۴ نفر
۱۰ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۸

منتقدان درباره فیلم فرهادی چه نوشتند؟

روایت‌هایی چند پاره درباره «همه می‌دانند»

منتقدان از زوایایی مختلف به اثر فرهادی نزدیک شدند، برخی از نسبت آن با دیگر آثارش نوشتند و گروهی در جایگاه یک اثر مستقل به فیلم پرداختند
روایت‌هایی چند پاره درباره «همه می‌دانند»

فیلم جدید اصغر فرهادی در روزهایی که کمتر فیلمی گروه گسترده‌ای از منتقدان را راغب به نوشتن می‌کند، موجب شده برخی نویسندگان دست به قلم شوند درباره این اثر بنویسند.

سمیه علیپور: منتقدان ایرانی در نخستین فرصتی که برای تماشای «همه می‌دانند» به کارگردانی اصغر فرهادی به دست آوردند به تماشای این فیلم نشستند و نظرات خود را گاه با نگارش چند جمله کوتاه منعکس کردند. از زمان نمایش فیلم جدید فرهادی در جشنواره فیلم کن و تک نظراتی که از سوی تماشاگران ایرانی و خارجی آن منتشر می‌شد روشن بود اجماعی که در مورد کیفیت فیلم «جدایی نادر از سیمین» وجود دارد، در مورد این فیلم موجود نیست و در عین حال یک نکته همواره در همان نقدها مورد توجه بود و آن هم جا افتادن فرهادی در قالب عنوان «فیلمساز جهانی» بود.

حالا نظرات منتقدان و برخی از هنرمندان ایرانی که فیلم فرهادی را دیده‌اند کمی بالا و پایین این نگاه را دنبال می‌کند که اولا «همه می‌دانند» با وجود کیفیت و استانداردی که دارد یک شاهکار دیگر از فرهادی نیست و در عین حال نشانگر جایگاه او در فیلمسازی خارج از حد و حدود مرزهای جغرافیایی است.

در ادامه به این نگاه‌ها  مروری جزئی‌تر صورت می‌گیرد.

تمایل به گفتن و نوشتن درباره اثر فرهادی

روبه‌رو شدن با بحث و صحبت درباره فیلم‌های فرهادی معمولا به فاصله کوتاهی از نمایش آن‌ها تبدیل به یک امر عادی و معمول شده است. اغلب افراد کنجکاوند در کوتاه‌ترین زمان بعد از تماشای فیلمی از این کارگردان نظرات مختلف را بشنود و در عین حال دیدگاه خود را بیان کنند، حالا این تمایل در میان منتقدان حرفه‌ای شکل دیگری به خود می‌گیرد. گاه به شکل نوشته‌های کوتاهی منتشر می‌شود و زمانی زمینه‌ساز نگارش متنی مفصل می‌شود.

حالا در روزهایی که نسخه‌ای از فیلم به صورت غیرمجاز در فضای اینترنت منتشر شده، برخی منتقدان که در فرصت یک نمایش خصوصی امکان تماشای «همه می‌دانند» را به دست آوردند بعد از این تک نمایش، نظرات خود را درباره فیلم نوشتند. البته برخی هم که همچون رضا کیانیان امکان حضور در آن نمایش خصوصی را نداشت، با عذرخواهی از فرهادی نسخه منتشر شده روی اینترنت را دید و دیدگاه خود را درباره این فیلم بیان کرد.

جملاتی کوتاه در تایید «همه می‌دانند»

هوشنگ گلمکانی منتقد سرشناس و باسابقه و مهرزاد دانش از نویسندگان مطرح حوزه سینما و همچنین شاهرخ دولکو منتقد باسابقه بعد از تماشای فیلم فرهادی دیدگاه خود را در جملات کوتاهی بیان کردند.

گلمکانی چنین نوشت: «فعلا، پس از اولین تماشای «همه می‌دانند»، همچنان معتقدم اصغر فرهادی بلد نیست فیلم بد بسازد و مهم‌تر از همه این که برای اولین بار صاحب فیلم‌سازی شده‌ایم که همه، هر بار از او انتظار یک شاهکار را دارند و به کم‌تر از این هم رضایت نمی‌دهند. نارضایتی‌هایی هم که اعلام می‌شود، از نگاه ناراضیان بابت همین است: چرا فرهادی یک شاهکار دیگر نساخته؟ مگر کدام فیلم‌ساز بزرگ، مدام شاهکار ساخته؟»

نظر گلمکانی که به عنوان منتقدی تیزبین و نکته‌سنج شناخته می‌شود، نشان از آن دارد که این بار هم فرهادی از استانداردهای خود پایین نیامده، هرچند که نمی‌توان اثر جدید او را یک شاهکار دانست.

دانش نیز که دیدگاه خود را در توییتر منتشر کرده بود، نوشت: « #همه_می‌دانند، یک شروع عالی، یک تداوم پرتعلیق، یک کارگردانی متوازن، بازی‌هایی چشمگیر، ضرباهنگی پویا، چند گره‌افکنی به‌جا، و البته یک پایان‌بندی نه‌چندان متناسب با توقع برآمده از خود فیلم دارد. #اصغر_فرهادی، دیگر یک سینماگر هموطن با جهان است.»

مهرزاد دانش را می‌توان یکی از منتقدانی دانست که شیوه نقد و تحلیل او به دنیای آثار فرهادی نزدیک است، یعنی به عبارتی اگر در فهم و درک برخی فیلم‌های فرهادی دچار مشکل هستید می‌توانید با مراجعه به نقدی از دانش احتمالا پاسخ سئوال خود را پیدا کنید. حالا این منتقد علاوه بر اشاره به نکات مثبت فیلم، دست روی پایان آن گذاشته و پایان‌بندی را متناسب با توقعی که خود فرهادی در ساخته‌اش به وجود آورده، ندانسته است. استفاده از ترکیب «سینماگر هموطن با جهان» را برای توصیف فرهادی می‌توان یکی از کلیدی‌ترین نکات نوشته کوتاه دانش دانست.

نوشته دولکو نشان از آن دارد که فیلم فرهادی تا حدود زیادی توانسته نظر او را به خود جلب کند. این منتقد در اینستاگرام نوشت: «همه می‌دانند آخرین ساخته‌ی اصغر فرهادی دقیقن همان چیزی‌ست که از انتظار می‌رود: فیلمی به شدت پرداخت شده، دقیق، فکرشده، جذاب، عمیق و کامل. از هر جهت. یکی از بهترین ساخته‌های او که اگرچه همچنان به پای بهترین فیلم‌های ایرانی‌اش (درباره‌ی الی و جدایی) نمی‌رسد -که آن هم برمی‌گردد به شناختی که هم او و هم ما از جامعه‌ی ایرانی داریم- اما حتمن جزو بهترین فیلم‌های چند سال اخیر جهان هست. نقد مفصل قطعا می‌ماند برای وقتی دیگر، شاید. اما در همین فرصت محدود عرض می کنم که جز اشکالات کوچکی در نقاط مختلف فیلم، همه انتظارم از دیدن یک فیلم خوب از فرهادی را برآورده می‌کند: کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری، تدوین و بازی‌ها (بخصوص خاویر باردم) همه در بهترین سطح ممکن هستند.»

منتقدی که این بار هم راضی نشد

نیما حسنی‌نسب از نویسندگان باسابقه مجله فیلم و منتقد شناخته شده، نوشته نسبتا کوتاهی را که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده با این جمله شروع کرده است: «نه! این بار هم نشد؛ «همه می‌دانند» هم توقع من را از سازنده سه فیلم درجه یک سینمای ایران و جهان در دهه هشتاد شمسی برآورده نمی‌کند.» حسنی‌نسب با آنکه در این جمله نشان می‌دهد فیلم جدید فرهادی چندان در جلب نظر او موفق نبوده، اما سه اثر دیگر فرهادی را که احتمالا اشاره به «چهارشنبه سوری»، «درباره الی...» و «جدایی نادر از سیمین» دارد، سه فیلم درجه یک «سینمای ایران و جهان» می‌نامد.

اما آنچه اشکال «همه می‌دانند» از نگاه حسنی‌نسب مطرح شده به این شرح است: «در غیاب زیرمتن های قَدَر و پیچیده که قصه های بظاهر معماییِ فرهادی را فَربه می کرد و در فقدان یا نقصانِ دیدگاه اجتماعی سیاسی و تجربه زیسته در تاریخ و جغرافیای روایت، حالا فیلم تازه اش چیزی جز محصولی کش آمده و سرهم شده با پلاتِ آشنا و تکراریِ سریالهای ترکی محبوبِ روز نیست که قصه ای لاغرتر و آشفته تر و کم پیچ و تاب تر با اجرایی تر و تمیزتر دارد.»

حسنی‌نسب با اشاره به اینکه نقد مفصلی به زودی در مورد فیلم فرهادی خواهد نوشت، سئوال خود را درباره این فیلمساز چنین مطرح کرد: «عجالتا سوال این است که آیا باید حد توقع مان را از مهمترین استعداد سینمایی برآمده از تحولات دو دهه اخیر ایران محدود کنیم یا در مواجهه با آب رفتنِ توانایی ناب فرهادی باید به کلیدواژهء «قناعت» رجوع کرد؟ این سالهای اخیر با فرهادی متفاوتی سر و کار داریم که در مناسبات تولید اروپا میکوشد فقط در مقام فیلمساز حرفه ایِ بین المللی، قصه های ساده و مکرر معمایی/ملودرام را با اجرایی استاندارد به سرانجام برساند. من یکی که هیچ دوست ندارم او را در چنین موقعیتی ببینم و به یاد بیاورم؛ او کماکان بیرون از زیست-بومی که در آن رشد کرده و با ساخته هایش برای رشدش کوشیده، حتی در گسترش و جمعبندی پلاتِ آشنای قابل حدس فیلمش هم توانا و غافلگیرکننده نیست. سازندهء «همه می‌دانند» در فقدان شخصیت پردازی دقیق و متبحرانه ای که ازش سراغ داشتم و در غیابِ عمق و چندلایگی آدمها و موقعیتهای دشوار اخلاقی که بلد بود به سرانجامشان برساند، دارد یکی شبیه بسیار فیلمسازِ این روزهای اروپا میشود که هر دو سه سال یک فیلم پر سروصدا میسازند که بسرعت و با فیلم بعدی از یاد می رود و از اثرشان اثر چندانی باقی نمیماند. فیلمهای دهه هشتاد فرهادی اما چنان اثرگذار بود که به این بسادگی فراموش شدنی نیست.»

یک تحلیل همه جانبه در مورد «همه می‌دانند»

یکی از مفصل‌ترین نوشته‌ها در مورد «همه می‌دانند» مربوط به نقدی است که کریم نیکونظر منتقد سینمایی در روزنامه سازندگی نوشته است. او که فرصت یک صفحه‌ای این روزنامه را برای نوشتن در مورد فیلم فرهادی در اختیار داشته، سعی کرده علاوه بر محتوا، ساختار فیلم را هم مورد تحلیل قرار دهد و در عین حال ریشه و اندیشه‌های فیلم را نیز مورد بررسی قرار داده است.

نیکونظر در مقدمه نوشته مفصل‌اش که در اینجا فقط به بخش‌هایی از آن اشاره می‌شود، نوشت: «مواجهه با هر فیلم اصغر فرهادی به نوعی مواجهه با تفســیر تازه ای دربــاره ی موقعیت بینابینی انسان معاصر است، درباره ی آدم هایی درگیر انتخاب و تفسیر وضع موجود از خلال روایت هــای متفاوت.»

این متن دارای چهار تقسیم‌بندی است در بخش اول تصویری از کلیت فیلم ارائه می‌دهد: ««همه می دانند» مثل همه ی فیلم های 1 فرهادی مجموعه ای از تناقض های محتوایی و فرمی، موتیف ها و سبکی ناپیدا اما آشنای فرهادی است؛ اینجا با یک اثر تازه و دور از جهان آشنای فرهادی روبه رو نیستیم. هر چه هست آشناست: از خانه  ای که دیگر امن نیست (و فرهــادی از نمایش آن به شــکل یک واحد پیوسته امتناع می کند و گسست را با تکه تکه  کردن فضاها نشان می دهد و شاید برای خود او تمثیلی می شود از گسست آدم های مقیم در آن)  تا مســئله ی پدر/فرزند (کــه یک جور اودیپ شرقی را بازنمایی می کند)، از سفر (که این بار هم مثل «درباره ی الی...» خوش یمن نیست) تا گم شــدن (کــه منجر به یک جســت وجو می شــود). از زن بی پنــاه (کــه قربانی مردان زندگی اش اســت) تا رجوع به گذشــته (که گره گشاست). حتی اعتراف به گناه که به نظر مهم ترین مسئله ی آثار فرهادی است اینجا به وضوح دیده می شــود. پس ملات قصه ی او فرقی با گذشــته ندارد. همان طور که ساختار فیلم هم مثل همیشــه متکی اســت به روایت سه پرده ای: مقدمه ای طولانی تا نقطه ی عطف اول، گســترش داستان تا نقطه ی عطف دوم و گره گشــایی با وضوح کامل در تکه ی پایانی. عــادت تماشــای فیلم های فرهادی مــا را با شیوه ی قصه گویی اش آشنا کرده، بنابراین اینجا هم منتظریم تا واقعه ای ما را پرتاب کند به دل کشــمکش ها و رازها. بنابراین دســت کم در اجزای این ساختار هیچ نوع غافلگیری منتظر ما نیســت. اما آن چه تماشــاگر ایرانی از آثار فرهــادی انتظــار دارد، نوعــی پیچیدگــی روانشــناختی اســت که در پس پشت همه ی شــخصیت های آثار ایرانی او مــوج می زند، پیچیدگی ناشی از موقعیت بینابینی فرد ایرانی که می خواهد هویت گذشته اش را حفظ کند و در عین حــال مماس با جهان معاصر و مدرن جلــو برود...»

بخش دیگر نوشته او اشاره به یکی از مهمترین ویژگی‌های فیلم‌های فرهادی دارد: «اصغر فرهادی تا قبل «همه می دانند» 3 تکه ای از رویداد را مخفی می کرد و در بخش انتهایی بــه آن مراجعه می کرد: اعتراف راضیه به سمیه  (در جدایی...) در برداشت ما از کل ماجرا اخلال به وجود نمی آورد که بیشتر به شــکل هنرمندانه ای ما را وادار می کرد تا با بازنگری در روایت قصه، به جنبه های مختلف برداشت اخلاقی مان فکر کنیم. این تکه ها که معمولا در یک ســوم انتهایی سروکله شان پیدا می شوند دائمی اند؛ یک جزء مهم و تأثیرگذار که لایه ی تازه ای به قصه می دهد اما روند روایت را مختــل نمی کند. فرهادی به برخی ســؤال ها جــواب می دهد  به برخی نه. مرگ الی قطعی  به قصــد جدایی از ً اســت اما این که او واقعا نامزدش و دیدار با احمد آمده قطعی نیســت. راضیه به تصادف اشاره می کند اما هرگز معلوم نمی شود این حادثه باعث سقط شده یا هل دادن نادر. این ابهام های استراتژیک، راه گشایند؛ با وجود قرار گرفتن تکــه ی جداافتاده در جای خود، هم چنان گنگ باقــی می مانند چون در مسیر روایت به کار می آیند. امــا در «همه می دانند» ایــن تکه ی جدا افتاده، همان نقطه ی عطف دوم است...»

نویسنده روزنامه سازندگی همچنین درباره پایان «همه می‌دانند» نوشت: «جالب است؛ دو فیلمی که فرهادی در فرانسه و اسپانیا ساخته پایانی تلخ و گزنده نــدارد. نه، مثل نیروهــای ایدئولوژیک معتقد نیستم که ســفارش اجنبی برای داخل سیاه نمایی و برای خارج از ایران نمایش جهان  بلبل است. این ساده انگارانه ترین برداشت گل و از ماهیت دو فیلم است. پایان بندی «گذشته» پاشنه ی آشــیل فیلم بود اما پایان (کم وبیش) «همه می دانند» با وجود حل گره بدون هزینه ی هنگفت انسانی، چندان خوش نیست...»

برای مطالعه نسخه کامل نقد کریم نیکونظر می‌توانید به شماره روزنامه سازندگی در تاریخ پنجشنبه هشتم آذرماه مراجعه کنید.

شیطنتی جذاب

رضا کیانیان با انتشار متنی بعد از تماشای فیلم فرهادی شیطنت جذابی کرده است. او در عین حال که برای تماشای نسخه‌ای از فیلم که به صورت غیرمجاز منتشر شده، از فرهادی عذرخواهی کرده، درباره فیلم نوشته است: «...من فیلم شما را دوست داشتم. این از بهترین فیلم‌هایی بود که در این چند سال دیدم و به تو افتخار می‌کنم.»

کیانیان در ادامه با اشاره به اینکه هر زمان امکان آن باشد مایل است هزینه تماشای فیلم را به تهیه‌کننده بپردازد نوشته خود را خطاب به فرهادی چنین پایان داده است: «دوستت دارم»

استدلال دو منتقد برای متوسط و معمولی دانستن فیلم فرهادی

علی مصلح حیدرزاده منتقد شناخته شده نیز در یادداشتی که در صفحه آخر روزنامه سازندگی منتشر شده، دیدگاه خود را درباره فیلم فرهادی بیان کرده است. از نگاه این نویسنده، «همه می‌دانند» فیلم متوسطی از آب درآمده که نوشته نسبتا مفصل او این نکته را استدلال و بررسی می‌کند. او در بخشی از متن خود آورد: «...فرهادی فیلمی ۱۳۳ دقیقه‌ای ساخته که لایه زیرینش اگاهی جامعه‌ای کوچک از رازی‌ست که یکی از طرف‌های اصلی آن بی‌خبر است. ایراد اساسی این است که این راز ظاهراً بزرگ در اوایل فیلم قابل حدس است. از همان سکانس خلوت دختر لائورا با خواهرزاده پاکو در برج ساعت و البته خرده اطلاعاتی که درباره گذشته لائورا و پاکو منتقل می‌شود، تماشاگر کمی باهوش حدس می‌زند که نسبت دختر دزدیده شده با پاکو چیست. خیلی بعید است فرهادی که فیلمنامه نویس متبحری‌ست و سابقه‌اش نشان می‌دهد استاد بازی ذهنی با تماشاگر است، بی‌خبر نیمی از این راز را همان اوایل داستان لو داده باشد. قصد او این بوده که با نیمه دوم راز (اگاهی اغلب ساکنان روستا و بی‌خبری پاکو) برگ برنده‌اش را رو کند. اما اشتباه محاسباتی او این است که نیمه پنهان راز و شکل افشای آن نه تنها بی‌تاثیر که ناامید کننده است: انتقال موضوع به واسطه دیالوگ مستقیم فرناندو به پاکو. اشتباه دوم او این است که در کل فیلم اهمیت هویت آدم‌رباها نفی شده و کل چینش وقایع و موقعیت‌ها به این منظور است که معما یا راز دوم (نسبت دختر با پاکو و آگاهی مردم) پررنگ شود. در واقع خود آدم‌ربایی یک‌جور «مک گافین» است.»

او در بخش دیگری از نقد نوشت: «حتی اگر «همه می‌دانند» را فیلم معمایی تلقی نکنیم و بخواهیم به عنوان ملودرامی روانشناسانه با آن برخورد کنیم، این فیلم اصغر فرهادی در قیاس با آثار گذشته‌اش بیش از حد معمولی‌ست.»

در بخش پایانی نوشته سه بخشی مصلح، آمد: «در فیلم‌های اخیر فرهادی معمولا تعادل درستی بین متن و اجرا، فیلمنامه و کارگردانی دیده می‌شد. این بار فیلمنامه‌ای دشوار اما پر ایراد با کارگردانی خوب ترکیب شده و حاصلش فیلمی معمولی (در قیاس با سطح و استاندارد کاری فرهادی) شده.»

متن کامل یادداشت علی مصلح در شماره شنبه دهم آذرماه روزنامه سازندگی در دسترس است.

نزهت بادی منتقدی است که در نوشته خود علاوه بر بررسی جزئیات فیلم دلایل خود را برای معمولی نامیدن فیلم بیان می‌کند. این منتقد در بخشی از نوشته خود که در دنیای تصویر آنلاین منتشر شده، آورد: «فرهادی به شکل تحسین برانگیزی موفق شده است یک فیلم حرفه ای و استاندارد در ابعاد جهانی بسازد و به سطحی فراتر از اثری بومی دست بیابد و مخاطبان گسترده ای در سراسر دنیا را تحت تأثیر قرار بدهد و این، دستاورد مهمی برای یک فیلمساز است که نشان می دهد فرهادی به خوبی بر زبان سینما و قواعد جهانی اش تسلط دارد و از لحاظ کارگردانی از فیلمسازان روز عقب تر نمی ایستند و در حد و اندازه آن ها ابراز وجود می کند. با این حال، «همه می دانند» فیلمی معمولی از یک فیلمساز جهانی است و آن چنان که انتظار داریم، شگفت زده مان نمی کند و به وجدمان نمی آورد. همه چیز درست و سر جایش قرار دارد اما چنان در مسیر آشنایی قدم برمی داریم که تمام رویدادها برایمان قابل پیش بینی است و هیچ اتفاقی غیرمنتظره به نظر نمی رسد. اینجا هم با همان پلات معمایی فرهادی مبتنی بر یک راز مواجه هستیم و یک اتفاق تلخ بهانه ای برای واکاوی گذشته و نقب زدن به مسائل پنهانی و ناگفته شخصیتها می شود اما بر خلاف آثار قبلی ماجرای گم شدن دخترک و راز پیرامونش آنقدر تکان دهنده نیست که شخصیت ها را در تنگنای پیچیده و دشوار اخلاقی قرار دهد و به محاکات انسان امروزی در زمینه حق ها و انتخاب ها و مسئولیت هایش منجر شود.»

در این متن به دلیل استفاده از نوشته منتقدان صاحب قلم به رسم الخط انتخاب شده از سوی این نویسندگان وفادار مانده ایم.

5858

کد خبر 829265

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۲۳:۵۷ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۰
    0 3
    خیلی بهتر از درباره الی و گذشته و فروشنده و چهارشنبه سوری اما از جدایی کمی ضعیف تر به خصوص با اون نماد پردازی ماشینهای شستشوی شهرداری