نخستین نمایشگاه کتاب تهران چگونه راه اندازی شد؟/زنگنه: کار ما جهان را در بهت فرو برد/بازخوانی تاریخ

صباح زنگنه می‌گوید که مردم دنیا درک نمی‌کردند کشوری که در جنگ است؛ به مساله کتاب آن‌قدر اهمیت دهد که در دوران جنگ هم حاضر باشد، نمایشگاه برگزار کند.

زینب کاظم‌خواه: روزهای سخت، روزهایی که آدم ها به فکر دفاع از کشور بودند و باران بمب و موشک بر سرشان می بارید. در آن روزها فکر کردن به خیلی چیزها شوخی بود اما آنهایی که در همان سال ها عزم جرم کردند تا نخستین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را راه بیندازند گوش شان بدهکار این حرف ها نبود. برای شان مهم نبود که بودجه مملکت صرف دفاع از خاک وطن می شود و دست شان خالی ست. با همان دست های خالی نمایشگاه کتاب در آبان 66 راه افتاد و صباح زنگنه نخستین رییس نمایشگاه بود.

خودش می گوید پیش از آن یک بار به مناسبت دهه فجر یک نمایشگاه کتاب برگزار شد که بعدها به شهرستان ها هم تعمیم داده شد. او معاون فرهنگی وقت بود از تجربیاتش در بازدید نمایشگاه های بین المللی مدد گرفت و به همراه کارشناسان مختلف بنیان نمایشگاه کتاب را ریخت. این که از چه حوزه هایی کتاب در نمایشگاه وجود داشته باشد، این که در این اتفاق فرهنگی کارها فقط به نمایش کتاب ها ختم شود یا بحث فروش هم مطرح شود و این که صرفا محلی برای عرضه کتاب های خارجی باشد یا کتاب های منتشر شده در داخل هم به آن اضافه شوند،  از جمله مباحثی بود که مطرح شد.

موضوع دیگر مسئله نظارت بر کتاب های واراداتی بود. زنگنه می گوید شورایی متشکل از جعفر شهیدی، ارباب شیرانی، عبدالکریم سروش، علی شریمعتداری، غلامعلی حدادعادل و رضا داوری اردکانی تشکیل شد. البته خیلی های دیگر هم بودند که حالا صباح زنگنه آنها را فراموش کرده است. علاوه بر آن از مراجع هم «آیت الله جوادی آملی، آیت الله سبحانی و آیت الله عمید زنجانی حضور داشتند.

کار فرهنگی وسط جنگ

بودجه نخستین نمایشگاه چقدر بود؟ صباح زنگنه می گوید: «کشور در حال جنگ بود همه منابع ارزی و درآمدی کشور ناظر به حمایت از دفاع کشور در برابر تجاوز عراق جهت داده می‌شد. بنابراین یافتن منبع مالی ارزی برای تامین خرید این کتاب‌ها جای بحث و تامل داشت که با بررسی‌هایی که انجام شد، ارزیابی اولیه صورت گرفت و سقفی برای نیاز کشور در نظر گرفته شد که یادم می‌آید هشت تا ده میلیون دلار در آن زمان برای هر دوره نمایشگاه به دولت پیشنهاد کردیم و دولت علیرغم همه محدویت‌ها بر اساس جلسه‌ای که شخصا حضور یافتم و از پیشنهاد خودمان دفاع کردم و در زمان جنگ  با مکانیزم کسر کردن این مبلغ علی‌الراس از سهمیه همه دستگاه‌های دولتی، مصوبه هیات دولت را گرفتیم و با این مصوبه توانستیم جهشی به جلو داشته باشیم و با اعتماد به نفس بیشتری حرکت کنیم.»

مکان نمایشگاه دیگر موضوعی است که زنگنه به آن اشاره می کند:  «مشکل بعدی محل نمایشگاه بود، که بعد ظهور فرهنگی و زمینه کتاب نداشت. یافتن جای مناسب بسیار سخت و شاق بود. تنها جایی که داشتیم موسسه نمایشگاه‌ها بود که آن هم نمایشگاهی‌ است برای عرضه کالاهای تجاری و هیچ تناسبی با نمایشگاه فرهنگی، آن هم در حوزه کتاب نداشت. این محل هم چند سالی گرفتار اهمال و عدم بازسازی شده بود و در دوران جنگ و این عدم رسیدگی بیشتر شده بود، در حدی که سالن‌ها هم نه به لحاظ برق و نه به لحاظ تهویه و نه به لحاظ کف و ورودی و خروجی با نمایشگاه کتاب تناسب نداشت. بنابراین انرژی عظیمی صرف شد تا این نمایشگاه تا حدودی برای ارایه کتاب مناسب شود.»

با این حال محدودیت ها آنقدر زیاد بود که حتی تصورش را هم نمی شد کرد. مثلا برگزار کنندگان هیچ قفسه ای نداشتند تا کتاب ها را در آن جا دهند. عمده قفسه ها خارجی بود و امکان واردات هم وجود نداشت بنابراین از تمامی نیروها، موسسات و شرکت‌هایی که می‌توانستند در تهیه، ساخت، تولید و مونتاژ قفسه‌ها کمک کنند، دعوت و حجمی از قفسه‌ها آماده شد تا بتواند تا حدی جوابگوی نیازها باشد.

او یادآور شد: «اولین باری که امکان خرید کتاب خاجی در کشور فراهم شد، از طریق این نمایشگاه بود. تا پیش از آن فقط استادان دانشگاه‌ها سالانه به شکل محدود می‌توانستند کتاب خارجی بخرند؛ یعنی کتابخانه‌های دانشگاه‌های ما از کتاب و نشریات علمی به روز دنیا تهی و فقیر شده بود. از سوی دیگر حوزه‌های علمیه به شدت در تنگنا و محدویت بودند. همچنین هنرمندان و متخصصان از دسترسی به آخرین محصولات فکر و اندیشه جهان محروم بودند؛ اما با نمایشگاه کتاب دریچه‌ای باز شد تا تشنگان علم و معرفت از دستاوردهای جهانی اطلاع پیدا کنند.»

دعوت از خارجی‌ها

آن‌وقت‌ها مثل حالا نبود که با اینترنت و ماهواره با دنیا ارتباط داشته باشیم و به یک چشم برهم زدنی با ایمیل و اینترنت از واقعه‌ای مطلع شویم. 24 سال پیش وقتی مسوولان نمایشگاه تصمیم گرفتند که از ناشران خارجی دعوت کنند، از طریق سفارتخانه‌ها و رایزن‌های فرهنگی و نویسندگانی که می‌شناختند دعوتنامه فرستاده شد. 
دعوتنامه ها که برای کشورهای خارجی فرستاده شد و در روزنامه های بین المللی آگهی نمایشگاه چاپ شد همه در بهت فرو رفتند: «هیچکس باورش نمی‌شد که یک کشور در حال جنگ نمایشگاه کتاب برگزار کند. مردم دنیا درک نمی‌کردند کشوری که در جنگ است؛ به مساله کتاب آن‌قدر اهمیت دهد که در دوران جنگ هم حاضر باشد، نمایشگاه برگزار کند. از سوی دیگر هیچ ناشر خارجی هم باورش نمی‌شد کشوری  در آن شرایط، ده میلیون دلار برای خرید کتاب‌های خارجی بودجه اختصاص دهد.»
 کار طاقت‌فرسا بود، 24 سال پیش هیچ سیستم ثبت و ضبط و فایل‌بندی در کشور نداشتیم و ما نیازمند این بودیم که نرم‌افزار این حجم از داده‌ها را داشته باشیم؛ نمایشگاه کتاب اولین جایی بود که این نظام ورود  اطلاعات در آن حجم عظیم که شاید در حد میلیون‌ها دیتا بود را به صورت زنده طراحی کرد؛ خود تجربه بسیار مهم و ارزشمندی بود. از سوی دیگر ارتباط دادن این شبکه با بانک عاملی که بتواند ریال افراد را بگیرد و به ناشران خارجی تحویل بدهد؛ پروسه سختی بود و چند ماهی طول کشید تا نظم و نسقی یافت.

خیلی‌ها نمایشگاه‌های سال‌ها پیش را با صف‌های طولانی برای خرید کتاب‌های لاتین به یاد دارند، پروسه‌ای که اول باید پول را می‌دادند و بعد برگه‌ای به آن‌ها معادل پولشان داده می‌شد و بعد در صف دیگری باید برگه را به ناشر تحویل می‌دادند تا بعد از گذشتن از این همه خوان به کتابی که می‌خواستند، می‌رسیدند.

حرکت از زیر صفر
زنگنه با یاد کردن مراحل سختی که برای برگزاری اولین نمایشگاه کتاب با آن مواجه بودند، می گوید: «ما صفر بودیم عملیات این جوری اصلا نداشتیم و یکباره یک نیاز به اندازه سد کرج داشتیم، تصور کنید آبی که پشت سد جمع شده مسیری که باید آب را در آن راه هدایت کند، محدود بود. صدها هزار نفر متقاضی و این طرف هم محدودیت ساز و کار و ارز. همه این‌ها بود، واقعا کار شاق و سخت و جانکاه، اما بسیار شیرین بود. شاید شیرین‌ترین لحظات عمر ما همان لحظاتی بود که توانستیم کار جدیدی برای کشور شکل دهیم و مردم وقتی کتاب دست‌شان می‌رسید و با آن معاشقه می‌کردند، برای ما لذت فوق‌العاده داشت.»

از اولین نمایشگاه کتاب 700 هزار نفر بازدید کردند و این آمار از طریق فروختن بلیط به مراجعه‌کنندگان به دست آمد. زنگنه در این‌باره گفت: «می خواستیم آمار به دست بیاوریم برای آمار گرفتن ابزار نداشتیم مناسب‌ترین روش این بود که بلیط بفروشیم. قیمت آن بسیار ناچیز بود؛ پول کاغذ آن هم در نمی‌آمد، ولی به ما کمک می‌کرد که تعداد ورودی‌ها را بشماریم.»

روزی ۱۰۰ هزار بازدیدکننده
با این حساب تقریبا روزی صد هزار نفر از نمایشگاه کتاب در اولین دوره دیدن کردند، به قول زنگنه این یعنی تظاهرات میلیونی. «این رقم برای آن موقع خیلی زیاد بود، برای اولین بار بود که روزانه صد هزار نفر به محدوده‌ای وارد می‌شدند به لحاظ امنیتی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی، تامین مواد غذایی و سرویس‌های عمومی خیلی ریسک بزرگی بود. ولی عشق مردم و تاکید مسوولان این بود که این کار انجام شود؛ آن هم نه در شرایط عادی. در شرایط جنگ جمع کردن صد هزار نفر در روز در یک‌جا بسیار سخت بود بود؛ عملیات حمله به تهران بود، موشک باران تهران بود» در آن شرایط آن‌ها عزمشان را جزم کرده بودند که این نمایشگاه را برگزار کنند.

این‌ سال‌ها که نمایشگاه کتاب برگزار می‌شود محدویت سال انتشار کتاب‌ها برای ناشرانی که در نمایشگاه شرکت می‌کنند وجود دارد، اما در سال‌های اولیه این محدودیت سال انتشار نه در بخش خارجی و نه داخلی  نبود.

رییس اولین نمایشگاه کتاب دلیل این موضوع را این می‌داند که قبل از آن در کشور هیچ چیزنداشتیم و اگر محدودیت قایل می‌شدیم از کتاب‌های چند سال قبلش محروم می‌شدیم، البته تاکید ما بر جدیدترین چاپ‌ها بود، اما می‌دانستیم این به خصوص برای کتاب‌های مرجع و رفرنس که تغیرات چندانی بر آن عارض نمی‌شد حرف بی‌منظقی بود. سال‌های بعد که قدری بازار اشباع شد، محدودیت سالی گذاشتیم.»

بحث نظارت
کمیته نظارت و ارزشیابی در آن‌ سال‌ها هم در نمایشگاه بود، اما قبل از عرضه درباره کتاب‌ها نظر می‌دادند و کتاب‌هایی که مجوز انتشار گرفته بودند مجاز به حضور در نمایشگاه بودند؛ مگر این‌که در شکل و قیمت و مسایل دیگر دست زده می‌شد.

زنگنه درباره این موضوع که آیا کتاب‌ها در آن زمان هم از نمایشگاه جمع‌آوری می‌شد، گفت: «ممکن بود که کتاب‌هایی در نمایشگاه جمع می‌شدند؛ ولی به گستردگی الان نبود، اگر کتاب قبلش مجوز می‌گرفت، به نمایشگاه می‌آمد. البته بازهم آن زمان کسانی بودند که کتاب‌هایی که مجوز گرفته بودند و با مذاقشان سازگار نبود، می‌گفتند که این کتاب اشکال دارد و نباید عرضه شود، اما ما همیشه می‌گفتیم که ما قانون و مقررات داریم. به هیچ عنوان فشار از بیرون را نمی‌پذیرفتیم.»

ماجرای سالن فرهنگ و تمدن اسلامی
او یکی از مهمترین بخش‌هایی را که دراولین دوره نمایشگاه کتاب وجود داشت،سالن فرهنگ و تمدن اسلامی می‌داند؛ سالنی که به اعتقاد او یکی از زیباترین سالن‌ها  بود، مهمترین طراحان و مهندسان کشور جمع شده بودند و این سالن را طراحی کرده بوند، به طوری که هر کس وارد می‌شد تصور می‌کرد در یکی از موزه‌های اروپاست. شکل و شمایلی که طراحی شده بود دقیقا معماری اسلامی را تداعی می‌کرد. از مهم‌ترین کتاب‌های خطی در علوم مختلف عکسبرداری رنگی شده بود. و واقعا موزه تمام عیاری شده بود.

آبان 66 سالی بود که اولین نمایشگاه کتاب برگزار شد، اما سال 67 نمایشگاه برگزار نشد تا این‌که اردیبهشت 68 نمایشگاه دوم برگزار شد، زنگنه درباره این تاخیر یک‌ساله توضیح داد: «از آبان تا اردیبهشت در انتخاب فصل مردد بودیم، به این دلیل زمان نمایشگاه را انداخیتم به اردیبهشت 68 تا طی یک سال و اندی که فرصت داشتیم، تجهیزات و امکانات لازم تامین شود. سالن‌ها باید تعمیر می‌شد از سقف سالن‌ها آب چکه می‌کرد، برقش قطع می‌شد و کف‌پوش نداشت. از این فرصت استفاده کردیم تا امکانات را مهیا کنیم و دیگر این‌که نمایشگاه اگر در اردیبهشت برگزار می‌شد، به تهویه‌های آن‌چنانی نیازی نبود و مردم راحت‌تر می‌توانستند به نمایشگاه بیایند.»

۵۷۵۷

کد خبر 533726

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =