نگاه نامعمول فیلم مکس دیوانه به تقابل خیر و شر، به گونه‌ای است که نمی‌توان مابین آن دو خط‌کشی و تفکیک آشکاری قائل شد. آدم‌های خوب و بد داستان همه در پی کسب قدرتند و معیار خاصی برای خوب و بد تلقی کردن آدم‌ها وجود ندارد.

کارگردان: جرج میلر
تهیه‌کننده: داگ میتچل، جرج میلر، پی.جی. ووتن
نویسنده: جرج میلر، برندن مک‌کارتی، نیکو لاتوریس
بازیگران: تام هاردی، شارلیز ترون، نیکولاس هولت، هیو کیز-برن، رزی هانتینگتون وایتلی، رایلی کیئو، زو کراویتز، ابی لی کرشاو، کورتنی ایتون
موسیقی: جانکی ایکس ال
فیلم‌برداری: جان سیل
تدوین: مارگارت سیکسل
مدت: ۱۲۰ دقیقه
کشور: استرالیا و ایالات متحده
زبان: انگلیسی
بودجه: ۱۵۰ میلیون دلار
جوایز اسکار: نامزدی در 10 رشته و برنده در 6 رشته‌ی بهترین تدوین صدا، بهترین صداگذاری، بهترین طراحی صحنه، بهترین گریم و آرایش مو، بهترین طراحی لباس، بهترین تدوین


مد مکس

فیلمی اکشن و چهارمین قسمت از سری فیلم‌های مکس دیوانه است که داستان آن دربارهٔ مکس روکاتانسکی (تام هاردی) که به نیروهای ایمپریتر فیوروسا (شارلیز ترون) می‌پیوندد تا طی تعقیب و گریزهای متوالی جاده‌ای از دست رهبر شروری به نام ایمورتان جو (هیو کیز-برن) و نیروهایش فرار کنند. داستانی کلاسیک و سرراست درباره شررات و دنائتی سمبلیک از روابط انسانی و اوج رذیلت‌های بی حد و حصر در برده‌داری فوق مدرن، که به دلیل قرارگیری در ژانر اکشن از ابتدا تا انتها سرشار از حادثه و درگیری‌های خشونت‌بار است. خشونت‌های فیلم غیرقابل پیش‌بینی و جذاب می‌نماید. گریم‌، لباس و صحنه‌پردازی‌، جهانی از عضله و آهن را به نمایش می‌گذارد که حتی مشمئزکننده اما چشم‌گیر است. مخاطب تا پایان با این شرایط پرتنش اجازه نفس کشیدن نمی‌یابد و هر لحظه حادثه‌ای نامتعارف را نظاره‌گر است.


پیرنگ فیلم در سکانس‌های ابتدایی ما را به یاد داستان فیلم رنگو و لاک‌پشتی می‌اندازد که با سیطره بر آب، مردم شهر را استثمار می‌کند و قدرت‌مندانه انسان‌ها را وادار به اطاعت‌پذیری و خرافه‌گرایی می‌سازد. اما روند داستان در قهرمان‌پروری برخلاف داستان رنگو و داستان‌ها مشابه، دارای دو قهرمان هم‌طراز است. قهرمانی یا قهرمان‌هایی گریزپا که در سفر خود در برخورد با ضدقهرمان داستان، او را از بین می‌برند و در نیمه دوم به قلمروی که از آن گریخته‌اند بازمی‌گردند و به جای احیای جامعه و مردم، و بازی نقش مصلحی خیر‌خواه، در جایگاه شرور قصه می‌نشینند.

مد مکس

در رنگو قهرمان از بطن جامعه دون‌پایه برمی‌خیزد و بر اثر اشتباهاتی مسیری را لاجرم طی می‌کند که از او قهرمانی ناخواسته و ناجی می‌سازد. اما رنگوی آفتاب‌پرست دیگر به جای لاک‌پشت بدجنس نمی‌نشیند.
این نگاه نامعمول فیلم مکس دیوانه به تقابل خیر و شر، به گونه‌ای است که نمی‌توان مابین آن دو خط‌کشی و تفکیک آشکاری قائل شد. آدم‌های خوب و بد داستان همه در پی کسب قدرتند و معیار خاصی برای خوب و بد تلقی کردن آدم‌ها وجود ندارد. این مهم نه از طریق کنش، بلکه به واسطه‌ی امکانات سینمایی از جمله گریم و همراهی بصری مخاطب با قهرمانان امکان‌پذیر می‌شود. علاوه بر این قرار دادن چند زن آسیب‌پذیر در ماشین جنگی قهرمان‌های داستان بهانه‌ای است تا حس ترحم و همراهی بیننده را برانگیزد. اما عدم شخصیت‌پردازی عمیق در مورد زنان، رسیدن به این هدف را ناممکن می‌سازد و اثری ناتوان عرضه می‌کند که حوادث و جلوه‌های صوتی و بصری بیش از سایر عناصر دراماتیک جلب‌توجه می‌نماید.


مد مکس

نکته بارز و کلیشه‌ای فیلم، ارائه شرایطی غیرطبیعی از زنان است. زن قهرمان فیلم که تمرد می‌کند و می‌گریزد و زنانی که در ید قدرت شخصیت منفی فیلم هستند و به واسطه‌ی زن قهرمان قرار است نجات یابند و گروهی از زنانی که در منطقه‌ای خاص و با چهره‌هایی شرقی موتورسوارانی جنگجو به شمار می‌روند. این سه نوع زن برای دستیابی به استقلال و رهایی از ستم‌ مردان در تلاشند. این زنها یا بر اوضاع و احوال موجود آگاهند و به جنگ و گریز مشغولند و از ظواهری مردانه برخوردارند یا زنانی جذاب و زیبا هستند که برای حرمسرای ایمورتان‌جو وظیفه‌ی زایش و التذاذ را عهده‌دار شده‌اند. شخصیت‌پردازی مردان نیز در سطح می‌ماند و اندام و زبان بدن است که همانند مسابقات کشتی کج با همراهی تکنولوژی صنعتی و افسارگسیخته بیانگر است. بیانگر چهره‌ی جدید از مدرنیته‌ی خشونت‌گرا و قدرت‌مداری وحشیانه در زمینی فاقد طراوت و سرسبزی مورد انتظار.


مد مکس

قرابت عجیب و تصادفی! پیرنگ فیلم با شرایط ایجاد شده توسط گروه‌های افراطی در منطقه خاورمیانه، نخستین تصوری است که در ذهن مخاطب برای انطباق شرایط فانتزی درون فیلم با واقعیت‌های سیاسی و نظامی موجود در خارج از فیلم شکل‌ می‌گیرد. بازنمایی افراط‌گرایی ضدانسانی دیروز نازی‌ها و امروز داعشی‌ها از جمله کارکردهای فیلم "مد مکس" است و هشداری است در زمینه قربانی شدن کلیت احساسات و عواطف بشری در روند الیناسیون (از خودبیگانگی) به واسطه انواع و اقسام سلاح‌های غیرمتعارف جنگی و ساخته دست بشر. به واقع در صحنه‌ها و لحظاتی از فیلم به مدد ترکیب‌بندی و تقارب رنگ‌ها حتی نمی‌توان مابین آدمها و ادوات و ماشین‌های جنگی تفاوتی قائل شد. در پایان آنچه در ذهن می‌ماند سرعت و قدرت بی‌مهابا در شرایط مالیخولیایی است که ممکن است جهان در آینده گرفتار آن شود.

مد مکس و  داعش

کد خبر 522176

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سید IR ۱۱:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۰۹
    1
    تبلیغ میخواید کنید ، داعش گفتن چیه دیگه ؟
  • یعقوبی A1 ۰۵:۲۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۰
    8
    برسی و نقد موشکافانه و جالبی بود و باعث مشه که تماشاگر با نگاهی دقیق به تماشای فیلم بنشیند و خودارتر و عمیقتر به پیام ها بنگرد. با این وجود اگر نقد ها اینقدر تنگ هم نبودند و دسته بندی می شدند برای خواننده بتهر بود. دیگر اینکه ایا فیلم نکات مثبت چه به لحاظ فنی و چه غیره نداشت؟