۰ نفر
۵ تیر ۱۳۹۶ - ۰۶:۰۴
عفو و بخشش و گذشت در مفهوم عمیق عید

امام موسی صدر معتقد است عید فطر عید کرامت است و می‌گوید: زندگی بدون کرامت و بزرگی معنا ندارد و کرامت نیز جز با جان‌فشانی و دست برداشتن از کندی و تنبلی به دست نمی‌‏آید.

متن سخنرانی امام موسی صدر در روز عید فطر از جلد یازدهم مجموعۀ «مسیرة الامام السید موسی الصدر» منتخب شده که به زودی ترجمه فارسی این مجموعه دوازده جلدی به همت موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر وارد بازار چاپ می‌شود.


خطبۀ عید فطر

بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی سیدنا ونبینا محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین.
برادران گرامی، ما در این روز که یکی از دو عید بزرگ اسلامی است، از اعمال مربوط به این روز مبارک، معنای عید را الهام می‌‏گیریم. چرا که این عید به حکم دین ما و اسلام ما تعیین شده است. و اگر بخواهیم هدف اسلام را از مقرر داشتن این عید مبارک بفهمیم تا به‌راستی بر ما مبارک باشد، همان‌طور که وضع‌کننده و صاحب آن خواسته است، باید به اعمال و ذکر‌ها و واجبات این روز بنگریم. با بررسی این امور، می‌‏توانیم معنا و مفهوم عید را دریابیم:

اولاً، همان‌گونه که می‌‏دانید، زکات فطره که زکات بدن و سلامتی جسم است و هر فردی باید آن را به مستحق بدهد.
ثانیاً، نماز عید که باید به جماعت خوانده شود، نه فرادی و پیش از آن باید تکبیرهایی گفته شود.
بنابراین، زکات، تکبیر، تهلیل، نماز فرادی و جماعت، از دستور‌ها و آموزه ‏های دینی است که ما را به هدف این عید و مقصود از مبارک بودن این ماه راهنمایی می‌‏کند. روشن است کسی که این عید را مقرر داشته است، از رهگذر این دعا‌ها و اعمال می‌‏خواهد به ما بفهماند که هدف او از تعیین این روز چیست. آیا می‌‏خواهد که ما لباس نو بپوشیم؟ یا شیرینی بدهیم؟ یا به دنبال امور ظاهری و صوری است که از حد لبخندهای مردم فرا‌تر نمی‌‏رود؟ یا اینکه معنایی ژرف‏‌تر از این‌ها اراده کرده است. چگونه می‌‏توانیم با بررسی اعمال این روز، به معنا و مفهوم ژرف آن پی ببریم؟

همان‌طور که می‌‏دانید، ما پیش از نماز صبح و پس از بیرون آمدن از خانه و هنگام حرکت به سوی مصلی و قبل از نماز عید و خطبه، ده‌ها بار این ذکر را می‌‏گوییم: «الله اکبر، لا اله الا الله.» به خودمان یادآوری می‌‏کنیم که خدا بزرگ است و معبودی جز او نیست. او ما را هدایت کرده و سربلندی از آن ماست. و چون خدایی که معبودی جز او نیست، ما را هدایت کرده است، پس ما در راه حق و خیر هستیم و همواره عزت مطلق داریم و راه هدایتی جز راه ما وجود ندارد.

پس [هنگام نماز] آیات سورۀ اعلی و شمس را می‌‏خوانیم. اگر این دو سوره را به طور دقیق بررسی کنیم، هدف عید و مفهوم عید برایمان روشن می‌‏شود. این هدف به‌روشنی در دعاهایی که ۹ بار در نماز خود تکرار کردیم، نمود می‌‏یابد: «اللهم اهل الکبریاء والعظمة واهل الجود والجبروت واهل العفو والرحمـة واهل التقوی والمغفرة» (بار خدایا،‌ ای کسی که سزاوار بزرگی و عظمت و سزاوار بخشندگی و قدرت و اهل گذشت و رحمت و اهل تقوا و آمرزندگی هستی.) ما خدا را با این چهار اسم و عنوان صدا زدیم و می‌‏دانید که انسان وقتی می‌‏خواهد پروردگارش را بخواند، او را به نامی که مناسب با نیاز و خواسته‏ اش باشد، صدا می‌‏زند. این از آداب دعاست و عادتی رایج است. شما وقتی می‌‏خواهید دوستی کسی را جلب کنید، او را «برادر» صدا می‌‏کنید و اگر می‌‏خواهید غیرت او را برانگیزید، نامی دیگر به کار می‌‏برید و عادت عرب بر این بوده است.

از آداب دعا این است که وقتی از خداوند متعال، رحمت و مهربانی می‌‏خواهیم، او را «یا رحیم» خطاب می‌‏کنیم. وقتی از او روزی می‌‏خواهیم، تعبیر «یا رازق» را به کار می‌‏بریم. وقتی از خدا می‌‏خواهیم از دشمن انتقام بگیرد، او را به نام «عزیز» و «منتقم» و «جبار» صدا می‌‏زنیم. همچنان‌که از ادب دعا این است که خطاب خود را با نام خاص «الله» بیان کند. خداوند نام‌های نیک و صفات والا و ممتازی دارد. وقتی می‌‏بینیم به ما دستور داده ‏اند که در این روز، خدا را با این چهار نام بخوانیم، مقصود از این خطاب برایمان روشن می‌‏شود. وقتی در این روز مبارک، در این روز عید، خدا را در نماز مورد خطاب قرار می‌‏دهیم و در اولین خطاب می‌‏گوییم: «اللهم اهل الکبریاء والعظمـة»، از این جمله چه می‌‏فهمیم، برادران؟ امروز ما پروردگارمان را نخست با خطاب «یا رازق» و «یا رحیم» و «یا کریم» صدا نمی‌‏کنیم، بلکه نخستین خطاب ما این است: «اللهم اهل الکبریاء والعظمـة.»

آیا در درک این معنای لطیف از این دعای مبارک با من همراهید؟ ما پیش از هر چیز نیاز داریم که بزرگی و عظمت خدا را مورد خطاب قرار دهیم، زیرا ما نیازمند تکیه‏ گاهی محکم‏‌تر از تکیه ‏گاه ‏های بشری و عظمتی فرا‌تر از عظمت ماده و سلاح و انسان هستیم.
ما امروز و هر روز نیازمندیم، زیرا بدون بخشندگی و بزرگی و پشتیبانی پروردگار، سزاوار احترام و تکریم نیستیم و اگر عظمت و بزرگی خدا همراه ما نباشد، در این دنیا هیچ ارزشی نداریم. ما پیش از هر چیز باید به جنبۀ کبریا و عظمت خداوند توجه کنیم، زیرا همواره به این جنبه نیاز داریم.
پس از آن نیاز داریم که بگوییم: «واهل الجود و الجبروت» و پس از آن بگویم «واهل العفو و الرحمـة.»
پیش از هر چیز، ما به عظمت و بزرگی و قدرت خدا نیاز داریم. نیاز داریم که عفو و رحمت نسبت به ما از سوی موجودی قدرتمند و بزرگ باشد، نه موجودی خوار و ضعیف. ما خدا را به این نام‏‌ها می‌‏خوانیم، زیرا می‌‏خواهیم این صفات را از او کسب کنیم. می‌‏خواهیم او را با اوصاف بزرگی و عظمت و بخشندگی و قدرت و عفو و مهربانی و تقوا و گذشت بخوانیم. بنابراین، مفهوم این عبارات این است که امام و وضع‏ کننده دین و اسلام، پیش از هر چیز می‌‏خواهد این ‏جنبه‏‌ها را در نفس ما به حرکت درآورد و به ما می‌‏گوید:‌ ای مسلمانان، هوشیار باشید که شما نخستین نیازتان این است که پروردگارتان را با اوصاف بزرگی و عظمت و سپس بخشندگی بخوانید، ولی بخشندگی نیز باید همراه جبروت و قدرت باشد. 

پس از آن نوبت گذشت و رحمت و تقوا و آمرزش است، چرا که گذشت و رحمت و تقوا و آمرزشی که بدون کرامت و عظمت باشد، خواری و سرافکندگی و تسلیم است. چرا دین می‌‏گوید: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ.» و پس از آن به عفو و گذشت و رحمت فرمان می‌‏دهد و می‌‏گوید: «وَاَن تَعفُوا اَقرَبُ لِلتَّقوی.» چون اگر عفو و گذشت بر شما تحمیل شود، نوعی خواری و زبونی است. گذشت و مهربانی وقتی ارزشمند است که از سر قدرت باشد. تواضع و فروتنی نیز همین‌گونه است؛ اگر از انسانی بزرگ و مقتدر سر زند، ارزش دارد و گرنه فروتنیِ اسیر یا ناتوان یا انسان خوار و حقیر ارزشی ندارد. این طبیعت تواضع انسان بزرگ و محترم و مقتدر است که ارزشمند است. گذشت هنگام قدرت و بخشش در هنگام توانایی بر انتقام، ارزش دارد.
بنابراین، خطاب اول در دعا، این در را به روی ما می‌‏گشاید و به ما تذکر می‌‏دهد که‌ ای کسانی که امروز را عید گرفته ‏اید و می‌‏خواهید از آن برکت بجویید، پروردگار خود را به نام کرامت و عظمت و کبریا بخوانید، زیرا به کبریا و بزرگی نیاز دارید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّة وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ.» پیش از آنکه به عفو و گذشت و رحمت او نیاز داشته باشید، به بزرگی و عظمت او نیاز دارید.

پس از آن می‌‏گوییم: «أسألُکَ بِحَقِّ هذا اليومِ الّذي جَعَلتَهُ لِلمُسلِمينَ عيداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلّی الله عَلیه وَآلِهِ ذُخراً وَشَرَفاً وَکرامَـةً وَمَزيداً» (از تو می‌‏خواهم، به حق این روز، که آن را برای مسلمانان عید گرداندی و برای محمد (ص) ذخیره کردی و مایة شرف و کرامت او قرار دادی و چیزی فزون‌تر از این‌ها...) چرا این روز برای مسلمانان عید است و برای محمد (ص) خیر و مایۀ شرف و کرامت و بیش از آن؟ روزی با کرامت و شرفِ بیشتر، سرآغاز آثار و نتایج این روز است، چراکه عید فطر پس از یک ماه کامل روزه و عبادت و آمادگی است و نخستین دستاورد و نتیجه‏ ای که به ما می‌‏دهد، کرامت انسان و سربلندی انسان و اقتدار انسان است، زیرا ماه رمضان همان‌گونه که به ما گذشت و مهربانی می‌‏آموزد، استواری و قدرت و بزرگواری نیز می‌‏آموزد. چرا انسان از بزرگی و کرامت خود کوتاه می‌‏آید؟ چون ضعیف و ناتوان است. چرا انسان ضعیف است؟ چون نیازمند است. 

بنابراین، ریشۀ ناتوانی و ضعف انسان در نیاز است. چرا انسان نیازمند است؟ چون [به آنچه دارد] عادت می‌‏کند و خو می‌‏گیرد و در برابر هر چیز احساس ضعف می‌‏کند. اگر وقتی به چیزی احساس نیاز می‌‏کرد، می‌‏توانست در برابر نیاز خود ایستادگی کند، احساس ضعف نمی‌‏کرد. رمضان ما را تمرین می‌‏دهد که این‌چنین باشیم. شما در ماه رمضان به چیزهایی رغبت داشتید، ولی از آن خودداری کردید و در طول یک ماه خود را تمرین دادید که تا اندازه ‏ای از این رغبت‏‌ها بی‏ نیاز شوید و تا حدودی در برابر نیازهای خود بی ‏اعتنا باشید. رمضان می‌‏خواهد شما را بر نیرومند بودن و برتری جستن در برابر نیاز‌ها و پایداری در برابر سختی‏‌ها و مشکلات عادت دهد. بنابراین، رمضان به ما برتری و پایداری و قدرت عطا می‌‏کند و در نتیجه، نخستین ثمرۀ رمضان کرامت و اقتدار ماست. نیازمند بودن ما علت ضعیف بودن ماست و نیازهای ما در اثر تسلیم شدن در برابر خواسته‏‌ها و تمایلات پدید می‌‏آید. اگر انسان خواسته‏‌ها و نیازهای خود را نادیده بگیرد و خود را از تمایلاتش بر‌تر بداند، قوی می‌‏شود.
چرا من زیر بار خفت و خواری می‌‏روم؟ چون دوست دارم زندگی کنم. اگر زندگی را، هرگونه که باشد، دوست داشته باشم و اگر جای خدا، زندگی خود را بپرستم، در نتیجه، زیر بار خفت و خواری می‌‏روم و از هر وسیله‏ ای کمک می‌‏گیرم تا زنده بمانم. اما اگر خود را از این زندگی بر‌تر بدانم و به آن بی ‏اعتنا باشم و نیازهای خود را کوچک بشمارم، قوی و محکم می‌‏َشوم. خلاصه اینکه برادران، هر اندازه نسبت به امور دنیایی راغب‏‌تر و نیازمند‌تر و تسلیم‏‌تر باشید، ضعیف و ضعیف‏‌تر می‌‏شوید. هر اندازه برای راحتی و آسایش خود، احترام و ارزش قایل باشید، عاجز و ناتوانید. هر اندازه برای خوردن و آشامیدن خود به آب و آتش بزنید، عاجزید. هر اندازه در بند خودخواهی و هوا و هوس خود باشید، ناتوانید. هر اندازه زندگی خود را دوست داشته باشید، درمانده ‏اید. 

می‌‏دانید کی قوی می‌‏شوید؟ کی محترم و گرامی می‌‏شوید؟ وقتی بتوانید در برابر خوردن و آشامیدن، بی‏ اعتنا بایستید و خودخواهی و خودپسندی را در درون خود از بین ببرید. اگر بتوانید به کسی که به شما بدی کرده است، نیکی کنید و کینۀ خود را به فراموشی بسپارید، شما بر‌تر از کینه و قوی‏‌تر از خودخواهی خود هستید. اگر بتوانید دست یاری به سوی کسی که به شما بدی کرده است، دراز کنید و بدی‏ های او را نادیده بگیرید، ثابت کرده‏ اید که شما در اشتیاق به برقراری این رابطه قوی‏‌تر از اویید که از این رابطه می‌گریزد. اگر بتوانید از خوردن و نوشیدن درگذرید، دیگر بتِ خوردن و نوشیدن نمی‌‏تواند بر شما تسلط پیدا کند. اگر بتوانید در برابر ننگ و خواری از مرگ باکی نداشته باشید، زنده و قوی هستید و در راه زندگی و قدرت قرار دارید.
اما اگر بخواهیم با تمام وجود به نیاز‌ها و خواسته‏‌هایمان بچسبیم، بی‏ گمان خوار و ذلیل می‌‏شویم و بنا به تعبیر قرآن کریم، وقتی فراخوان جنگ داده می‌‏شود: «اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأرْضِ أَرَضِیتُم بِالْحَیَاة الدُّنْیَا مِنَ الاخِرَ›ِ» کسی که به زندگی دنیا، یعنی زندگی فرودین و پست، دل‌خوش باشد و زندگی آخرت را نادیده بگیرد [این‌چنین است.] اما باور به زندگی آخرت که مبتنی بر فداکاری و حفظ کرامت است، انسان را به موفقیت و قدرت و بزرگی می‌‏رساند. اما بدون این باور و با پایبندی شدید به خوردن و نوشیدن و وطن و لباس و آسودگی و خودخواهی و عواطف و در یک کلمه، تا زمانی که به زندگی دنیا دلبسته‏ ایم و نمی‌‏توانیم به اندازۀ سر مویی از آن کوتاه بیاییم، هیچ عزت و کرامت و سربلندی در کار نخواهد بود و حتی همین موقعیتی هم که داریم، برایمان باقی نخواهد ماند،‌ ای برادران!

بنابراین، عید پیش از هر چیز، به ما کرامت و بزرگی الهام می‌‏کند و با وجود کرنش در برابر نیازهای مادی، کرامتی وجود نخواهد داشت. برادران، اگر می‌‏خواهید راه دیگری برای رسیدن به عزت، بزرگی، فداکاری، دل‌بستگی، خشنودی به آخرت و خدا و دین پیدا کنید، هرگز پیدا نخواهید کرد. هر که می‌‏خواهد عزت و بزرگی را بدون کمک حاکمان و عظمت و بزرگی را بدون کمک عشیره و خویشان به دست آورد، باید از خواری نافرمانی خدا به عزت اطاعت او در آید. این حقیقت است. خدا و شرع نمی‌‏خواهند ما را برای اهداف خاص خود به کار گیرند، چراکه خدا بی‏ نیاز است و ما نیازمندیم. تنها راه پیش روی ما همین است. 

زندگی بدون کرامت و بزرگی معنا ندارد و کرامت نیز جز با جان‌فشانی و دست برداشتن از کندی و تنبلی و درگذشتن از زندگی مادی دنیا به دست نمی‌‏آید. دل‌بستگی‏ های دنیا بسیار است و به هر اندازه که بتوانید از یکی از این قید‌ها خود را برهانید، بزرگ‌تر و والا‌تر هستید. درسی که عید به ما می‌‏دهد، این است. بر این اساس، ما تا زمانی که کرامت و بزرگی نداشته باشیم، عید نداریم. تا زمانی که فداکاری نداشته باشیم، عید نداریم. تا زمانی که کشور ما مستعمره و کرامت ما پایمال شده و نفس ما خوار و ذلیل شده باشد، عید نداریم. این چه عیدی است؟ در حالی که نخستین خطاب ما به پروردگارمان این است که: «ای کسی که سزاوار بزرگی و عظمت و سزاوار بخشندگی و قدرت هستی!» سپس می‌‏گوییم: «ای کسی که سزاوار گذشت و رحمت و تقوا و آمرزندگی هستی!»
ما در این روز، پس از آنکه یک ماه روزه گرفتیم و یک دورۀ تمرینی برای جهاد و پایداری در برابر نیاز‌ها پشت سر گذاشتیم تا بتوانیم بر نفس خود و دشمنانمان غلبه کنیم، در این روز روی به درگاه خدا می‌‏آوریم و از او می‌‏خواهیم که ما را برای بازگشت به کرامتمان و برای دفاع از کشور و مقدساتمان و برای رسیدن به مقامی که خود برای ما خواسته است، موفق گرداند. 

«وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ

/6262
کد خبر 680407

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =