۰ نفر
۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۱

از دیروز عصر که در شلوغی و ازدحام بیمارستان خبر سکته و ارتحال آیت الله را به عابران می دادم، باور رحلت آقای هاشمی را باور نمی کردم. اما امروز خسته و بی حال نشسته ام و با این اتفاق دارد کم کم باورم می شود که اتفاق های دیروز عصر یک واقعیت تلخ بوده و در تاریخ ثبت شده است.

در تمام این سال ها که با آقای هاشمی به دلیل روابط کاری و فامیلی ملاقات های مختلفی داشته ام. نظیر روحیه قوی این مرد مجاهد را در هیچ یک از مسئولان کشور ندیده ام، مرد صبوری که در تمام دیدارها با سعه صدر و صبوری کامل، تمامی مشکلات، گلایه ها و بعضا دلخوری ها را با چرخش دانه های تسبیح در دست و با لبخندی بر لب گوش می کرد. دوستان زیادی از سندیکاها، تشکل ها و گروه های مختلف اقتصادی و سیاسی را به محضر ایشان برده بودم. هیچ گاه این روحیه صبوری و متفکرانه را از سردار سازندگی دور ندیدم. کوهی از تجربه و اندیشه را در مقابل خود می دیدیم و این دلگرمی ما در یک دهه اخیر بود که کمتر به نبودنش فکر می کردیم.

هر سال عادت کرده بودم به دیدن عیدانه با آیت الله و رهنمود گرفتن از او در مدیریت یک سال پیش رو، تفکراتش مثل همان دانه های تسبیح کنار هم با تدبیر قرار می گرفت و این روحیه امید او بود که رشته های از دست رفته یکی یکی به مدار باز می گشت. امسال اما برای من هاشمی یک هاشمی ماندگارتر از همیشه بود، یک کوه انگیزه.

توفیق خواندن اذان در گوش نوه ام در بیمارستان وقتی که به عیادت همسر بیامرش آمده بود، برای من بسیار ارزشمند بود. به این خاطرات خوش در سال های دراز آشنایی با امیرکبیر دوران افزود و درک این که حالا کمتر از 24 ساعت در بین ما نیست، خود غم بزرگی است.

تجربه های عظیم او در سال های قبل از انقلاب و بعد از انقلاب به او لقب چرچیل ایران داده بودم. چه 92 که در ساعت های آخر ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری عبای درایت خود را پوشید و سوار بر بنز قدیمی و خسته اش به خیابان فاطمی رفت تا ثبت نام کند و امید بیافریند و چه آن زمان که رد صلاحیت او را اعلام کردند او با چرخش همان تسبیح همیشگی در دستش امیدوارتر از همیشه قدم زد. یک سردار سازندگی به تمام معنا بود. زمانی که لیست انتخاباتی خبرگان را نوشت و بالای لیست یک دلگرمی بزرگ برای جوانان کشور شد. شور آفرید و آرامش را در رگ های ایرانیان و امید را در مرزهای جهان جاری کرد.

باید اعتراف کنم قدرت پیش بینی های او را در کسی سراغ ندارم. آخرین جملات کلیدی اش قبل از مرگ اوایل همین امسال بود که گفت: «حالا که مملکت به اینجا رسیده و مردم به اين سطح از اگاهي رسيده اند، الحمدلله می توانم راحت سر بر بالین مرگ بگذارم».
و آخرین پست صفحه شخصی اش در اینستاگرام حرف های زیادی برای گفتن داشت. او امیرکبیر دوارن ما خواهد ماند. مایه آرامش مردم و امیدواری جهان خارج به امنیت و ثبات ایران بود.

باید این متن را با یک جمله غم بار تمام کنم: «مرد صبور برای همیشه رفت».

کد خبر 621532

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =