کافه خبر میزبان دو دانش‌آموخته عالی در حوزه رسانه و جامعه‌شناسی بود تا درباره خشونت در استادیوم‌های فوتبال با هم بحث کنند.

فرهاد عشوندی: چه اتفاقی می‌افتد که روی سکوهای استادیوم‌های‌مان با سنگ و تیزی به جان هم می‌افتند؟ این پرسشی بود که خبرآنلاین سعی کرد پاسخش را در گفت‌وگوی مازیار ناظمی با محمدرضا جوادی‌یگانه از جامعه‌شناسان برجسته کشور که مسئولیتش ریاست دفتر مدیریت و برنامه‌ریزی در شهرداری تهران است، جویا شود. دو پژوهشگری که خیلی صریح در این باره سخن گفتند. جوادی‌یگانه اعتقاد راسخ داشت این خشونت‌های خطرناک در ورزشگاه‌ها تولید نشده‌اند و آن‌جا فقط بازتاب بیشتری پیدا می‌کنند و مازیار ناظمی هم خیلی صریح اقدامات تصدی‌گری خودشان در وزارت ورزش را نقد کرد و از مشکلات اساسی در این زمینه عنوان کرد. این گفت‌وگو بی‌شک نکات مهمی درباره شناساندن ریشه‌های خشونت در ورزش ایران دارد.

امروز می‌خواهیم درباره فضایی که در ورزشگاه ها وجود دارد صحبت کنیم. دکتر جوادی می توانند از بعد علمی و اجتماعی به قضیه نگاه کنند و مازیار هم که سال هاست تجربه فعالیت رسانه ای دارد. این روزها اتفافاتی را در ورزشگاه ها می بینیم که بیشتر شاید در جنگ ها دیده می شوند. چه اتفاقی افتاده که جو حاکم بر ورزشگاه به این سمت رفته؟

جوادی‌یگانه: من فکر می کنم مسئله خشونت مخصوص ورزش و یا فوتبال نیست. جامعه ما به این سمت رفته. این خشونت های اجتماعی هم به ویژگی های مختلفی ربط دارد. خیلی ها وقتی چنین چیزی را بررسی می کنند سراغ این می روند که چنین افراد خشنی چه ویژگی هایی دارند یا برای مثال در خانه خودشان هم چنین رفتاری از خودشان بروز می دهند؟ آیا پرخاشگری اجتماعی دارند؟ این برای جامعه ای است که حدی از خشونت در آن نرمال است. اما در جامعه ما اینطور نیست. در رفتار عادی می بینیم آدم ها چقدر خشونت دارند. مثلا بسیاری از قتل ها در ایران قتل های برنامه ریزی نشده و بدون عمد است. یعنی خشونت در لحظه. این خشونت عادی است که در جامعه ما وجود دارد و یک مشکل جدی است. ما با این وضعیت روبرو هستیم و در آن وضعیت خشونت در جامعه بسیار شدید شده و عوامل ساختاری آن هم زیاد است. همین دعوای قومی که این روزها به وجود آمده زمینه خشونت های جامعه است. ما در حال روبرو شدن با خشونت های افزاینده هستیم و همه مشکلات این روزها هم تاثیر زیادی روی بدتر شدن چنین وضعیتی دارند. من علت اصلی این خشونت را خودمداری می بینم. یعنی غیر از خودم هیچ کس دیگری را قبول ندارم. این دیگران می توانند همه آنهایی باشند که علیه شان دست به خشونت می زنم. بنا بر این ما با وضعیتی روبرو هستیم که وضعیت عام جامعه ایران است و فوتبال و ورزشگاه هم از چنین قائده عامی مستثنی نیست. چیزی که ما داریم می بینیم، ویترین برجسته شده خشونت در جامعه ماست. بنا بر این ما با پدیده پیچیده ای روبرو نیستیم که بگوییم فقط چنین اتفاقی در ورزشگاه می افتد. این خشونت در جامعه هم دیده می شود. کوچکترین مثالش مجلس و نماینده های مجلس که می بینیم چقدر همیشه با هم دعوا دارند. پس این وضعیت از وضعیت جامعه مجزا نیست و به همان خشونت جامعه ربط دارد.

مازیار ناظمی و محمدرضا جوادی‌یگانه

ناظمی: متاسفانه این موضوع را هم باید بگویم که با وجود همه این اتفاقات، فدراسیون فوتبال یکبار  از کمیته پژوهش خودش را برای انجام پژوهش و ارائه راهکار استفاده نکرد. برعکس کمیته اخلاق که خیلی فعال است و حکم های سنگین می دهد، انتظار می رود از کمیته پژوهش هم فعالیتی در این زمینه دیده شود. البته که فوتبال همیشه هم انقدر زشت نیست. برای مثال دیدیم در این وضعیت بد اقتصادی تیم ملی فوتبال کشورمان در دو هفته این حجم از جامعه را با هم متحد کرد. من خودم ساختار روشنی برای فوتبال ایران نمی بینیم. ما عموما ورزش و فوتبال را جایی برای تخلیه خودمان می بینیم. من خودم به عنوان مجری تلویزیونی و رادیویی هیچوقت نتوانستیم دست و بال خودمان را باز ببینیم. اما مثلا برنامه ای مثل نود همیشه آزادی خاص خودش را داشته. در ورزش هم همین است و نگاه، نگاه برنامه سازی نیست. ما بیشتر موضوع را اداره کردیم و دنبال حل مشکلش نیستیم. یک زمانی یکی گفت ورزش ایران بیمار است و به نظر من هنوز هم وضعیت همین است. حالا خدا را شکر تیم ایران در جام جهانی وضعیت خوبی داشت وگرنه الان شرایط طور دیگری بود. به هر حال در مقاطعی از زمان خداوند هم لطفی به ما می کند تا شادی از بین مردم نرود. درباره خشونت در ورزشگاه ها هم هیچوقت اصلا معلوم نمی شود آن چاقو به دستی که وارد استادیوم شده چه کسی است؟ این مشکل چطور باید حل شود؟ به هر حال اما این خشونت در همه ابعاد جامعه و ورزش وجود دارد و دیده می شود. بخش دیگر مربوط به حوزه ارتباطی است. به نظر من مشکل جدی جامعه ایرانی روابط اجتماعی و عمومی بوده. این جریان گفتمان سازنده بین مردم و دولت ها هیچوقت شکل نگرفته. به همین دلیل دکتر هم درست می گویند که ما آدم های گفت‌وگو نیستیم. جامعه این مشکل ها را دارد و مردم با همدیگر، با حاکمان و ... نمی توانند صحبت کنند. همه این ها دست به دست هم می دهد و با ورود فضای مجازی هم که کنترل از دست کسانی که می خواهند جریان سازی کنند سخت می شود. ما با پدیده ای مواجه هستیم که باید صداقت، هوشمندی و ... را بررسی کنیم و این کار سختی است.

ما همیشه صحبت درباره قومیت ها را کنار گذاشتیم و درباره اش صحبت نکنیم. اما این موضوع توهین ها در استادیوم ها وجود دارد. برای مثال من به عنوان یک تماشاگر وقتی برای بازی تیم ملی مقابل یک تیم عربی به استادیوم می روم و به واژه عرب توهین می شود، اصلا فراموش می کنم که چند استان ما عرب هستند. یا همین وضعیت برای ترک ها، برای شمالی ها و ... . به نوعی همه احساس می کنند باید جواب توهین ها را بدهند و به نوعی حق خودشان را بگیرند. همین هم می شود که در استادیوم باران سنگ و هزار اتفاق دیگر رخ می دهد. در این زمینه چه باید کرد و حق را به چه کسی می شود داد؟

جوادی‌یگانه: باز هم من فوتبال را جدا از جامعه نمی بینیم. یکی از خلقیات منفی جامعه ایرانی به نظر من نژادپرستی است. من نمی گویم اما همین که شما گفتید وقتی به عرب ها توهین می کنیم یادمان نیست نیمی از همسایه های ما عرب هستند. اصلا چرا باید چنین اتفاقی بیفتد؟ چرا باید توهین صورت بگیرد؟ نوعا ما با همه همسایه های خودمان بد رفتار می کنیم. اگر همان خودمداری را در نظر بگیریم، خود تهرانی ها خودشان را راس در نظر می گیرند و بقیه را دهاتی می خوانند! الان برنامه سازان صدا و سیما یاد گرفتند که ترک ها، لر ها و ... حساس هستند. این موضوع درباره عرب ها هم باید باشد. نه عرب های خوزستان بلکه عرب های عام. اصلا چرا باید توهین به کسی صورت بگیرد. این توهین ها همه نژادپرستی است. ما خودمان را مرکز عالم می دانیم و حس می کنیم به اسم تهرانی بودن حق داریم به همه اقوام دیگر توهین کنیم! من نمی خواهم خشونت را ترویج دهم، اما این خشونت انباشته شده همه این تحقیرها و توهین هاست. این که ادامه پیدا می کند به استادیوم و فوتبال می رسد و افرادی که به آنها توهین شده حس می کنند هویت خودشان را دارند از دست می دهند و این در جایی مثل استادیوم شعله ور می شود. مشکل ما این است که مدیریت اقوام بلد نیستیم و هویت های ملی ما هم در تعارض با هویت های دیگر است. ما نمی توانیم مدیریت کنیم چون خودمداری که گفتم وجود دارد. فوتبال چنین اتفاقی را فقط برجسته می کند. اما مشکل اصلی جای دیگری ست.

ناظمی: در ادامه حرف های آقای دکتر که در مورد بی اهمیت بودن ما به موضوعی مثل نژادپرسی گفتند، من به خاطر دارم تیم ملی والیبال روسیه به ایران آمده بود و گزارشگر رادیو از توصیف غول مهربان برای موزرسکی دو متر و هجده سانتی متری استفاده می کرد. من به این فکر می کردم که اگر مادر این ورزشکار برای مثال چنین چیزی را بشنود درباره پسرشف خوشحال می شود یا برعکس؟

جوادی‌یگانه: اتفاقا این را اضافه کنم که اگر نگاه درست در این رابطه وجود داشت، گفتن همین توصیف جرم محسوب می شد! چون از دل نژادپرستی بیرون می آمد.

محمدرضا جوادی‌یگانه

ناظمی: متاسفانه ما هیج برنامه ای در حوزه مهندسی افکار نداریم. یعنی آدم های مان تربیت نشدند و هیچ کار هنرمندانه ای در حوزه رسانه ای هم انجام نشده.

یک نگاهی وجود دارد می خواهم ببینم شما هم با آن موافق هستید یا خیر؟ اینکه به ورزش دیگر از بعد اتفاقی که باعث شادی می شود کسی نگاه نمی کند. در مقابل آن را سوپاپ اطمینانی در نظر گرفتیم که هر کس می خواهد خودش را خالی کند و شخصیت به اصطلاح لمپنیسمی از خودش به نمایش بگذارد، آخر هفته ها به ورزشگاه ها برود و فحش بدهد. آیا به نظر شما چنین نگاهی می تواند دلیلی بر اتفاقاتی باشد که درباره اش صحبت می کنیم؟

جوادی‌یگانه: اصولا اینکه ورزش از متوسط جامعه خشونت بیشتری داشته باشد غیرعادی نیست. چون خیلی از ورزش ها قاعدتا خشن است. ورزشی مثل راگبی. بنا بر این اگر بگوییم کسی در ورزشگاه خالی می شود، اجازه ای است که به او داده شده تا از پوسته آدابی خودش خارج شود و بتواند خودش را خالی کند. هیچکس اما نمی گوید بروید و فحش بدهید. مشکل این است که ما به خودمان حق می دهیم با فحش دادن خودمان را خالی کنیم.

ما وقتی می گوییم فقط آقایان به ورزشگاه بروند و در آنجا آزاد هستیم که هر کاری انجام دهیم ...

جوادی‌یگانه: همین که من می گویم، ما حد نداریم. حد ما شده فحش دادن. در حالیکه هیچ جای دیگر دنیا اینطور نیست. اگر به فحاشی و نژادپرستی و شوخی های جنسی و ... ختم شود، مطمئنا با شما برخورد خواهد شد. ما حد نداریم، فکر می کنیم اگر بانوان در استادیوم ها نباشند یعنی آزاد هستیم که فحاشی کنیم. همه این ها به محدوده نداشتن برمی گردد و اینکه فقط خودمان مهم هستیم. به خاطر همین است که من ورزشگاه و فوتبال را با جامعه متفاوت نمی بینیم. ما ساکت بودیم که اینطور شد. دو سه دهه چنین اتفاقی افتاد و حالا اعتراض ها شروع شده است. از شوخی های قومیتی تا فحاشی های امروز.

ناظمی: آقای دکتر من فکر می کنم در بیشتر مردم میل به افشاگری به وجود آمده. این باعث شده که برنامه سازی های ما هم به این سمت برود و حاشیه ها غالب بر متن شدند. ترویج برنامه های درست کاری است که در همه رسانه های دنیا انجام می شود. رسانه های ما چنین کاری نمی کنند. ممکن است در همه رسانه ها اینطور باشد. حالا متاسفانه میل به افشاگری باعث شده بدی ها خیلی ترویج پیدا کنند. یعنی ما به سمتی پیش می رویم که با ترویج بداخلاقی ها به خشونت دامن می زنیم. رسانه ها مقصر هستند و می توانم بگویم به جرئت صدا و سیما هم برنامه ای برای تغییر چنین برنامه ای ندارند. کشورهایی مثل ما که نفتی هستند، نگاه ارباب و رعیتی در آنها زیاد است. تا زمانی که فوتبال برای دولت یا شبه دولت باشد به نظرم همه چیز همینطور خواهد بود. تا زمانی که خود جامعه دنبال گرفتن حق خودش نباشد وضعیت همین است. اینجا اما نه کانون هوادارانی وجود دارد، نه سازمان دهی. در حالیکه هیچ جای دنیا اینطور نیست و در استادیوم همه چیز مشخص است. یک نفری که به ورزشگاه می رود هویتش کاملا شناخته شده است. به هر حال همه این اتفاقات باعث می شود خشونت ها از یک جایی به بیرون درز کنند.

دوباره رسیدیم به آنجا که چه باید کرد.به این منطق رسیدیم استادیوم بازتابنده فضای جامعه است و کاری نمی توانیم بکنیم و خیلی نمی شود امید داشت که ماجرا حل شود.

جوادی‌یگانه: یک نکته ای آقای ناظمی گفتند که من با آن مسئله دارم. پرداختن به مسئله ملی گرایی و ایرانی بودن را چندان جوابگو نمی دانم. باید کمتر به ناسیونالیسم و ملی گرایی در یک مرز مشخص بپردازیم و بیشتر آن ایران فرهنگی را مدنظر داشته باشیم. من عمیقا ایران گرا هستم ولی باید متوجه باشیم که ایران فرهنگی بسیار بزرگ تر است از ایرانی که با مرز محدود شده و ما اگر به ایران فرهنگی بپردازیم می توانیم اعراب و ترک ها و کردها و بلوچ ها و... را زیر این پرچم داشته باشیم.

در همین جام جهانی،زبان انگلیسی در روسیه چندان به کار نمی آمد اما کارت با فارسی،ترکی و تاجیکی راه می افتد. مسئله غذا و حمل و نقل در روسیه در اختیار تاجیک ها و ازبک ها بود. اگر به هویت ایرانی و فرهنگ ایرانی توجه می کردیم آنجا کارمان بهتر از کسی راه می افتاد که زبان بلد بود. یعنی این حسن همجواری را روس ها به خوبی رعایت کرده بودند. به نظر می‌رسد وقتی به یک تاجیک یا افغانستانی بگویی ایرانی هستی یک قرابتی ایجاد می شود.

جوادی‌یگانه: این دقیقا درست است.من می گویم ایرانیت از نوعی که رضاشاه دنبال می کرد جواب نمی دهد چون کشورهای دیگر هم مدعی همین فرهنگ و ملیت هستند. ما باید این خط مرز را برداریم. سلطان سلیم عثمانی در جنگ چالدران ایرانیان را می کشد اما به فارسی شعر می گوید. فرهنگ،هنر،شعر و عرفان بسیار جواب می دهد. هویت های قومی و حتی ملیت محدود به مرز ما را کوچک می کند. باید کمی جهانی تر به موضوع نگاه کنیم و همچنین انسانی تر.

این انسانی تر دیدن خیلی به ما کمک می کند. وقتی انسانی تر به ماجرا نگاه کنیم دیگر به آسانی نمی توانیم به کسی فحش بدهیم.

راه دیگری جز اخلاقی تر و انسانی تر شدن افراد سراغ ندارم. با نگاه های سیستمی هم کاملا موافقم. تماشاگر باید کارت داشته باشد. اگر مواد محترقه به استادیوم برد و تذکر گرفت، درنهایت باید از ورود به ورزشگاه منع شود و کارتش باطل شود یا یک سری سیاست های رسانه ای دقیق وجود داشته باشد تا نمایش خشونت کم شود تا بعد از آن هم خشونت کم شود.

اگر فوتبال را به مثابه جامعه در نظر بگیریم، پس باید فوتبال را انسانی تر و اخلاقی تر کنیم. الان فوتبال ما شده است برد و باخت. شما این آرم المپیک را ببینید. این یعنی صلح جهانی. الان ما ورزش را از روح خودش خالی کردیم و آن را به ابزار سیاست تبدیل کرده ایم و این خیلی غلط است. باید ورزش را از سیاست جدا کنیم. سیاست زدایی از ورزش خیلی مهم است. این ورزش است. استفاده سیاسی از آن نکنیم و تحلیل سیاسی روی آن نگذاریم.

مازیار ناظمی

ناظمی: فرمایش آقای جوادی درست است. اول باید به هویت انسانی این افراد احترام بگذاریم. این هایی که به استادیوم می آیند ایرانی هستند و فرزندان همین سرزمین. نکته بعدی این است که مسائلی مثل ممیزی یا دایره خودی،غیر خودی مردم را ناراحت می کند و نمودش را در استادیوم یا جاهای دیگر می بینیم.آدمی که تحقیر شده یا به او اهانت شده هرجا که زورش برسد خودش را خالی می کند. ما باید تلاش کنیم تا این بهانه ها از بین برود.

نکته دیگر اینکه عنصر اعتماد در جامعه باید وجود داشته باشد. مردم باید به دولت مردان، به رییس فدراسیون فوتبال،به وزیر ورزش و دیگران اعتماد داشته باشند. تاکتیک برچسب زنی و متهم کردن افراد و خارج کردن آن ها از میدان باید کنار گذاشته شود.تحمل انتقاد و شنیدن صدای مخالف باید به وجود بیاید.مادامی که این فضای استدلالی در جامعه وجود نداشته باشد، وقتی در مجلس نماینده ای تحمل ندارد و با ضرب و شتم پاسخ نظر دیگران را می دهد، خب مردم به دین حاکمانشان هستند. ما باید به اخلاقیات خود برگردیم. ما تمدن بزرگی داریم. اگر می خواهیم در کوتاه مدت نتیجه بگیریم احتیاج به یک تلنگر داریم. وجدان ها باید بیدار شود و هر انسان به درون خود بازگردد.

جامعه ما نیاز به شادی دارد. ورزش می تواند یکی از محل های شادی و نشاط برای خانواده ها باشد. به عنوان مثال در بازی ایران-پرتغال، ما 35 هزار نفر را که از خانواده ها بودند، آوردیم در همین ورزشگاه آزادی. بدون تعارف به شما می گویم که فقط 250 نفر از نیروهای حراست وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال آنجا حضور داشتند. نیروی انتظامی اصلا نبود و هیچ مشکلی پیش نیامد.چقدر شادی از همان ابتدای ورودی به وجود آمده بود. دختر،پسر،زن،مرد،پیر،جوان،کوچک و بزرگ در کنار هم حضور داشتند و همه چیز به بهترین شکل اتفاق افتاد.

بعد از بازی هم با بهترین نظم همه به خانه برگشتند. ما در کشورمان سلیقه و تفسیر زیاد داریم.بارها دیده ام که یک مسئول بنا به نظر و میل خودش جلوی یک کاری را می گیرد.ما باید طبق قانون،تدبیر و یک دستورالعمل مشخص عمل کنیم.ضمن اینکه دولت هم باید کمی دست و پای خود را جمع کند و اجازه دهد جامعه مدنی به فعالیتش در این حوزه ها ادامه دهد.

به جای اینکه یک قاضی در کمیته اخلاق بنشیند و حکم صادر کند، خود اتحادیه بازیکنان یا مربیان وارد شوند و به چنین مواردی رسیدگی کنند.

جوادی‌یگانه: من کاملا موافقم که خانواده و نهادهای مدنی می توانند راه حل باشند.ورزش ما الان اسما خصوصی شده اما همچنان دولت در آن دست دارد و این خیلی بدتر است چون مضرات بخش خصوصی وجود دارد و خبری از فواید دولت نیست. نهادهای خصوصی خیلی بهتر از دولت می توانند این کارها را انجام دهند.ورزش ما الان خصوصی نیست و دولتی هم نیست. نه دولت در آن حاکمیت دارد و نه جامعه در آن دخالت دارد.

الان اگر خانواده را به ورزشگاه بیاوریم چه اتفاقی می افتد؟

جوادی‌یگانه: من معتقدم خانواده همیشه جواب میدهد. مثلا در بحث اعتیاد خانواده وقتی با خطرات آن مواجه شد، جلوی آن را گرفت یا وقتی قانع شد که افزایش جمعیت برای کشور مضر است، دیگر جمعیت را افزایش نداد.

در ورزش هم خانواده می تواند راه حل باشد. اخلاق در ورزشگاه دیگر بدتر از اینی که هست که نخواهد بود. من معتقدم با حضور خانواده فضا بهتر خواهد شد. افراد وقتی خود را در برابر زن ها می بینند مراعات می کنند و خیلی رفتارها را بروز نمی دهند پس حضور زن ها می تواند به بهبود فضا کمک کند. ضمن اینکه خانواده لزوما به معنی حضور زنان نیست. زن ها هم حتما باید بیایند اما اگر مثلا من با پسرم به ورزشگاه بروم قطعا کمتر فحاشی خواهم کرد.

من یک دختر 5 ساله دارم که که اجازه حضور در ورزشگاه را ندارد و از ورودش جلوگیری می شود. این فضای خانوادگی پس کجا باید شکل بگیرد؟

جوادی‌یگانه: من موافقم که زنان به ورزشگاه بیایند اما وقتی بحث حضور زنان در ورزشگاه می شود، بحث از حالت کلان و جامعه شناسانه اش خارج می شود و رنگ و بوی فمینیستی به خود می گیرد و به عبارتی بحث تقلیل پیدا می کند.

بنابراین خانواده لزوما به معنی حضور زنان نیست. یعنی اگر مثلا ما 5 هزار خانم را بیاوریم در جایگاه خاصی هم بنشانیم بازهم مشکل حل نمی شود. خانواده باید در کنار هم حضور پیدا کند و طبیعتا زن هم شامل آن می شود اما زنانه کردن ورزشگاه کار درستی نیست. مسئله،مسئله ظریفی است. من اعتقاد ندارم که صرف ورود زنان می تواند این مشکل را حل کند. شاید بدتر باعث ترویج نگاه های جنسی شود. اما حضور خانواده ها می تواند این جو را کنترل کند و باعث بهبود آن شود.

جامعه هم بنظر این نگاه را پذیرفته. وقتی پرچم دار کاروان ایران قرار شد حتما زن باشد، تا سه چهار روز این بحث مطرح بود که چرا باید نگاه سکسیستی حاکم باشد؟ خب هرکس شایسته است باید پرچم دار باشد فارغ از جنسیت.

ناظمی: البته این یک توضیحی دارد. خانم الهه احمدی یک مادر قهرمان است و این دقیقا همان نگاه خانوادگی است.

جوادی‌یگانه: ما قرار نیست این جو خانوادگی را در میدان ورزش حاکم کنیم.

ناظمی:  در جلسه شورای عالی بازی های آسیایی خیلی در مورد انتخاب پرچم دار بحث شد. در چهارده دوره ای که ایران حضور داشته فقط در دو دوره خانم ها پرچم دار بوده اند.

ببینید ماجرا این است وقتی بحث خانوادگی کردن ورزش می شود، خانواده ها جایی در استادیوم ها ندارند اما مثلا وزارت ورزش می آید پرچم دار را یک زن انتخاب می کند که جامعه آن را بر نمی تابد و می گویند این یک نگاه جنسیتی و نوعی توهین است.

ناظمی: من یک دفاعی بکنم از وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال. برای ورود خانواده ها به ورزشگاه حداقل شش ارگان که من می شناسم تصمیم می گیرند. نیروی انتظامی،شورای تامین استان و... این ها همه آرایی دارند و گاهی آرایشان خیلی قوی تر از رای دستگاه های متولی مثل وزارت ورزش است. ضمن اینکه عوامل برون سازمانی هم که وجود دارد. ضمن اینکه مثلا در کشور ما یک سری مسائل بدون هیچ دلیلی تعطیل و بسته می شود و بازکردن و راه اندازی دوباره آن، زمان می برد.

یک آقایی در دولت نهم به سازمان تربیت بدنی دستور داد که ورود خانواده ها به ورزشگاه آزاد شود. خب این یک تصمیم سیاسی بود و به شکل سیاسی-مذهبی هم با آن برخورد شد و جلویش گرفته شد. چند سال الان از آن موضوع می گذرد؟ نزدیک 12 سال می گذرد و ما تازه برگشتیم به همان نقطه اولی که مثلا زنان بتوانند بازی والیبال یا بسکتبال را از نزدیک ببینند. من کاملا قبول دارم که حضور خانواده مشکل گشاست. در مورد خانم الهه احمدی، پس ازآنکه آن اتفاق برای کیمیا افتاد، دیدیم ایشان تمام شرایط را برای حضور به عنوان پرچم دار دارد ضمن اینکه نگاه خانوادگی هم حاکم بود. بالارفتن سن ازدواج به ویژه در جامعه ورزشی ما یک معضل است. در خود وزارت ورزش و جوانان، در بخش مربوط به ازدواج خیلی از خانم هایی که حضور دارند،مجردند. اینجور نگاه های حمایتی،باعث ایجاد همان تلنگری می شود که گفتم. عبارت مادر قهرمان را خود من در فکرم بود و در جلسه هم مطرح شد و حالا صداوسیما هم دارد آن را دنبال می کند.

و یک بحثی است که من به نمایش خوب خیلی معتقدم. خیلی ها شاید بگویند شما شوآف می کنید اما مثلا وقتی وزیر ورزش و رییس کمیته ملی المپیک می روند و از اردوها بازدید می کنند، این یک اتفاق خوب است.

این نمایش از وحدت و همدلی اتفاق خوبی است.

جوادی‌یگانه: این تبعیض مثبت بسیار نکته مهم و مثبتی است که وزارت ورزش تلاش دارد تا بخشی از جامعه که تا به حال دیده نشده اند، دیده شوند اما اینکه بیاییم روی بحث مادر بودن این ورزشکار مانور بدهیم، شاید کمی افراط باشد که جامعه هم آن را پس می زند.لزوما نباید ورزش را با مادری پیوند بزنیم.

4141

کد خبر 800509

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 9 =