۰ نفر
۱۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۳:۵۹
دین من این نیست!

کسی از من پرسیده است: حاج آقا سلام، واقعا شما به [...] میگید هموطن مسلمان!؟" و من پاسخ داده ام: "سلام علیکم. ارادت.

قانوني كه من مي شناسم معيار هموطن بودن را شناسنامه و پاسپورت ايراني مي داند و ديني كه من آموخته ام ملاك مسلمان بودن را اداي شهادتين اعلام مي كند. البته مختصر عقلي هم دارم كه دشمن تراشي را به مصلحت نظام و انقلاب و رهبري نمي داند! "

وقتي از تمدن سازي حرف مي زنيم و رهبر انقلاب براي جوانان غربي نامه مي نويسد بايد همه مان در هر چه مي نويسيم و مي گوييم و رفتار مي كنيم هميشه بيانديشيم و از خود بپرسيم آيا اين قابل عرضه به مخاطب جهاني هست؟ آيا دويست سال ديگر هم جواب مي دهد؟

فقيه ما بايد بپرسد كه آيا اين حكم شرعي در اروپا و آمريكا هم قابل اجراست يا اين كه طرف عطاي مسلمان شدن را به لقاي رساله توضيح المسايل ما خواهد بخشيد؟ سياست پژوه ما بايد ببيند آيا اين نظام حكومتي در آفريقاي جنوبي و شرق آسيا هم با تناسب و اقتضاي خودشان قابل تطبيق هست يا خير؟

من و شماي مدعي دينداري و ارزش گرايي بايد فكر كنيم كه آيا اين ادبيات نوشتاري و گفتاري مان يك ادبيات محفلي است براي رفقاي گروه تلگرامي مان يا اين كه مي شود ترجمه اش كرد و به همه دنيا فرستاد؟

آيا وقتي من همه را غير از خودم و رفقاي همفكرم فاسق و فاجر و گمراه و ناصواب بدانم و با همين ادبيات و لحن و منطق ذهني و نظام فكري پيش بروم مي توانم با بقيه مردم دنيا حتى براي صدسال بعد ارتباط برقرار كنم؟

اصلا دنيا و صد سال بعد طلبمان، همين امروز و همين جا در همين محيط فرهنگي و اجتماعي كوچك خودمان آيا برادر و خواهر و حتى فرزندمان با ما ادبيات مشترك و مفاهمه اي دارد؟
مركز افتاد برون بس كه شد اين دايره تنگ!

آن دين كه من مي شناسم و نعمت الهي مي دانم و از قرآن و احاديث آموخته ام چنان نيست كه خدايش بخواهد مردم را گوناگون بيافريند و بعد به خاطر اختلاف ها و تفاوت هايشان بازخواست كند! آن دين كه من مي شناسم آن قدر دايره اش تنگ نيست كه فقط جماعتي محدود از من و اطرافيانم در آن جا بگيريم! آن دين كه من به آن باور دارم و آن را راه هدايت و سعادت همه مردم جهان تا روز قيامت مي دانم چنين نيست كه به سادگي و با كمترين بهانه ديگران را متهم كند و به جهنم بفرستد!

من با همين باور ديني و با همين شناخت بارها با كساني گفتگو كرده ام كه به همه مذهبي ها بدبين بوده و به هيچ التزام و ارزش ديني اعتقاد نداشته اند اما بعد از ساعتي بسيار آرام و نرم شده اند. بارها با كساني در خارج از ايران بحث كرده ام كه هيچ اشتراك ملي و ديني با هم نداشته ايم جز آن كه هر دو انسان بوده ايم و بعد از مدتي به توافق هايي ابتدايي و قابل قبول رسيده ايم.

ايستادگي بر مواضع اعتقادي و باورهاي فكري معنايش ناسزا گفتن و بداخلاقي نيست! اين مسير را پيشينيان ما هزاران سال تجربه كرده اند، چرا قدري از تاريخ عبرت نمي گيريم؟

ديني كه ما از پيامبر اكرم و خاندان او عليهم السلام فراگرفته ايم و بزرگاني از دانشمندان و حكما و عالمان و عارفان با رفتار خود تجربه هايي عملي از آن به ما رسانده اند چنان است كه حتى در سياه ترين كارنامه ها و تلخ ترين شرايط به دنبال فرصتي براي روشن كردن يك شمع و گشودن يك پنجره مي گردد!

دين ما اين است نه آن تفكر و اعتقاد كه حتى مي كوشد شمع هاي روشن را خاموش كند و پنجره هاي گشوده را ببندد، نه ... دين من اين نيست كه برخي با بدخلقي و بدزباني مدعي آن هستند!

دکتر محمدرضا زائری، نشانی کانال تلگرام: https://t.me/morzaeri

کد خبر 673714

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 7 =