۰ نفر
۲۶ تیر ۱۳۸۹ - ۰۴:۴۷

آن شب همه اعضای خانواده آقای شمعدانی دور هم بودند. اعضای خانواده آقای شمعدانی که دارای مشکلات فراوانی هم هستند، عبارتند از:

- آقای قلی شمعدانی، 34 ساله، پدر خانواده.

- خانم گلایول قلی‌پور (شمعدانی)، 30 ساله، مادر خانواده.

- مینا شمعدانی، 5 سال‌ونیمه، دختر خانواده.

- نیما شمعدانی، 5 سال‌ونیمه، پسر خانواده.

[تعجب نکنید. بچه‌های خانواده دوقلوی غیرهمسان هستند.]

- آقای مظفر شمعدانی، 67 ساله، پدر قلی شمعدانی و پدربزرگ خانواده.

- خانم پونه قلی‌پور، 65 ساله، مادر خانم گلایول قلی‌پور، مادربزرگ خانواده.

[بدیهی است دو نفر اخیر نامحرم هستند.]

ساعت 9 شب:

گلایول‌خانم: اوا بزنین فارسی‌وان. چیز داره این سریاله چیه؟

مادربزرگ: این پسره خوش‌تیپه چیه؟ سالوادور. اسم سریالش سالوادوره.

پدربزرگ: نخیر. اسم سریال «سفری دیگر»ه. همون که روح پیرمرده رفته توی جسم جوونه که همه عاشقشن. راستی قلی‌جون یعنی ممکنه؟! [به روبه‌رو خیره می‌شود و عمیقاً فکر می‌کند و لبخندی شیطنت‌آمیز می‌زند.]

قلی: نخیر. من از این سریالای بی‌ناموسی خوشم نمی‌یاد.

نیما: بابا، بی‌ناموسی یعنی چی؟

مینا: باز تو سؤال بد کردی دیوونه؟

قلی شمعدانی چشم‌غره می‌رود. مینا و نیما ساکت می‌شوند. گلایول‌خانم به هوای چایی ریختن به آشپزخانه می‌رود تا بخندد. پدربزرگ و مادربزرگ زیرچشمی به هم نگاه می‌کنند و خنده‌شان را فرومی‌خورند. قلی با غیظ بلند می‌شود کنترل تلویزیون را از روی میز برمی‌دارد و شبکه یک سیما را می‌گیرد. برنامه «امروز، دیروز، فردا» در حال پخش است. مهمان برنامه دکتر حسن عباسی استاد دانشگاه است. او در بین صحبت‌هایش به سریال «ویکتوریا» که از فارسی‌وان پخش می‌شود، اشاره می‌کند و اثرات مخرب آن را برمی‌شمارد.

قلی: می‌بینین خانوم، می‌بینین آقای دکتر چی می‌گن درباره این سریالایی که شما می‌بینین؟

پدربزرگ: اینو راس می‌گه دکتر. آخه یعنی که چی زنه با یکی ازدواج کنه که جای پسرشه؟ منم بدم می‌اومد از این ویکتوریا.

مادربزرگ: خیلی‌یم خوب بود. پس چی می‌رفت یه پیرمرد پیدا می‌کرد که پاش لب گور باشه و هیچ کاری ازش برنیاد؟

قلی: بعله؟!

مادربزرگ: یعنی نتونه بره یخچال رو جابه‌جا کنه و کولر رو سرویس کنه و اینا...

قلی آشکارا حرص می‌خورد. گلایول‌ اخم کرده. مادربزرگ پشت چشم نازک می‌کند برای پدربزرگ و پدربزرگ هم رویش را برمی‌گرداند. بچه‌ها بی‌تفاوتند. دکتر عباسی در تلویزیون می‌گوید: «وقتی جوانان ما امکان ازدواج ندارند و از تماشای این مجموعه‌ها به یک غلیان و هیجان کاذب می‌رسند، به یک تخیل‌سازی و مشابه‌سازی دست می‌زنند که من از آن به عنوان «زنای ذهنی» یاد می‌کنم.»

قلی هول کرده و الکی سرفه می‌کند.

گلایول: آب می‌خوای سالوادور؟

قلی: هان؟!

گلایول: می‌گم قلی جون آب می‌خوای؟

قلی: نه ویکتوریاجون. الان چایی خوردم.

نیما: بابا «زنای ذهنی» یعنی چی؟

قلی: اِ! خفه‌شو بچه. شما چرا بیدارین؟ خانوم این بچه‌ها چرا نمی‌خوابن؟

مینا: بازم سؤال الکی کردی، خنگ خدا؟! حالا باید بخوابیم. اون دفه‌ام که گفتی اگه بچه‌ها از توی هندونه در میان چرا خاله سیما می‌گفت شکمشو پاره کردن تا جمشید به دنیا بیاد، همین‌جوری مجبور شدیم زود بریم بخوابیم.

خلاصه بچه‌ها دست از پا درازتر رفتند خوابیدند. قلی و گلایول‌ هم دعوایشان شد و قلی به مدت یک هفته توی هال روی مبل می‌خوابید. تا هفته دیگر به مناسبت عروسی پدربزرگ و مادربزرگ با هم آشتی کردند. چون مظفرخان و پونه خانوم گفته بودند: «خوب نیست بچه‌ها توی عروسی پدر و مادرشون با هم قهر باشن.»

بعد از شب عروسی پدربزرگ یک دوره DVD سریال خسته‌دلان خرید و ماهواره را هم فروخت. هر وقت حوصله خانواده سر می‌رفت، آن DVD‌ها را تماشا می‌کردند. بدین‌وسیله همه مشکلات خانواده حل شد.

فقط گاهی بین پدربزرگ و مادربزرگ دعوا می‌شد. چون پدربزرگ به اشتباه پونه خانوم را ویکتوریا صدا می‌کرد و مادربزرگ هم گاهی سهواً به جای مظفرخان می‌گفت سالوادور!

کد مطلب 75935

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 31
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • نبی IR ۰۶:۱۹ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    1 0
    خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
  • علی IR ۰۶:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    1 0
    خیلی باحال بود ایول
  • عمار IR ۰۶:۳۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    1 0
    عالي بود پسر! نميدونم واقعا از دست اين مردم خودمون چكار كنم! بابا يه خورده قدم بردارين برين جلو و به دلخوشيهاي بي معني نپردازين فقط دنيا خيلي بزرگه
  • حامد IR ۰۶:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    1 0
    چند روز نبودی دلمون واست تنگ شده بود شهرام جان مثل همیشه قشنگ بود :)
  • بدون نام IR ۰۶:۵۳ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    1 0
    دمت گرم خيلي باحالي راستي سريالهاي سوخته دلان-صاحبدلان-دلنوازان-وساير سريالهاي دلوقلوه اي بعنوان جايگزين سريال منحوس سالوادور(ببخشيد سفري ديگر) معرفي ميگردد.
  • سکوت IR ۰۷:۰۵ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 1
    فکر میکنم فارسی وان خیلی بهتر از شما مخاطب داره دوست عزیز . در نوشته هاتون تجدید نظر کنید .
  • سکوت IR ۰۷:۲۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 1
    از آمار بازدید این تیتر پیداست که مخاطب فارسی وان بیشتره یا ...........
  • مجيد IR ۰۷:۳۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    بابا حرف نداري ، اينجا همه بچه ها كلي خنديدند من فكر مي كنم تو هم براي خودت يپا فارسي 1 باشي مراقب خودت باش برادر
  • بدون نام IR ۰۷:۴۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    اين دفعه با وجود اين كه خنديدم خيلي دلم به درد اومد اين اتفاقات بد دارند مي افتند و همه معتاد اين سريال هاي بي ناموسي شده اند و از همه بدتر تماشاي آن را با فرهنگي و كلاس مي دانند
  • مانی IR ۰۷:۴۲ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    خدا وکیلی خیلی بی تربیت شدی، هر روز بیشتر از دیروز. دینگ دینگ
  • بدون نام IR ۰۷:۴۳ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    امروز دیروز فردا از شبکه سه پخش می شه نه یک! خیلی خیلی هم مسخره بود! سیاسی بنویس این بچه بازیو رو که منم می تونم سر هم کنم
  • فرزاد IR ۰۸:۰۰ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    انشاالله مشکلات اقتصادی خانواده ها نیز با یک بسته DVD حل شود . شهرام خان دمت گرم
  • بدون نام IR ۰۸:۰۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    "کنترل تلویزیون را از روی میز برمی‌دارد و شبکه یک سیما را می‌گیرد. برنامه «امروز، دیروز، فردا» در حال پخش است. " تا جاییی که من خبر دارم شبکه سه این برنامه رو پخش میکرد!!! جدیدا رفته شبکه یک؟؟؟؟
  • بدون نام IR ۰۸:۱۳ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    یعنی برای نوشتنم یک مقاله آنقدر زحمت نکشیدین که یه سریالو ببینین که ویکتوریا چه ربطی به سالوادور داره اینها که دو تا سریال جدا هستن
  • بدون نام IR ۰۸:۱۶ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    حالا اين سالواريا ويكتودور كي هس؟ من كه از رئيس شوراي روستامون پرسيدم بلد نبود...! مي گفت ما خونمون شبها نه ماهواره داريم و نه تلويزيون! ساعت 12شب خاموشيه!
  • hesam IR ۰۸:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    aali bood.
  • بدون نام IR ۰۸:۲۶ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    عالی عالی عالی عالی...خوب پخته بودیش...
  • بنده ی خدا IR ۰۸:۲۸ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    چه هپی اِند بود ... همه ی مشکلات حل شد ... خدا رو شکر .. ما اگه این مسئولامون رو نداشتیم چی کار میکردیم واقعا؟ ... میشه به جای حل مشکل مسکن برای جوونا صورت مسئله رو پاک کرد. همه چی آرومه ... من چقدر خوشحالم.
  • ziba IR ۰۸:۵۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    خندیدم مرسی
  • بدون نام IR ۰۹:۰۷ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    یک عمردرانتظاربودیم،گذشت زنجیری زلف یاربودیم،گذشت تاچشم به هم زدیم طی شد هستی بازیچه روزگار بودیم ،گذشت
  • بدون نام IR ۱۲:۰۵ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    خيلي بي مزه بود
  • مريم IR ۱۲:۱۰ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    گلایول قلی‌پور (شمعدانی) منظورتون چيه؟ چرا اسم فاميل يك خانم رو به رسميت نمي شناسيد؟
  • آ.س IR ۱۲:۵۲ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    توی خونه ی ما ماهواره نیست اما برادرم خیلی از دی وی دی های سریالهای خارجی بدون سانسور رو داره ولی من حتی یک قسمت از آنها رو نگاه نکردم منم جوونم اما این موضوع رو درک کردم و حاضر نیستم پای چنین چیزهایی بشینم من به عنوان یه دختر فکر میکنم والدین خیلی در این قضیه نقش دارند نمیشود هر فیلم سریالی را(حتی بدون بچه ها)دید ولی انتظار داشت بچه ها بسیار با حیا و پاک زندگی کنند هر کسی خودش کمی تامل کند میفهد که این سریالها ارزش دیدن ندارند افسوس که ممکن اسن زمانی بفهمند که دیر شده...!
  • حامد IR ۱۳:۰۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    ممنون سالوادور اِ ببخشيد شكيبا...!
  • آ.س IR ۱۳:۱۹ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    توی خونه ی ما ماهواره نیست اما برادرم خیلی از دی وی دی های سریالهای خارجی بدون سانسور رو داره ولی من حتی یک قسمت از آنها رو نگاه نکردم منم جوونم اما این موضوع رو درک کردم و حاضر نیستم پای چنین چیزهایی بشینم من به عنوان یه دختر فکر میکنم والدین خیلی در این قضیه نقش دارند نمیشود هر فیلم سریالی را(حتی بدون بچه ها)دید ولی انتظار داشت بچه ها بسیار با حیا و پاک زندگی کنند هر کسی خودش کمی تامل کند میفهد که این سریالها ارزش دیدن ندارند افسوس که ممکن اسن زمانی بفهمند که دیر شده...!
  • یاسر IR ۱۶:۱۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۶
    0 0
    سفری دیگر واقعا سریال قشنگیه مثل بقیه سریالهای فارسی وان اونهایی که جنبه ندارند نگاه نکنند برن دیروز امروز فردا با مجری شیرین عسلشو از شبکه (( اول )) ببینند !!!!!!!!!
  • رضا IR ۰۵:۰۵ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۹
    1 0
    نوشته های شما مرا بیاد آثار ایرج پزشکزاد می اندازه،... امیدوارم موفق باشی ،هر چند یجورایی دچار حسودی ذهنی شدم
  • خوب IR ۱۵:۲۱ - ۱۳۸۹/۰۵/۰۵
    0 0
    خییلی با مزه بود مرسی.
  • كاميلا IR ۰۴:۳۲ - ۱۳۸۹/۰۸/۲۶
    0 0
    جالب بود
  • كاميلا IR ۰۴:۴۲ - ۱۳۸۹/۰۸/۲۶
    1 0
    پس اين جواب ما چي شد
  • بدون نام IR ۰۶:۳۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۲۰
    1 1
    vaghean chert bood.