تیتر سه وبلاگ‌ها

  • تحریک مجدد روسی عهدنامه ترکمنچای

    مقصر کیست؟َ کارشناس روس!

    پس از گذر از بستر جنجال‌های تاریخی، موضوع اصلی مربوط به حقوق ایران (و سایر اعضا) مطابق نشست ۲۰۱۸ قزاقستان است. متأسفانه بسیاری و از جمله کارشناسان سیاست خارجی و امنیت بین‌المللی از جزییات آن مطلقاً بی‌خبریم و این ابداً چیز خوبی نیست. عدم ارائه توضیحات قانع‌کننده و مستند و نیزعدم انتشار عمومی مفاد توافق قزاقستان، یک سرش می‌شود تحریف تاریخ. یک سرش می‌شود اظهارات یک تحلیل‌گر جنجالی روس. در این میان چه انتظاری از افکار عمومی می‌توان داشت و گناه آ‌ن‌ها چیست؟

  • تداوم بن‌بست مخاطره‌آمیز روابط ایران و جهان عرب

    مواجهه نامتوازن جهان عرب و ایران

    در پروژه سخت و گره خورده روابط ایران و اعراب، هیچ راهی جز فعال کردن جبهه دیپلماسی بردبارانه برای کاهش تنش‌ها وجود ندارد. البته هزینه‌هایی به دنبال خواهد داشت، اما مسلما از هزینه‌های تداوم وضعیت فعلی و احتمالاً بدتر در آینده، بسیار کم‌تر خواهد بود. دیپلماسی ابزاری مناسب برای مدیریت روزهای بحرانی است، نه دستاویزی برای توجیه و تداوم شرایط ناپایدار و نگران کننده. احیای مناسبات بهتر با دنیای عرب البته بدون ایجاد تغییرات اساسی در مناسبات با همسایگان عرب جنوب خلیج فارس غیرممکن است.

  • تازه واردی پوپولیست در پاکستان

    پاکستان؛ شمعی در برابر باد

    به دلیل داشتن تمامی امکانات، ضعف احزاب مطرح و سنتی و نیز نهاد های ناکارآمد اجتماعی-سیاسی، فرماندهان ارتش با تمرکز و هزینه کردن موثر روی "عمران خان" تازه کار پوپولیست و حزب تبلیغاتی نوپای تحریک انصاف، توانستند شرایط را مصادره به مطلوب خود کنند". قبول داشته باشیم یا نه، اما در پاکستان نمی‌توان موقعیت بلامنازع ارتش و سازمان مخوف اطلاعاتی آن را نادیده گرفت. آن‌ها فعلا برای "عمران خان" در قسمت خوب سناریو نقش عوام‌پسندانه درجه یکی در نظر گرفته‌اند.

  • روسیه آیا واقعا کشور قدرتمندی است؟

    اصالت یا توهم قدرت روسی، کدامیک!؟

    آقای پوتین صرف‌نظر از خصلت‌های شخصی که داشته و دارد مانند کم‌حرفی، اما با نگاه حرف زدن، لو ندادن افکار و ایده‌هایش و بیان کوتاه و بی‌رحمانه نظراتش به مخاطبان، تربیت شده مکتب خشک و بی‌رحمانه یوری آندره‌پوف از آخرین دیوان‌سالاران ایدئولوژیک محور جماهیری شوروی سابق در دهه ۸۰ به شمار می‌رود. فلسفه سیاسی او مبتنی بر «بله، اطاعت رفیق فرمانده» بود و شخصاً هم به کم‌تر از آن راضی نمی‌شد.

  • رئیس‌جمهوری که فقط وفاداری شخصی را می‌طلبد

    گسست‌های دمکراسی آناتولی

    گرچه آقای اردوغان بدون در نظر گرفتن ماهیت جامعه ترکیه، خود مدعی ست داشتن قدرت برتر رئیس‌جمهور عملا به حل بسیاری از معضلات کنونی کمک خواهد کرد و در این زمینه ظاهرا خوش‌باورانه اما غیرمنطقی و ناموجه جمهوری فرانسه را الگو قرار داده!، اما دلایل متعددی وجود دارد که چنین تمرکز قدرت یک سویه و غیرقابل کنترلی که اینک صورت قانونی و رسمی به خود گرفته به احتمال قوی به شکل‌گیری یک جامعه دو یا چندقطبی در ترکیه منتهی خواهد شد. مخالفان که از هم اکنون خود را آماده کرده‌اند.

  • شرایط خلیج فارس در آستانهٔ وضعیت قرمز

    تأثیر مثبت واقع‌گرایی بر دیپلماسی

    باید توجه داشت که شرایط آینده حاکم بر روابط و مناسبات درونی اعضای شورای همکاری خلیج فارس، با همه تغییراتی که ممکن است در ابعاد آن رخ دهد، اما درذات خود نمی‌تواند چیزی جدا از وضعیتی باشد که طی تقریبا ۳۸ سال گذشته بر آن شورا حاکم بوده. کشورهای شمال و جنوب خلیج فارس به هر دلیل و بنا به دلایل متعدد تاریخی، هویتی و سیاسی، نه می‌توانند و نه ظرفیت آن را دارند که به متحدانی استراتژیک و راهبردی برای یکدیگر تبدیل شوند. این یک رویا شبیه آلیس در سرزمین عجایب است.

  • بحران کره‌شمالی یک شبه حل نخواهد شد

    نه، به این سادگی نیست آقای رئیس‌جمهور!

    اعلام کوتاه آمدن و نرمش ایالات‌متحده در برابر کره‌شمالی به خودی خود نکته تعجب‌آور، بدیع و بعیدی در عرصه دیپلماسی نیست (البته اگر همه چیز عادی باشد) و بسیاری آن را "امرمطلق اجتناب‌ناپذیر در دیپلماسی" می‌دانند. کما این‌که در موارد مشابهی مانند توافق اتمی ایران، همین ضرورت‌ها، نهایتا کار با تهران را ساده و توافق وین 2015 را موجب شد. اما تفاوت ضرورت آن روز با شرایط امروز در واشنگتن بسیار زیاد است. اکنون در مقابل کره‌شمالی آیا ایالات متحده با وضعیت مشابه و یکسانی روبه‌روست؟ حتما پاسخ مثبت ساده‌انگارانه خواهد بود.

  • دیپلماسی تنها گزینه حل بحران خلیج‌فارس

    ریسک دیپلماسی، گام اول پاسخ دوم

    تهران لازم است با پذیرش واقعیات ناشی از «اصل دفاع از منافع ملی و دیگر هیچ»، مدلی جدید از دیپلماسی ایرانی را ترسیم و آن را در ویترین دیپلماسی خود عرضه کند. تهران قبول داشته باشد یا نه، اما بنا به دلایل متعدد تاربخی و هویتی و اینک سیاسی و امنیتی نمی‌تواند با همسایگان عرب خود به یک همکاری راهبردی و استراتژیک معنادار آن طور که آرزو دارد، دست یابد. این خواست به یک رویا در آسمان شباهت داردتا یک واقعیت.

  • تب ۳۷ درجه شبه‌جزیره کره

    واقعاً باید خوش‌بین بود!؟

    وجود ۳ مولفه حساس و کلیدی «امنیت حوزه عمومی پاسیفیک و دریای ژاپن»، «استانداردهای بسیار سطح بالای امنیتی در دفاع تضمین شده از متحدان ایالات‌متحده در منطقه» و «نهایتاً تخریب منطقه اتمی یونگیه‌ری» ،نکات قابل اغماضی نیستند که به صرف انجام یک ملاقات چندساعته بتوان آن‌ها را نادیده و یا حل شده تصور کرد، آن‌طور که رئیس‌جمهور ترامپ روز شانزدهم ماه ژوئن مدعی آن شد! اعلام معضل تحریم‌ها، فاجعه انسانی و فقر ناباورانه توده‌های مردم و نهایتاً نابودی اقتصاد کره‌شمالی برای اقناع افکارعمومی در توصیف تحولات، شاید قانع‌کننده به نظر برسند، اما برای بیان دلایل واقعی تحولات اخیر به هیچ‌وجه قابل پذیرش نیستند.

  • خاورمیانه؛ زنگ‌ها برای که به صدا درآمده!؟

    بازی عجیب کرملین در ۳ محور دیپلماسی

    بسته به این‌که در کدام طرف ماجرا و دعوا قرار دارید، قضاوت در باره تحولات جدید خاورمیانه می‌توانند متفاوت باشد. متقابلاً هیچ‌کس از تبعات این وضعیت هژمونیک سیاسی به نفع مسکو در امان نیست. در چنین وضعیتی است که دیپلماسی جدید روسیه سوالات متعددی را مطرح کرده است. صرف‌نظر از مخالفت، موافقت و یا بی‌تفاوتی نسبت به این وضعیت (که البته بی‌تفاوتی عملا معنایی ندارد)، اما محتوای همه سوالات یکی است: «مسکو به دنبال چیست؟»

  • در ذهن رهبر کره‌شمالی چه می‌گذرد!؟

    ترمینولوژی غیرانقلابی یک شهروند کره‌شمالی!

    برخی تحلیل‌گران امور امنیت استراتژیک در آسیا می‌گویند تحولات جاری بیش از آ‌نکه ماهیت مستقلی داشته باشند به نظر می‌رسد بخشی از یک تحول عمده‌تر در منطقه‌ای است که چین به‌گونه‌ای مناقشه‌برانگیز آن را فلات امنیتی خود می‌داند و ایالات‌متحده و متحدانش خصوصا ژاپن، کره‌جنوبی و اندونزی با آن مخالفند. با توجه به راهبرد نظامی و امنیتی چین تا سال ۲۰۵۰، این تقابل به احتمال قوی، بخشی از استراتژی همسان‌سازی پکن برای تسلط بر منطقه بدون توسل به زورنامتعارف با به تعبیر ژاپنی‌ها آهن نرم به‌شمار می‌رود.

  • آیا به‌زودی با عراق تازه‌ای مواجه خواهیم شد؟

    بله! با یک واقعیت روبه‌رو شده‌ایم

    در موقعیت اجرایی و مدیریتی آتی (یا با تشکیل مستقیم دولت یا مشارکت در آن)، مقتدا و ائتلاف وی چه کارنامه‌ای از خود ارائه خواهند داد که می‌تواند متفاوت از آن چیزی باشد که امروز منتقد آن هستند!؟ این سوال بسیار مهمی است. این برداشت دو گانه از صدر از موضع سیاسی الزاما نگرشی منفی به وی تلقی نمی‌شود. اگر البته این قاعده را قبول کنیم (شاید اخلاقی نباشد اما حتما کاربردی است) که سیاستمداران در زمان انتخابات شعارها و وعده‌های زیاد و قشنگی به مردم و هوادارانشان می‌دهند.

  • دیپلماسی تنها گزینه حل بحران‌هاست

    دیپلماسی کلاسیک و مدیریت بحران

    بی‌شک بسیاری از اعضا ورهبران حزب دمکرات و گروه مشابه در حزب جمهوری‌خواه و نیز کانون‌های تصمیم‌ساز در ایالات متحده در موقعیت تاثیرگذاری مستقیم بر تصمیمات کاخ سفید نیستند. اما در شناخت از ساختار سیاست ایالات متحده و سازمان اجرایی و مکانیزم‌های تصمیم‌گیری دولت فدرال (دولت به مثابه حاکمیت)، باید دانست این همه ماجرا نیست و حاشیه می‌تواند بر متن تاثیر بگذارد.

  • آیا سیاست منطقه‌ای تهران تغییر خواهد کرد؟

    ابهامات حساس یک فرآیند دیپلماسی

    اینکه عربستان سعودی حضوری دیرپا، تأثیرگذار و مهم بر تحولات منطقه خلیج فارس و از جنبه بورکراتیک بر شورای همکاری خلیج فارس دارد نکته جدیدی نیست. شاید چنین نفوذی چندان مورد رضایت و دلخوشی تهران نباشد که حتما نیست. (البته عکس این قاعده هم کاملا صادق است) اما این تاثیر و حضور علی‌القاعده آن زمان (توافق وین) نمی‌توانست مانع از تحرک دیپلماسی منطقه‌ای ایران شود که فعال شدن آن عملا به بعداز حل بحران هسته‌ای موکول شد.

  • خاورمیانه به دلیل دیگری در آستانه بی‌ثباتی قرار دارد

    مخاطرات آتی یک بی‌توجهی

    بودجۀ سخاوتمندانه بخش‌های نظامی عربستان در سال ۲۰۱۷ حدود ۷۵ میلیارد دلار بوده و گفته می‌شود این میزان تا پایان سال‌جاری میلادی احتمالاً با رشدی بین ۲۵ تا ۳۰ درصدی مواجه خواهد شد. اکنون دلایل نگرانی به‌وضوح در برابرهمه ما قرار دارد که مستقلا، هیچ ارتباطی هم با موضوعی به نام ایران ندارد. استراتژی نظامی و سیاست خارجی نامتقارن و نامتعارف عربستان برای هندسه منطقه و ثبات آن نگران‌کننده است.

  • آیا امید بازگشت آرامش پایدار به خلیج فارس هست؟

    ۲ منطق متناقض یک دیپلماسی

    یک تحلیل‌گر ارشد عرب مقیم لندن می‌گوید به اعتقاد من مشکل اصلی این است که عربستان تصور می‌کند اگر بتواند با حذف ایران هژمونی خود را به منطقه تحمیل کند همه چیز تمام خواهد شد! بسیار خب، اما شما فکر می‌کنید مصر، اردن، لبنان و یا اکثر کشورهای آفریقای عربی با این پدیده کنار خواهند آمد؟ محال است! از آلیس در سرزمین عجائب هم محال‌تر است!