مجلس محترم شورای اسلامی در حال رای گیری است. کار طاقت فرسای چهار روزه ی نمایندگان محترم رو به پایان است. این مطلب را گذاشتم تا پس از گذار از این ساعت ها به انتشار آن اقدام کنم. اما، با تجربه ی حاضر و اهتمام در کنترل تندگویی ها و تندروی های نمایندگانی انگشت شمار؛ به نظر می آید که می توان "قانون نظام جامع اخلاق سیاسی"؛ را در ایران اسلامی بر پایه ی فصل سوم و مواد موثر دیگر؛ در قانون اساسی نگاشت.

روزگاری در متنی از داستان های به جا مانده از حکیمان بزرگ خواندم که افلاتون حکیم را گفتند : فلان فرد به تعریف تو مشغول بود و از بزرگی تو سخن ها می گفت. افلاتون این نکته شنید و غمزده به گوشه ای؛ زانوی غم به بغل آورد. بیان داشتند : یا افلاطون تو را چه می شود آن فرد؛ از تو تعریف کرد نه تکذیب؛ افلاتون بیان نمود: آری، من هم از این نگرانم که چه کار بیهوده و ناسزایی انجام داده ام که چنین فردی زبان تعریف من گشوده است. 
امروز نیز این داستان در شکل های سلبی و ایجابی آن باید مورد پروا قرار گیرد. یکی از مهم ترین شکل های جداسازی سیاست مردان بزرگ و ماندگار با سیاست بازان کوچک زاده ی نارسا؛ آن است که گروه نخست با ادبیاتی مدبرانه رفتاری معقولانه و کنش هایی معتدلانه؛ به جای راه رفتن روی پاها، دست ها، زبان و یا دیگر اجزاء وجودیشان بر روی سرها و میزان معرفت نهفته در افکارشان راه می روند. چارچوبی هستی شناسانه، معرفت محورانه، و پنداشته های ناشی از آن را در انبان اندیشه ی خود گرد آورده باشند و در زمان بیان سخن جوانب گوناگون را بنگرند و با در دیدداشتِ همه ی آن ها برای رسیدن به تعریف عملیاتی از اندیشه های ذهنی خود وارد میدان سیاست شوند و دوست و دشمن دانا را به ستایش وا دارند. فطرت پاک انسانی، عقل جمعی، خرد سیاسی، و شریعت الهی در آشکار‌ترین شکل ممکن، حکم می‌کند که هر انسان عاقل و سیاستمدار معقولی، بیش از هر کنشگر دیگری، به جای گفتن حرف حق، همراه با منطق و استدلال، از برآوردن ادبیات تقلیل گرایانه، چاپلوس منشانه و دارای "جهل واژگان بی ادبانه"، دوری جوید.
باور کنیم که محفل های خصوصی و شوخی های سیاسی موجود در آن؛ نمی تواند در صحن عمومی جامعه ی ایران امروز و بیش از امروز در فردای ایران عزیزمان پاسخگوی جوان های این مرزو بوم باشد. جامعه ی ما هم اکنون دچار انباشتگی فرهیختگان و نخبگانی است که در صورت شناسایی و میدان دادن به آن ها؛ می توان بسیار بهتر به اداره ی امور پرداخت. اما؛ این رویکردهای پوپولیستی و توده گرای کور بوده است که هم اکنون نخبگان عاقل قوم را نیز بر آن داشته است تا بار دیگر با برکشیدن پیران پر تجربه به درمان این بیماری روی آورند و خطر متهم شدن به جوان گریزی را برای گزینش مردان کهن در جهت درمان امور پذیرا شوند.
من به این سخن مولایمان علی ع باور دارم که : «تجربه برتر از علم است». از این رو، گزینش انسان ها با تجربه ی عالم در اداره ی امور بسی مطلوب است. این روز ها به بهانه ی رإی اعتماد به وزرای پیشنهادی حسن روحانی رییس جمهور ایران اسلامی، شاهد برکشیدن واژگانی دور از شان مجلس شورای اسلامی و استدلالاتی خارج از منطق خرد سیاسی در بهره برداری از این فرصت برای کشیدن «فریاد قرمز مخالفت» بودیم. مخالفت، رقابت، رودرویی خردمندانه برای کسب قدرت در چارچوب قانون و سیاست های پذیرفته شده ی جامعه ملی؛ امری پسندیده و بس قابل احترام است. به همین میزان غیبت کردن، تهمت زدن، راز های سر به مهر دیگران در زندگی فردی را افشاء نمودن؛ و انسانیت انسانی و سیاست ورزی رحمانی را در پای امیالِ شیطانی و رودروریی های جناحی به میدان آوردن و از چماق، ارزش ساختن، و از تهمت جامه ی رفتار سیاسی آویختن، بس ناپسند و ناسزاوار است.
اگر این فرمایش علی ع را به یاد آوریم که فرمود حکومت برای من از آب بینی شتر عنیزه کمتر است؛ چگونه به خود به عنوان پیرو محمد بن عبدالله ص این اسوه ی الهی و شیعه ی بزرگ مرد هستی؛ علی ع اجازه می دهیم در فضای اعتدال و باز یابی حماسه ی سیاسی مورد نظر ولایت فقیه با ادعای پیروی از امامت ایشان، به ترسیم واژگانی خارج از اخلاق اسلامی روی آوریم . به جای برخورد اثباتی؛ وحدت گرایانه و وفاق برانگیز فرصت را برای زیر پرسش بردن بزرگان همین انقلاب؛ غنیمت شمریم. یک لحظه تردید کنیم که کشیدن خط رودرویی میان یاران دیرین امام ره، به ویژه دو بزرگ به جای مانده از نسلِ فجرآفرینانِ انقلاب اسلامی خطی است که از سوی محافلِ فراماسونی چندین سال است آغاز شده است؛ و آن زمان به رفتار های چند ساله ی خویش بیاندیشیم؛ آیا به این نکته تردید نخواهیم کرد که در حالِ بازی در زمین دشمنان انقلاب اسلامی هستیم که سنگِ آن را به سینه می زنیم؟؟!!!
اخلاق مداری در سخن نیست؛ در رفتار و کنش های فردی و اجتماعی ما بروز پیدا می کند. آنکه ادعای اخلاق‌مداری‌اش - با همه ناسازگاری تندروی با منطق انسانی- برای مردم، از بروز آشکار برخوردار نباشد با این ادعا سازگار نیست. مدعیان اخلاق سیاسی در چنین وضعیتی؛ اگر به هر دلیلی و با هر وسیله‌ای در جمعی قرار گرفته، به مقتضایِ حال و محل تنها به دنبالِ بهره برداری سلبی از آن فضا برای نفی رقبای خود باشد و با نفی دیگران کلام محورانه بخواهند حقانیت خود را اثبات کنند؛ در همان زمان بیانِ سخن خویش در نزد عقلای قوم خود محکوم خواهند بود؛ حقانیتشان با پرسش هایی بزرگ و آشکار روبرو خواهد شد، و در همان حال از متن به حاشیه خواهند رفت .این گروه از کنشگران تنها با زور و استبداد و بهره مندی از رانت های سیاسی می توانند در صحنه باقی بمانند. در غیر این صورت و در یک جامعه ی سالم سیاسی و با فرهنگ غنی اسلامی توسط مردم از متن به حاشیه رانده شده و از موفقیت بازخواهند ماند.
اگر بتوانیم بر مبنای اخلاق هنجاری تعریف شده در فرهنگ اسلامی و ایرانی خود؛ "نظام جامع اخلاق سیاسی"، را ترسیم و در آن برای بیان هرگونه ادعایی بر علیه شخص، و شخصیت انسانی به عنوان شهروند جامعه ملی؛ حقوق مدنی تعریف شده بر اساس فصلِ سوم از قانون اساسی داشته باشیم؛ دیگر شاهد آن نخواهیم بود که در تریبون های رسمی و غیر رسمی هر فردی بی مهابا و بر اساسِ نیت های گوناگون دیگری را متهم کند.
یکی بی مهابا و نداشتنِ مدرک؛ دیگری را متهم و آن دیگری انگشتِ اتهام به سوی فرد دیگر دراز کند. نامه نگاری های متعدد برای حذف رقبا صورت گیرد و اتهام زنی های گوناگونِ فصلی، بهار توان ملی مردم را در تمامی فصول به خزان تبدیل سازد.
واقعیت انکارناپذیر این است که فضای کشور در سایه شعارهای آقای دکتر روحانی و رأی قریب به 19 میلیونی ایشان، سرشار از عطر خوش اعتدال و سویه گیری هایی عقلانی است. آراء مردمی نشان داد که ادبیات افراطی، و رفتارهای رادیکالانه اگر چه ممکن است مدتی نان و آب بیاورد؛ ولی نام و عظمتی ماندگار نمی آورد. این رویکرد؛ جز در گفتار و نوشتار چند آدم و رسانه ی تعریف شده، متاعی از تاریخ مصرف گذشته است. این رویکرد، امروزه هیچ خریداری ندارد. به خصوص در فضای مجلس شورای اسلامی که به قول امام راحل(ره) عصاره فضائل ملت و در رأس امور است، و هم اکنون هم دارای نمایندگانی محترم و ادیب است، هرچند برخی در سال های اخیر تلاش می‌کردند که این جایگاه رفیع را به ادبیاتی تندمحورانه بیالایند؛ و از مرحوم مدرس تنها فریادش؛ آنهم در کاربردی نابجا؛ آموخته اند. اما، باید همین بزرگواران ادیب مجلس ادبیات تندمحورانه ی موجود دیگران را به ادبیاتی فاخر و با صلابت تبدیل سازند که صمیمانه با صراحت و با صلابت از حقوق مردم دفاع می کند.
در حالی در جریان بررسی صلاحیت وزرای دولت یازدهم در صحن مجلس شورای اسلامی، عده‌ای محدودتر از انگشتان یک دست، با علم به پخش زنده گفتگوها از صداوسیما، فرصت را غنیمت شمرده و به بهانه مخالفت با کلیات برنامه کابینه و برنامه‌های بعضی از وزرا، تریبون مقدس مجلس را متینگی حزبی برای تاختن به بزرگوارانی چون آیت الله هاشمی، و سرکوب رقبای سیاسی خود تبدیل کردند که بعضی از این کنشگران خود را اخلاق مدار و اصول گرا می خوانند. از تمامی این بزرگواران خواهش دارم فراموش نکنند این مجلس شورای اسلامی است, نه خدای ناخواسته مجلس کشوری دیگر چون - خلاف ادب است که با نام بردن یک یاچند کشور به مردمان شریف آن ها توهین نمایم- .....، تا در آن به بیان واژگان یا بروز رفتارهایی سیاسی، دور از منزلت انسانی، اسلامی، و ایرانی خود دست یازیم.
عزیزان در پایان سخن و در وضعیت پرمخاطره ی حاضر، بیایید :
آب را گل نکنیم / شاید این آب روان / می رود پای سپیداری / تا بشوید اندوهِ دلی/

کد خبر 308488

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =