اینجوریا نیست که آقا اگه اینجا نیاد، دربست بگیره بره حسینه حاج اکبر!

رمان متفاوت و انتقادی سیدمهدی شجاعی درباره انتظار حضرت مهدی(عج) و برخی مدعیان انتظار به چاپ هفتم رسید و از سوی انتشارات نیستان روانه بازار نشر شد.

به گزارش خبرآنلاین، رمان «کمی دیرتر» از چهار فصل زمستان، پاییز، تابستان و بهار تشکیل شده و نگاهی است متفاوت و نقادانه به فضای انتظار جامعه امروز. رمان با یک اتفاق شگفت و غریب آغاز می‌شود، جشن نیمه‌شعبان و مجلسی پرشور و بسیاری که فریاد «آقا بیا» سرداده‌اند... در این میان جوانی و فریادی که: «آقا نیا...»

این شروع جذاب ما را با شخصیت‌هایی آشنا می‌کند که همه مدعی‌ انتظارند اما وقتی هنگام عمل می‌رسد و هنگامه عمل به شعارها می‌رسد، آن نمی‌کنند که می‌گفتند. رمان در فضایی مکاشفه‌گونه و بی‌زمان پیش می‌رود و مواجهه همه آدم‌ها با قصه ظهور تصویر می شود و کشف چرایی «آقا نیا»ی جوان.

شجاعی در این رمان به شکلی ظریف همه اقشار جامعه را با بهانه‌هایشان برای نخواستن امر ظهور، معرفی می‌کند. تا آنجاکه حتی به راوی هم رحم نمی‌کند و در فضایی بدیع،‌ خودش را هم در معرض این امتحان می‌گذارد.

نویسنده «سقای آب و ادب» روایت داستانی تولد تا شهادت حضرت عباس ابن علی(ع) در «کمی‌ دیرتر» همه آفت‌های انتظار را با شخصیت‌های قصه‌اش برای مخاطب روایت نمی‌کند، بلکه به تصویر می‌کشد و نشانش می‌دهد. به عبارتی نویسنده انسان‌های مدعی انتظار و منتظر ظهور را آدم هایی قابل لمس در اطراف خودمان معرفی می کند و وقتی از هر قشر و صنف و گروهی یک نمونه آورده با مصادیق کار ندارد و در پی اثبات شمول ادعایش است.

بنابراین گزارش، در بخش اول کتاب و بعد از جنجال جوانی که فریاد زد «آقا نیا!» می خوانیم:

«حاج اصغر مداح، یک یا علی کشیده و قراء می گوید و از جا بلند می ود. اگرچه 35 سال را به زحمت دارد اما رفتارش به آدم های شصت - هفتاد ساله می ماند. و این رفتار بیش از آنکه خبر از متانت و پختگی بدهد، یک بزرگ منشی تصنعی را به ذهن متبادر می کند...کتش را می پوشد و با سنگینی و وقاری که چاشنی از تکبر هم با خود دارد، به سمت اسد راه می افتد. چند قدمی او می ایستد...حاج اصغر شروع می کند؛ با لحنی که هم می خواهد شفقتی پدرانه را القا کند و هم برغرور جریحه دار شده اش، مرهمی بزرگتر از اصل زخم بگذارد...

«پسر چون! می دونم کار کجایی! برو بهشون بگو اگر حرمت مجلس آقا ماشاءالله نبود نشونشون می دادم شکستن حرمت آقا توئونش چقدر سنگینه!

بگو حاج اصغر گفت: کور خوندین! اینجوریا نیست که آقا اگه اینجا نیاد، یه دربست بگیره بره حسینه حاج اکبر آقا.
اونایی که آهنگ نوحه هاشونو از شعرهای ترکیه کپ می زنن، اونایی که به جای اشعار نیر و سوخته و عمان و محتشم با ابراهیم تاتلیس حال می کنن، اونایی که با ریتم پاپ، دم حسین حسین می گیرن، بایدم مخالف ظهور آقا باشن، بایدم راه ظهور آقا رو سد کنن. بایدم آقا نیا! آقا نیا! بگن. د اگه آقا بیان اول از همه این جوازای تقلبی رو باطل می کنن.
از قول من بهشون بگو: به کوری چشم اونام شده، آقا می آد. بدجوری ام می آد. آقا همچین ظهور می کنه که موتور اونا دم در پیاده می شه. انقدری فرصت نمی کنن دو خط شعر واسه مراسم ظهور راست و ریس کنن. اون موقع معلوم می شه کسی که منتظر ظهور بوده، کی بوده...بگو اون موقع دیره واسه توبه...از ما گفتن. عزت زیاد...»

شجاعی پس از به صحنه آوردن مهندس یکان که عشق سخنرانی دارد و یک شخصیت ویژه با پیراهن یقه دیپلماتیک و یک پیرمرد عامی هفتاد ساله، به سراغ مقام عالی وزارت می رود. او که پس از گفتن یک بسم الله غلیظ ،از اینکه نباید همه تقصیرها را به گردن این جوان انداخت، به نقد فعالیت های فرهنگی گذشتگان می پردازد.

«شما کلاه خودتونو قاضی کنید! جز این دو- سه سالی که بنده توفیق خدمت در بخش فرهنگ رو دارم، پیش از این واقعا چه کاری در این عرصه صورت گرفته؟ که توقع داشته باشیم جوون هامون به گمراهی و ضلالت نیفتن!؟ همین حالاشم جناح های مخالف اگر گذاشتن ما یک قدم برای اعتلای فرهنگ این جوون ها برداریم!...آیا اون ها حاضر بودن قدرت و حکومت رو تحویل آقا امام زمان بدن!؟...اصلا ما برای همین منظور اومدیم که کار آقا رو آسون کنیم...که از اون ها بگیریم و تحویل آقا بدیم.»

 

این رمان متفاوت و خواندنی در 280 صفحه صفحه منتشر شده، 13500 تومان قیمت دارد.

 

6060

کد خبر 308832

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 11 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۴:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۷
    2 4
    با احترام فراوان به نويسنده ي والامقام جناب آقاي شجاعي ، متاسفانه اين كتابشون فاصله ي زيادي با ديگر نوشته هاي ايشون داشت........
  • هموطن A1 ۰۸:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۷
    0 0
    از کجا معلوم کسانی که دم از آقا میزنن وقت ظهور به آقا پشت نکنند و در مقابل ایشان قرار نگیرند؟