عکس سکوت می‌کند. ما او را به صحبت درمی‌آوریم.

چندی پیش زوجی مشهور در کشورمان از هم جدا شدند؛ اما گفت‌وگوها و گله‌هاشان از هم تمام نشد. کار تا آنجا پیش رفت که خانم عکسی از صورتی کبود منتشر کرد و گفت اسنادی مانند این عکس دارد که نشان می‌دهد مورد خشونت خانگی قرار گرفته است.

در این روزها همین داستان در مورد زوجی آمریکایی نیز تکرار شده است. همسری پانزده‌ماهه‌شان به بیزاری کشیده و خانم تصویرهایی از چهره‌ی خودش منتشر کرده که در آن‌ها صورتش کبود است.

چند نکته را از یاد نبریم:

۱. خشونت خانگی امری ناپسند است. نه فقط به این دلیل که خلاف اصول اخلاقی است. بلکه حتی به این دلیل ساده‌تر و سرراست‌تر که خشونت خانگی در خانه محبوس نمی‌ماند و در رفتار هر یک از طرفین در اجتماع نمود پیدا می‌کند و همه‌ی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این کنایه که می‌گویند «فلانی با من بد برخورد کرد، انگار پیش از آن با همسرش دعوا کرده بود» چندان هم غیر واقعی نیست.

۲. تلاش برای زدودن خشونت خانگی نه تنها پسندیده، که لازم است. در جامعه‌ای که خشونت خانگی رایج باشد، فرزندان ما - که نسل آینده هستند - امنیت ندارند.

۳. وقتی از کلی به جزئی و از مفهوم به مصداق می‌رسیم، بررسی و قضاوت در مورد این که چیزی مصداق خشونت خانگی است یا نه، نه وظیفه‌ی ما است و نه اختیار ما. نهادهای انتظامی و قضایی باید در این مورد نظر بدهند. عکس می‌تواند مدرک باشد یا مجعول باشد یا نه مدرک باشد و نه مجعول اما قابل استناد نباشد. با دیدن عکس نمی‌توانیم شخصا قضاوت کنیم. دیدن صورت کبود نشان نمی‌دهد که آن کبودی واقعی است یا ساختگی. نشان نمی‌دهد که حاصل مشت است یا حاصل - مثلا - خوردن پنجره‌ای که باد بازش کرده به صورت. نشان نمی‌دهد اگر حاصل خوردن مشت است حاصل مشت همسر است یا - باز مثلا - دوستی که می‌خواهد در گردآوری شواهد به دوستش کمک کند.

نهایتا صحبت این است که مبارزه با رفتار را با مبارزه با افراد اشتباه نکنیم. اگر از کسی به اتهام خشونت خانگی یا هر اتهام دیگری شکایت کردند و حتی رسانه‌ها شواهدی هم منتشر کردند نه حق قضاوت با ما است و نه قضاوت دردی را درمان می‌کند و از مصداق‌های دیگر خشونت خانگی می‌کاهد. 

کد خبر 541109

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 10 =