۰ نفر
۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۸

جای خالی اقناع ملی!

محمد محمودی
جای خالی اقناع ملی!

۱- سخنان وزیر امور خارجه بعد از مذاکره ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ با آمریکا در مسقط دوباره نشان داد که چقدر جای اقناع ملی در دکترین دیپلماسی همچون سایر موارد خالی است و عراقچی هم به عنوان وزیر امورخارجه، قدرت حرف زدن بیشتری از تریبون های رسمی نظیر نمازجمعه ها، ندارد!. 

۲- برای فهم بیشتر موضوع باید بدانیم که اگر «اقتدار ملی» ستون فقرات امنیـت ملـی باشد، یقیناً «اقنـاع ملـی» مغـز اسـتخوان آن اسـت کـه غفلـت از آن موجب شکستگی یا پوکی امنیت ملی می شود. پس مذاکرات هسته ای و هسته اصلی آن یعنی مذاکره با آمریکا هم به عنوان بخش مهمی از تلاش برای تامین امنیت ملی کشور از این قاعده مستثنی نبوده، نیست و نخواهد بود.

۳- قبلا در یادداشتی با عنوان«این ۲۳ سال» درباره عوارض فرسایش بیش از دو دهه مذاکرات هسته ای و تاثیر آن بر سرنوشت یک ملت نوشتم؛ «مذاکرات هسته ای برخلاف مذاکرات پایان جنگ، بجای آنکه مذاکره ای متمرکز - و مبتنی بر اقناع ملی-  از سوی کل نظام تلقی شود، تبدیل به مذاکره ی دولتهای ادواری متفاوت و متناقض شده و همین امر موجب ایجاد سرگیجه مذاکرات هسته ای گردیده است. سرگیجه ای که به طوفانی از شعارهای متناقض در دولتهای ادواری منجر شده تا ۲۳ سال مذاکرات فرسایشی هسته ای، -اقناع ملی- و اقتصاد ایران را یکجا با خود ببرد!.

۴- باید توجه داشت جمهوری اسلامی در تاریخ خود، هرگاه موفق به عبور از بحران یا پیچ های سختی نظیر پایان جنگ ۸ ساله شد، بیش از آنکه دلگرم به اقتدار ملی باشد، متکی به اقناع عمومی بوده است. این موضوع حتی در تصمیمات و اقدامات بزرگی نظیر تأسیس دانشگاه آزاد، ساخت مترو و از همه ی آنها مهم تر «سازندگی بعد از جنگ» هم صادق بوده و اقناع عمومی از سوی «هاشمی» به عنوان نماد مدیریت آن سالها، مهم ترین علت تحقق آنها قلمداد می شد، چرا که «هاشمی» باور داشت بدون اقناع ملی «هیچ دستآورد» داخلی و خارجی، پیش روی کشور نخواهد بود.

۵- امروز آقای پزشکیان به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم که از قضا، انتخابش را هم کاملا مدیون اقناع ملی در مناظرات انتخاباتی سال ۱۴۰۳ است، «باید بداند» این سبک از مذاکرات در دولتش، عاقبتی جز پوکی و ابتذال بیشتر مذاکرات نزد قاطبه مردم نخواهد داشت. به همین دلیل هم رئیس جمهور پزشکیان تا دیرتر نشده، می تواند حق مطلب را - از یک تریبون رسمی- درباره مذاکره با آمریکا، نزد اکثریت مردم (ولی نعمتان سابق) بجا بیاورد. راهش هم روشن است. اول اینکه به عنوان رئیس جمهور -نه مثل وزیر امور خارجه-  با مردم به شفافیت درباره مذاکرات سخن بگوید و صادقانه درباره همین دو مذاکره اخیر با آمریکا در سال ۱۴۰۴، روشنگری کند. چرا که افکار عمومی هنوز یک خط از مفاد این مذاکرات نمی داند و جز «شروع خوب» و «امکان تداوم» و البته «حرفهای صریح ترامپ» و «طعنه های افراطیون داخلی» حرف روشن دیگری نشنیده است!. رئیس جمهور اگر می خواهد -که می خواهد- این مذاکرات به نتیجه برسد، اول باید مردم ایران را از مفاد مذاکرات مطلع و قانع کند و بعد طرفهای خارجی را، چرا که اکثریت مردم بعد از ۲۳ سال مذاکره ی محرمانه هسته ای و شنیدن حرفهایی شبیه حرفهای این روزهای عراقچی، بجایی رسیده اند که شنیدن نام مذاکره نه تنها از اضطراب شان نمی کاهد که بر شدت ناامیدی شان هم می افزاید!. البته مسلم است که وقوع این اشکال از طرف مردم نیست، چون این مردم ادامه همان مردم سال ۶۷ هستند که پایان ۸ سال جنگ را به سر پنجه «اقناع ملی» از سوی فرمانده جنگ، بخوبی پذیرفتند و به سرعت راه سازندگی فردای کشور را در پیش گرفتند، نه مثل امروز که ۲۳ سال بی فردایی مذاکرات، همچون کوهی بر بی فردایی مستمر آنها سنگینی می کند.

۶- حرف آخر اینکه رئیس جمهور پزشکیان می تواند حرف آخر را در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ خطاب به ملت ایران بزند که آیا اصلا توافقی در راه است یا خیر؟. اگر نیست که مردم تکلیف خود را بدانند ولی اگر هست، آیا این توافق هم همچون برجام در آتش افراط داخلی و ارعاب خارجی خواهد سوخت یا رئیس جمهور- حداقل برای مردم خودش- می تواند مثل سال ۶۷ سخن بگوید و عمل کند تا اقناع ملی را پشت سر مذاکرات بیاورد و از قدرت مردم برای توفیق بیشتر در توافق احتمالی بهره بگیرد. با وجود اینکه این تنها راه است ولی  ایجاد اقناع ملی درباره هر موضوعی منجمله مذاکره با آمریکا آنهم در ایران امروز، به عبور از  سد سکندر می ماند، ولی باز هم امید هست و به قول شاعر صادق، صائب تبریزی: اهل همت رخنه در سد سکندر می‌کنند، این سبک‌دستان، کلید فتح را دندانه اند!. إنْ‌شاءَالله.

* فعال رسانه ای دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی

کد مطلب 2175033

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار