با رو به خشکی رفتن دریاچه‌ی اورمیه، می‌رویم که در آینده‌ای نزدیک، کویری وحشت‌زا را با گسترده‌ترین نمکزار ایران، این بار در یکی از پر بارش‌ترین منطقه‌های کشور ببینیم! در عین حال، می‌بینیم که پس از اجتماعی شدن نگرانی‌ها درباره‌ی این پهنه‌ی آبی ارزشمند، بالا گرفتن اعتراض‌های مردمی، و حساس شدن دولت جدید به موضوع، همان شخصیت‌های مدیریت کننده‌ی منابع آب کشور – که باید پاسخ‌گوی وضع پیش‌آمده برای دریاچه باشند- با انواع "چاره‌اندیشی"، انبانی از راهکارهای پرهزینه، مقاله‌هایی مشحون از نمودار و فرمول و آمار، فضل‌فروشی استادمآبانه، و با نمایش دل‌سوزی، قضیه را پیچیده‌تر از آن چه که هست، نشان می‌دهند.

در نشست‌های گوناگون، علت‌های پرشماری را برای خشک شدن دریاچه ردیف می‌کنند و می‌کوشند که با تخصصی کردن نالازم ماجرا، عموم مردم را باز هم از دایره‌ی اظهار نظر و تصمیم‌سازی دور کنند و نقش مدیریت آب کشور را در شکل‌گیری فاجعه‌ی اورمیه، کم‌رنگ سازند.

اگرچه، تغییر اقلیم و در پی آن گرم‌تر شدن هوا و کم شدن بارش‌ها و بیشتر شدن تبخیر... ، در کوچک شدن دریاچه‌ی اورمیه بی‌تاثیر نبوده است، اما تردیدی هم نیست که کم‌تر شدن ورودی آب به دریاچه بر اثر سدهای پرشمار، گسترش کشاورزی کم‌بازده و آب‌بر، افزایش جمعیت و بیشتر شدن مصرف آب شهری، نقش موثر تری در "چروکیدگی" دریاچه داشته است. در این مورد، نه تنها پژوهشگران مستقل حوزه‌ی آب و کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست و کشاورزی چنین عقیده دارند، بلکه شماری از مدیران وزارت نیرو هم بر اولویت عامل مستقیم انسانی (و نه تغییر اقلیم) نظر داده‌اند. در نشستی که در روز 4 اسفند در شرکت توسعه‌ی منابع آب برگزار شد، دکتر هدایت فهمی که از مدیران باسابقه‌ی وزارت نیرو است، گفت: «نقش تغییر اقلیم، در خشک شدن دریاچه‌ی اورمیه حداکثر بیست درصد است».

اما، مدیران آب کشور، شرکت‌های مشاور صنعت آب، و مجموعه‌ی سدسازان، تاکنون تمایلی نشان نداده‌اند که دیوار بلند سدها را که جلوی ورود بخش اعظم آب روخانه‌ها را به مصب، تالاب، دریاچه، و کل حوزه‌ها‌ی پایین‌دست می‌گیرد، به عنوان عامل اصلی تخریب یا آسیب‌دیدگی این سامانه‌های ارزشمند معرفی کنند. برای مثال، در همان نشست، آقای فهمی گفت که پیش از انقلاب، حجم آب قابل تنظیم دو سه سد حوزه‌ی اورمیه، در حدود یک میلیارد و دویست میلیون متر مکعب بوده و پس از انقلاب فقط هشتصد میلیون متر مکعب به این حجم اضافه شده است. ایشان نتیجه گرفتند که «این مقدار اضافه شده نمی‌تواند تا این حد - یعنی در حد از بین رفتن دو سوم آب دریاچه- تاثیرگذار بوده باشد». این سخن مغالطه‌ای آشکار است، زیرا اثر انباشتی (cumulative) عامل تاثیرگذار را نادیده می‌گیرد و بیان نمی‌کند که این هشتصد میلیون (اگر آمار، با توجه به بیش از سی سد ساخته شده در این دوره درست باشد) با اضافه شدن بر آن یک میلیارد و دویست میلیون قبلی، اثر نهایی را بر دریاچه گذاشته است. این وضع شبیه به حالتی است که اضافه شدن یک درجه حرارت به آب 99 درجه، آن را به جوش می‌آورد؛ در این حالت، آیا می‌توان گفت که این یک درجه نمی‌تواند در به جوش آمدن آب موثر باشد؟!

به نظر من، موضوع ساده‌تر از آن است که "کارشناسان" آب (که همگی تحصیل‌کرده در رشته‌های ساخت و ساز، یا مهار آب هستند) وانمود می‌کنند. ماجرا این است که مصرف آب در بخش‌های کشاورزی و صنعت و شهرهای ما بسیار بی‌ضابطه رشد کرده، و از سوی دیگر تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان مدیریت آب ایران، تقریبا تمام تلاش خود را در سه چهار دهه‌ی گذشته صرف گردآوری و عرضه‌ی آب به مصرف‌کننده کرده‌اند. آنان، ورود هر آبی را به دریا و دریاچه و تالاب‌ها، "هدر رفت" قلمداد کرده‌اند و تقریبا کل سامانه‌های رودخانه‌ای را از حالت طبیعی خارج کرده‌اند. به این ترتیب، ظرفیت برد (carrying capacity) سامانه‌های مرتبط به رودخانه‌ها، از جمله دریاچه‌اورمیه، به پایان رسیده است.

پیشنهاد می‌کنم که دولت، برای نجات دریاچه‌ی اورمیه، به کارایی مدیرانی که سال‌ها است بیشترین اعتبارها را به سدسازی اختصاص داده‌اند و تقریبا به کلی از ارتقای بازده آب در کشاورزی، و تا حد زیادی از ساخت شبکه‌های زیر سد، و از اصلاح الگوی مصرف در صنعت و در شهر، غفلت کرده‌اند بیش از حد اعتماد نکند. ضروری است که در بخش‌های مدیریت منابع آب، نمایندگان جامعه‌های محلی حوزه‌ی رودخانه، مسوولان دولتی و فعالان غیردولتی محیط زیست، و همچنین کارشناسان منابع طبیعی حضور داشته باشند. پیشنهاد دیگر این است که دولت، بودجه‌ی یک سد بزرگ (مثلا سد بختیاری) را به کمک مالی مستقیم به کشاورزان حوزه‌ی اورمیه اختصاص دهد تا برای چند سال از زراعت و باغ‌داری در منطقه خودداری کنند و کم کم به ارتقای روش‌های آبیاری بپردازند.

نگارنده، برپایه‌ی تجربه‌ی شخصی و پژوهش‌های میدانی، مطمئن است که از هر هکتار زمین کشاورزی کشور، به طور میانگین بیش از پنج میلیون تومان سود سالانه به دست نمی‌آید؛ و تازه این درآمد به شرطی است که هزینه‌ی دستمزد خود کشاورز و خانواده‌اش را که روی زمین کار می‌کنند، به حساب نیاوریم. بودجه‌ی برآورد شده برای ساخت سد بختیاری، حدود سه میلیارد دلار است، اگر فقط نیمی از این مبلغ، یعنی 4500 میلیارد تومان را (با احتساب هر دلار: سه هزار تومان) به صورت سپرده در یکی از بانک های کشور بگذاریم، می‌توان سالانه حدود هزار میلیارد تومان سود گرفت. با این سود، ضمن حفظ اصل سرمایه، می‌توان به مالکان دویست هزار هکتار زمین، به ازای هر هکتار پنج میلیون تومان در سال داد تا کشاورزی نکنند. به این ترتیب، می‌توان سالانه دست‌کم دو میلیارد متر مکعب آب را صرفه‌جویی و روانه‌ی دریاچه کرد. پس از چند سال، می‌توان به کشاورزان کمک کرد که راندمان مصرف آب و تولید در واحد سطح را افزایش دهند.

همچنین می‌توان شیوه‌های معیشتی جایگزین را که مصرف آب کم‌تر دارد (از کشاورزی هیدروپونیک یا گلخانه‌ای ساده، تا انواع گردش‌گری و صنایع دستی) را در منطقه تشویق و حمایت کرد. در مورد اشتغال در بخش کشاورزی باید توجه داشت که هنوز در کشور ما، درصد شاغلان این بخش بسیار زیاد (نزدیک بیست درصد کل شاغلان) است و ضرورت دارد که به تدریج این درصد کم‌تر شود. بنا بر این جای نگرانی از این که ممکن است با دادن کمک مالی، شمار شاغلان به کشاورزی کم شود، نیست. ضمن این که بیشتر کشاورزان ما، چه در حوزه‌ی اورمیه و چه در جاهای دیگر، هم اینک نیز شغل دوم دارند که کمک مالی و توانمندسازی آنان می‌تواند در تقویت این شغل‌ها موثر باشد.

در این میان، سازمان‌های مردم‌نهاد و انجمن‌ها و شوراهای محلی می‌توانند نقش موثری در جلب اعتماد همگانی، آموزش مردم، و تغییر الگوهای زندگی در منطقه ایفا کنند.

* مدیر سازمان مردم‌نهاد "دیده‌بان کوهستان"

کد خبر 343370

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 15
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۱۸:۵۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۸
    5 0
    فقط میتونم بگم بی کفایتی مسئولین مربوطه همین.............!!!!!!!!!
  • دكتر اميد IR ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۸
    3 0
    جالب بود مقالتون. مخصوصا اينكه سالي پنج ميليون دستي بديم تا كشاورزي نكنند!! تا درياچه احيا شه. هرچند از نظر عملي شدني نيست و اگر بر فرض اين اتفاق بيفته همون كشاورز هم با اون پول و وقت آزادي كه داره پا ميشه مياد تبريز يا تهران و مشكلات ديگه پيش مياد. به نظر ميرسه انفجار نا متوازن جمعيتي كه رخ داده و با تشويق مسولين ادامه داره هر چرخه معيوبي رو در كشور معيوب تر خواهد كرد.
  • حمید IR ۱۹:۱۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۸
    3 0
    متاسفم که تنها کار عملی آقایان مسئول دلسوز شده دو سه هفته ای یکبار گزارش دادن میزان خشک شدن دریاچه اورمیه.
  • بی نام A1 ۱۹:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۸
    3 0
    اینجا آدم را به راحتی قربانی می کنند چه رسد به دریاچه
  • اوجان اوغلی IR ۲۰:۵۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۸
    0 0
    بهترین کار در کوتاه مدت باز کردن سد های بیخود هستش !! البته دولت با قرار دادن بودجه 20میلیاردی یکم نگران کرده . . ولی باز ممنون که دیگه مشکل دریاچه اورمیه رو سیاسی نمیبینن و گفتن نبینن . .
  • ناشناس EU ۲۱:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۸
    0 0
    وقتی فلان مدیر میگوید من در زمان مدیریتم سدی را افتتاح نکردیم طبیعی است عاقبت یک کار زیر بنایی به اینجا برسد که رسیده و زحمات چندین ساله مهندسین و تکنسین های این تخصص که سالها عمر خود را در بیابانها گذاشتند به ارزشی ضد خود تبدیل شود. واقعآ شرم آور است .
  • محمد A1 ۰۴:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
    0 1
    تبخیر در اثر تغیر آب وهوا وساخت جاده وبه هم خوردن سیتم مخزن دریاچه عامل اصلی مسئله است والا چند سد از سال 76 به بعد آّبگیری شده وحجم انها چقدر است
  • آخانی A1 ۰۵:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
    4 0
    بسیار درست و به جا بیان شده است. اما مشکل آن است آنهایی که برای سه میلیارد دلار سد بختیاری برنامه ریختند، قدرتشان زیاد است، ولی کشاورزان حوضه دریاچه ارومیه - که خیلی از آنها حتی فارسی هم بلد نیستند تا به ما دردشان را بگویند - همیشه در گفته های مسئولین وزارت نیرو مقصرین اصلی خشک شدن دریاچه شمرده می شوند.
  • آرش A1 ۰۵:۲۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
    4 0
    حالا وقتی سونامی نمک اکثر نیمه غربی کشور رو گرفت اونموقع شاید راهکار اصلیو رو کنند... نمیدونم چرا انقد بیخیالن؟؟؟؟؟؟ دریاچه واقعا دیگه نایی براش نمونده؟؟؟ نه آرتیمیایی نه فلامینگویی ...
  • بی نام A1 ۰۵:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
    1 3
    خبری تکراری! دریاچه خشک شد رفت. باید به فکر احداث برج و آپارتمان در این دریاچه باشیم
  • بی نام IR ۰۵:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
    0 0
    تشکر از طرح زاویه دید جدید که امکانپذیر وشدنی است.
  • بی نام IR ۰۷:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
    5 0
    با شما كاملا موافقم كه فضل فروشي و ارائه نمودار و عدد و ... بدون هيچ تحليل واقعي و بدون توجه به پيامدهاي و نيز بدون توجه به دانش بومي ارزشمند ايراني، كار 50 ساله مهندسان بخش آب كشور است. نتيجه آن بلاي فاجعه باري است كه بر سر مهمترين گروه احتماعي تامين كننده امنيت غذايي كشور يعني كشاورزان، عشاير، باغداران، نخلكاران، و.. در همه حوضه هاي آبريز و آبخيز كشور آمده است. تنها بايد نظر شما را جلب كنم كه خشكيدن اروميه اصلا و ابدا ربطي به خشكسالي و ترسالي ندارد. اگر خشكسالي بود چرا دريا چه وان تركيه و سوان ارمنستان كه در پيرامون ما و با فاصله كم از ما قرار دارند نخشكيده اند. آمار بارندگي هم تغيير معني دار نشان نمي دهد. فاطمه ظفرنژاد
  • بی نام A1 ۰۷:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
    5 0
    اصل مطلب رو گفتید: «مدیران آب کشور، شرکت‌های مشاور صنعت آب، و مجموعه‌ی سدسازان، تاکنون تمایلی نشان نداده‌اند که دیوار بلند سدها را که جلوی ورود بخش اعظم آب روخانه‌ها را به مصب، تالاب، دریاچه، و کل حوزه‌ها‌ی پایین‌دست می‌گیرد، به عنوان عامل اصلی تخریب یا آسیب‌دیدگی این سامانه‌های ارزشمند معرفی کنند.» حالا همینها قرار است دریاچه را نجات دهند؟؟؟!!!
  • عباس محمدی A1 ۱۳:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰
    1 0
    به "دکتر امید" چرا دادن پول به کشاورزان برای خودداری از کشت، شدنی نیست؟! این کار، نه تنها در بسیاری نقاط دیگر جهان انجام شده، بلکه در همین ایران هم گاه در شرایط بی آبی (برای جبران خسارت کشاورزان) انجام شده است.
  • علی رضا IR ۰۵:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۶
    1 0
    نظریه ای بجا هست ولی سوالاتی مطرح است ! آیا وزارت جهاد کشاورزی نمی توانست در این چند سال گذشته با بحرانی شدن وضعیت دریاچه اورمیه با احتساب زمینهای کشاورزی موجود در حوزه و واگذاری تسهیلات کم بهره از طریق بانک کشاورزی نسبت به تغییر سیستم آبرسانی اقدام نماید؟ آیا وزارت کشور نمی توانست در این چند سال گذشته با ابلاغ بخشنامه ای هر گونه تفکیک زمین کشاورزی به ابعاد کوچکتر جهت جلوگیری از افزایش مصرف آب صادر نماید؟ آیا وزارت نیرو نمی توانست با پر کردن چاههای غیر مجاز و تحویل بموقع حق آبه دریاچه اورمیه آن را از خشک شدن 80 درصدی نجات دهد؟ حتماً می شد اجراء کرد ولی هیچ وزیری ظاهراً حوصله کار نداشته فقط جلسه مهم بوده و بس !