه شود.

  مؤسسه امام خمینی
انتشار اسامی شاگردان آیت‌الله مصباح یزدی که عموماً تربیت شده مؤسسه امام خمینی (ره) هستند، می‌تواند به شناخت حلقه فکری دولت نهم کمک کند. از میان اسامی این شاگردان، نام مرتضی آقاتهرانی، سیدمحمود نبویان، علی مبشری، پرویز داوودی، منوچهر محمدی، عباسعلی کدخدایی، سیدمحمد غروی، غلامحسین الهام، قاسم روانبخش، ناصر سقای بی‌ریا، علیرضا پناهیان و حمید رسایی بیشتر از سایرین خودنمایی می‌کند.

مرتضی آقا تهرانی که تا پیش از ورود به مباحث سیاسی بیشتر به عنوان استاد اخلاق شناخته می‌شد، با ورود به سیاست سعی کرد اخلاق را در این عرصه پیشه خود کند. او ابتدا به عنوان استاد اخلاق به هیأت دولت نهم راه یافت تا پیش از آغاز جلسه وزیران، اندکی در باب مسائل اخلاقی آنها را مؤعظه کند. اما این حضور در هیأت دولت موجب شد که کم کم مزه سیاست به مذاق آقاتهرانی خوش بیاید و او از حوزه انتخابیه تهران نامزد نمایندگی در مجلس هشتم شد و به مجلس راه یافت.

سیدمحمود نبویان نیز از جمله شاگردانی است که در شکل‌گیری تفکرات مذهبی دولت نهم نقش عمده‌ای داشته است. او در یکی از اظهاراتش در تمجید از دولت نهم می‌گوید: دولت نهم نخستین دولتی بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای نوشتن برنامه توسعه پنجم خود از 40 نیروی مذهبی و حوزوی برای شرکت در فرآیند تصمیم‌سازی کشور دعوت کرد.

علی مبشری نیز به دستگاه قضایی راه یافته است. او رئیس دادگاههای انقلاب تهران بوده و اکنون به سمت معاون قضایی دیوان عدالت اداری منصوب شده است.

پرویز داوودی هم در دولت نهم به معاون اولی رسیداما در دولت دهم کنار گذاشته شد و اکنون به عنوان مشاور ارشد رئیس‌جمهور شناخته می‌شود. منوچهر محمدی هم در وزارت امور خارجه به معاونت رسیدتا حلقه شاگردان مصباح در دولت کامل‌تر شود. عباسعلی کدخدایی و غلامحسین الهام هم به شورای نگهبان رفتند، هرچند که الهام در دولت نهم نقش پررنگی بر عهده داشت اما در دولت دهم ترجیح داد تا یکسال باقی مانده از مدت حضورش در شورای نگهبان را در این شورا بگذراند تا بعد با فراغ بال بیشتری در خدمت دولت باشد. حمید رسایی هم مانند آقاتهرانی به مجلس راه یافت تا دایره نفوذ شاگردان مصباح در مجلس هم به مانند دولت گسترده شود. ناصر سقای بی‌ریا مشاور احمدی‌نژاد در امور روحانیت در دولت دهم شد و علیرضا پناهیان هم مانند سایر همشاگردی‌هایش در منابر واعظ اصولگرایان حضوری فعال دارد.

غلامرضا فیاضی، محمود رجبی، سیدمحمدرضا طباطبایى، عباسعلى شاملى، سیداحمد رهنمایى، محمد فنایى اشکورى، دکتر شمالى، محمدجواد زارعان، اکبر میرسپاه، سیدمحمد غروى، محمدحسین بهجتی اردکانی، مجتبی مصباح یزدی، احمد جهان بزرگی، ابراهیم فیاض، حسین کچوئیان، موسی نجفی، سیداحمد رهنمایی، محمد فنایی نعمت‌سرا، محمود نمازی، حسین جلالی، محمدحسین برجیان، علی مصباح یزدی، محمود دهقانی، عبدالمجید اشکوری، ابوالحسن حقانی، علی معصومی‌نیا، حمید کثیری، عبدالجواد ابراهیمی، محمدمهدی نادری، احمد و علی ابوترابی و احمد رهدار نیز از جمله کسانی هستند که از مؤسسه تحت ریاست آیت‌الله مصباح یزدی‌فارغ التحضیل شده‌اند و بیشتر به تدریس و تبلیغ مشغولند.

 دانشگاه امام صادق (ع)
دانشگاه امام صادق (ع) به مانند مدرسه حقانی محل پرورش افرادی بودکه که پس از اتمام تحصیل در مسئولیتی گمارده شدند. دانشگاه امام صادق (ع) اولین دانشگاهی است که پس از انقلاب و در دوره انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۶۱ و در محلی که قبل از انقلاب به دانشگاه هاروارد تعلق داشت و با عنوان «مرکز مطالعات مدیریت ایران» در آن رشته مدیریت تدریس می‌شد، آغاز به کار کرد. این دانشگاه در حال حاضر تنها در زمینه رشته‌های علوم انسانی و به صورت غیر متمرکز (ابتدا آزمون سراسری، سپس مصاحبه و گزینش) دانشجو می‌پذیرد.

در این دانشگاه دانشجویان پسر و دختر به صورت جدا از هم و در دو مکان مجزا تحصیل می‌کنند. ریاست این دانشگاه را از زمان راه‌اندازی تاکنون، آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی بر عهده داشته ‌است. مسئولیت‌های سیاسی او موجب شده است که این دانشگاه همواره از اهمیتی مضاعف برخوردار باشد. این دانشگاه هدف خود را تعلیم دانش آموختگانی با توانایی علمی در یکی از رشته‌های مدرن همراه با دانش دینی (مشخصاً فقهی) قرار داده‌است.

این دانشگاه تعهدی ازبابت ارائه شغل مناسب به دانشجویانش نمی‌دهد، گرچه به علت غیر انتفاعی بودن دانشگاه و در عین حال نگرفتن شهریه از دانشجویان، در صورت صلاحدید دانشگاه، فارغ‌التحصیلان ملزم به پذیرش شغل پیشنهادی دانشگاه خواهند بود. اما فارغ‌التحصیلان نگرانی چندانی از این بابت ندارند، چراکه شغل پیشنهادی دانشگاه مناسب است. بیشتر فارغ‌التحصیلان این دانشگاه جذب قوه قضائیه یا دولت شده‌اند.

عبدالله رمضان‌زاده (سخنگوی دولت خاتمی)، مصطفی کواکبیان (نماینده اقلیت مجلس)، سیدمحمد حسینی (رئیس دانشگاه پیام نور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)، محمدرضا سرشار (نویسنده)، سعید جلیلی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) و. . . از جمله فارغ‌التحصیلان این دانشگاه هستند که هر یک سلایق سیاسی خاص خود را دارند و این روزها شناخته شده‌تر هستند.

  مدرسه عالی شهید مطهری
مدرسه عالی شهید مطهری با نام ابتدایی مدرسه ناصری آغاز به کار کرد و پس از آن تا قبل از انقلاب اسلامی به نام مدرسه سپهسالار شناخته می‌شده و بعد از شهادت استاد مطهری به نام مدرسه عالی شهید مطهری نامگذاری شده‌است. این مدرسه عالی از پیشینه طولانی در زمینه تلفیق نظام و مفاد تعلیمی حوزه و دانشگاه برخوردار است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با انتصاب آیت‌الله محمد امامی کاشانی به عنوان تولیت مدرسه عالی شهید مطهری از سوی امام خمینی (ره) فعالیت آموزشی آن از سال 1361 با پذیرش دانشجو آغاز گردید. قاعدتاً یکی از عوامل مهم برای ارزیابی هر مرکز علمی و دانشگاهی، فارغ‌التحصیلانی است که به جامعه عرضه کرده و میزان تأثیرگذاری آن در فضای علمی و فرهنگی است. مدرسه عالی شهید مطهری، با پذیرشی سالانه بین 20 تا حداکثر 30 نفر، خانواده بسیار کوچکی است و فارغ‌التحصیلانش با ضرب این عدد در 25 سالی که از عمر جدید آن می‌گذرد، بیش از 600 نفر نخواهند بود و با احتساب خواهران، این رقم حدود 1500 نفر خواهند بود. روی این حساب نباید گمان کرد که این عده کم جای زیادی را در کشور اشغال کرده باشند. با این حال از چهره‌هایی که در عرصه حجت‌الاسلام خاموشی (ریاست سازمان تبلیغات اسلامی)، محسن اسماعیلی (عضو حقوقدان شورای نگهبان)، حجت‌الاسلام حاج علی‌اکبری (مشاور رئیس‌جمهور و رئیس سازمان ملی جوانان) و حجت‌الاسلام محمد بهرامی (نمایندة مردم کرمان در مجلس خبرگان رهبری) نام برد که هر کدام چندین سال در مدرسه به تحصیل اشتغال داشته‌اند؛ هر چند باید نام حجت‌الاسلام رئیسی (معاون اول رئیس قوه قضائیه) و حجت‌الاسلام عبدالنبی نمازی (دادستان سابق کل کشور) را نیز به این فهرست اضافه کنیم که از این مرکز مدرک دکتری گرفته‌اند. با این وجود این مدرسه عالی فرزندان بسیاری از مقامات کشور را نیز تعلیم می‌دهد. بنابراین باید منتظر بود و دید که آیا این مدرسه در سال‌های آینده جای مدرسه حقانی را خواهد گرفت یا نه؟

جدول این مطلب را اینجا ببینید.

کد خبر 23799

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بي نام IR ۰۷:۰۶ - ۱۳۸۸/۰۸/۱۹
    0 0
    آقاياني كه در اين مدارس تربيت شده و به خارج از كشور مي روند براي اين ميروندتا نخبگاني را كه از ايران مهاجرت كرده اند را هدايت بفرمايند تا خداي نكرده دركشور كفر راه به خطا نروند ان شاالله
  • بدون نام IR ۰۸:۲۵ - ۱۳۸۸/۰۸/۱۹
    0 0
    اولا آقای مصباح مدیر مدرسه حقانی نیست ثانیا اصلا نویسنده نمیداند که مدرسه حقانی بعدا با نام دیگری به فعالیت خود ادامه داد ثالثا هر روحانی که به نظرش آمده می تواند به آقای مصباح نزدیک باشد جزو شاگردان ایشان کرده است!! قصه خوبی بود