مهدی خاجی می‌گوید که اقدام سرافراز به عنوان مدیر عالی سازمان برای سبک کردن بخش ستادی، قابل تقدیر است.

مهری سادات صفوی: مهدی خلجی مدیر تأمین برنامه شبکه مستند و دانش آموخته ی مدیریت است. او هم تجربه مدیریت در داخل و هم در نمایندگی خارج از کشور سازمان صدا و سیما در بخش میانی را دارد و به همین دلیل با او درباره ی ضرورت های پیش رو در مدیریت جدید سازمان صدا و سیما صحبت کردیم. خلجی بیش از همه به کوچک کردن بدنه سازمان صدا و سیما معتقد است و می گوید چابک سازی  بدنه ی اجرایی نخستین ضرورت برای بهینه سازی فعالیت صدا و سیماست.

درباره کوچک سازی سازمان صحبت کردید و این که این اتفاق در حال رخ دادن است . توصیه تان برای این روند چیست؟

رسانه ما به سمت رسانه سبک و کارآمد شدن پیش می رود. همه ما دوست داریم یک رسانه سبک و چابک داشته باشیم اما کارآمد بودن آن باید مورد تحقیق و بررسی قرار بگیرد. مخاطب یک عنصر اصلی برای رسانه است. فارغ از مسایل ساختاری و مولفه هایی همچون تکنولوژی که درگیر تغییرات ساختاری می شوند و باید در رسانه ملی مورد توجه قرار بگیرند ، سئوال مهم این است چقدر از مخاطب شناخت داریم؟ و چه قدر این در ارتباط با مخاطب موفق بوده ایم؟

بحث چابک سازی که در دوران ریاست جدیدمطرح شد ، عملا مشخص نیست که آن کارایی مد نظر را داشته باشد . ممکن است در نهایت به نقطه اول بازگردد. آن هم با حضور تعداد معاونت هایی که با بیرون از سازمان در ارتباطند و اگر بخواهند کوچک شوند مشخص نیست کارآمد باشند و یا خیر؟

کارآمد بودن هر ساختار مسئله مهم و غیر قابل انکاری است. البته باید به این مهم توجه کرد که اگر به طور مثال می‌خواهیم درد بیماری را کم کنیم و او را درمان کنیم باید با خود آن بیمار صحبت کنیم و یا تنها یک تیم پزشکی در گوشه ای و بدون دانستن فرآیند عملیاتی درباره درمان تصمیم بگیرند؟ ساختار با تعریف علمی ، آن وسیله ای است که به کمک مدیر می آید تا استراتژی هایی را که تعریف شده به سرانجام برساند. ساختار باید در خدمت یک مدیر عالی باشد . تغییرات ساختاری نیز وسیله ای است برای رسیدن به هدف. مکانیزم های مدیریتی برگرفته از سیستم های واقعی است که در جامعه وجود دارد.

اگر شما به عنوان یک کارشناس رسانه ، قرار بود در ساختار صدا و سیما تغییراتی ایجاد کنید در اولین گام کدام بخش را تغییر می دادید؟

اقدام آقای سرافراز به عنوان مدیر عالی سازمان را که در پی سبک کردن بخش ستادی است ، قابل تقدیر می دانم. بخش هایی نیز در سازمان وجود دارند که باید به آن ها توجه کرد. یک بخش هم هست که بخش عملیات است و بخشی نیز تولید. صدا و سیما و مواردی که ارتباط تنگاتنگی با این حوزه دارند و پشتیبانی فکری و تولید محتوایی می کنند مانند آرشیو سازمان ، موسیقی ، سیما فیلم و.... باید تکلیفشان مشخص شود. اگر بخواهیم به عملکرد سازمان نگاه کنیم خود به خود نشان می دهد که به چه میزان توجیه و وجود این بخش ها می انجامد.  البته در مقطعی این بخش ها و مراکز شکل گرفتند که در آن مقطع این نگاه درست وجود داشت که شبکه های ما درگیر تولیدات خودشان هستند و در آن موقع وجود این مراکز مفید بود.

ولی در دنیا شبکه های تلویزیونی کوچک بدون داشتن موسسات متعدد سریال هایی می سازند و به تمام دنیا صادر می کنند. اما ما شاید با این همه امکانات تنها چند سریال و به کشورهای محدود ارسال کرده ایم . نباید تکانی بخوریم و چابک سازی به سمتی برود که تولید محصول را به شبکه ها بسپاریم؟

درست است. باید سفارش محصول و فرآیند تولید محصول را سپرد. نیازی نیست مجموعه ای انسانی از تهیه کننده ها را در ساختار سازمانی نگاه داشت که تخصصشان در فضای دست و پاگیر سازمانی از بین برود . نیاز انسانی یک شبکه تولیدی نیروی انسانی است که باید کار کند ، رفع اشکال کند ، تعیین استاندارد ، نظرسنجی و بازوهای نظارتی ، ارزیابی و کنترل تولید و مخاطب را داشته باشد تا بررسی نماید هر شبکه در مسیر هدف خود حرکت می کند و یا خیر. و این میسر نیست مگر اینکه نیروی با تجربه و تازه نفس در کنار هم در روند برون سپاری سازمان کنار هم کار کنند.

در واقع تجربه نشان داده است با این سنگینی و روند کندی حرکت ، خوب پیش نمی رویم؟

برخی از مراکز سازمان حتی نیازهای سازمان را نیز تامین نمی کنند. افرادی که در حوزه هایی مثل دوبله ، موسیقی و سرود فعالیت می کند ، بیرون از سازمان صدا و سیما هم کار می کنند و منبع درآمدشان اتفاقا از آنجاست و می بینیم که در کارها خارج از سازمان آن ها پیشرفت و خلاقیت خیلی بیشتر است.. پس چه اشکالی دارد این رقابت در گروه های تولیدی کوچک و بنگاه های تولیدی کوچک و زودبازده محقق شود و تاثیرش را تلویزیون دریافت کند؟ در این صورت تلویزیون می تواند انتخاب را بر عهده بگیرد .و مثل مشتری که پول می دهد و یک کالا را می خرد در انتخاب مختار باشد و بهترین کیفیت و بهترین قیمت را برگزیند و این صاحب اختیار بودن مشتری هم منجر به رقابت بین تولید کنندگان می شود در نتیجه کیفیت تولیدات بالاتر می رود .

در واقع صدا و سیما مثل یک مشتری حق انتخاب خواهد داشت؟

بله. چون هزینه آن را می پردازد . البته ممکن است با این طرح خلاهایی ایجاد شود و مثلا آن دوبلور و گوینده بیمه نشود اما قابل بررسی و حل است. در این نگاه آدم ها انتخاب می شوند و تنها به آدم های خاص وظیفه برنامه سازی محول نمی گردد و همه این اجازه را دارند که در رسانه ملی کار کنند. همان طور که باید مدیران خود را هم برای تحقق این مسیر باور داشت. مدیران جوان قابل اعتمادی که می توانند کارهایی جدیدی انجام دهند . آقای سرافراز که مورد اعتماد قرار گرفتند نیز از دل همین سیستم بوده اند و باید این اعتماد را به بخش های مختلف داشته باشند و اجازه دهند افرادی که سلسله مراتب سازمانی را طی کرده اند و بدون هیچ واسطه ای رشد نموده اند و سرمایه شان دانش و اندوخته و عمری است که در سازمان گذاشته اند ، بیایند و کار کنند.

کسی که برای مدیریت کلان مجموعه ای چون صدا و سیما انتخاب می شود قطعا بی نیاز از حضور مشاوران مختلف نیست. اما آیا مدیران میانی سازمان هم لزومی برای مشاوره آنهم با افراد بی تجربه و خارج از سازمان دارند؟ این چه ضربه ای می زند از نظر شما که مدیر میانی سازمان بوده اید؟

نه تنها من که هیچ عقل سلیمی نمی تواند تجربه را نادیده بگیرد. اما این را هم نباید فراموش کرد که نباید هر آن چه را که تجربه می کنیم دوباره تکرار کنیم در این صورت مدام در جا می زنیم . هر وقت برنامه ای در سازمان گل می کند شک نکنید عناصری که در آن به کار رفته متفاوت بوده است. گاهی می بینیم در شبکه ای فقط چند تهیه کننده محدود کار می کنند . آیا برای شب عید فقط برخی آقایان می توانند فیلم بسازد؟ این مطلوب نیست. باید فرصت داد به جوانانی که در دل جامعه زندگی می کنند . دلیل این که شبکه های اجتماعی انقدر با اقبال مواجه اند نیز ارتباط دوسویه آن هاست. اما آیا ما توانستیم ارتباطمان را با مردم به درستی برقرار کنیم؟

البته در نظرسنجی اخیر اعلام شده همچنان اولین رسانه ای که مردم به آن اعتماد دارند رسانه ملی است؟

بله ، حتماً . اما من به این نظر سنجی ها در کل اعتقادی ندارم چون می بینم مدیران رسانه ای ما هم در شبکه های اجتماعی گفتمان بهتری با هم برقرار می کنند. هر تحقیقی باید به بخش هایی که هیج انتفاعی از آن تحقیق نمی برند سپرده شود. باید آن را به صورت پروژه مثلا ً به دانشجویان بی طرف سپرد و بعد برآورد تحقیقاتی کرد. البته تلویزیون همچنان قابل اعتماد مردم است اما دیگر تنها وسیله ارتباطی محسوب نمی شود.

به این ترتیب شما مخالف حضور روابط عمومی ها در سازمانید؟

روابط عمومی در معنای کل آن یعنی خود صدا و سیما. مگر می شود روابط عمومی یعنی پایگاهی که فقط به خاطر مردم است نباشد؟ روابط عمومی پل ارتباطی من و مخاطب است و روابط عمومی ای درست است که حرف مخاطب را حتی تلخ به گوش من مدیر برساند . اما یکی از مشکلات ما این است که همه چیز را در یک ساختار تعریف می کنیم و می خواهیم روابط عمومی را نیز با همان ساختار ثابت بچینیم. نه این دسته بندی درستی نیست.

با توجه به شرایطی که در آن هستیم. تغییر مدیر سازمان و پیش رو بودن دهه فجر و نوروز و مسائل کشور اعم از موقعیت حساس منطقه و مشکلات اقتصادی و بحث هسته ای و... اتفاقی به بزرگی کوچک سازی سازمان مناسب است؟

تجربه من به عنوان کارشناس رسانه و کسی که هجده سال است در سازمان کار می کند این است که باید گفت برای مخاطب " ساختار " بی اهمیت است. مخاطب خروجی کار برایش اهمیت دارد . این که چقدر توانسته ایم امید به آینده را در او زنده کنیم؟ چقدر اوقات خوش برایش ساخته ایم؟ چقدر در ارتقای فرهنگ جامعه موثر بوده ایم؟ چقدر اخبار را درست انتقال داده ایم؟ تغییرات ساختاری سازمان باید مبتنی بر این ها باشد . باید بر اساس ساختارهای پشتیبان ارزش قایل شد.

اگر الان به شما بگویند با توجه به دانش و تجربه تان در سازمان پنج راهکار به سازمان بدهید چه می کنید؟ فرض کنید به آقای سرافراز مشاوره می دهید.

آقای سرافراز انسان باهوشی است که مورد انتخاب رهبری قرار گرفته است . در حکم انتصابی مقام معظم رهبری چند کد داده شده است که در حکم دوره دوم آقای لاریجانی و در حکم آقای ضرغامی و حکم تمدید ایشان و در پیوست حکم آقای سرافراز قید شده است. بحث ضعف های سازمان و رسانه ملی ، بحث سبک کردن تشکیلات . توجه به کیفی سازی برنامه ها که هنوز برایش استاندارد تعریف نکرده ایم. آیین نامه های ما منوط به گذشته است. کدام گروه برای هر سال پیش روی خود دستور العمل جدید تعریف کرده است؟ هر وقت مقام معظم رهبری شعاری برای سال جدید تعریف کرده اند رسانه ملی به گزارش عملکرد اکتفا کرده است. کار کرده ایم اما آیا موثر بوده است یا نه؟ پس نیازی نیست رییس جدید سازمان کاری بکند. تنها باید مدیریت کند. چون راهبردها توسط مقام معظم رهبری به واقع تعیین شده اند و در همین سه ، چهار حکم اخیر آمده است . اگر روش های اجرایی آن ها را پیاده سازی و مدیریت کنیم دیگر رسانه ملی مشکلی نخواهد داشت. من فکر می کنم آن هایی که اقبال مدیریت رسانه را دارند فهم درست تری از نقص های داخل سازمان داشته اند چون از رهگذر سال ها کار در رسانه برنامه ای به مقام معظم رهبری ارائه دادند و برنامه ای انتخاب شده که به منویات مقام معظم رهبری نزدیک بوده است.

الان این کوچک سازی سازمان شروع شده است و اتفاقاتی نیز رخ داده است. این طلیعه چقدر می تواند به چابک سازی نزدیک شود؟

مدیریت باید یک شناخت دقیق از حوزه کارکردی خود داشته باشد که دارد. خوشبختانه مدیر عالی سازمان این شناخت را دارد چون در این سازمان کار کرده است. درست است در معاونت دیگری بوده است اما با به دست آوردن شناخت این حوزه خود را به سرعت تطبیق می دهد.

البته این تغییرات خیلی زود شروع شده است

خواهش من این است که مدیران ارشد رسانه با لایه های کارشناسی و عملیاتی سازمان ارتباط بگیرند.اگر در فرصت شش ماهه اول کاری انجام شد ، شده است وگرنه بعد از آن درگیر مسائلی می شوند که باعث می شود نظر رهبری تامین نشود. در نهایت نظر مقام معظم رهبری نظر ملت است . در واقع نظر مردم و خواسته های به حق آن هاست.

در واقع شناخت نیازهای مردم اما از منظر بالاتر

هر وقت رسانه ملی خوب عمل کرد از سوی مقام معظم رهبری مورد تشویق قرار گرفتیم و وقتی عملکردی داشتیم که مطلوب نبود ایشان از ما انتقاد کردند. پیشنهاد من به عنوان یک عضو کوچک در این خانواده بزرگ این است که فرصت صحبت و تعامل به وجود بیاید اما نه یکطرفه. بهتر است ارتباط داخلی در سازمان بیشتر شود . نیروهایی که از سازمان رفته اند به خاطر نبود فرصت گفت و گو با نیروهای داخلی و کارشناسان خودمان بوده است . وقتی نتوانیم با نیروی خود گفت و گو و تعامل داشته باشیم آیا با مخاطب خواهیم داشت؟ باید دامنه مشورت کارشناسی را گسترده تر کرد. استفاده کردن لزوما به معنی پذیرفتن حرف همه نیست. شاید سازمان سیاست های کلانی دارد که در این تعامل برای ما نیز روشن می شود. نباید گذاشت این شکاف به وجود آید. مسلما رییس سازمان وقت ندارد با همه اعضای سازمان صحبت کند اما جلسه های سالانه می تواند برگزار کند.

و یا حتی معاونین ایشان این وظیفه را بر عهده بگیرند

بله. باید از فضایی که هست استفاده کنیم. تلویزیون برای تمام گروه هاست. رسانه ملی است و برای جمهوری اسلامی ایران است و هر کس که اینجاست از آن حق استفاده دارد. کسی از گفت و گو و صحبت ضرر نکرده است. ما می توانیم بشنویم و فردا اگر مشاوره غلط به ما دادند دستمان پر تر است و آگاه تریم. در حوزه مدیریت این به ما کمک مهمی می کند که سوال های بهتری مطرح کنیم. باید آینده را بر اساس داشته هایمان بچینیم نه بر اساس آن چه تصورات ماست. و این است که به سازمان لطمه می زند.

5757

کد خبر 390423

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 10
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علیرضا بخت آزاد IR ۱۰:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۵
    10 1
    بسیار خوب و روشن بحث نمودید که نشان از تجربه و خلوص نیت آقای خلجی و اعتقاد ایشان به کار و هدفیست که برای آن در سازمان تلاش می کنند . در بخشی که فرمودید تعامل بین نیروهای سازمان و انتقال نظرات و تجربیات درون سازمانی باید تقویت شود ، بسیار با شما هم عقیده هستم و متاسف از اینکه سازمان دانش بنیانی مانند صدا و سیما که در حوزه های مختلف فنی ، تولید ، اداری و از همه مهمتر نیروی انسانی پتانسیل فراوانی دارد ؛ هنوز در حوزه "مدیریت دانش" ورود موثری پیدا نکرده است .علیرغم اینکه سرمایه گذاری در این خصوص سرشار از منفعت در جهت افزایش کارائی و اثر بخشی سازمانیست و بی شک منجر به ارتقاء سطح بهره وری در سازمان صدا و سیما خواهد شد . بهر حال امیدوارم آینده بهتری در انتظار سازمان مان باشد انشالله .
  • سجاد IR ۱۰:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۵
    12 4
    سازمان صدا و سیما بزرگ کند و بی مصرف شده است، من هم موافقم که از کارمند کار هنری پر مخاطب درنمیاد مثلا همین کارتونهایی که داخل سازمان دوبله میشن در مقابل دوبله های خارج سازمانی که به مراتب با خلاقیت و خوش ذوقی بیشتری دوبله می شوند.نظر سنجیم که واضح جایگاه صدا و سیما در این چند سال به چه شکلی سقوط کرده.به امید روزهای بهتر برای رسانه ملی
    • sadra IR ۰۸:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۶
      4 1
      آقا منفی میدی حداقل نظرت رو بگو بدونیم
  • پويا IR ۱۰:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۵
    10 0
    بسيار مفيد بود . اميدوارم بزودي شاهد تغيرات عظيم و چشمگيري در تلويزيون باشيم.
  • امید IR ۱۰:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۵
    10 0
    آقای خلجی خسته نباشید . دیدگاه مدیریتی شما قابل تقدیر است . موفق باشید
  • eskandari IR ۱۱:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۵
    10 0
    من با اين نظر كاملا موافقم . كوچك سازي و چابك سازي در سازمان اگر به نحوي صحيح و درست پياده سازي شود باعث رشد و تعالي و جذب مخاطب خواهد شد . با انتخاب درست افراد ميتوان به اين مهم در سازمان دست يافت .
  • حسن تاتار IR ۱۱:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۵
    10 0
    سلام علیکم: در قسمت ابتداء راجع به سوابق آقای خلجی مطالبی بیان شد ولی این نکته که ایشان سالها در تشکیلات حوزه ریاست کار می کردند و بخوبی از حدود ووظایف و اختیارات هر معاونت ،اداره کل،..... کاملا" شناخت دارند و واقعا" کارشناس خبره ای هستند که در مناصب مختلف کار کرده اند وچهار چوب وبدنه اصلی سازمان را می شناسند وراهکارهای ارزشمندی ارائه می نمایند.انشاالله خداوند یارتان باشد اللهم عجل لولیک الفرج
  • بی نام A1 ۱۹:۰۶ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۳
    0 0
    امیدواریم‌این‌تغیرات‌هرچه‌زودتر‌به‌مراکزاستانها‌برسد‌به‌خصوص‌کرمان....
  • بی نام IR ۰۸:۵۱ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۶
    1 0
    آقای خلجی خسته نباشید. امیدوارم شاهد تغییرات بزرگ در صدا و سیما خصوصا استان ها باشیم.بنده چند سالی است که فیلمنامه و طرح فیلمنامه می نویسم اما متاسفانه هر وقت به یکی از مراکز استانی ارائه دادم قبل از رفتن به شورا طرح هایم ناپدید می شود و کسی پاسخگو نیست. انشالله دیگر چنین حق خوری هایی رخ ندهد و فقط از فیلمنامه نویسان نور چشمی در صدا و سیمای بعضی از استانها استفاده نشود و افراد خاص فیلم و سریال نسازند و به فکرهای جدید نیز بها بدهند و از افراد گمنام نیز حمایت لازم شود و ریشه باند بازیها در اکثر مراکز کنده و سوزانده شود. خیلی مایل بودم نام استان مربوطه را ذکر کنم اما فعلا صلاح نمیدانم. با تشکر
  • فرزاد RO ۱۱:۰۰ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۶
    1 0
    تشکر ميکنم از جناب اقاي دکتر سرافراز که از بازنشستگاني که بيشتر از بليطشون مونده بودن در سازمان استفاده نميکنه متشکريم