سیدعلی خمینی از تریبون نمازجمعه: ترامپ مثل یک کودک جیغ می‌زند/ چرا بدن فرزند امام کالبدشکافی نشد؟

نوه گرامی امام خمینی با اشاره به سخنان اخیر ترامپ و استفاده وی از عنوان جعلی خلیج عربی گفت: این گاف سیاسى جز اینکه آمریکا را در دنیا منزوى کرد و جز اینکه ملت ایران را بیش از پیش با هم متحد کرد چه ثمره اى براى آمریکا داشت؟

به گزارش خبرآنلاین حجت الاسلام سید علی خمینی امروز در پیش از خطبه های نمازجمعه تهران به مناسبت چهلمین سالگرد شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی سخنرانی کرد؛

در ادامه اهم اظهارات وی را به نقل از خبرگزاری ها می خوانید؛

*این هفته چهلم سالگرد مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی خمینى را در پیش داریم.در مورد شهادت حاج آقا مصطفى خمینى چند نکته به نظر من داراى اهمیت است که ان شاء الله در وقت موجود به آنها اشاره اى خواهم کرد.

*نکته اول در مورد اصل شهادت حاج آقا مصطفی است که در هاله اى از ابهام قرار دارد. در این جا فرصت اینکه به نحو تفصیلى روزهاى پایان عمر ایشان را بررسى کنیم و رفت و آمدهاى مشکوک شب آخر زندگى ایشان را باز کنیم نیست. من فقط به این نکته بسنده مى کنم که وقتى پیکر بى جان حاج آقا مصطفا را در نجف به بیمارستان منتقل مى کنند پزشک حاضر در بیمارستان مى گوید به طور قطع ایشان مسموم شده اند و آثار مسمومیت در بدن ایشان پیداست و اگر آقا اجازه دهند من کالبد شکافى مى کنم و این مطلب را ثابت خواهم کرد. اما امام با کالبد شکافى پیکر فرزندشان مخالفت مى کنند و مى فرمایند هر چه سریع ترپیکر ایشان را دفن کنید و بدن ایشان را پاره پاره نکنید.

*نکته دوم در مورد جایگاه علمى و اجتماعى ایشان است. امام در مورد ایشان فرمودند که مصطفی امید آینده اسلام م بود و مقام معظم رهبرى در تعبیرى عجیب فرمودند مصطفى امید آینده ما و خمینى آینده ایران بود! یا مرحوم آیت الله بهاالدینى در مورد ایشان نوشته بودند ابن الامام بل هو الامام! شاید کمتر بدانید که ایشان با اینکه کمتر از ٥٠ سال عمر کرد اما در این مدت کوتاه نزدیک پنجاه جلد کتاب نوشت. آن هم نه کتابهاى عمومى بلکه کتابهایى در دقیقترین موضوعات تخصصى حوزوى.

*نکته سوم در مورد نحوه رفتار امام در مواجهه با این مصیبت بود. امام در آن سالها که در کوران مبارزات بر علیه رژیم فاسد پهلوى بودند به هیچ روى در این حادثه تزلزلى از خود نشان ندادند. در هیچ جلسه ى عمومى در عزاى این فرزند عزیز و صالح و عالم اشک نریختند تا مخالف نهضت اندک ضعف و شکستى را در رهبرى نهضت نبینند. تا جایى که بعضى از یاران نگران حال امام مى شوند. و نگران مى شوند که گریه نکردن به بدن و قلب امام فشار بیاورد. لذا آقاى کوثرى را دعوت مى کنند ایشان هرچه از شهادت حاج آقا مصطفى مى گویند امام اشک نمى ریزند تا اینکه مرحوم کوثرى روضه ى على اکبر صلوات الله علیه را مى خواند آنگاه امام طاقت از دست مى دهند و اشکهایشان در مصیبت اباعبد الله(ع) جارى مى شود.

*نکته چهارم خاطره اى است همسر امام. در سالهاى بعد از پیروزى انقلاب امام اجازه نمى دادند که در صدا و سیما یا ارگانهاى دیگر از حاج آقا مصطفى تقدیر شود یا براى ایشان بزرگداشت برگزار شود. یکسال روز اول آبان همسر امام در حالیکه اشک مى ریختند به امام مى گویند که باز هم اول آبان شد و کسى از مصطفاى من یادى نکرد. امام ظاهرا مى فرمایند من نمى توانم براى او جلسه بگیرم یا اجازه بدهم که در صدا و سیما براى او برنامه بسازند در حالیکه جوانان مردم روز به روز کشته مى شوند و خانواده هاى مردم ایران هر یک فرزندى دارند که در راه اسلام شهید شده است. من نمى توانم براى فرزندم ویژگى اى قایٔل شوم. ما هم بهتر است مثل همه مردم صبر کنیم و براى او ختم قرآن کنیم و فاتحه بخوانیم. خداوند همه ى این بزرگان را در سایه سار رحمتش قرار دهد.

*چه شخصیت عظیمى داشت امام؛ واقعا غیر قابل درک است. انسان هرچه بیشتر در مورد این شخصیت مداقه مى کند و جاى جاى زندگى او را مى بیند بیشتر در مقابل بزرگى روح او احساس حقارت مى کند. بهترین تعبیر را در این زمینه خلف شایسته و بزرگوار امام، رهبرى معظم انقلاب بکار بردند: ما از امام زیاد سخن گفته ایم بعضى گمان مى کنند اغراق کرده ایم. نه ما اغراق نکرده ایم بلکه تنها بخشى از واقعیت را گفته ایم.

*نکته پنجم اشاره اى است به عبارتى که امام در مورد شهادت حاج آقا مصطفى به کار بردند و شهادت او را از الطاف خفیه الهیه دانستند. لطف خفى یعنى لطفى که آشکار نیست. ظاهرش نقمت و مصیبت است اما باطنش خیر و صلاح. اساسا در یک تعبیر زیباى برخواسته از فهم عمیق اس م، مومن همیشه زندگیش دو سر برد است. برد برد حقیقى زندگى مومنانه است. اگر دنیا به او اقبال کند او از اقبال دنیا براى رشد معنوى و ثواب بیشتر بهره مى برد و اگر روزگار به مومن پشت کند باز هم او شکر مى کند و ارتقاى درجه پیدا مى کند.

*امروز بدبین ترین منتقدان نظام جمهورى هم مى نمى توانند انکار کنند که به برکت راهى که امام پایه ریزى کرد و رهبرى معظم انقلاب با استقامت مثال زدنى دنبال کرد، جمهورى اسلامی از هر زمان دیگر مستحکم تر و عزیز تر و در مسایٔل بین المللی پرنفوذتر از همیشه است. امروز ما شاهد این هستیم که رییس جمهور منزوى امریکا از آن سوى دنیا فقط حرفهاى پوچ مى زند. حرفهاى بى معنا و خالى!

*من وقتى کلام ترامپ را ملاحظه کردم ناخود آگاه در ذهنم کودکى مجسم شد که از فرط استیصال و عجز فقط جیغ و داد مى کند. ترامپ به کودکى مى ماند که از فرط عجز به فریاد روى آورده است. اما نتیجه ى این صحبتها چه شد؟ این گاف سیاسى جز اینکه آمریکا را در دنیا منزوى کرد و جز اینکه ملت ایران را بیش از پیش با هم متحد کرد چه ثمره اى براى آمریکا داشت؟ جز اینکه ما بیش از پیش فهمیدیم که خوى استکبارى سردمداران آمریکا تغییرى نکرده و متاسفانه اینها هنوز آدم نشده اند چه حاصلى داشت. ملت ایران با تجربه ى تاریخى خود و کشورهاى دیگر به خوبى مى داند خوى استکبار، سیرى پذیر نیست.

*ما باید بدانیم که حتا اگر از تمام نیروى دفاعى و انرژى هسته اى بگذریم و حتا اگر نفت و گازمان را هم تقدیم آنها کنیم آنها سیر نمى شوند چراکه این خصلت خوى استکبارى است. مرگ بر آمریکا، آرزوى مرگ براى این خوى استکبارى است. نه آرزوى مرگ براى مردم و حتی مسئول آمریکایى! من مى خواستم بگویم صحبتهاى اخیر رییس جمهور آمریکا از مصادیق لطف خفى است اما دیدم این بى انصافى است. این صحبتها مصداق لطف جلى و آشکار است. کدام سخن و اقدام مى توانست این مقدار تجلى وحدت ملت ایران باشد؟

*اگر کوچکترین شناختى و فهم سیاسى اى مى داشتند مى فهمیدند که بکار بردن واژه ى جعلى خلیج عربى چقدر نابخردانه و ناصحیح بوده! صحبتهاى اخیر ترامپ مایه دلگرمى است. نشانه این است که دست دشمنان نظام جمهورى اسلامی چقدر خالى است. کما اینکه اصل مناقشه بر سر مسأله هسته اى ما هم همینطور است. غرب اصل جمهورى اسلامی و گفتمان و ایت فقیه را پذیرفته، اصل حضور جمهورى اسلامى در دنیا و صدور پیام انقلاب را پذیرفته و جالب است که در مسأله اى فریاد مى کند که اصلا  هدف ما نیست!

*داد مى زنند که ایران نباید به سلاح هسته اى دست یابد! خوب مگر ما مى خواهیم به سلاح هسته اى دست پیدا کنیم؟ در عرف سیاست این کار فرار از شکست تلقى مى شود. یعنى بیایید برای دشمن خودتان هدفى قرار دهید که هدف او نیست. و بعد بگویید ما موفق شدیم که نگذاریم طرف مقابل به هدفش برسد! این پروپاگانداى سیاسى براى این است که شکست پذیرفته نشود! البته ما منکر وجود مشکلات در کشورمان نیستیم! منکر وجود فقر، بیکارى، و فساد در بخشهایى از کشور نیستیم. و الحمدلله مردم ما همانطور که امام مى خواست چشمان تیز بینى دارند و کام نسبت به انحرافات حساس هستند.

29212

کد خبر 719036

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 32
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 6
  • بی نام A1 ۰۴:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    78 1
    حاج اقا مصطفي نه سيد احمد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • بی نام IR ۰۵:۳۰ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    منکر مشکلات درکشور نیستید ولی برای حل ان هم اقدامی نمیکنید شاید خودش حل شه
  • بی نام IR ۰۸:۲۴ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    120 3
    یک لحظه فکر کردم منظور تیتر خبر حاج احمد هستش
  • sam CA ۱۸:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    مرگ آن مرحوم و جلال و بهرنگی و تختی و حتی شریعتی معلم انقلاب طبیعی بود و برای بدنام کردن شاه به گردن وی انداختند.
  • بی نام A1 ۱۸:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    7 34
    سید مصطفی خمینی زاده ۲۱ آذر ۱۳۰۹ ، قم و درگذشته ۱ آبان۱۳۵۶ ، نجف با نام شناسنامه‌ای سید مصطفی مصطفوی،فرزند بزرگ روح‌الله خمینی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی و از فعالان سیاسی تا پیش از انقلاب ایران بود.
  • بی نام A1 ۱۸:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    4 25
    در ۱۳ مهر ۱۳۴۴ سید مصطفی خمینی و پدرش از ترکیه به عراق برده شدند و در ۲۳ مهر در نجف ساکن شده و با هم شروع به تدریس کردند. مصطفی در عراق نیز از مبارزه دست نکشید و به دنبال اوج‌گیری نهضت رهایی بخش فلسطین، تلاش کرد که روحانیون خارج از کشور به پایگاه‌های فلسطین بروند و در آن جا دوره ببینند، وی حتی خود تحت آموزش‌های نظامی قرار گرفت. فعالیت‌های او سبب شد که در ۲۱ خرداد ۱۳۴۸ رئیس جمهور وقت عراق، احمد حسن البکر، او را تهدید به برخورد کرد.
  • حق گو A1 ۱۸:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    67 0
    با سلام اگه تمام منابع نفت و گاز و .......را هم نبخشيم امثال بابك زنجاني چه كنند
  • بی نام A1 ۱۸:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    16 1
    سید مصطفی خمینی در ۱ آبان ۱۳۵۶ در ۴۷ سالگی طی حادثه‌ای که جزئیات آن همچنان مورد بحث است، در شهر نجف جان سپرداو از آغاز فعالیت‌های سیاسی همواره مورد تهدید نیروهای امنیتی قرار داشت و با توجه به همراهی گسترده او در فعالیت‌های روح‌الله خمینی در ایران و عراق، از سوی مقامات ایرانی و عراقی شدیداً مورد تهدید قرار داشت، به همین دلیل هنگام انتشار مرگ او، برای بسیاری از انقلابیون قابل قبول نبود که مرگ وی به صورت طبیعی اتفاق افتاده باشد، علاوه بر اینکه تا آن زمان نشانی از بیماری جدی در او دیده نمی‌شد. روح‌الله خمینی در تشییع جنازه فرزندش همانند تشییع جنازه‌های دیگر فقط پنج دقیقه مانده به آغاز تشییع جنازه در محل حضور یافت و پس از حرکت دادن جنازه تا محل مشخصی جمع را همراهی کرد و سپس بازگشت
  • بی نام A1 ۱۸:۵۶ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    4 28
    مرگ مصطفی، سنگین‌ترین ضربه به امام بود. این اتفاق به جهت پیامدهای آن در داخل ایران نیز قابل تأمل است چرا که مراسمی که در عزای وی برگزار می‌شد، در تشدید مخالفت‌ها و فعالیت‌های ضد حکومت پهلوی مؤثر بود از سویی عده‌ای معتقدند که با مرگ مصطفی، نهضت امام خمینی شتاب بیشتری یافت و امام خمینی مبارزه را جدی تر دنبال کرد، بنظر می‌رسد از این جهت امام خمینی در سخنرانی‌اش به همین مناسبت مرگ مصطفی را از «الطاف خفیهٔ الهی» نامید.
  • بی نام A1 ۱۸:۵۷ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    3 13
    در پی مرگ مصطفی، سید روح‌الله خمینی در پیامی کوتاه چنین نوشت: انا لله و انا الیه راجعون در روز یکشنبه نهم ذی القعده الحرام ۱۳۹۷ مصطفی خمینی، نور بصرم و مهجه قلبم دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد اللهم ارحمه واغفر له واسکنه الجنه بحق اولیائک الطاهرین علیهم الصلوه والسلام.
  • بی نام A1 ۱۸:۵۷ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    8 1
    نماز را سید ابوالقاسم خویی بر جسد مصطفی خمینی اقامه کرد و پس از تشییع، وی را در حرم علی ابن ابی‌طالب و در کنار قبر محمدحسین غروی اصفهانی کمپانی دفن کردند.
  • بی نام A1 ۱۸:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    4 17
    اصل شهادت حاج آقا مصطفی است که در هاله اى از ابهام قرار دارد. در این جا فرصت اینکه به نحو تفصیلى روزهاى پایان عمر ایشان را بررسى کنیم و رفت و آمدهاى مشکوک شب آخر زندگى ایشان را باز کنیم نیست. من فقط به این نکته بسنده مى کنم که وقتى پیکر بى جان حاج آقا مصطفا را در نجف به بیمارستان منتقل مى کنند پزشک حاضر در بیمارستان مى گوید به طور قطع ایشان مسموم شده اند و آثار مسمومیت در بدن ایشان پیداست و اگر آقا اجازه دهند من کالبد شکافى مى کنم و این مطلب را ثابت خواهم کرد. اما امام با کالبد شکافى پیکر فرزندشان مخالفت مى کنند و مى فرمایند هر چه سریع ترپیکر ایشان را دفن کنید و بدن ایشان را پاره پاره نکنید.
  • بی نام A1 ۱۸:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    6 21
    امام فرمودند که مصطفی امید آینده اسلام م بود و مقام معظم رهبرى در تعبیرى عجیب فرمودند مصطفى امید آینده ما و خمینى آینده ایران بود یا مرحوم آیت الله بهاالدینى در مورد ایشان نوشته بودند ابن الامام بل هو الامام شاید کمتر بدانید که ایشان با اینکه کمتر از ٥٠ سال عمر کرد اما در این مدت کوتاه نزدیک پنجاه جلد کتاب نوشت. آن هم نه کتابهاى عمومى بلکه کتابهایى در دقیقترین موضوعات تخصصى حوزوى.
  • بی نام A1 ۱۸:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    8 57
    خمینی آینده عصر جدید هم شمایی آسید علی. خدا حفظت کنه
  • بی نام A1 ۱۸:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    30 35
    از نوه امام واقعا هم چنین انتظاری می رفت که اینقدر شیوا و روان صحبت کنه
  • بی نام A1 ۱۸:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    75 13
    چه عجب به خاندان امام تریبون دادن. سیدحسن که فقط 14یا 15 خرداد میشه تو تلویزیون دید
  • بی نام A1 ۱۹:۰۱ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    12 1
    اگر چه در ادبیات رسمی از سید مصطفی خمینی با لفظ «شهید» یاد می شود و در تهران خیابان و بیمارستانی به نام «شهید مصطفی خمینی» است اما پدر ایشان امام خمینی هیچ گاه این لفظ را درباره آقا مصطفی به کار نبردند و حتی گویا موافق برگزاری مراسم ساگرد هم نبودند و به همین خاطر اول بار در سال 76 و به مناسبت «بیستمین سالگرد شهادت» مراسمی برگزار شد.
  • بی نام A1 ۱۹:۰۱ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    4 7
    برخی معتقدند دلیل پرهیز امام از به کارگیری لفظ «شهید» به این خاطر نبود که معتقد به قتل و شهادت نبودند بلکه به سبب رابطه پدر و پسری و برای غلبه بر عواطف بود وبه سبب شخصیت عرفانی و این که بین فرزند خود و دیگران تفاوتی قایل نیستند بود و نیز این که تنها 4 ماه قبل از آن برای درگذشت مشکوک دکتر شریعتی در لندن هم تعبیر «فقد» را در نامه به دکتر یزدی به کار برده بودند.
  • بی نام A1 ۱۹:۰۱ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    13 1
    در تاریخ معاصر ایران از 5 فقره درگذشت به عنوان مشکوک و حتی «شهید» یاد شده اما به مرور اصرار و اعتقاد به قتل و شهادت کمتر شده است. این چهره ها عبارتند از: غلامرضا تختی قهرمان کُشتی، جلال آل احمد نویسنده، دکتر علی شریعتی اسلام پژوه و استاد دانشگاه، صمد بهرنگی نویسنده کودکان و آیت الله سید مصطفی خمینی فقیه و مجتهد و فرزند امام خمینی.
  • بی نام A1 ۱۹:۰۲ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    4 16
    اولین واکنش امام خمینی به درگذشت سید مصطفی این بود: «از الطاف خفیه الهی بود». اندک زمانی بعدتر که شعله های انقلاب درگرفت مشخص شد منظور امام چه بود.
  • بی نام A1 ۱۹:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    79 0
    شخصیت سیدمصطفی برای عامه مردم شناخته شده نیست
  • بی نام A1 ۱۹:۰۴ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    4 1
    همسر حاج مصطفی خمینی، دختر مرتضی حائری است. خدیجه ثقفی، همسر امام خمینیره درباره اینكه چگونه این وصلت صورت گرفته است، می‌گوید: «یک وقت شایع شد كه با آقا مرتضی حائری وصلت كرده‌ایم‌، به‌طوری كه مصطفی می‌گوید: وقتی آقای حائری از صحن حرم بیرون می‌آید، رفقا می‌گویند كه پدر زنت آمد. این شایعه به گوش آقا رسیده بود و یک شب آقا از من پرسید كه دختر آقای حائری را دیده‌ای‌؟ من هم كمی توضیح دادم‌. آقا گفت‌: چطور است این دروغ را راست كنیم‌؟ گفتم كه هرطوری صلاح می‌دانید. فردا صبح هم آقا پیغام فرستاده بود و ظهر، آنها جواب داده بودند و باز آقا پیغام داده بود كه همان شب بروند برای صحبت‌؛ بعد به ما خبر دادند كه مردها رفته‌اند و ما زن‌ها هم بعداً رفتیم و قرار عقد گذاشته شد.»
  • بی نام A1 ۱۹:۰۵ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    4 0
    اولین فرزند وصلت معصومه حائری و مصطفی خمینی دختری به نام محبوبه بود كه به جهت ابتلا به مننژیت درگذشت. مریم خمینی دومین دختر حاج مصطفی خمینی است. تحصیلات دكترا دارد و مدتی در دوبی و اكنون در سوئیس به شغل پزشكی مشغول است. تنها پسر مصطفی خمینی، حسین نام دارد. او از ابتدای انقلاب به فعالیت‌های سیاسی پرداخت، فعالیت‌هایی كه با خط انقلابیون پیرو خط امام زاویه داشت و اینگونه شد كه امام خمینی به او نامه نوشت و به او گوشزد كرد كه جوانى براى همه خطرهایى دارد كه پس از گذشت ایام انسان متوجه مى‏‌شود. امام خمینیره همچنین در این نامه نوشت: «من میل دارم كسانى كه به من مربوط هستند در این كوران‌هاى سیاسى وارد نشوند.
  • بی نام A1 ۱۹:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    6 5
    حسین خمینی، پسر 46 ساله آیت‌الله مصطفی خمینی، بعد از فوت امامره هم وارد سیاست شد و حتی در سال 1383 به ایالات متحده آمریكا و عراق سفر كرد و دیدارهایی هم در آن كشور داشت اما از سال 1384 به كشور برگشته است و اكنون در قم زندگی می‌كند.
  • بی نام A1 ۱۹:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    0 15
    مرحوم سیداحمد خمینی معتقد بود كه برادرش به مرگ غیرعادی از دنیا رفته و به احتمال قوی در اثر مسمومیت به وسیله مأموران رژیم پهلوی شهید شده است. وی در این رابطه می‌گوید: «همین قدر می‌توانم بگویم كه وی چند ساعت قبل از شهادت، در مجلس فاتحه‌ای شركت می‌كند كه در آنجا بعضی از ایادی رژیم پهلوی دست اندركار دادن چای و قهوه در مجلس بوده‌اند.»
  • بی نام A1 ۱۹:۰۷ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    0 8
    رحلت اسرارآمیز آیت‌الله سید مصطفی خمینی، فرزند ارشد رهبر كبیر انقلاب اسلامی، در شرایطی در اول آبان 56 رخ داد كه درگذشت مشكوك دكتر علی شریعتی در خرداد همان سال اذهان را برای پذیرش هرگونه اقدام و توطئه ساواك آماده كرده بود. علاوه بر آن، حاج آقا سید مصطفی نسبت مستقیم و نزدیكی نیز با رهبر نهضت اسلامی داشت كه از مدت‌ها قبل علیه رژیم پهلوی فعالیت می‌كرد و این موضوع نیز نقش ساواك را پذیرفتنی می‌نمود.
  • بی نام A1 ۱۹:۰۷ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    0 9
    اولین كسی كه از رحلت سید مصطفی اطلاع پیدا كرد، خادم منزل وی به نام "صغرا خانم" بود. وی مشاهدات خود را چنین بازگو می‌كند: «شب آخر قرار بود برای آقا مصطفی مهمان بیاید. چون دیروقت بود، ایشان آمدند و به من گفتند: صغرا برو بخواب، من خودم در را باز می‌كنم. من هم اول به حرم رفتم، نماز خواندم، زیارت كردم، بعد به خانه آمدم و خوابیدم. صبح كه طبق معمول، صبحانه آقا را بالا بردم، دیدم آقا روی كتاب دعایشان خم شده‌اند، فكر كردم كه خوابشان برده است، صدایشان كردم و گفتم: آقا... آقا خوابتان برده... كه دیدم جواب نمی‌دهند و زیر چشمشان هم به رنگ خرما شده است. پایین رفتم و خانم ایشان را كه مریض بود، صدا كردم و خودم هم به كوچه رفتم و فریاد زدم كه آقا مصطفی مریض شده است
  • بی نام A1 ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    0 86
    "معصومه حائری"، همسر سید مصطفی، دومین فردی بود كه از ماوقع اطلاع یافت. وی حوادث آن روز را چنین بازگو می‌كند: «اوحاج آقا مصطفیمردی بسیار قوی و از سلامت كامل برخوردار بود؛ هیچ گونه ناراحتی و بیماری نداشت، به همین دلیل برخلاف آنچه شایع كردند سكته قلبی خیلی بعید به نظر می‌رسید. همان شب كه حاج آقا مصطفی شهید شد زودتر از معمول به خانه آمده بود، چون قرار بود كه ساعت دوازده، مهمان بیاید و من سخت مریض بودم. آقای دعایی كه همسایه ما بود، برای معاینه من دكتر آورد. از طرف دیگر، آقا مصطفی شب‌ها مطالعه داشت و ما یك ننه داشتیم كه اسمش "صغرا" بود، آقا مصطفی به او گفت: برو بخواب، اگر مهمان آمد، من در را باز می كنم. و ما دیگر نفهمیدیم كه مهمان‌ها چه وقت آمدند و كی رفتند و چه شد؟ .
  • بی نام A1 ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    0 12
    "سید حسین خمینی"، فرزند حاج آقا مصطفی نیز در رابطه با شهادت پدرش به نكته دیگری اشاره كرده و می‌گوید: «در بیمارستان، دكتر "ایاد علی البیر" برای معاینه پدرم آمد و گفت: مع الاسف، وی فوت كرده و مرگش هم عادی نیست. اگر اجازه بدهید بنده جسد را كالبدشكافی كنم و این مسئله را ثابت كنم. دكتر ایادعلی البیر جراح و فارغ التحصیل از دانشگاه سلطنتی لندن بود. پیكر مرحوم والد كالبدشكافی نشد؛ چون آن موقع كالبدشكافی از نظر عرفی، كار منكری به حساب می‌آمد، شرع هم جوازی برای آن قائل نبود؛ به خصوص كه در مورد شخصی مثل مرحوم والد قبح این مسئله بیشتر بود و نوعی بی احترامی محسوب می‌شد. طبیعی بود كه امامره هم، چنین اجازه‌ای ندهند.
  • بی نام A1 ۱۹:۱۲ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    0 13
    پس از مخالفت امام خمینیره با كالبدشكافی، ایشان دستور تشییع و تدفین را صادر كردند. پیكر حاج آقا سیدمصطفی را پس از غسل در رود فرات و طواف حرم امام حسینع و حضرت ابوالفضلع به نجف بازگرداندند و در روز دوم آبان 1356 در ایوان علوی حرم حضرت علی ع، مجاور مقبره علامه حلی به خاك سپردند.
  • بی نام A1 ۱۹:۱۲ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
    18 30
    خدا رحمت کنه امامو هر دو پسر بزرگوارشونو
  • حزب الله A1 ۰۷:۵۱ - ۱۳۹۶/۰۷/۳۰
    3 7
    به نام خداوند متعال ...روح حاج آقا مصطفی خمینی شاد ومتعالی باشه مظلومانه به شهادت رسید ... حضرت عالی زنده باشی ....انصا فآ فرزندان امام خمینی رحمت الله علیه امید آینده انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی ایران هستند...شما باید اما م جمعه البرز کرج انتخاب شوید..والسلام