نمونه هایی از غلو درباره امام حسین(ع)/ جریان انحرافی در شیعه از زبان دکتر رسول جعفریان

در سالیان گذشته تاکنون شاهد بروز جدی جریان غالیان - غلو کنندگان در مجموعه هیات های مذهبی کشورمان بوده ایم. جریانی که همواره مفاهیم مکتب شیعه را به انحراف های گوناگون کشانده است.

"غالیان" گروهی از تظاهرکنندگان به اسلام هستند که در غلو کردن نسبت به جایگاه و نقش ائمه و امامان شیعه پا را از مرز اعتدال بیرون گذاشته و حرف هایی بی اساس درباره ائمه زده و می زنند. آنچه که مسلم است، امامان شیعه به صورت آشکار ، صریح و شفاف با این جریان انحرافی غالی گری و عقاید نقل شده از سوی آنان برخوردهای محکمی داشته اند.

حجت الاسلام دکتر رسول جعفریان در کتاب «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه» این موضوع را به صورت مشروح تبیین کرده است. این استاد تاریخ اسلام دانشگاه تهران در آستانه اربعین حسینی به چند سوال مکتوب خبرآنلاین در این باره پاسخ گفته است که در زیر می خوانید:

************

«امام» در اندیشه شیعه امامی در حوزه سیاست و معنویت چه جایگاهی دارد؟

می دانیم که بجز امام علی(ع) و فرزندش امام مجتبی(ع)، دیگر امامان هیچ نوع پست سیاسی نداشتند. این استثنا را باید در مورد امام رضا(ع) نیز بکار ببریم. جز آنکه امام رضا(ع) آشکارا از پذیرش خواسته مامون روی برتافت و تنها به اجبار آن را پذیرفت. افزون بر آن شرط کرد تا هیچ نوع دخالت اجرایی در امور سیاسی و جز آن نداشته باشد.
اکنون پرسش این است که جدا شدن امامان از رهبری سیاسی، چه آثاری بر مفهوم امامت در اندیشه شیعه برجای می گذاشت؟ به طور طبیعی نتیجه آن این بود که بار روحی و معنوی مفهوم امام بیشتر می شد. سیر رشد تجرد در مفهوم «ولایت» می توانست ناشی از همین تجربه غیر سیاسی بودن مفهوم امام باشد. ولایت در اصل نوعی سرپرستی سیاسی بود که برپایه ویژگی های برتر در علم و عمل تعریف می شد، اما به موازات ضعف سیاسی آن در مرحله عمل, بار صوفیانه آن افزوده شده و بجای کاربرد در حوزه سیاست, در حوزه مأوراء طبیعی کاربرد یافت.
عدم درگیر بودن با سیاست به معنای جدی آن، حوزه حدیثی شیعه را به سمت دیگری کشاند. بحث هایی که درباره ویژگی های امام مطرح شده و نیز آن چه در بیان حوزه اقتدار امام آمده نشان می دهد که توجه به ابعاد ماوراء سیاست، بسیار بیشتر از بعد سیاسی به معنای «احکام السلطانیه» است. شاید در این زمینه مهم ترین شاهد آن باشد که بحث از امامت در شیعه، به حوزه کلام سپرده شده و به سخن دیگر در ضمن اصول عقاید درآمد. در حالی که اگر جنبه های عملی آن فوری بود، به حوزه فقه سپرده می شد. در چنین وضعیتی می توان تصور کرد که چگونه حادثه ای چونان کربلا که آشکارا رنگ سیاسی و نظامی داشته، در روند حرکت تصوف گرایانه در امامت، حل شود.
این جریان غالی گری در غیر سیاسی کردن مفهوم امامت نقش مهمی داشته است. شما این نقش را در تاریخ چگونه می بینید؟
در زمینه سیاسی کردن مفهوم امامت و نیز حادثه خونبار کربلا، غالیان هم بی سهم نبودند. آنها با نسبت دادن نگرش های لاهوتی به امامان، بر تجرد مفهوم امامت از سیاست و واقع، تاثیر بسزایی داشتند. نگاهی به آنچه از غالیان و درباره آنها نقل شده می تواند اصرار و سماجت آنها را در غیرسیاسی کردن مفهوم امامت نشان دهد. نزاع شیعیان معتدل غالی به طور اصولی بر محور الوهیت گرایی در حوزه امامت بود. توجه به این نمونه جالب است. آنها در شرح این آیه قرآنی که می فرماید:«هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله» می گفتند که اله در زمین همان امام است. «قالو هو الامام» این سخن آنان سبب شد تا امام صادق(ع) آنها را بدتر از مجوس و یهود و نصاری و مشرکین بخواند.

پرسش اینجاست که آیا بحث غلو صرفا بر محور الوهیت گرایی در حوزه امامت است یا در محورهای دیگر هم در همان حوزه مطرح بوده است؟

این که برخی از بزرگان علم حدیث در تضعیف برخی از راویان غالی اصرار داشته اند, و یا آثاری چون بصائر را از دیده اعتبار ساقط دانسته اند, شاهدی است بر این که محور بحث صرفا در محدوده الوهیت گرایی نبوده است. در نگرش غالی, امام چیزی کمتر از رسول الله نیست. بیاد داشته باشیم که در میان غالیان بودند کسانی که مدعی بودند جبرئیل درباره انتخاب رسول (نعوذبالله) به خطا رفته و می بایست امام علی بن ابی طالب(ع) را بر می گزید. اعطای ویژگی های نبوتی و حتی بالاتر از آنها, به این معنا بود تا اگر امام در حوزه سیاست اجرایی امامتش مشهود نیست, در عالم بالا این امامت از هر چیز محکم تر و دامنه اش وسیعتر است. سخن بر نفی این امور یا اثبات آنها نیست, سخن برسر آن است که اصولا عناوینی که در «بصائر» و یا موارد مشابه آمده نشان از آن دارد که حوزه ولایت در فضای مجرد بسیار بیشتر از حوزه ولایت در فضای سیاست مورد توجه قرار گرفته است.

اصولا غالیان درباره امام حسین(ع) چگونه می اندیشیدند و جنبه سیاسی این نهضت را که در ظاهر شکست بود, چگونه تحلیل می کردند؟ مثلا چرا غالیان بر تشابه موقعیت امام حسین(ع) با حضرت مسیح(ع) خیلی تاکید دارند؟

نکته عجیبی که در این باره رخ داد و البته با اندیشه غالیان کاملا سازگار بود آنکه امام حسین(ع) در این حادثه موقعیتی شبیه به عیسی بن مریم (ع) یافت. سوال آنها این بود که چگونه ممکن است از گیر چنین شکستی برای ولی خدا بدر آییم؟ بهتر آن است که وضعیت او را با وضعیت عیسی مسیح(ع) در روز به دار آویخته شدن او شبیه بدانیم. یهودیان بجای مسیح شخص دیگری را به صلیب کشیدند. در کربلا نیز کوفیان حنظله بن اسعد شامی را بجای امام حسین(ع) به قتل رساندند! در این باره بهتر است روایت مورد نظر را بیاوریم. علامه مجلسی ترجمه حدیث را این گونه آورده است:
ابن بابویه به سند معتبر روایت کرده است که ابوصلت هروی به خدمت حضرت امام رضا(ع) عرض کرد که گروهی در کوفه هستند که دعوی می کنند که حسین بن علی (ع) کشته نشد و حق تعالی شباهت او را بر حنظله بن اسعد شامی افکند و آن حضرت را به آسمان بالا برد، چنانکه عیسی را به آسمان بالا برد و این آیه را حجت می سازند: «و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» (نساء/141)
حضرت فرمود: دروغ می گویند، بر ایشان باد غضب و لعنت خدا، و کافر شده اند ایشان به تکذیب کردن پیغمبر خدا(ص) که خبر داد که آن حضرت کشته خواهد شد. به خدا سوگند که کشته شد حسین و کشته شد کسی که بهتر بود از حسین، یعنی امیرالمومنین و امام حسن(علیهما السلام) و هیچ یک از اهل بیت رسالت نیست مگر آن که کشته می شویم و مرا به زهر شهید خواهند کرد به مکر و حیله و این خبر رسیده است به من از رسول خدا(ص) و خبر داده است آن حضرت را جبرئیل از جانب خداوند عالمیان و مراد حق تعالی در آن آیه، آن است که کافر را حجتی بر مومن نیست و چگونه این معنا تواند مراد بود؟ و حال آن که حق تعالی در قرآن خبر داده است که کافران بسیاری از پیغمبران را به ناحق کشته اند ولیکن با وجود کشتن ایشان حجت پیغمبران بر ایشان غالب بود و حقیقت ایشان ظاهر بود.
در خبر دیگری نیز آمده است که: فرمانی به خط حضرت صاحب الامر بیرون آمد که قول آنان که دعوی آن دارند که امام حسین(ع) کشته نشده کفر است و تکذیب رسول و ائمه است و ضلالت وگمراهی است. تشبیه امام حسین(ع) به عیسی بن مریم (ع) در حدیث دیگری نیز آمده و از قول امام صادق(ع) افزوده شده است: خدا لعنت کند غالیان را که در حق اهل بیت غلو می کنند و از حد به در می روند. در منابع غالیان شیعی نیز این قبیل توجیه ها درباره شهادت امام حسین(ع) وجود دارد. در کتاب «الهفت الشریف من فضائل مولانا جعفر الصادق» بحثی تحت عنوان «فی معرفه قتل الحسین علی الباطن فی زمن بنی امیه» آمده که شامل هذیان گویی غالیان از این مساله است.

هدف غالیان از این نوع غلوهای بی اساس چیست؟

همان گونه که گذشت، اصولا غلو نسبت به همه امامان سبب شده است تا بار سیاسی مفهوم امامت در شیعه کم شود. در این باره به ویژه موضع غالیان نسبت به امام حسین(ع) که اقدام سیاسی او آشکار در منظر همه بوده، در محدود کردن آن در فضای لاهوتی موثر بوده است. اگر بدانیم که به صلیب کشیده شدن عیسی(ع) در میان مسیحیان نه مفهوم سیاسی بلکه صرفا از زاویه بعد لاهوتی آن قابل توجه بوده، می توانیم اهمیت تاثیر این تشبیه را نسبت به امام حسین(ع) دریابیم. استاد مطهری در ضمن بحثی درباره مقایسه عیسی بن مریم(ع) و امام حسین(ع) به این نکته که برخی به اشتباه اعقتاد عیسویان را به تفدیه مسیح درباره امام حسین(ع) نیز مطرح کرده اند، توجه داده اند. به این معنا که مانند مسیح که با رضایت دادن به آویخته شدن صلیب خواست گناه پیروان خود را ببخشد، امام حسین(ع) نیز این چنین به شهادت تن داد.

62303/

کد خبر 328699

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 36
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۲:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    9 31
    دکتر شما دیگه چرا؟ بصائر الدرجات را کدام بک از علمای امامیه ضعیف دانسته اند؟
  • الیمی A1 ۱۴:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    77 2
    خبرآنلاین تشکر ... به هر حال در مورد غلو مقاله نوشتید ... حضرت علی غلو رو از اقسام کفر می دانستند ...
    • بی نام IR ۰۳:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۶/۰۵
      3 0
      آفرين فكر كنم كم كم بر اساس واقعيات به تاريخ صدر اسلام نگريسته مي شود نه خرافات
  • بی نام A1 ۱۴:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    39 7
    اقای استاد در مورد بعضی از دعاها از جمله اینکه می خوانیم السلام علی قتیل العبرات مثل مسحیت این را به ذهن متبادر می سازد که شهادت ایشان برای شفاعت امت بوده این عین همان تفکر مسحیت است که به صلیب گشیده شدن عیسی ع را کفاره وپاکی پیروانش می داند پس اینگونه دعاها را باید چه کار کرد؟
    • جواد IR ۱۵:۲۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      24 40
      عزبزم اینکه شما گفتید دعانیست وسلام به حضرت ابا عبدالله است وهیچ ربطی هم به فرمایش شما ندارد ومعنایش این است که من کشته اشکها هستم وهیچ چشمی با یاد کردن من خشک نمی ماند به عبارت دیگر هرکسی به سختیهای من فکر کند میگرید...کجای این قرابت با تفکره مسیحیت است.؟؟؟..درحالی که در فرمایشات امام حسین بارها به عمل صالح تاکید شده وصرف محبت واشک را کافی ندانسته..کمی بیشتر مطالعه کنید
    • الیمی A1 ۱۶:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      38 40
      تفکر شیعه شباهت های زیادی با مسیحیت دارد .
    • بی نام A1 ۱۶:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      20 2
      السلام علی قتیل العبرات یعنی سلام بر کشته اشکها. یعنی قتل ایشان همیشه موجب حرقت دل و ریخته شدن اشک در مصایب ایشان است. این جمله به هیج وجه معنی شفاعت ابا عبدالله را نمی دهد. هر چند که ایشان از صاحبان مقام شفاعت هستند اما شیعه شفاعت ایشان را در ذیل شفاعت کبرای رسول الله میداند.در هر صورت از این جمله قتیل العبرات شفاعت ابا عبدالله استفاده نمی شود
    • بی نام IR ۱۸:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      5 1
      كشته اشكها يعني مي كشند و سپاه اشك ندامت مي ريزند ، شايد هم بدان معن است كه كساني مرا مي كشند كه به دروغ بر من مي گريند
    • ی هم وطن A1 ۲۲:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      7 0
      مرحوم مجلسى در معناى اين جمله مى‏فرمايد: منظور اين است كه «هيچ مؤمنى به ياد من نمى‏افتد مگر اين كه گريه مى‏كند يا بغض، گلوى وى را مى‏گيرد»،(بحارالانوار، ج 110، ص 356).
    • بی نام A1 ۰۷:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۳
      1 1
      سر شهادت آن حضرت چیزی نیست که شاید فکرهای سطحی آن را در نیابد همینقدر باید آگاه بود اگر آن امر دنیایی بود مانند سایر امور دنیوی پس از زمان خودش محو و فانی می شد.
  • پرویز US ۱۵:۵۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    8 1
    عجب! اینجا که ما هستیم یک آقای معمم چند سال قبل آمده بود که بعد وکیل مجلس شد همین حرفها را بالای منبر از کتاب یک استاد مشهور که اینجا خیلی محترم است نقل میکرد و میگفت بر خلاف اسلام است و یک روز حتی آن استاد را روی منبر لعنت کرد که جوانترها با داد فریاد از منبر پائینش کشیدند و او دیگه پیداش نشد
  • مازیار IR ۱۶:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    12 6
    لا فرق بینك و بینهم الا انهم عبادك و خلقك‏ بار الها فرقی بین تو و آن ها(14 معصوم) نیست، جز این که آن ها بندگان و مخلوق تو هستند. زیارت جامعه ی کبیره امام هادی به نظر من بریم معنی این جمله ی عمیق و پر معنی رو بفهمیم همه ی مشکلات و شبهات در این باره برامون حل میشه.
    • الیمی US ۱۷:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      23 11
      در زیارت جامعه کبیره می خوانیم ::::: و ایاب خلق الیکم حسابهم علیکم :::::::::: درحالی که در سوره غاشیه آیه 25 و 26 ::::: ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم :::::::: حالا کدوم درسته ؟؟؟؟ قرآن یا دعا ؟؟؟::::: دیگه این که خیلی واضحه !!!!!!!!!
    • دکتر منفرد A1 ۱۷:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      12 10
      آقا یا خانم الیمی :::: من هم فکر می کنم در این مورد شرک ،، شرک آشکار و واضح است ... جالبه !!! من نمی دونستم .
    • بی نام IR ۱۹:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      9 4
      در پاسخ به الیمی و دکتر منفرد: این دو در طول هم هستند و نه در عرض هم. پس تناقضی وجود ندارد. پس شرک نیست.
    • سجاد IR ۱۹:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      8 7
      هر دوتاجمله درسته . چون اینها واسطه ی خدا روی زمین هستند و حساب کارهای ما همیشه به دست آنها می رسد و در آخر هم مومنین واقعی در بهشت به اینها می رسند. با یه مثال ساده توضیح می دم: اگر یک پادشاه بعضی کار هایش را به معاونش بدهد چه اشکالی دارد؟ آیا می توان گفت که چون وزیر کار پادشاه را انجام داده پس دو تا پادشاه داریم؟! این شرک نیست عزیز!
    • محمد A1 ۲۰:۳۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      8 2
      1 ان الینا ایابهم با ضمیرهای جمع آمده. بازگشتشان به سوی ماست. خب خدا مفرد است پس بازگشب به سوی خدا و بعضی از بندگان با فرشتگان خداست. این منافاتی با جامعه ی کبیره ندارد اصلا بلکه زیارت جامعه ی کبیره توضیح این آیه است و علت جمع بودن آن را توضیح می دهد. 2 نظیر همین مساله در مورد مرگ مطرح است که خداوند جایی گفته من قبض روح می کنم و جایی گفته عزرائیل و جایی فرموده ملایک قبض روح می کنند و این ها با هم منافات ندارند بل که نشان دهنده ی سلسله مراتب فرمان دادن به مرگ و اجرای آن توسط مامورن مرگ می تواند باشد.
    • جواد 1 IR ۲۱:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
      5 1
      غالیان کسانی بودند که به شکل صریح یا با کنایه مقام الوهیت و خدایی را به اهل بیت نسبت میدادند. این گروه در زمان حیات اهل بیت مورد برائت و لعن ایشان قرار میگرفتند. علت اینکه غالیان مقام خدایی را به اهل بیت نسبت میدادند این بود که آنها معجزاتی را از ایشان دیده بودند که آنرا خارج از توان بشر و در حیطه قدرت خدا می دانستند، همانگونه که مسیحیان الوهیت را به حضرت مسیح نسبت دادند! اشاره ای که دوستان به زیارت جامعه کرده بودند به هیچ عنوان شرک نیست بلکه فهم شما از آن اشتباه است. مثلا در آیه 68 سوره مومنون داریم : "هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ" (( او همان كسى است كه زنده مى‌كند و مى‌ميراند )) میدانیم که حضرت مسیح نیز مرده ها را زنده می کرد! آیا با مقایسه آیه و این ادعا می توان گفت مشرک شده ایم ؟!
    • الیمی A1 ۰۶:۰۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
      2 0
      سلام . جواب من رو آقای جواد 1 دادند ::::::::::::: با تشکر از خبرآنلاین ::::::::::: معلومه مخاطبان فرهیخته ای دارید :::::::::: خواهش می کنم این پست رو در صفحه اول خبرآنلاین بگذارید چون آقای جواد 1 جواب سوال من رو دادند . شاید کسی سوال من در ذهنش بوده باشه ::::::::::
    • الیمی A1 ۰۶:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
      1 3
      آقای جواد:::::::::: البته قسمت دوم صحبت تان کاملا منطقی است . از شما متشکرم ... اما قسمت اول اشتباه است .... چون اگه امام قرار باشه معجزه کنه دیگه با پیامبر فرقی نداره .... چون اگه قرار بود معجزه بشه باید در صحرای کربلا می شد. حداقل جرعه ای آب ....
    • الیمی A1 ۰۶:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
      2 3
      اما آقا محمد::::::::: شما فکر می کنم دارید اشتباه می گید ::::::::: چون در قرآن اومده ::::::: و اذ اتینا موسی الکتب و الفرقان :::::::: اگه این جوری باشه خدا با کمک دیگران بوده که به موسی کتاب و فرقان اعطا کرده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!! خیلی جاها در قرآن با ، نحن ، ما ، صحبت کرده خدا ...
    • دکتر منفرد A1 ۰۷:۴۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
      1 1
      وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ::::::::::::::::::: ترجمه اون هم خیلی واضحه :::::::: و به جاى خدا چيزى را كه سود و زيانى به تو نمی‏رساند مخوان كه اگر چنين كنى در آن صورت قطعا از جمله ستمكارانى:::::::::: ایه 106 سوره یونس
    • امير A1 ۲۳:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۱
      1 1
      ميفهمي چي ميگي؟؟! خدا رو با خلق قياس چگونه توان؟ يعني چي بين خدا و شما فرقي نيست؟؟!! اخه چه اصراري به گفتن اين سخنا داريد نمي فهمم
  • محمد A1 ۱۹:۰۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    4 6
    متاسفانه برخی از شبکه های ضد تشیع و اسلام ناب مانند کلمه و وصال دایما کلیپهایی از این غالیان و قمه زنان و مداحان پخش میکنند و قصد انها ضربه زدن به تشیع است در حالیکه تشیع اصیل از اینگونه انحرافات کاملا بدور است لذا بر امامان جمعه واجب است که افکار عمومی را تنویر کنند تا دشمنان سو ءاستفاده نکنند .هر وقت جلو ضرر را بگیری منفعت است .
    • اگرس IR ۱۲:۳۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
      6 2
      دوستان چرا اینقدر اسلام را سخت کرده اید هدف انبیا هدایت انسانها به سوی توحید ومکارم اخلاق بوده است وتوحید نیز به معنای اینست که در عالم غیب و شهاده تنها الله حاکم است وتنها اوست که فریاد بنده خود را می شنود وانسانها وقتیکه مردند خواه پیامبر یا امام ویاهر کس دیگری دستش از این جهان مادی کوتاه و فریاد کسی را نمی شنوند وخداست که حی لایموت است .واگر کسان دیگری را که مرده اند در جلب نفع ودفع ضرر زندگان صاحب اختیار بدانیم از توحید اسلامی دور شده ایم خداوند پیامبر(ص) رانفرستاده تا مردم شیعه یا سنی شوند بلکه تنها دین پذیرفته نزد خداوند اسلام است که توسط قرآن به ما معرفی شده وپیامبر(ص) ان را توضیح داده و به عمل دراورده است پس ما باید دینمان رااز قرآن وحدیث صحیح بگیریم حدیثهایی که با قرآن در تضاد نیست
  • مهدی IR ۲۱:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    2 4
    خبر آنلاین هم از شما هم از آقای جعفریان کمال تشکر راداریم خیلی استفاده کردیم
  • pppo A1 ۲۲:۲۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    3 0
    تفسیر تاریخ و تفسیر حافظ و سایر تفاسیر بسته به جا مکان و شنونده و جهت بادهم هست.
  • جواد 3 IR ۲۲:۴۴ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
    8 2
    و خطاب به دکتر رسول جعفریان ::: چگونه می توانید کتاب عظیم الشان بصائر الدرجات را که نزد بزرگان مدهب شیعه چون کلینی (ره) و مجلسی (ره) بسیار کتاب مورد اعتمادی بوده و احادیث زیادی از آن نقل کرده اند را مورد ظن قرار دهید !!!
  • از سمنان A1 ۰۵:۴۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
    3 1
    از کار به جای خبرآنلاین و هدفی که در برخورد با غالیان و در مقابل گسترش این جریان در ایران دارید متشکرم. گفت وگوی درست و منطقی ای بود.
  • بی نام A1 ۰۶:۲۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
    5 0
    جنگ ٧٢ملت همه راعذربنه. چون نديدندحقيقت ره افسانه زدند حميدازسنگسر(مهديشهر)
  • فريبرز IR ۰۶:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
    3 0
    همه چيز سياست !!!! چقدر بايد دوست و محب بود كه همه مقام امام معصوم را در سياست ديد ! سياست هم مثل بقيه امور در داخل علم امام ع است نه اينكه امام ع امده كه سياست بازي كند، يك محب نه حتي كسي كه خود را شيعه نعوذبالله ميخواند چنين بگويد! اگر الله محمد ص را مبعوث و ايشان امام ع را ولي قرار فرمودند و خدا خود خود را قابل شناخت نكرد بجز به صفات كه توسط نبي و ولي مشخص شد حال اگر ولي را از مقام نبوت و نبي را از مقام خدايي فقط (هر چه كه هست نمدانيم بجز صفات) و اين زنجير را سراط مستقيم و حبل متين بدانيم و تجلي خواست خداوند احد را اين بدانيم كجاي ضرورت اسلام ( تازه ضرورت چي هست و كجا تعريف شده است ؟) خدشه دار ميشود كه عده اي را مشرك بدانيم و عقايد ناقص خود را ملاك عمل بدانيم و اين كنيم و .....
    • فريبرز IR ۱۲:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
      3 0
      در ضمن براي امام معصوم ع امامت پايينترين مرتبه فرض شده است مقام بابيت (لعنت به باب فاسد) و مقام معني و مقام بيان نيز تعريف شده است كه جاي بحث اينجا نيست فقط خواستم عرض كنم مواردي از علم خداوند هست كه هنوز فريز است / امام زمان كه تشريف بياورند مطا لبي. مي فرمايند از اسلام كه بجز عيسي بن مريم و گويا ١٢ همه ابتدا فراري خواهند شد !!!/ خيلي زود اسم غالي يا مشرك يا ،،. روي نوكران محمد و ال محمد ص نگزاريم چون در انجا يك مقاله حتي اي اس اي هم گناه تهمت را نخواهد شست. در ضمن چرا شهادت امام حسين ع را انگونه نگاه ميكنيد؟ نمشود بگوييد با قبول شهادت عيسي وار اسلام زنده ماند و شيعه نجات يافت ؟؟سلام بر حسين ع و اولاد حسين ع و اصحاب حسين ع و نجات يافتگان به دست قرباني شدن حسين ع .اي همه جانها به فداي حسن ع
  • بی نام IR ۱۹:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۲
    2 0
    سلام متاسفانه بعضی تحت عنوان رد کردن غلو اقدام به انکار فضایل محمد و ال محمد علیهم السلام میکنند و انکار فضایل ایشان البته از گناهان بزرگ است والبته خداوند خود حافظ این دین مبین هست وخواهد بود انشالله. غلو در اسلام معنی مشخصی دارد که اهل علم و انصاف بر آن واقفند و اینکه هر قایل به فضایل ال محمد علیهم السلام را غالی بدانیم البته کاری ناصواب است که خود ال محمد فرمودند ما را از خدایی پایین بیاورید و هر چه خواستید در فضایل ما بگویید و نخواهید رسید
  • بی نام IR ۰۶:۴۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۳
    1 1
    جناب آقای جعفریان خوب بود نظر شما را درباره اعتقادی که درباره مقامات محمد وال محمد علیهم السلام صحیح میدانید را میدانستیم تا بیشتر بهره میبردیم. آیا محمد وال محمد دارای مقامات بالا تری از ما هستند یا اینکه نیستند؟ و ایا غلو دقیقا به چه معناست؟واینکه ایا اگر محمد وال محمد را خدا ندانیم و لی طبق بیشمار احادیث انهارا صاحب مقاماتی بدانیم که حد اقل از ما بلالترند نیز غلو است.ممنون میشم اگر این سوال را منتشر بفرمایید
  • امین A1 ۰۶:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۳
    2 1
    ساده ترین دلیل بر بطلان و بهترین شاهد بر وهن سخنهای آقای جعفریان آن است که در بین ائمه معصومین علیهم السلام غیر از امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام هیچ امامی حاکمیت سیاسی نداشته است ولی با اینحال تنها امامی که درباره او غلو شده و او را به رتبه خدایی رساندند امیر المومنین بود و عده ای پیدا شدند موسوم به علی اللهی و حال آنکه در زمان آن بزرگوار هنوز تصوفی در میان نبود و دشمنان آن حضرت بی شمار بودند و به خاطر عداوت کمالات ایشان را مخفی میکردند و دوستان آن حضرت از ترس از بیان فضائل ایشان می ترسیدند و با این حال در باره حضرت امیر گفته شد آنجه گفته شد . بهترین سند برای امام شناسی زیارت جامعه کبیره است. حالا اگر کسی به هر دلیلی یک کتابی را انکار کند با یقیه کتب و اسناد چه خواهدکرد.
  • بی نام A1 ۰۴:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
    2 0
    آسان ترین برهان بر سست بودن اظهارات آقای جعفریان در باره امام حسین علیه السلام و واضح ترین حجت بر نقض کلمات او آن است که هم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و هم امیر المومنین صلوات الله علیه در زمان حیاتشان جهاد ها کردند و در آن جهادها شهدایی از بهترین بندگان خدا به شهادت رسیدند چنانکه در بعضی هم فتوح قابل توجهی حاصل گردید ولی هیچیک مانند عاشورا ماندگار و پایدار در طول اعصار باقی نماند و همچنین تمام معصومین درگذشته ما به شهادت رسیدند ولی در شهادت هیچ یک مانند شهادت امام حسین اقامه عزا نمیشود. پس شهادت امام حسین علیه اسلام سری دارد که به دلیل عظمت آن ائمه معصومین به اقامه آن سفارش کرده اند و خود بدان عمل نموده اند.