نایب رئیس انجمن ایرانی مطالعات زنان معتقد است: اگر می خواهیم در جامعه ای خشونت را کاهش دهیم باید زنان جامعه را درست تربیت کنیم و در این زمینه نیاز به سرمایه گذاری است.

فاطمه قوتی: خشونت فاکتوری که در جامعه مدرن با وجود پیشرفت هایش کم تر نشده که هر روز آمار تعجب آورتر به گوش ما می خورد.

در همه طبقات، قشرها و پایگاه‌های اجتماعی خشونت دیده می‌شود. در طبقات بالا، متوسط و پایین اجتماعی میان افراد باسواد، کم‌سواد و بی‌سواد و در میان خانواده‌های دچار بحران و خانواده‌هایی که به ظاهر شرایط مطلوب دارند، این موضوع دیده می‌شود. به گزارش سازمان ملل از هر سه زن در جهان یک نفر در طول زندگی خود قربانی خشونت و تبعیض می‌شود یا مورد تجاوز به عنف قرار می‌گیرد. حدود 78 هزار زن از مجموع 80 میلیون زن که به طور ناخواسته باردار می‌شوند، در حین سقط جنین جان خود را از دست می‌دهند. سالانه بیش از 4 هزار میلیون زن در سراسر جهان مجبور به ازدواج اجباری می‌شوند و یا به عنوان برده به فروش می‌رسند. بنابراین چنین پدیده‌ای را می‌توان به همه جوامع تعمیم داد. برخلاف تصور عده‌ای از کارشناسان، خشونت و پرخاشگری یکی از رایج‌ترین و متداول‌ترین جرایم اجتماعی است.

اما آنچه مهم است توجه به نقش زنان در کاهش و کنترل خشونت است چرا که از جنبه تربیتی و هم از منظر کنترل ها و در این راستا زنان از مهم ترین محور هستند. از سوی دیگر باید قانون اصلاح گردد تا مسله خشونت با دیوارهای بلندی رو به رو شود که اعمال آن مجازات سنگینی را به همراه داشته باشند .

زهرا داور، وکیل پایه یک دادگستری و نایب رئیس انجمن ایرانی مطالعات زنان معتقد است که باید مسله خشونت را از حالت کلیشه خارج و ریشه یابی کرد که همراه با بازبینی قوانین موجود نتیجه ای بهتر به وجود آید. همچنین وی معتقد است آموزش به زنان موجب می شود تا از ترویج پدیده خشونت علیه زنان کاسته شود چرا که آگاهی موجب جلوگیری از بروز آن می شود .

گفتگوی خبرآنلاین با نایب رئیس انجمن ایرانی مطالعات زنان را در ادامه بخوانید؛ 

از نظر شما نقش تربیت در پیشگیری از خشونت چیست؟ و در این زمینه زنان چه نقشی دارند؟

خشونت زمانی که اعمال می شود، عامل خشونت یک فرد است و این فرد طبیعتا تربیت شده یک خانواده است. افراد خاص را در نظر نمی گیریم بلکه افراد را در سطح کلی می بینیم و می گوییم خانواده تربیت کننده فرد است. سوالی مطرح می شود که تربیت را چه کسی انجام می دهد، بر اساس قانون مدنی تربیت وظیفه پدر و مادر است ماده 1178 قانون مدنی نیز تاکید بر این دارد که والدین باید به تربیت فرزند خود اهتمام بورزند. خانواده باید در این مساله خوب عمل کند که در این صورت اخلاق و اصول آن را به فرزند خود منتقل می کنند. نتیجه این رفتار، ایجاد یک جامعه سالم متشکل از اعضای سالم در جامعه است. نکته مهم در زمینه تربیت این است که مادر بیش از پدر در مساله تربیت فرزند دخیل است و نقش آفرینی می کند البته این به معنای عدم نقش افرینی پدر نیست. بنابراین آنچه در زمینه تربیت به نظر می رسد نقش تربیتی زنان در جامعه است. گام دوم در تربیت جامعه در حوزه آموزش و پرورش است و بر اساس آمار بیشتر مربیان دوران ابتدایی، زن هستند؛ بنابراین زنان در اینجا نیز بیشترین نقش در تربیت فرزندان را بر عهده دارند.

با توجه به اینکه تربیت بر عهده خانواده است و ممکن است والدین در این بین تنبیهی را برگزینند که جنبه خشونت داشته باشد آیا مثلا اگر پدری خشونت داشته باشد آیا قانون برای او مجازاتی تعیین کرده است یا خیر؟

ما یک بحثی در فقه داریم به نام ولایت که در خانواده برای پدر تعیین شده است. ولایت در معنای خاص برای پدر و جد پدری دیده شده است. ولایت برای مادر شناخته نشده است اما هزانت برای هم مادر و هم پدر دیده شده و این زمانی است که بچه نیاز به شکل گیری شخصیتش دارد و باید نزد مادر قرار گیرد (همان سن 7 سال). مبنای ولایت و عدم ترسیم صحیح ولایت خصوصا در دوره معاصر باعث شده که ما دچار یک تضاد و اختشاش فکری درباره ولایت شویم. ولایت برای ما این بحث را دارد که در قانون مجازات اسلامی اگر پدر مرتکب قتل فرزندش شود، قصاص نمی شود. در سطح پایین تر به موجب قانون والدین حق تنبیه فرزند را دارند و این به کودک آزاری تعبیر نمی شود. این اقدام را به معنای تادیب کردن است.
اما در واقعیت باید تنبیه را در جامعه دید. اینکه در آموزش و پرورش تنبیه بدنی را ممنوع می داند، یعنی اینکه تنبیه در عرف جامعه یک رفتار فیزیکی است. در قانون اگر کسی به دیگری ضربه ای بزند که محل آن سرخ شود باید دیه بپردازد اما این مساله برای والدین دیده نشده است. قانون به پدر و مادر حق تنبیه می دهد اما حدی برای آن در نظر می گیرد اما تنبیهی که نتیجه آن آسیب رساندن فیزیکی، یا روانی به کودک باشد تحت عنوان کودک آزادی قرار می گیرد.
وقتی پدر و مادر می بیند که قانون گذار این حد را برای آنها دیده که تنبیه کنند، آنها نیز برای امر تربیت حق تنبیه را به معلمین می دهند بنابراین برای اصلاح مساله خشونت باید قانون را مورد بازنگری قرار دهیم.

زنان به عنوان محور خانواده چقدر تاثیر دارند در بروز خشونت در خانواده دارند؟ آیا می توانند مانع بروز خشونت شوند و یا بالعکس؟

به نظر من محوری ترین نقش را در خانواده، زنان دارند. برای خشونت علائمی هستند که بیرونی محسوب می شوند مانند فقر، اعتیاد و ... اما اعتقاد من این است که اگر روی دانایی زنان کار شود و آنها را برای مدیریت فضای روانی و جسمی خانواده آموزش دهیم در این صورت زنان می توانند در خانواده رفتارها را کنترل کنند و جهت دهند و این کار سبب می شود که خانواده از خشونت به دور باشد.
مهارت رفتاری و کلامی زنان بدون شک می تواند خانواده را سالم نگه دارد اما اگر خود زنان آموزش ندیده باشند بروز مشکل برای آنها نیز به افزایش مشکلات دامن می زنند و خشونت بیشتر می شود.
ما برای حل این مساله باید ریشه یابی کنیم. زن چه مشکلاتی برایش پیش می آید که نسبت به فرزند خودش مرتکب خشونت می شود؟ وقتی این مشکلات را ریشه یابی کردیم و آنها را حل کردیم می توانیم ادعا کنیم که جامعه به سوی کاهش خشونت در خانواده حرکت می کند وگرنه با شعار دادن و انتشار اخبار و آمار و داده مشکلی حل نمی شود. نظام ما نباید کلیشه وار از این مسائل عبور کند؛ باید این مسائل ار ریشه ای تر حل کنیم.

نقش رسانه ها در کاهش خشونت در جامعه را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظرم رسانه یکی از مهمترین عناصر آموزش غیر رسمی به جامعه است. اگر عمیق تر نگاه کنیم متوجه می شویم که مردم تا چه اندازه در طول زندگی روزمره خود با رسانه سروکار دارند از کودک گرفته تا فرد میان سال و بزرگسال همه از طریق رسانه تا حدودی مدیریت می شود. بنابراین رسانه می تواند در مهار خشونت بسیار مفید عمل کند. متاسفانه در حال حاضر وضعیت رسانه ما در حوزه کنترل خشونت بسیار ضعیف است. وقتی صدا و سیمای ما فیلمی را نشان می دهد که خشونت در آن وجود دارد آنهم در ساعت یک بعد از ظهر که همه نوجوانان و جوانان پای تلوزیون هستند، این خودش مروج خشونت می شود. القای خشونت بسیار مهم است وقتی یک قلب را از بیان محبت و ارایه کمک به دیگران خالی کنیم به خودی خود خشونت به جامعه القا شده و این رفتارها از سوی رسانه امروزه به جامعه القا می شود.

درحال حاضر یک سریال ساخته می شود و تا مدتها تاثیرات آن بر مردم مشاهده می شود. چرا بازی های رایانه ای همه القا کننده خشونت هستند؟ چرا باید جامعه ما به سوی خشونت سوق پیدا کند در شرایطی که ما نیاز به آرامش در جامعه داریم اما تعداد فیلم های نشان دهنده خوشی و شادی بسیار اندک است. باید تاکید کنم که خشونت تنها زدن نیست، خیلی مسایل جزئی از خشونت هستند. بعضی افراد با حرف زدنهای خود به دیگران آسیب می زنند، گاهی مقایسه ها از هر خشونتی بدتر است. امروزه ادبیات حاکم بین جوانان مملو از کلمات ازار دهنده است و پرخاشگری در بین جوانان را رواج می دهد.
وقتی سریالها و کارتون ها نتواند محتوای آموزشی غیر مستقیم درباره دوستی، مهربانی و کنترل خشم را ارایه کند، بدون شک وضعیت جامعه به سمت و سوی خشونت سوق می یابد. اگر می خواهیم در جامعه ای خشونت را کاهش دهیم باید زنان جامعه را درست تربیت کنیم و در این زمینه نیاز به سرمایه گذاری است.

۴۷۴۷

کد خبر 499647

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =