فرصتی برای یک بار

مذاکرات تهران باگروه 1+5 از امروز صبح در پایتخت صلح ودوستی ژنو آغاز شده است. آیا این دور از گفتگوها به نتایج روشنی خواهد شد؟پاسخ هر چه باشد مهمتر حسن نیتی است که اینک میان طرفین شکل گرفته است.

مذاکرات دیپلماتیک آنهم مذاکراتی که مستقیما با منافع و امنیت ملی در ارتباط است تابع الزاماتی گریز ناپذیر است . نوع نگاه یا مواضع یک کشور نمیتواند به اصول حاکم بر آن خدشه ای وارد یا آنرا تغییر دهد.الزاماتی از قبیل داشتن نقشه راه،دانستن این موضوع اساسا برای چه چیزی مذاکره انجام میشود،از مذاکره چه انتظاری و توقعی وجود دارد،در کجا و بر سر چه موضوعاتی باید انعطاف داشت یا پای فشاری کردو مواردی از این قبیل که متعدد و ساده و در عین حال پیچیده و غامض هستند. پایبندی به این الزامات ابزار کار یک دیپلمات حرفه ای محسوب میشوند. حال اگر حاکمیتی سیاسی این اصول را نادیده میگیرد بحث دیگریست.
یکی از این الزامات بسیار مهم که پیوستگی تنگاتنگی با موفقیت فعل دیپلماسی وهمزمان با اقناع افکار عمومی دارد مصون نگه داشتن موقعیت مذاکرات از تاثیر پذیری های عمومی یا رسانه ای و در عین حال ایجاد اقناع عمومی نسبت به آنست .تعریف محدود این توازن را اعتماد سازی خوانده اند .اگرچه تعریفی جامع نیست اما نزدیک ترین عبارت در وصف توازن استراتزیک میان دو مفهوم تاثیر ناپذیری عمومی دیپلماسی و اقناع ملی است.کاری بسیار سخت و شاق در پروژه های دیپلماتیکی . دنگ شیائو پینگ رهبر اسبق چین آنرا به راه رفتن فردی روی طنابی باریک در شبی تاریک بدون کمربند حمایتی و با چشمان بسته تشبیه کرده در حالی که مردم تماشاچی او هستند. کاری بسیار سخت و حیثیتی.
فضای حاکم بر گفتگوهای ژنو که امروز میان ایران و گروه1 +5آغاز خواهد شد تابع چنین فضایی شده است. مذاکرات متاثر از انتظارات و حساسیت عمومی نسبت به آن . اگر چه این امری طبیعی ست، اما به خودی خود میتواند مخاطره آمیز هم باشد.نمونه آن حساسیتی است که اوایل هفته و قبل از آغاز گفتگوها نسبت به سخنان اقای عراقچی بروز کرد آنجا که گفت "ایران یک گرم از اورانیوم غنی شده خود را از کشور بیرون نخواهد برد".کسانی که با پروژه پرونده هسته ایران آشنا هستند خوب میدانند این صحبت تازه ای نبود و از همه مهمترباید دید در چه فضا و چه زمانی بیان شد. چرا که زمان در دیپلماسی نقش درجه اولی را در فرایند گفتگوها بازی میکند.
درک وجود این همه حساسیت ثانیه ای نسبت به مسئله هسته ای از سوی افکار عمومی مطلب قابل درکی است ،به ویژه آنکه مردم تبعات کشدار این قضیه را لحظه به لحظه در زندگی روزمره خود حس میکنند. اما طبیعتا تیم دیپلماتیکی ایران با توجه به پاره ای الزامات حاکم بر چارچوبه مذاکرات واقعی و نیز آن بخش از موضوعات سری که نباید و نمیتوان آنها را شکافت و در معرض حراج عمومی و رسانه ای قرارداد، علی قاعده باید بتواند فارغ از شعارها و ذهنیت های کف خیابانی ویا عصب آلود جناح ها سیاسی حاشیه ساز، برنامه خود را پیش ببرد. گرچه و با امیدواری میان آنچه آقایان روحانی و ظریف در پرونده ایران دنبال میکنند با آنچه نقطه انتظار و خواست عموم مردم برای حل و فصل این موضوع کشدار است تفاوت خاصی دیده نمیشود و همین عدم تفاوت علت اصلی رو کردن توده های اجتماع به سوی آقای روحانی شد اما این بدان معنا نیست دستور کار مذاکرات باید برگرفته از سطح انتظارات مردمی باشد دیپلماسی وجهی نهان وکارساز دارد درست مانند سیاست پدر یک خانواده برای اداره زندگی.مهم نتیجه نهایی است که آقایان روحانی وظریف خود را متعهد به آن اعلام کرده اند وهمان باید منشاء قضاوت در باره کارنامه دولت درنظر گرفته شود. این واقعیت که مذاکره پدیده ای دو طرفه و تابع شرایط درونی همه حاظران است امر انکار ناپدیری است وباید به صراحت گفت تنها اعتماد ملی میتواند دست ایران را درمذاکرات با حاضران واقعی نشست ژنو باز و البته بالا نگه دارد. این را به این دلیل میگویم که پاره ای اخبار مانند کاهش سطح گفتگوها از وزیر به معاونین یا سخنانی شبیه اظهارات آقای عراقچی نباید مایه دلشوری و نگرانی شده یا این تصور ایجاد شود قرار نیست اتفاقی بیافتد.اگر فرض را بر این بگیریم تیم اعزامی از تهران میداند چه میکند که فرض کاملا درستی است و اگر دیپلماتهای ایرانی خوب میدانند چرخ سانتریفیوژها زمانی میتواند بچرخد که چرخ زندگی مردم و اقتصاد هم بتواند بچرخد، پس میتوان امیدوار بود اساس کار بر رویه و مدار درستی قرار گرفته که نتیجه بخش بودن آن نه دقیقا منطبق با انتظارات فوری جامعه که تابع نحوه مذاکرات بر پایه درک نگرانی های دو طرف والبته گذر زمان است .مذاکراتی اینچنین حساس در درون خود به طور طبیعی منتج به توافقات و تفاهم هایی خواهد شد که شاید نتوان همه آنها را آشکار کرد. به هر حال باید پذیرفت دیپلماسی سری بخشی جدائی ناپذیر از پازل عمومی دیپلماسی است که درخواست آشکاری وافشاء آن قطعا انتظار بی جایی خواهد بود و مطلقا نشان مردمی بودن دیپلماسی کارآمد نیست(این البته هیچ ربطی به شفاف سازی ملی دستاوردها نداردبلکه منظور توجه به اسراری است که اعلام عمومی آنها خلاف مصالح ملی است ) گروه ایرانی ژنو اگر متعهد به آنچه گفته اند باشند که هستند، پس نقطه برابر و معادل آن هم باید اعتماد عمومی به تیم باشد. دولت به صورت عمومی ومذاکره کننده گان به طور اختصاصی به اندازه کافی زیر فشار کسانی در داخل و خارج قرار دارند که اگر بتوانند آنها را کنترل و مهار کنند ارزشش به اندازه یک توافق هسته ای و رفع کامل تحریم هاست.
در چنین فضایی بی شک ایجاد توقع خارج از نتایج مذاکرات جاری و چارچوبه آن که بیشتر میتواند اساس اعتماد و تفاهم رابرای مذاکرات کاربردی تر در آینده با مخاطره روبرو کند یک خطای استراتژیک تلقی میشود که طالبان شکست گفتگوها در داخل و خارج عمیقا به دنبال آن هستند و آرزویش را دارند.حال اگر در مذاکرات کنونی تفاهم و توافق فنی ومرضی الطرفین صورت گرفت چه بهتر، این آرزویی ملی است اما اگر اتفاقی غیر از این افتاد(که احتمال آن زیاد است) ونتایج صرفا در حد توافق و تفاهم بر پایه پذیرش اعتماد جانبینی اعلام گردید این نیز خود موفقیتی ارزشمند تلقی میشود و باید از آن استقبال کرد.درک کنیم پرونده هسته ای پیچیده و طی سالهای اخیر پیچیده ترو غامض تر شده( نباید میشد واما شوربختانه شد) و با 2تا3 دور مذاکره نمیتوان انتظار داشت گره های سخت آن فوری باز شوند.فضای تخاصم سالهای گذشته خصوصا با سفر آقای روحانی به نیویورک و تبعات ناشی از آن به سوی جوی تفاهمی و حسن نیتی گرایش پیدا کرده اما بهره برداری و حفظ این فضا و تفاهم نیاز مند توقع صحیح، اعتماد ملی و نیز گذر زمان برای تیم هسته ای و کشور و مردم است.حکایت آقای روحانی به مانند مسئول خانواده ایست گرفتار که به اصول اخلاقی، شرافت و انسانیت هم پایبند است اما باید معاش خانواده را تامین کند. خانواده به سلامت و پاکی بودن او اطمینان دارد پس شایسته نیست دنبال او راه بیافتد و ببیند چگونه معیشت را تامین میکند. آسایش خانواده برای اومهم است.بیائید حتما اعتماد کنیم و نگران نباشیم بلکه امید وار باشیم.( این مطلب در شماره امروز روزنامه بهار23-7-92 باعنوان چراباید به مذاکرات ژنو امیدوار بود چاپ و منتشر شده است)matinmos@gmail.com)

 

 

کد خبر 317722

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ایرانی IR ۰۹:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۳۰
    1 0
    تراوشات فکری مردم در کوچه وخیابان که خود میتواند نوعی نظرسنجی باشد نشان از اعتماد افکار عمومی به آقای ظریف و پختگی ایشان است . دست وپا زدن برخی افراد که متاسفانه در دوران تحریم سودهای هنگفتی را به جیب زدند (اموال نامشروع ) مشخصا بدلیل منافع فردی است نه منافع ملی . که خدا بیامرزد آن که گفت چو پرده برون افتد نه تو مانی و نه ....بعضیها