یک زن رنوسوار که شکارچی بانوان قزوین لقب گرفته است در شعبه دوم دادگاه کیفری این استان به شش بار قصاص نفس (مرگ) محکوم شد.

به گزارش ایسکانیوز  «مهین - ق» 32 ساله به جرم شش فقره آدمکشی عمدی به شش بار قصاص نفس در ملاء عام و به خاطر دستبردهای زنجیره ای به 24 ماه زندان ، 74 ضربه شلاق و رد اموال محکوم ‌شد.
پرونده مربوط به قتل های سریالی زنان قزوین که پارسال ، سر و صدای زیادی به پا کرد 11 متهم و 22 شاکی داشت.شوهر «مهین» به نام «الف - ط » نیز به جرم کمک کردن به او برای خلاصی از محاکمه به سه سال زندان تعزیری محکوم شده است.در همین حال ، چهار متهم پرونده قتل های سریالی زنان از مباشرت در خرید طلاهای قربانیان تبرئه شدند.
در رای شعبه دوم دادگاه کیفری استان قزوین آمده : «ه - ع» به جرم جعل اسناد عادی و همدستی با «مهین» در فروش طلاهای قربانیان به 20 ماه زندان تعزیری و 30 ضربه شلاق محکوم شده است.
روابط عمومی دادگستری قزوین اعلام کرد : دادگاه «ه - ع» را از اتهام معاونت در فروش اموال قربانیان به لحاظ نبود ادله تبرئه ‌کرد.همچنین «ع - ف» و «ج - غ» به جرم مباشرت در خرید و فروش طلاهای مسروقه به سه سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم شدند.«ش - م » نیز به پرداخت پنج میلیون ریال جزای نقدی بدل از شش ماه زندان تعزیری و یک میلیون ریال جزای نقدی بدل از شلاق محکوم شد.
دادگاه برای متهمه «س - م» حکم برائت صادر کرد و با صدور قرار نبود صلاحیت رسیدگی به اتهام های
«م - م» ، «ع - ف» و «ج - غ» مبنی بر فروش مواد بی هوشی ، تحصیل مال نامشروع و کلاهبرداری ، پرونده آنان را به مراجع مربوط فرستاد.این رای تا 20 روز پس از ابلاغ ، قابل اعتراض در دیوان عالی کشور است.
*** آنچه گذشت ....
مردی جوان که پریشانی در چهره اش موج می زد شامگاه شانزدهم بهمن 1387 به اداره آگاهی قزوین رفت و از گم شدن مادر 64 ساله اش «کبری» خبر داد.
وی اظهار داشت : صبح زود مادر بیمارم ، ناشتا از خانه خارج شد تا به آزمایشگاه برود اما هنوز برنگشته است ؛ می ترسم بلایی سرش آمده باشد.
تحقیق برای یافتن زن سالخورده ادامه داشت تا این که دو روز بعد یک ناشناس با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و گفت جنازه ای را در کنار مسیر فرعی جاده «الموت» دیده است.سپس کارآگاهان به همراه بازپرس کشیک به نقطه مورد نظر رفتند و با پیکر «کبری» که به نظر می رسید با طناب خفه شده بود رو به رو شدند.به گزارش ایسکانیوز ، با صدور دستور قضایی ، جنازه مادربزرگ به پزشکی قانونی فرستاده و تلاش پلیس برای ردیابی عامل یا عاملان جنایت آغاز شد.
24 شبانه روز از مرگ «کبری» گذشته بود که افسران کلانتری 17 غیاث آباد قزوین از ماجرای مشابهی باخبر شدند و بازپرس کشیک را در جریان معما قرار دادند.این مقام قضایی با دیدن جنازه زن 60 ساله ای در کنار یکی از درختان بوستان «فدک» پلیس اداره آگاهی را مامور رازگشایی کرد.کارآگاهان در نخستین مرحله تحقیق ، رد یک کفش را روی مقنعه قربانی دیدند و این سرنخ را پیگیری کردند.
نوروز 1388 به نهمین روز رسیده بود که پیکر زن 67 ساله ای به نام «عاطفه - ح» در جوی آب «مینودر» قزوین پیدا شد و فرضیه سریالی بودن سه جنایت مشابه قوت گرفت.شواهد نشان می داد این زن برای دید و بازدید عید از خانه اش بیرون رفته بود که قربانی جنایت دزد یا دزدان شد.
همچنین 3:30 بامداد هفتم اردیبهشت 1387 مردی که خود را رفتگر شهرداری معرفی می ‌کرد با پلیس 110 قزوین تماس گرفت و گفت پیکر زن میانسالی کنار دیوار غربی دانشگاه بین ‌المللی امام خمینی (ره) شهرک «مینودر» رها شده است.
بلافاصله افسران گشت کلانتری 17 غیاث‌آباد به میدان گل ‌های «مینودر» رفتند و مقابل کوی «بنفشه» با جنازه زنی رو به رو شدند که روی دهانش نوار چسب پهن کشیده شده بود و سرش را با کیسه‌ پلاستیکی پوشانده بودند.بررسی ها نشان می داد جانی یا جانیان به خاطر مقاومت زن بی چاره ، او را با به شدن زخمی و سپس خفه کرده بودند.
با انتقال جنازه به پزشکی قانونی ، قربانی 51 ساله که «صغری - ح» نام داشت و آموزگار کلاس اول دبستان «اندیشه» بود شناسایی شد.
برادر «صغری» به پلیس گفت : خواهرم که مجرد بود برای تعویض کفش خود به خیابان امام «خمینی» رفت و دیگر برنگشت.با طرح فرضیه قتل های سریالی در قزوین ، نماینده مردم این استان در مجلس ، در نامه‌ای از رئیس پلیس کشور خواست هر چه زودتر برای شناسایی جانی یا جانیان ، گروه زبده ای را مامور کند.در نتیجه شماری از کارآگاهان معاونت آگاهی ناجا مسئول پیگیری ماجرا شدند و تجسس خود را زیر نظر بازپرسان شعبه‌های دوم و پنجم دادسرای عمومی قزوین آغاز کردند.بدین ترتیب یک زن رنوسوار به نام «مهین» با تلاش چهار ماهه ماموران بازداشت شد و پس از دیدن مدرک های دادگاه پسند ، لب به اعتراف گشود.
«مهین» 32 ساله بسیار باهوش است اما استعداد و توانایی‌های خود را در شش جنایت سریالی خرج کرد.این زن در کودکی مشکلاتی داشت که پس از ازدواج تشدید شد و زمینه ارتکاب کشتار را به وجود آورد.
مشکل مالی و نبود روابط قوی عاطفی از جمله مسائلی بود که «مهین» از آن رنج می‌برد.شواهد نشان می داد «مهین» به اختلال شخصیتی مبتلاست.
وی که مادر دو دختر است ادعا کرد به تنهایی دست به جنایت می زد و انگیزه اش فقط مسائل مالی بود.این موضوع اما کاملا واقعی به نظر نمی رسید.
در نخستین نشست رسیدگی به این پرونده ، جرم شش فقره آدمکشی عمدی ، دزدیدن طلا و جواهر زنان و دستبرد به دو میلیون تومان پول مردی به نام «صفت ‌ا...» که صاحبخانه «مهین» بود به این زن تفهیم شد.
در دومین نشست نیز لشکری - نماینده دادستان قزوین - کیفرخواست را خواند و اعلام کرد : اولیای دم پنج زن و یک مرد برای «مهین» 32 ساله تقاضای صدور حکم قصاص نفس - مرگ - کرده اند.
وی ادامه داد : «مهین» در روز سی ام دی 88 برای نخستین بار پای میز محاکمه ایستاد و جنایتها را گردن گرفت.حالا مردی که به عامل جنایت های سریالی قزوین ، داروی خواب آور می فروخت در دادگاه حاضر است و باید پاسخگو باشد.
نوبت دفاع به این مرد که رسید گفت : قسم می خورم هرگز نمی دانستم زن رنوسوار ، داروی خواب آور را برای اجرای نقشه آدمکشی می خواهد.من اگر به این موضوع پی برده بودم که نمی گذاشتم کار به اینجا بکشد.
«مهین» بار دیگر در دفاع از خود اظهار داشت : قتلها را قبول دارم.من به خاطر مشکلات مالی مجبور می شدم دست به جنایت بزنم.می خواستم تا زمانی که چک هایم پاس شود قتلها را ادامه دهم.البته منتظر بودم فرجی شود و یک جوری از این مخمصه نجات پیدا کنم اما نشد.
در آخرین محاکمه شکارچی زنان قزوین که در شعبه دوم دادگاه کیفری این استان به ریاست قاضی «ناصری» برگزار شد وکیل «مهین» گفت : باید زوایا و انگیزه قتل های سریالی موکلم آشکار شود تا بتوان تصمیم منصفانه ای گرفت.من از اولیای دم می‌خواهم با توجه به داشتن دو فرزند «مهین» به این زن با دید عفو بنگرند.
سپس یکی از متهمان که در جعل اسناد عادی از قبیل فاکتور طلا دست داشت اظهار داشت : اتهام جعل سند را قبوا دارم اما قسم می خورم نمی دانستم با یک آدمکش حرفه ای رو به رو هستم.
در ادامه ، دو متهم دیگر پشت جایگاه وی‍ژه ایستادند و به خرید طلاهای قربانیان اعتراف کردند.یکی از متهمان گفت : به خاطر آشنایی 25 ساله با شوهر «مهین» و دریافت ست خط او ، طلاها را خریدم و از دزدی بودن آنها هیچ اطلاعی نداشتم.
همچنین «مهین» گفت : شرمنده همه کسانی هستم که از یک سال پیش عزادارشان کردم.من در حالی دست به آدمکشی می‌ زدم که در بدترین شرایط مالی قرار داشتم.من هر روز یکی از طلبکاران را با حکم جلب در جلوی خانه ام می دیدم.من آدمی بودم که حتی یک ثانیه هم دوری بچه‌هایم را تحمل نمی‌کردم. حالا اما نمی‌دانم چه طور 9 ماه دوری آنها را تحمل کرده‌ام.می‌دانم که لیاقت بخشش را ندارم اما از شما می‌خواهم به من فرصت دهید تا مدتی پیش بچه‌هایم باشم.
وی اضافه کرد : در صورت طولانی شدن اجرای حکم اعدام اجازه بدهید خودم را راحت کنم.من دوست ندارم در ذهن بچه‌هایم این بادگار نحس بماند که مادرشان اعدام شده.اگر می‌شود بگذارید تا به طریق دیگری خلاص شوم.

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 51518

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =