باشاه خبرنگاران جوان نوشت: زن جوان زمانیکه از شعر و شاعری های شوهرش خسته شد، تصمیم گرفت به زندگی مشترکش برای همیشه پایان دهد.

چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی از زندگی با شوهرم خسته شدم. او مرتب از صبح تا شب در حال سرودن شعر است و اصلا به زندگی نگاه جدی ندارد.

وی افزود:هربار به او می گویم باید سرکار بروی و مثل مردهای دیگر دنبال زندگی و پول درآورن باشی می گوید، اصلا روحیه کار کردن در محیط های اداری را ندارد و به پول هیچ اهمیتی نمی دهد. او توقع دارد از صبح تا شب اتاقش باشد و شعر بسراید و کسی هم مزاحمش نشود. شوهرم اصلا زندگی را جدی نمی گیرد و تصور می کند می تواند با شعر و شاعری یک زندگی را بگذارند.

زن جوان ادامه داد:الان یکسال است که دارم رفتارهای همسرم را تحمل کنم و حرفی نمی زنم، ولی دیگر طاقتم تمام شده و می خواهم از او جدا شوم. شوهرم حتی به دنبال یک کار و شغل مناسب هم نمی رود و می گوید می تواند از همین راه سرودن شعر درآمد بدست بیاورد. اما من می دانم که آینده ای ندارد.

بعد از صحبت های این زن شوهر وی نیز به دادگاه احضار شد تا قاضی صحبت هایش را بشنود و بعد از آن در خصوص این پرونده تصمیم گیری کند.

۴۲۴۲

کد خبر 476785

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 9
  • محبوبه A1 ۰۷:۰۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۹
    80 9
    خب راست میگه زنه.
  • بی نام IR ۰۷:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۹
    44 7
    اللهم اشف کل مریض
  • امید IR ۱۰:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۳
    14 1
    اگه همه آدمای بزرگ تاریخ می رفتن دنبال یه شغل معمول اداریو زن و زندگی و همین کاری که این همه ادم دارن انجام میدن که دیگه هیچ نابغه ای تو تاریخ نبود. حتماً زن سعدی و حافظ هم باید شاکی میشدن که شوهر ما همش تو سفر و درحال شعر سرودنه. خواهر من شما قبل از ازدواج از روحیات مردت خبر داشتی