چرا با وجود این که پیمان صلح عملاً از طرف معاویه از اعتبار افتاده بود و لازم الوفاء نبود، امام حسین علیه معاویه قیام نکرده و معاهده صلح را نقض نکرد؟

در هفته گذشته گروه اندیشه خبرآنلاین با نقد مطلبی که اخیرا در شبکه های اجتماعی و مجازی مطرح شده پرداخت. این موضوع به نقل از تاریخ طبری در کتاب «موسوعه کلمات الإمام الحسین(ع)» منتشر شده که در آن درباره ماجرای معاهده صلح امام حسین با معاویه آمده است حسین بن علی مخالف صلح بود و خطاب به امام حسن تأکید کرد: «پناه می‌برم به خدا! مبادا با پسر «ابوسفیان» مصالحه نمایی، که در این صورت، از راه پدرت دور شده‌ای!» این مطلب در کتابی که دفتر تبلیغات اسلامی به نام «محرم الحرام؛ ره توشه رهیان نور» اخیراً منتشر کرده نیز به نقل از منبع مذکور ذکر شده است.

چرا با وجود این که پیمان صلح عملاً از طرف معاویه از اعتبار افتاده بود و لازم الوفاء نبود، امام حسین علیه معاویه قیام نکرده و معاهده صلح را نقض نکرد؟در پاسخ به این سوال که چرا امام حسین(ع) در دوران امامت ده ساله خویش، در عصر معاویه، علیه او اقدام به حرکت و قیام مسلحانه نکرد، می‌توان سه دلیل بیان کرد:
1. منش و روش حکومتی معاویه
2. پیمان صلح امام حسن با معاویه
3ـ حاکمیت روحیه سازش و عافیت‏طلبی در جامعه اسلامی (به ویژه عراق)
در این مطلب، به بررسی دلیل دوم، یعنی « پیمان صلح امام حسن با معاویه» می‌پردازیم.
پیمان صلح امام حسن با معاویه، دومین مانع مهم قیام مسلّحانه اباعبداللّه‏ علیه نظام طاغوتی معاویه بود؛ زیرا بر اساس این معاهده، امام حسین نیز مانند برادر بزرگوارش، امام مجتبی ، متعهد به پای‏بندی به آن شده بود. بنابراین، اگر امام حسین در عصر معاویه نهضت خویش را بر پا می‏داشت، معاویه به راحتی می‏توانست افکار عمومی مردم را علیه قیام امام حسین بسیج کند؛ چون همه مردم می‏دانستند که امام حسن و امام حسین متعهد شده‏اند که تا معاویه زنده است، به حکومت وی تن دهند. از این‏رو، هرگونه حرکت از جانب امام حسین موجب می‏شد که از یک سو، معاویه حضرت را شخصی فرصت‏طلب، آشوبگر و تفرقه‏انداز معرفی نماید؛ چنان‏که وقتی به معاویه خبر دادند که حسین بن علی در تدارک قیام علیه اوست، وی طی نامه‏ای خطاب به حضرت نوشت:
«اما بعد، گزارش پاره‏ای از کارهای تو به من رسیده است؛ اگر صحّت داشته باشد، من آن‏ها را شایسته تو نمی‏دانم. همانا هر کس پیمان و معاهده‏ای ببندد، باید به آن وفا کند، به ویژه شخص بزرگ و شریفی مثل تو، با آن مقام و منزلتی که نزد خدا داری. اینک مواظب خود باش و به عهد خود وفا کن. اگر با من مخالفت کنی، با تو مخالفت می‏کنم و اگر بدی کنی، بدی می‏بینی.»(1)
از سوی دیگر، قیام امام حسین در روزگار معاویه، این ذهنیت را در مردم ایجاد می‏کرد که آن بزرگوار با صلح برادرش، امام حسن، موافق نبوده است، در حالی که امام حسین همواره اصرار داشت نشان دهد با این صلح کاملاً موافق بوده و هیچ‏گونه ناخشنودی از این نظر نداشته است. شاهد بر این مطلب، جواب امام حسین به علی بن محمد بن بشیر همدانی و سفیان بن لیلی است. آن دو در زمان حیات امام حسن به حسین بن علی گفتند: گروهی از طرف‏داران قیام، نزد امام حسن رفته، از آن حضرت تقاضا کرده‏اند که بر ضد معاویه قیام کند، ولی امام حسن از قبول پیشنهاد آن‏ها خودداری کرده، به آن‏ها فهمانده است که جامعه اسلامی برای چنین قیامی آمادگی ندارد.
حسین بن علی در جواب فرمودند:«ابومحمّد(حسن بن علی ) راست گفته است؛ مادامی که این شخص(معاویه) زنده است،باید هر یک از شما شیعیان ملازم خانه خود باشید.»(2)
البته باید توجه داشت که امام حسین معاهده خود با معاویه را معاهده‏ای لازم‏الوفاء نمی‏دانست: چرا که اولاً، پذیرش پیمان از سوی امام حسن و امام حسین از روی رغبت و میل نبود، بلکه شرایط حاکم آنان را مجبور به پذیرش آن کرده بود. ثانیا، تاریخ گواهی می‏دهد که معاویه نه تنها به هیچ کدام از مواد پیمان‏نامه عمل نکرد، بلکه در نقض هر یک از مواد آن، از هیچ کوششی فروگذار نکرد؛ چنان‏که خود قبل از عمل به مواد پیمان نامه، از نقض آن خبر داد. معاویه در محلی به نام نخیله، نزدیک کوفه، ضمن خطبه‏ای، در این باره چنین گفت: «آگاه باشید! هر شرط و پیمانی که با حسن بن علی بسته‏ام، زیر پاهای من است و به هیچ‏کدام از آنها وفا نخواهم کرد.»(3)
بنابراین، پیمان صلح عملاً از طرف معاویه از اعتبار افتاده بود و لازم‏الوفاء نبود، اما اگر امام حسین قیام می‏کرد، معاویه می‏توانست دستاویز تبلیغاتی مناسبی علیه آن حضرت پیدا کند. از این‏رو، آن بزرگوار مقیّد بود که چنین بهانه‏ای را به دست معاویه ندهد. در نتیجه، هر زمان بعضی از شیعیان به وی پیشنهاد قیام مسلّحانه می‏دادند، حضرت آنان را دعوت به صبر و شکیبایی می‏کرد و وعده نهضت را بعد از مرگ معاویه می‏داد.

پی نوشت:

1ـ ابن قتیبه دینوری، الامامة و السیاسة، ج 1، ص201 / ابوحنیفه دینوری، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، قاهره، داراحیاءالکتب‏العربیة، 1960 م، ص 224ـ 225
2ـ ابوحنیفه دینوری، همان، 220ـ221
3ـ ابوالفرج اصفهانی، همان، ص77 / محمد بن محمد بن النعمان (شیخ مفید)، الارشاد، تحقیق مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، 1417 ه، ج2، ص14
گزیده‌ای از مقاله مواضع امام حسین (ع) در برابر حکومت معاویه، محسن رنجبر، مجله معرفت، شماره 52
/30462

کد خبر 262593

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =