آیا باید نگران توافقات نشست دریای خزر باشیم؟

دریای خزر با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند که در حال حاضر، حل آن ها ضرورت فوق العاده‌ای دارد. فقدان یک چارچوب رسمی و مدون و یک ساز و کار جمعی و تفاهم مشترک در این سال‌ها مدیریت این دریا را با مشکل رو به رو کرده است.

فاطمه سرلک: سران کشورهای ساحلی دریای خزر در پنجمین اجلاس خود در شهر آکتائوی قزاقستان گرد هم آمدند و بالاخره کنوانسیون رژیم حقوقی این دریا را به امضا رساندند. کنوانسیونی که تا قبل از به امضاء رسیدنش همه نگران آن بودند که چرا امضا نمی شود و حال که به امضا رسیده است حاشیه ها و اطلاعات نادرستی از آن در فضای مجازی و میان افکار عمومی دست به دست می شود که هیچ کدام صحیح نیستند.

عده ای نشست قزاقستان را نشستی در راستای واگذاری حق ایران در مورد دریای خزر دانستند و گروهی دیگر آن را به معاهده ترکمنچای تشبیه کردند و مدعی شدند سهم پنجاه درصدی ایران در خزر به باد رفت!!

رئیس جمهور در اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای خزر

 

کشورهای حاشیه خزر از 22 سال پیش تاکنون بیش از 51 نشست گروه کاری و چهار نشست در سطح سران برای تدوین و امضای کنوانسیون حقوقی دریای خزر برگزار کرده اند که نشانگر پیچیدگی ها و ماهیت منحصر بفرد این پهنه آبی است.

نهایتا کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در 24 ماده به امضای سران پنج کشور ساحلی دریا یعنی ایران، روسیه، قزاقستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان رسید. حال سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با توجه به حاشیه ها و فضاسازی های مطرح شده درباره آن چرا نباید از امضای این کنوانسیون نگران باشیم و نقاط قوت آن چیست؟

با وجود اینکه رئیس جمهور و وزیر امور خارجه کشورمان درباره این کنوانسیون تاکید می کنند که امضای این کنوانسیون پایان مسائل و مذاکرات مربوط به دریای خزر و همچنین تعیین سهم کشورها نیست اما شاهد برخی موضع گیری ها و گاه اخبار نادرستی هستیم که باعث نوعی جنجال رسانه ای و از سوی دیگر انتقال نادرست اخبار به افکار عمومی شده است.

بر اساس گفته رئیس جمهوری کشورمان حدود بستر و زیر بستر در این کنوانسیون روشن نمی‌شود و تعیین آن به آینده واگذار می شود. برخی مسائل حل و فصل شده و برخی از مسائل باقی مانده است . خطوط مبدأ و دیگری حدود بستر و زیربستر همچنان برای موافقتنامه‌های بعدی باقی می‌ماند.

از سویی دیگر وزیر امورخارجه کشورمان در این باره می گوید امضای این کنوانسیون پایان همه مذاکرات و اقدامات در خزر نیست و در واقع نقطه عطف و آغازین برای اجرای تفاهمات، نظارت بر اجرا و همچنین شروع مذاکرات برای امضای موافقتنامه‌های جدید و ضروری به شمار می‌رود.

تا قبل از برگزاری نشست اکتائو در قزاقستان چهار اجلاس سران کشورهای ساحلی به ترتیب در عشق آباد، تهران، باکو و آستاراخان روسیه برگزار شده بود؛ نشست هایی که در آنها پنج کشور نتوانسته بودند کنوانسیون جامعی تدوین کنند و به یک وجوه اشتراک دست یابند.

پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تنها ایران و شوری کشورهای ساحلی بودند و از دریای خزر سهم می بردند اما با فروپاشی شوروی دریا با 5 کشور هم مرز است و قراردادهای سابق مانند معاهده 1921 و 1940 که میان ایران و شوری بوده مورد تردید کشورهای تازه استقلال یافته قرار گرفته است. به نوعی باید گفت اداره و مدیریت دریای خزر از سال 1991 و بعد از فروپاشی در بلاتکلیفی به سر می‌برد. به استقلال رسیدن کشورهای آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان و به تبع آن به وجود آمدن شرایط جدید ژئوپلیتیکی کشورهای حاشیه خزر را بر آن داشت تا هر کدام با توجه به منافعی که دارند به دنبال تدوین یک رژِیم حقوقی که حداکثر منافع آنها را تامین کند، باشند.

وجود نیازها و منافع کشورها ایجاب می کرد که تدابیری اندیشیده شود تا به اندازه کافی نسبت به منافع جاری دولت های ساحلی پاسخگو باشد. تدابیری که همه موضوعات مربوط به دریا را دربرگیرد؛ به نحوی که شامل کشتیرانی ، حفاظت از محیط زیست در مقابل هر نوع آلودگی و حفاظت از منابع طبیعی و به طور کلی اداره دریا شود. اما تاکنون کشورها نتوانسته بودند بر سر وجوه مشترک به تفاهم برسند و دریا در بسیاری از موضوعات در بلاتکلیفی به سر می برد.

این بلاتکلیفی در حالی است که این دریا با مسائل و مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند که در حال حاضر، حل آن ها ضرورت فوق العاده‌ای دارد. فقدان یک چارچوب رسمی و مدون و یک ساز و کار جمعی و تفاهم مشترک در این سال‌ها مدیریت این دریا را با مشکل رو به رو کرده است و باعث به وجود آمدن وضعیت نا به سامانی در آن شده است.

امضاء کنوانسیون خزر در شهر اکتائو قزاقستان برای بسیاری از اختلاف نظرها و تضادها یک چارچوب و راه حل ترسیم کرده است. به عنوان مثال از آنجایی که دریای خزر از یک سو یک منطقه ژئوپلیتیکی بسیار مهم است و از سوی دیگر دارای ذخایر ارزشمند هیدروکربنی در اعماق آن است توجه و حضور کشورهای فرامنطقه‌ای را به خود جلب کرده است و حضور این کشورها در منطقه باعث دخالت در امور داخلی خزر و حتی تفرقه افکنی میان کشورهای ساحلی این دریا می‌شود. اما در کنوانسیون جدید پنج کشور بر موضوع ممنوعیت حضور و عبور نیروهای نظامی بیگانه و غیر ساحلی تاکید کرده اند. این کنوانسیون رفت و آمد کشتی‌های نظامی خارجی را در این دریا کاملاً ممنوع می‌کند و این اهمیت بسیاری از لحاظ امنیت ملی کشورهای حاشیه خزر دارد.

همچنین در این کنوانسیون تصریح می‌شود که همه مسایل حقوقی دریای خزر تنها با اتفاق نظر 5 کشور عملی و اجرایی است که این نکته بسیار مهم و اساسی است و کاملاً رژیم حقوقی این دریا را از کنوانسیون دریاها جدا می‌کند.

این نکته را باید بیان داشت که نداشتن مدیریت یکپارچه و نبود کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر مانع از اکتشاف، استخراج و صدور نفت و گاز در این دریا نشده است؛ هرکدام از کشورهای ساحلی تاکنون بنا به منافعی که داشته اند و به صلاحدید خود، بدون نظارت و عملیات کارشناسی به فعالیت‌های خود ادامه داده اند. در حالی که در کنوانسیون جدید موافقتنامه‌ هایی پیرامون حمل و نقل بین کشورهای ساحلی ، همکاری‌های تجاری و اقتصادی، موافقتنامه پیشگیری از حوادث در دریای خزر، پروتکل مبارزه با جرائم سازمان یافته در دریای خزر، پروتکل مبارزه با تروریسم و همچنین پروتکل همکاری و تعامل نهادهای مرزبانی کشورهای ساحل دریای خزر با حضور وزرای مربوطه امضا شد.

از دیگر معایب و زیان هایی که متوجه ایران در نبود تفاهم نامه مشترک شد فعالیت‌های بخش شمالی و قراردادهایی است که سه کشور ساحلی امضا کرده‌اند . روسیه و قزاقستان در ژوئیه 1998 توافقنامه تعیین حدود در بستر شمالی دریای خزر را به‌منظور بهره‌برداری از ذخایر این دریا امضا کردند و در سال 2002 نیز این پروتکل را دوباره امضا کردند. قزاقستان و جمهوری آذربایجان نیز در نوامبر 2001 و فوریه 2003، پروتکل تعیین حدود در بستر این دریا را امضا کردند و متعاقب آن، سه کشور روسیه، قزاقستان و جمهوری آذربایجان در مه 2003 در تعیین حدود بخش‌های مجاور دریای خزر به توافق رسیدند.

لذا این مساله ایران را در وضع نا مطلوبی قرار داد. در کنوانسیون جدید تعیین مناطق دریایی بر اساس گفت و گوهای دوجانبه یا سه جانبه انجام می شود؛ به این معنی که ایران برای تعیین حدود دریایی خود با جمهوری آذربایجان و ترکمنستان مذاکرات دو یا سه جانبه برگزار می کند.

با تمام تفاسیر و نگاه کلی به کنوانسیون اخیر باید گفت اگر ما از وضعیت خود در خزر ناراضی هستیم، اگر نتوانسته ایم حقوقمان را در مقابل همسایگان پیگیری کنیم ارتباطی به نشست اخیر ندارد در این نشست هیچگونه تصمیمی درباره سهم ایران و تحدید حدود دریایی انجام نشده است فقط تفاهماتی در راستای مدیریت مشترک و اداره بهتر دریا به دست آمده است. پس فضاسازی و واگذاری حق ایران در پی برگزاری این کنوانسیون هیچگونه جایی ندارد.

52312

کد خبر 797168

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 11
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • شهاب IR ۰۶:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۶
    13 2
    ماخيلي وقته ازحق وحقوق وامتيازات درياي خزرمحروميم.بعبارت ديگه اونهاروواگذاركرديم وباختيم.چيزديگه اي براي نگراني مردم نمونده.
  • بی نام EU ۰۸:۱۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۶
    15 3
    حیف شد کاسپین از دست رفت بعد دارن توجیه میکنن که درصد ما کم است .
  • بی نام A1 ۱۸:۵۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۶
    5 0
    نگرانی مال قبله نه الان که....
  • بی نام DE ۱۹:۵۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۶
    0 0
    طبق اصل 77 قانون اساسی تمام قراردادها ی بین المللی باید به تصویب مجلس برسد . گرچه مجلس اختیاری از خود ندارد اما اگر این عهد نامه را تایید کند،حداقل تاریخ و مردم درباره اش قضاوت خواهند کرد . دور زدن مجلس و قانون اساسی از طرف دولت ؛ یکنوع تخلف است و سکوت مجلس ، تخلف بیشتر ...
  • رضا IT ۱۸:۱۶ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۷
    0 0
    اینکه نهایتا چه سهمی به چه کشوری تعلق گیرد و سایر موارد مطروحه در آینده و در شرایط مناسب زمانی برای کشور مورد مذاکره قرار خواهند گرفت. اهمیت توافق اخیر از نظر امنیتی و نظامی قابل توجه بوده و برای کشور قطعا یک موفقیت است. ذکر یک نکته به نظر ضروری است و به نظر می رسد در همه لایه های عالی کشور میتواند قابل تامل باشد: تاکتیک طراحی شده که خصوصا در ماههای اخیر به شدت و گستردگی تویط طرفهای متخاصم پیاده سازی میشود، ضد تبلیغ های گسترده توسط رسانه های خصوصا مزدور فارسی زبان برای ضد هر گونه فعالیت، تصمیم گیری، رخداد و دستیافتی است که جنبه مثبت داشته و دولت یا کشور میتواند به عنوان موفقیت به آن اشاره کند. دو هدف اصلی مردم و تصمیم گیران در کشور هستند. مسموم کردن، بد بین کردن، ایجاد نفرت و ایجاد نا امیدی
  • رضا IT ۱۸:۲۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۷
    0 0
    در مردم در کانون رسانه ها و فعالیتهای شبکه های اجتماعی است که به صورت هدفمند در جلسه های توجیهی و مشورتی مطرح شده و به طرز بی سابقه ای پیاده سازی میشود. تخمین زده میشود که هسته این طرح ها توسط کارشناسان خبره روان شناسی، جامعه شناسی و روان جامعه شناسی انجام میشود. در خصوص مسئولین و مراجع و نهادهای تصمیم گیری حجم حیرت آوری از تبلیغات هدفمند انجام میشود که مخاطب آنها مراجع تصمیم گیری در کشور هستند. هدف این جنگ روانی ایجاد حس عدم قطعیت در رده های مختلف مقامهای عالی کشور، شک و تردید، سرخوردگی و کاهش اعتماد به نفس و رساندن به نقطه انفعال و سکون فلج گونه است. اخیرا در صحبتهای رهبری، آقای روحانی و آقای ظریف به شبکه های اجتماعی و هجمه های گسترده تبلیغاتی اشاره شده است. نکته اساسی و قابل تامل این است
  • رضا IT ۱۸:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۷
    0 0
    که آنچه که در شبکه های اجتماعی، ماهواره، توییتر و غیره ذکر میشود، هوشمندانه است که برای مقامات کشور وزنی حداکثر مساوی صفر داشته باشد. تنها تصمیمی که احیانا در شبکه های اجتماعی با سوت و کف مواجه خواهد شد، تقدیم دو دسته کشور به امریکا و اسراییل برای نابودی ایران است. بنابراین اشاره به شبکه های اجتماعی باالاخص توسط آقای روحانی و دکتر ظریف کمی عجیب و تاحدی خطرناک است و این موضوع را تداعی میکند که حضرات در خصوص ساختارهای شبکه های مجازی به اندازه کافی توجیه نیستند. تصمیمات کشور بر اساس مصلحت است و نه کامنتهای توییتر یا شبکه های اجتماعی یا مهملات فارسی زبانان شبکه های ماهواره ای. در خصوص خنثی کردن طرحهای تبلیغاتی طرفهای متخاصم، انجام فعالیتهای خنثی کننده برای کشور حیاتی است.
  • رضا NL ۱۸:۴۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۷
    0 0
    غیر از تریبونهای نماز جمعه که فقط طیف خاص و محدودی از کشور را مخاطب خود دارد و غیر از تعدادی از جلسات محدود در این گوشه و آن گوشه؛ اقدامات توجیهی مناسبی انجام نمی شود. مسایل توجیهی نیاز به تکرار، حوصله و گذر زمان دارند. در راستای امنیت کشور، گسیل کارشناسان توجیه شده ترجیحا از طبقه دانشگاهی به جلسات مختلف و با خطاب قرار دادن اقشار مختلف ضروری است. روشهای ارایه مطالب لازم است بروز رسانی شده و از فیلم ها، عکس ها، مصاحبه ها و مدارک مستند در ارایه مطالب استفاده شود. هوشمندانه است تا در ارایه مطالب فیلم مصاحبه همراه با ترجمه اندیشمندان غربی را پخش کرد تا مستمعین با مراجع غربی آشنا شوند، مراجعی که بسیاری از واقعیات و پشت پرده های استراتژی ها و برنامه های دشمنان را تحلیل میکنند
  • رضا NL ۱۸:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۷
    0 0
    به طور مثال میتوان از مصاحبه ها و اظهار نظرهای chomsky زبان شناس و استاد مسایل سیاسی، lueders اسلام شناس و مورخ آلمانی و ganser مورخ و استاد دانشگاه سوییسی اشاره کرد که به طور گسترده در یوتیوب موجود بوده و با استفاده از مترجم خودکار یوتیوب به خوبی قابل استفاده هستند. در اظهار نظر و مصاحبه های این افراد به وفور به سیاستهای امریکا در منطقه و کشور اشاره شده و مسایل به زبان قابل فهم ارایه شده اند. هوشمندانه خواهد بود تا قسمتهای مربوط به منطقه و کشور این فیلم ها با زیر نویس فارسی و یا اینگونه موارد مشابه در جلسات مختلف ارایه شده و مورد تجزیه تحلیل قرار گیرند. همچنین به نظر می رسد جلسات توجیهی و مشاوره روانی برای مقامات دولتی ضروری باشد. سیاست مداران ارشد کشورهای صنعتی دارای اینگونه مشاوران هستند
  • رضا NL ۱۹:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۷
    0 0
    که با ارایه تکنیک های ساده و عملی راههای خنثی سازی هجمه های تبلیغاتی را آموزش می دهند. برای استنباط بهتر مساله، یکی از تکنیک های آموزش نحوه برخورد سیاست مداران در جلسات پارلمانی یا جلسات انتقادی است که احزاب مخالف همدیگر را به شدیدترین نحو ترور روانی میکنند و طرف مقابل مجبور به نشستن و شنیدن است. در این شرایط توصیه مشاوران روان شناس به سیاست مداران، در دست گرفتن موبایل یا دفترچه یادداشت و وارد کردن برنامه ها، قرارها، کارهای عقب مانده و مشابه آن است تا سیاستمدار مورد حمله روانی مجبور به نوشتن شده و گیرنده های شنوایی او کمتر فعال باشند. این تاکتیک ها در جلسات تمرینی با روان شناسان تمرین شده و سیاست مداران با حضور روان شناس تمرین میکنند.
  • رضا NL ۱۹:۰۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۷
    0 0
    اگر میخواهیم تا کشور بماند، اگر میخواهیم تا کشور را از مخاطرات عبور داده و به نسلهای بعد تحویل دهیم، باید هوشمندانه و هدفمندانه باشیم. ماندن و ادامه دادن فقط در صورتی ممکن است که حداقل در سطح دشمن و بالطبع بالاتر از دشمن حرکت کرد.