۵ نفر
۲۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۰

زمستان و ماه های پایانی سال 1390 برای کسانی که با سرداران احمد سیاف زاده و احمد سوداگر آشنا بودند روزهای غم انگیز و اندوهباری بود.

زمستان و ماه های پایانی سال 1390 برای کسانی که با سرداران احمد سیاف زاده و احمد سوداگر آشنا بودند روزهای غم انگیز و اندوهباری بود زیرا این دو عزیز پاسدار به ناگاه با فاصلة کمی از یکدیگر، دنیای فانی را رها کرده و از بین دوستان و رزمندگان دوران دفاع مقدس به دیار باقی شتافتند و خود را با خاطراتشان در اذهان خانواده و دوستانشان به یادگار گذاشتند. این دو نفر از رزمندگان قدیمی دوران جنگ تحمیلی بودند که مدت های زیادی را در کنار هم در قرارگاه کربلا گذرانده بودند و در دوران جنگ با هم در جبهه زندگی کرده بودند. تقدیر این چنین بود که این دو یادگار دوران دفاع مقدس در پایان عمر نیز با فاصلة کمی از یکدیگر به دیدار معبود خود نائل آیند. احمد سوداگر که چند سالی بود که قلم به دست گرفته بود و هر از چند گاهی مطالبی را می نوشت بلافاصله پس از درگذشت احمد سیاف زاده در رثای او مقالة زیبایی نوشت و در رسانه ها منتشر کرد ولی کسی نمی دانست که چند هفته بعد، دوستان دیگرش در فقدان او مطالب و مقالاتی را به رشتة تحریر در خواهند آورند و یاد او را گرامی خواهند داشت. سردار احمد سوداگر که در 21 بهمن ماه سال گذشته به دیار باقی شتافت، تقریبا تمام عمر کاری 51 سالة خود را در پاسداری از انقلاب اسلامی و در دفاع از کشور در دوران جنگ و پس از آن نیز در کوشش برای پاسداشت و تداوم راه شهدا گذراند. او به مدت 30 سال با جانبازی و جسمی آسیب دیده به فعالیت و تلاش مستمر مشغول بود. دوران حیات وی را از دوران جوانی می توان به چهار بخش مشخص به شرح ذیل تقسیم کرد.
1- عضو فعال اطلاعات عملیات جبهه های جنگ در دوران دفاع مقدس
2- فرماندة لشکرهای 25 کربلا و 27 محمد رسول الله (ص) پس از خاتمة جنگ
3- دوران بلا تکلیفی
4- رئیس پژوهشگاه دفاع مقدس در سال های پایان عمر
حال به دلیل سابقة آشنایی سی ساله و دوستی دیرینه ای که با مرحوم احمد سوداگر داشته ام به توضیح مختصر موارد فوق می پردازم.
سوداگر عضو فعال اطلاعات عملیات جبهه ها
سوداگر در اوان جوانی و قبل از شروع جنگ به فعالیت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دزفول پرداخت. او در کنار افرادی چون غلامعلی رشید و عبدالمحمد رئوفی قرار گرفت و در اثنای جنگ با افرادی همچون شهیدان حسن باقری و مهدی زین الدین همکاری می کرد. در سال 1358 که افراد وابسته به رژیم بعثی عراق در بین اعراب حاشیة مرز سلاح های کلت و کلاشینکف و آرپی جی7 توزیع می کردند سوداگر در تلاش برای کسب شناسایی و مقابلة با آنها برآمد. وقتی درگیری های مرزی وابستگان به ارتش بعثی عراق با مرزبانان ایرانی اتفاق می افتاد سوداگر هم در کمک به نیروهای خودی به همراه سایر پاسداران دزفول اقدام می کرد. این تجربیات موجب شد تا احمد با کارهای اطلاعاتی و استفاده از سلاح های سبک آشنا شود. ولی تمرکز فعالیت های احمد همچنان در حوزة کارهای اطلاعاتی بود و در تمام دوران جنگ هم عمدتا در این حوزه به فعالیت پرداخت. وقتی در تیر ماه 1359 کودتای نقاب رخ داد و بدبینی نسبت به بخشی از ارتش ایجاد شد،تعدادی اندکی از پاسداران جوان به بعضی از واحدهای ارتش رفتند. احمد سوداگر هم با نظر فرماندة سپاه خوزستان به لشکر92 رفت و در گردان 264 تیپ یکم لشکر 92 زرهی به عنوان رانندة تانک مشغول فعالیت شد. احمد سوداگر آن در سن 20 سالگی روزها و جوانی نورسیده بود که صدام جنگ علیه ایران را شروع کرد. درست چند روز قبل از آغاز جنگ، گردانی که احمد در آن بود به نزدیکی مرز کوشک در جنوب اهواز اعزام شد. او حملة هواپیماهای جنگی عراق به اهواز در اوایل بعد از ظهر 31 شهریور 1359 را از حوالی مرز دید و شاهد عبور قوای زرهی ارتش عراق از مرز کوشک و طلائیه به سمت پادگان حمید و اشغال خاک ایران بود. بنابراین در درگیری های روزهای اول جنگ حضور داشت. در حملات واحدهای زرهی ارتش عراق به واحدی که سوداگر در آن حضور داشت از 32 دستگاه تانک گردانشان فقط 8 دستگاه باقی ماند و مابقی از جمله تانک وی مورد اصابت تانک های عراقی قرار گرفت و زده شد. با از هم پاشیدن گردانی که احمد در آن بود و پس از گذشت چند روز از شروع جنگ، به اهواز آمد و با نظر برادر علی شمخانی از آنجا به سپاه دزفول رفت و تحت برنامة برادر غلامعلی رشید وارد فعالیت های شناسایی در منطقة غرب رودخانة کرخه تا مرز فکه شد. از این زمان او در اکثر شناسایی های این منطقه نقش داشت و با علاقه به دنبال فهمیدن وضعیت و آرایش یگان های ارتش متجاوز بود. گاهی در عملیات های ضربه زدن به قوای ارتش عراق هم شرکت می کرد و هر کاری از دستش بر می آمد برای متوقف کردن پیشروی ارتش عراق انجام می داد. وقتی پس از عملیات طریق القدس در اوایل زمستان سال 1360 تیپ 7 ولی عصر(عج) از پاسدران خوزستان تشکیل شد او مسئول اطلاعات عملیات این تیپ بود و در شناسایی و بررسی منطقة عملیاتی فتح المبین و بیت المقدس فعال بود. در شناسایی منطقة فتح المبین بود که بر روی مین های کار گذاشته شده در جبهه رفت و به شدت مجروح شد و در نتیجه یک پایش از زانو به پایین قطع شد. پس از بهبودی دوباره به جبهه برگشت و پس از عملیات محرم که تیپ7 به لشکر تبدیل شد او در همین مسئولیت به فعالیت های شناسایی خود ادامه داد. بعدها با توسعة توان رزمی سپاه، وی به مسئولیت اطلاعات عملیات قرارگاه کربلا منصوب شد و در موفقیت های این قرارگاه نقش داشت. در عملیات والفجر8 هم با عنوان مسئول اطلاعات عملیات قرارگاه کربلا برای شناسایی رودخانة عریض اروند و یافتن راه کار عبور از آن فعال بود و با برادر علی فدوی مسئول اطلاعات عملیات قرارگاه نوح همکاری نزدیکی داشت زیرا این دو قرارگاه بایستی با بکارگیری لشکرها و تیپ های سپاه، عملیات فاو را انجام می دادند. احمد تقریبا در همة عملیات های دوران جنگ حضور داشت و هیچگاه جز برای معالجه از جبهه خارج نشد. او در عملیات والفجر10 که آخرین عملیات دوران جنگ بود هم در شناسایی وضعیت دشمن حضوری فعال داشت و تحلیل های خوبی از وضعیت و استعداد ارتش عراق در این ناحیه ارائه می داد. احمد فردی نترس و شجاع و بسیار با انگیزه بود و با همین روحیه و با اتکال به نیروی لایزال الهی کارهای خود را جلو می برد. او در بین ده نفر اول افراد فعال در اطلاعات عملیات جبهه ها محسوب می شد و از نظراتش در طرح ریزی عملیات ها نیز استفاده می شد. کسانی که در واحدهای اطلاعات عملیات جبهه ها کار می کردند این ویژگی را داشتند که با مسائل مربوط به دشمن به صورت علمی و مطالعه شده برخورد نمایند و از قضاوت عجولانه بپرهیزند. آنان برای بررسی هر مسئله ای ابتدا به جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی می پرداختند و از طریق مشاهده یا بررسی عکس های هوایی و یا شناسایی از نزدیک و یا کسب اطلاعات از طریق اسرا و پناهندگان به اظهار نظر در بارة آن می پرداختند و از پیشداوری و یا تحمیل آرای خود بر واقعیات اجتناب می کردند. سوداگر هم دارای همین ویژگی ها بود و سعی می کرد در برخورد با هر پدیده ای ابتدا خوب آن را بشاسد آنگاه در مورد آن به اظهار نظر بپردازد.
سوداگر در قالب فرماندة لشکر
مدتی پس از جنگ به تهران آمد و در اطلاعات و عملیات نیروی زمینی سپاه به فعالیت پرداخت. با گذشت زمان دوباره از ستاد به صف رفت و در سال 1376 فرماندة لشکر 25 کربلا بود. در دوران جنگ این لشکر را عمدتا مرتضی قربانی فرماندهی کرده بود و سردار سوداگر که از دوستان مرتضی و با خلقیات وی آشنا بود حال تلاش های او را در این لشکر پر آوازه، تکمیل می کرد. روزی احمد برایم تعریف می کرد که در ایام فرماندهی این لشکر، مجموعه ای تفریحی و رفاهی را همراه با استخر و سونا برای کارکنان لشکر و خانواده هایشان احداث کرده که مورد اعتراض برخی از مسئولین بالاتر قرار گرفته است. من این مجموعه را در آن ایام به دعوت سردار سوداگر در مازندران از نزدیک دیدم. وی این فعالیت ها را علاوه بر انجام مأموریت های سازمانی و به منظور آسایش اعضای لشکر انجام می داد. چند سالی هم فرماندة لشکر 27 محمد رسول الله(ص) شد.ادارة لشکر پر صلابت27 که عمدتا متشکل از پاسداران تهرانی بود کار ساده ای نبود و مهارت و حوصلة مضاعفی را می طلبید. البته حضور پاسدارانی چون شهیدان سعید مهتدی و سعید سلیمانی که از دوران جنگ با وی آشنا بودند کار او را در مدیریت و ادارة لشکر راحت می کرد. سوداگر به زندگی و آرامش پاسداران توجه داشت. خودش تعریف می کرد که در تابستان های گرم با دزفول تماس می گرفتم و از توی مزرعه برای پاسدارها و خانواده هایشان با کامیون هندوانه به تهران می آوردم. همیشه حواسش به نیازهای زندگی پاسداران و بسیجیان و سربازان بود.
سوداگر در عزلت
پس از این دو مسئولیت بزرگ، حدود دو سالی به سردار سوداگر مسئولیتی واگذار نشد و او بلاتکلیف و بی شغل شد. وی در این ایام، بیکار ننشست و یک آموزشگاه رانندگی در منطقة تهران پارس ایجاد کرد و به آموزش مردم پرداخت و ابایی از کار کردن در هر سطحی نداشت. شاید بتوان حال و روز او را در این دوران با تمسک به این اشعار توصیف کرد:
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه ای
گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست؟ گفت یا برق است یا باد است یا افسانه ای
گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟ گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه ای
سوداگر رئیس یک موسسة پژوهشی 
چند سالی گذشت تا با همت سردار غلامعلی رشید جانشین ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح مسئولیت پژوهشکدة دفاع مقدس بر عهدة وی گذاشته شد. احمد با علاقة فراوان در این پژوهشکده مشغول به کار شد و چون به کار گروهی اعتقاد داشت، شورایی مشورتی از فرماندهان پر تجربة سپاه و ارتش در دوران جنگ تشکیل داد. در اسن شورا افرادی چون سرداران احمد غلامپور،مهدی کیانی،یعقوب زهدی،جعفر اسدی،علی فضلی،سعید صادقی،نصرالله فتحیان،باباخانی و امیران موسوی قویدل،غلامحسین مفید،نصرت الله معین وزیری و مسعود بختیاری و تعدادی دیگر را گرد هم آمده بودند و سوداگر از نظرات آنها برای راه اندازی دو واحد درسی تحت عنوان آشنایی با دفاع مقدس در دانشگاه های کشور بهره برد. خوشبختانه او توانست برای اساتیدی که قرار بود این درس را در دانشگاه های کشور تدریس کنند یک دورة آموزشی برگزار کند. در این دوره ها که در اکثر استان های کشور برگزار شد، فرماندهان قرارگاه های دوران جنگ و صاحب نظران دفاع مقدس، عملیات ها و مقاطع مهم دوران جنگ را برای آنان با شیوه ای علمی تدریس کردند. او علاقمند بود جنگ همانگونه که رخ داده است و مطابق با واقعیات آن روزها روایت گردد و نقاط قوت و ضعف جبهة خودی به درستی بیان گردد تا به عنوان تجربه ای راهگشا از آن استفاده شود. احمد تلاش می کرد تا در مورد نقش شخصیت هایی که در جنگ حضور داشته اند مطابق با واقعیت صحبت شود و برای کسانی که این روزها به شخصیت تبدیل شده اند نقشی فراتر از آنچه بوده است در جنگ و عملیات ها به آنها داده نشود و نقش بعضی دیگر به دلایل مسائل سیاسی امروز کمرنگ نشود. او در انتخاب اساتید هم به نقش و مسئولیت دوران جنگشان توجه می کرد نه به سِمَت هایی که امروز دارند.گرچه او در این مسیر نهایتا با مشکل مواجه شد و از تدریس برخی از اساتید به دلیل نظراتشان که بعضی را خوش نمی آمد بازماند ولی او همچنان بر وفاداری به معیارها پایبند بود.تدریس هایی که در این چند ساله برای اساتید درس دفاع مقدس صورت گرفته است هم اکنون از منابع غنی و گنجینه های دفاع مقدس است که امید است تدوین گردیده و در قالب کتاب هایی به چاپ برسد. احمد در این سال های اخیر پژوهشکدة دفاع مقدس را به پژوهشگاه تبدیل کرد و قصد داشت تا دو واحد تخصصی دفاع مقدس را برای همة رشته های دانشگاهی راه اندازی کند تا از تجربیات تخصصی جنگ مانند پزشکی،مهندسی،مدیریتی،روانشناسی و ... در دانشگاه های کشور استفاده شود و فضای تخصصی،ایمانی و عاطفی جنگ به صورت علمی به دانشجویان منتقل شود. فعالیت های این پژوهشگاه رو به توسعه بود که اجل مهلت نداد و او اجر زحمات خود را گرفت و به شهدا پیوست. سردار سوداگر از جمله کسانی بود که برای مرگ آماده بود و معتقد بود که "کل نفس ذائقه الموت" و همچنین باور داشت که "الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا" و احمد در دوران عمر خود به انجام عمل صالح مشغول بود.
خصلت های سوداگر
سرادر احمد سوداگر یکی از یادگاران و سرمایه های ارزشمند دوران دفاع مقدس بود. او یک انسان همچون سایر رزمندگان بود که دارای خلقیاتی خاص خود بود. در گزارش وضعیت دشمن صریح و شفاف بود. سوداگر در مواجهه با افراد سعی می کرد به انگیزه های "حقیقت طلبی" آنها احترام بگذارد و از سوی دیگر تحت تأثیر نام ها و "شخصیت های پرآوازه" از راه حقیقت و گزارش واقعیت دوران جنگ دور نشود. وی چند ویژگی داشت که نسبت به سایر مشخصاتش بیشتر به چشم می خورد که در اینجا به آنها اشاره می شود.
1- توجه به خانوادة شهدا و جانبازان
بسیاری از دوستان احمد در شناسایی های مختلف و در عملیات گوناگون دوران جنگ به شهادت رسیدند یا مجروح و جانباز شدند.در حملات موشکی عراق به دزفول در همان مهرماه 1359 هشت نفر از خانوادة دایی اش شهید شدند. پای خود او هم روی مین رفت و از سال 1360 قطع شده بود و یک گوشش هم دچار آسیب گردیده بود و برادرش هم شهید شده بود. بنابراین درک خوبی از وضعیت جانبازان و احساس درستی از خانوادة شهیدان داشت. به همین خاطر احترام فراوانی برای خانوادة شهدا قائل بود و آنها را مورد عنایت خداوند می دانست.
2- سعی در آزاد اندیشی
سردار سوداگر تلاش داشت تا همانگونه که اسلام می خواهد فرد آزاد اندیشی باشد و خود را اسیر دیدگاه ها و افکار تبلیغ شده قرار ندهد. او دوست داشت تا مسائل و مطالب را خوب بفهمد و سپس با آگاهی قدم های لازم را بردارد. او به دلیل مطالعه ای که در دوران جنگ بر روی قابلیت ها و توانایی های ارتش عراق انجام داده بود یاد گرفته بود که نه زود باور و خوش باور باشد و نه هر چیزی را نفی کند. او به فهم علمی امور معتقد بود و سعی می کرد جزء کسانی باشد که حرف های مختلف را می شنوند و درست آنها را تشخیص می دهند و بعد گام بر می دارند. همانگونه که قرآن می فرماید: "فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولواالباب" (زمر:18) یعنی کسانی که از پیروی و اطاعت طاغوت دوری می کنند کسانی هستند که سخنان گوناگون را از هر کس می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند و این نشان آزاد اندیشی است که خداوند به آن هدایتشان کرده است. آنها همان خردمندان و صاحبان عقل و اندیشه اند.
3- تلاش برای کمک به دیگران و رفع مشکلات افراد
در زمانی که فرمانده لشکر بود به سربازان توجه زیادی داشت و سعی می کرد تا مشکلات آنها را حل کند.گاهی که برای شرکت در جلسات مشورتی درس دفاع مقدس به پژوهشگاه می رفتم از نزدیک شاهد سعی وی برای حل مشکلات بعضی افراد قرار می گرفتم. او روحیة همکاری و کمک به هم نوعان خود را داشت و اهمیت چنین اقداماتی را دریافته بود. او روزی برایم تعریف می کرد که چند سال پیش آقای عزت الله سحابی یکی از اعضای متفاوت اندیش شورای انقلاب را دستگیر کرده بودند و پس از زندانی کردن، پروندة وی را به من داده بودند تا اتهاماتی محکمه پسند را از این پرونده علیه وی استخراج کنم. سوداگر می گفت پس از مطالعة پروندة آن زندانی -که فرد مسنی بود و چند سال پیش مرحوم شد- دیدم هیچ جرمی در مستندات تدوین شده در پرونده وی وجود ندارد و توصیه کردم که او را آزاد کنند. شیخ بهایی در این باره شعر بلند و زیبایی دارند که بخشی از آن این چنین است :
همه شب نماز خواندن، همه روز روزه رفتن همه ساله از پی حج، سفر حجاز کردن ....
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

سوداگر و زندگی
احمد سوداگر یکی از پاسدارانی بود که در دوران زندگی رنج زیادی کشید. علاوه بر آن که با آسیب های جسمی زیادی روزگار را می گذرانید در تصادفی دلخراش، پسر عزیزش را از دست داد ولی او صبر را پیشه کرد و این مصیبت را تحمل کرد.گاهی قلم به دست می گرفت و مقالات و مطالبی را در مورد همرزمانش و یا بعضی از عملیات های دوران جنگ می نوشت و این توفیق بزرگی بود که خداوند به او داده بود. از حماسه های عملیات کربلای5 خاطره های زیادی داشت و آنها را در مصاحبه هایی با مطبوعات و رسانه ها بازگو کرده بود.خوشبختانه با همت حجت الاسلام و المسلمین آقای مهدی بهداروند خاطرات دوران جنگ وی در کتابی با عنوان "جاده های سربی" در چند سال پیش به چاپ رسید و مورد استقبال قرار گرفت. مصاحبه هایی که سوداگر در دوران حیاتش در بارة عملیات های دوران دفاع مقدس انجام داده است و نیز مباحثی را که در تدریس برای اساتید درس دفاع مقدس دانشگاه ها مطرح کرده است از منابع ارزشمند تاریخ دفاع مقدس به حساب می آید که امید است روزی تدوین گردیده و به چاپ برسد تا مورد بهره برداری علاقمندان قرار گیرد. عاش سعیدا و مات سعیدا 
 این مطلب در روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 29/11/91 منتشر شده است.

کد خبر 277557

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =