۰ نفر
۱۲ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۵:۰۶

رمز و راز حال و هوای بخصوص لحظه ی تحویل سال در چیست؟

 

یک دقیقه و بیست ثانیه مانده به آغاز سال نو٬ سی و پنج ثانیه مانده به آغاز سال نو٬ تیک تاک٬ تیک تاک٬٬ تیک... ثانیه ها یکی پس از دیگری می آیند و می روند٬ همه سر سفره ی هفت سین نشسته ایم٬ صدای نفس ها را می شود شنید٬ حرفی نمی زنیم ٬ نگاه ها به تلویزیون است و آغاز سال نو٬ سرنای نوروزی و کف زدن های ما٬ انگار که کاری کرده ایم٬ پیروزی به دست آمده٬ خوشحالیم و البته حساس و دل نازک٬ بغض هایی که می ترکند برای آنها که دیگر نیستند یا خیلی وقت است از ما دورند. انگار این سال تحویل ما را تطهیر می کند٬ مقدس می شویم٬ پاک می شویم٬ می خندیم٬ گریه می کنیم٬ زنده می شویم٬ به یاد هم می افتیم٬ زمزمه می کنیم٬ یا مقلب القلوب٬ خدا را صدا می زنیم از او یاد می کنیم٬ از او می خواهیم...راستی مگر چه اتفاقی می افتد در لحظه ی سال تحویل؟ این چه سری است و کدام راز است که چنین حال و هوای انسانی به ما می بخشد در این لحظه ها؟

ما به دنبال درک جهان هستیم. ما می خواهیم بدانیم چه چیز موجب این همه پدیده و اتفاق در اطراف ما شده است. تغییر فصل ها و آب و هوا از مظاهر قدرتمند و زنده ی طبیعت برای ما انسان ها بوده. نوروز احترام به زمین است٬ اصلا این حرکت زمین است که در مقابل خورشید در یک روز خاص موجب انقلاب بهاری می شود. چند هفته ی پیش "جاذبه" ساخته ی "آلفونسو کرون" را می دیدم. آنچه که در ذهنم بیشتر ماند احترامی بود که برای زمین در این فیلم قائل شده بودند. کیهان٬ ستارگان٬ منظومه ی شمسی با تمام زیبایی مخوف هستند. تنها جایی که در این فضای بی انتها نقطه ی آرامش انسان است زمین است. حتی خورشید در این فیلم فروغ آنچنانی ندارد و نور خورشید وقتی به زمین می رسد زندگی ایجاد می کند. زمین ما در نقطه ای درست نه دور و نه نزدیک به خورشید ایستاده و ما را گرم می کند. به احتمال زیاد ما در این کیهان گسترده و تمام نشدنی تنها هستیم یا لااقل تا به امروز چیز دیگری غیر از این ثابت نشده است. "استون"  با بازیگری "ساندرا بولاک" در "جاذبه" در زمین چیز زیادی نداشت که بخواهد به خاطر آن بازگردد پس آماده ی خود کشی می شود تا آرام و ساکت بمیرد اما یک خیال او را نجات می دهد یک امید به او نیرو می بخشد پس هر آنچه که توان دارد به کار می گیرد تا به زمین بازگردد زمینی که به ما زندگی داده و چون گهواره ای مامن و پناهگاه ماست. او می گوید "از فضا متنفرم" پس به زمین باز می گردد. زمین زیبا و آبی رنگ ما با حرکت پیچیده ی خود به دور خورشید و با زاویه ای که در طول این حرکت به خود می گیرد این همه آب و هوای متنوع برای ما ایجاد می کند. زمین به فرمان چه کسی است؟ آیا خدا زمین را می گرداند؟ "استون" با اینکه در فضای بیکران بود اما وجود خدا را باور نداشت ولی چون به ساحل نجات رسید مشتی از شن را با عشق در مشت گرفت و خوشحال بود. انگار که خدا در زمین بیشتر احساس می شود تا در فضا. شاید زمین بارها از خود پرسیده باشد که چرا انسان برای صدا کردن خدا چشم از من بر می دارد و به آسمان می نگرد؟! "کوالسکی" با بازی "جرج کلونی" در فضا ذره صفت می میرد اما به سمت خورشید درخشان نمی رود که در تاریکی محو می شود.

زمین می چرخد و می چرخد. بدون ما چرخیده و بعد از ما هم خواهد چرخید. انقلاب بهاری بارها و بارها در زمین اتفاق خواهد افتاد حتی زمانی که نه تو مانده ای و نه من. این حال تحویل سال حال مهمی است باید به آن بیشتر فکر کنیم انگار انسان تر می کند ما را٬ خوشحال تر می کند انسان را. ای زمین تو را دوست داریم. این تو هستی که به ما سال نو می دهی. سال نو مبارک... 

 

 

کد خبر 347041

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام ۱۵:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۲
    5 1
    خيلي خوب بود. مرسي
  • حمید IR ۱۷:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۲
    5 1
    متن زیبایی بود
  • ايراني A1 ۱۸:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۲
    4 3
    خيلي به فلسفه عيد و نوروز و نو شدن فكر كردم اما فقط جمله حضرت علي رو در رابطه با عيد قبول دارم. روزي كه ما گناه نكنيم و خوش باشيم به لحاظ معنوي اون روز عيد ماست
  • حسن IR ۱۱:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۶
    7 1
    سلام خیلی زیبا مینویسی واقعا جالبه متشکر وممنونم
  • دانا A1 ۱۲:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۱
    3 1
    بسیار لطیف بود مرسی