۰ نفر
۱۹ تیر ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۰

آزادی بیان عقیده

محمدهادی جعفرپور

آزادی بیان گرچه به ظاهر عبارتی ساده به نظر می رسد اما شاید بتوان آن را یکی از پرچالش ترین واژه های حقوقی-سیاسی ملل دانست.


آزادی در وسیعترین معنای کلمه حالتی است که در آن چیزی محدود و وابسته به چیزی دیگر نباشد(دانشنامه سیاسی،داریوش آشوری)اما خارج از بحث کلام و تعریف، آزادی مفهومی نسبی است که خاص و ذات هیچ موجودی جز انسان نیست به عبارتی تنها انسان را میتوان در ارتباط با آزادی موضوع و موضوع له دانست.

همواره علت وجهت آزادی مبحثی است ضروری در شناسایی آن،آزادی از چه و برای چه مقدمه ی اصلی شناخت ارکان و ویژگیهای این نهاد است.پیش از آنکه جوامع غربی مبحث آزادی را در قالب آزادی های سیاسی و اجتماعی تعریف کنند.در مباحث فلسفی چه در جهان اسلام،چه در مسیحیت بحث جبر و اختیار به عنوان رویارویی اراده ی خداوند و اراده ی بشر و نسبت این دو با یکدیگر در ارتباط با مسئله خیر و شر مطرح بوده است.بنا بر همین نظریه در مواجهه با عبارتی مانند آزادی،حقوق بشر و...نمی توان به یک تعریف منطقی رسید چراکه ذات تعریف مستلزم وجوب قیود و محدودیت هایی است که جامع افراد ومانع اغیار باشد و همین صفت به منزله ورود قید و بند بر عبارتی است که ذاتا می بایست به چیزی محدود و وابسته نباشد.اما در عالم حقوق و سیاست جهت تبیین قواعد و الزامات ناشی از تفویض اختیارات به انسان لازم است هر عبارت و نهادی جهت شناسایی دایره شمول آن نهاد مورد شناسایی و تحلیل واقع شده و در نهایت از آن تعریفی ارائه گردد.هرچند که غالب این تعاریف در راستای حفظ ذات معنا فاقد اوصاف منطقی تعریف بوده بیشتر معرفی مصداق را شامل میشود.لذا آنچه که به عنوان آزادی بیان در اسناد بین المللی و قوانین داخلی کشورها از آن یاد میشود معرفی مصادیقی است که در طول زمان بنا بر ضروریات اجتماعی/سیاسی در دایره شمول آزادی بیان قرار گرفته است.

قانون اساسی  که در سلسه مراتب قوانین به عنوان عالی ترین قانون حاکم در نظام جمهوری اسلامی  تعریف می گردددر تبیین آزادی بیان به موجب اصل24 مقررنموده:"نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادندمگر انکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد.تفصیل آن را قانون تعیین میکند".همین اصل مندرج در قانون اساسی در ابتدای بحث این نکته را متذکر می گردد که آزادی بیان با آزادی عقیده تفاوت هایی دارد. هر چند که آزادی بیان یکی از آزادی های عمومی است که در اعلامیه های جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی به رسمیت شناخته شده  اما اصل مذکور با ماده19اعلامیه جهانی حقوق بشر که اعلام میکند: هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد طوری که از داشتن عقاید خود بیم و ترسی نداشته باشد. به ظاهرمغایرتی دارد که تشریح و تعریف عبارت آزادی مقدمه ای است برای شناسایی آزادی بیان  و سپس رفع این مغایرت.

به استناد اصل24قانون اساسی و ماده19اعلامیه جهانی حقوق  بشر این سوال اساسی مطرح می گردد که آیا آزادی بیان به منزله آزادی در ابراز عقیده است؟دررژیم سیاسی کشور که  قوانین و قواعد مبتنی بر شریعت اسلام  بنا می گردد لازم است ریشه ی هر حق و تکلیفی در مبانی شرعی جستجو شود.کلیت آیات قرآنی موید این نکته اساسی است که اسلام همواره بشر را به تعقل و تفکر دعوت نموده اندیشه ورزی را نشانه ی کرامت انسانی و شرافت بشر می داند ،تقلید کورکورانه و بدون استدلال را قبیح و دور از منزلت انسان  می داند.لذا بر پایه چنین استدلالی است که خداوند به انبیاء حکم نموده مردم را با برهان و دلیل روشن به سوی یکتاپرستی دعوت کنند.دعوت به بحث و مناظره با بهترین و موثرترین روش ها(آیه46سوره عنکبوت)نشانه ی دیگری است به دعوت اسلام به تعقل.پذیرش آزادی اندیشه متضمن این نکته است که هریک از افراد بشر با تفاوت هایی که میان آنها وجود دارد می توانند اندیشه نموده و بهترین سخن و راهکار را برگزینند و خداوند چنین بندگانی را بشارت به بهشت داده(سوره زمرایه18)علاوه بر آزادی تفکر و اندیشه ،آزادی عقیده در اسلام نیز مورد تایید قرار گرفته است.به عبارتی انسان ،آزاد است آرمان و غایت نهایی خویش را آزادانه انتخاب نماید چراکه بنا بر آیات قرآنی هیچ اجبار و الزامی در دین راه ندارد.(لا اکراه فی الدین)

با  توجه به آیات قرآن به عنوان محکم ترین سندو دلیل اثبات وجود امری در شریعت اسلام  این نتیجه حاصل می گردد که در نظام تقیینی اسلام  اصل آزادی بیان  در بیان عقیده  نیز پذیرفته شده و آنچه که اصل24قانون اساسی بسان سایر اعلامیه های جهانی در بحث آزادی بیان در مبحث بیان عقیده انشاء نموده است قیود و محدودیت هایی است که لازم است دلیل آن بررسی گردد:

قید اول بحث حقوق  مردم است که  شارع در قالب قانون و قاعده از پیش تعریف شده  با افرادی که با بیان خویش  به حقوق فردی افراد هجوم برده ، امتیازات فردی /اجتماعی فرد مورد نظر را تضییع می نماید  برخورد نموده چنین شخصی را مستوجب کیفر می داند(بحث افترا و توهین و...)

محدودیت دوم بحث ممنوعیت بیان عقیده در جایی که مغایر اخلاق حسنه و نظم عمومی جامعه است (مبانی اسلام).در تکوین قواعد آمره  همواره رعایت اخلاق حسنه و حفظ نظم عمومی مقدمه و شرط اصلی انشاء قوانین است.در شناسایی اخلاق حسنه این نکته قابل تامل است که علی رغم نسبی بودن عادات و عرف جوامع اما در تبیین اخلاق حسنه هر جامعه ای  باورهای اخلاقی و اعتقادی  آن جامعه به منزله عرف اخلاقی مبنای تعریف اخلاق حسنه قرار میگیرد.توجه به اخلاق حسنه و نظم عمومی از آنچنان اهمیتی برخورداراست که در تعریف فلسفه حقوق  آمده است به لحاظ ماهوی ایجاد عدالت و از منظر شکلی اخلاق حسنه دلیل وجودی حقوق ذکر شده و حتی برخی بر این باو درست هستند که توجه به اخلاق حسنه مقدمه ی واجب بر انشاء عدالت است.

با چنین باوری بدیهی است که افراد جامعه مکلف به رعایت اصول و قواعدی هستند که از سوی حاکمیت در مسیر قانونگذاری وضع و به طریق مقتضی به اطلاع عامه مردم رسیده است.حال چنانچه شخصی به بهانه ی آزادی بیان در مقام نقض قواعد حقوق عمومی جامعه برآید بدیهی است که باید پاسخگوی رفتار خویش باشد.

نکته قابل توجه در تقابل افراد با حقوق عمومی این نکته است که به موازات بیان چنین فردی حقوق سایر افراد جامعه تضییع می گردد اینکه شخصی به بهانه وجود آزادی بیان به خودش اجازه توهین به عقاید مذهبی دیگری می دهد تعرض آشکاری است که حاکمیت در جهت رفع این چالش ناچار به وضع قواعدی شده است تا چنانچه فردی  در ابراز عقیده ی شخصی اش سبب تضییع حقوق عمومی مردم گردید یا با بیان خویش اصل حاکمیت را مورد هجمه قرارداد مورد بازخواست قرار گیرد.

نفس حمایت از آزادی بیان که حق طبیعی شهروندان است بدون وجود ضمانت اجرای منطقی و قابل اجرا فاقد ارزش تلقی می گردد لذا بنا بر همین اصل کلی طرق مختلفی جهت تضمین آزادی بیان در قانون اساسی کشور پیش بینی گردیده.اصول دادرسی عادلانه،علنی بودن محاکمات،حضور هیات منصفه و ...از جمله ابزارهای تضمین کننده آزادی های فردی افراد از جمله آزادی بیان است.قانون مجازات اسلامی در راستای حمایت ازحقوق فردی افراد در مقام انشاء برآمده جرایمی مانند افشای اسرار حرفه ای،قذف و افترا،نشر اکاذیب،توهین و هجو،سوگند وشهادت دروغ و تهدید را به عنوان ضمانت اجرای کیفری در تقابل با سوء استفاده از اصل آزادی بیان تحت عنوان جرایم علیه اشخاص تعریف نموده در ادامه در راستای حفظ و حراست از حقوق عمومی حاکمیت  و حفظ امنیت داخی یا خارجی کشور جرایمی مانند جاسوسی،خیانت به کشور از طریق فاش نمودن اسرار دولتی و نظامی تعریف می گردد.علاوه اینکه به منظور حفظ حریم مقدسات مذهبی و احترام برخی مقامات سیاسی داخلی و خارجی اصل آزادی بیان محدودیت هایی یافته جرایمی از قبیل:اهانت به مقدسات و مقامات سیاسی به عنوان ضمانت اجرای حقوق عمومی انشا شده است.

با اوصاف مذکور ملاحظه می گردد که آزادی بیان به عنوان یک اصل بسان سایر اصول و قواعد واجد استثنائاتی است که به طور عمده هرگاه استفاده از این حق،نظم عمومی یااخلاق اجتماعی/فردی را دچار بحران نموده یا آسیبی به آن وارد نماید دایره شمول اصل محدود گردیده و در راستای تضمین این محدودیت ها مقررات کیفری انشا شده است.

نکته قابل توجه که  کمتر در حوزه حقوق عمومی به آن پرداخته شده زمانی است که اشخاصی اقدام به تحمیل حدود ناموجه بر حق آزادی بیان می کنند،آنان که با سوء استفاده از قدرت و اختیاری که دارند مجال بیان اندیشه را بر دیگران تنگ نموده در محدودیت این اصل  از حدود و ثغور قانونی فراتر میروند که شایسته است این قسم از محدودیت ها مورد توجه حاکمیت واقع و چنین اشخاص و مقاماتی مکلف به پاسخگویی گردند.

1717

کد خبر 281424

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 5 =