زهرا فرهنگنیا: مبحث ولایت یکی از مباحث کلیدی در عرفان اسلامی است و عرفا و اندیشمندان ایرانی و اسلامی در بسیاری از کتب با عنوان صفات الاولیا یا سیرت الاولیا یا تذکرهالاولیا به آن پرداختهاند و در موردش بسیار نوشتهاند.
مراسم سخنرانی را سر ساعت مقرر آغاز کرده بودند و صندلیهای سالن به اضافه صندلیهای اضافهای که بعداً آورده بودند، همه پر بودند. انتهای سالن چند نفر ایستاده سخنرانیها را دنبال میکردند. در این مراسم شش سخنران در شش شاخه متفاوت زیر عنوان واحد «ولایت در عرفان مولانا» مقالاتشان را برای حضار خواندند.
سخنران اول مراسم دکتر «کارل ارنست» بود و موضوع سخنرانیاش «ساختار و معنا در دفتر چهارم مثنوی». دکتر ارنست سعی کرده بود تا دیدگاه مولانا را نسبت به دوست و مریدش حسام الدین چلبی و مراد و مرشدش شمس تبریزی روشن کند و با توجه به مضامین مطرح شده در مقدمات چهارگانه سند و دلیلی برای این رابطهها کشف نماید. او با نظر به ویژگیهایی که در مقدمههای چهارگانه - یعنی هر یک از مقدماتی که مولوی بر دفاتر اول تا چهارم مثنویاش نوشته است - و با توجه به نسبت و پیوندی که بین هر کدام از این چهار مقدمه وجود دارد، مقالهاش را نگاشته بود. مولانا در هر یک از مقدماتش بر مثنوی با بهرهگیری از عبارتی عربی یا یک تمثیل یا یک ضربالمثلی که در زبان عربی به کار رفته، کوشش میکند تا ارتباطی بین آنها و مطالبی که بعد مطرح میکند - یعنی اشعارش - برقرار کند در واقع فهم آن عبارتها کلیدی برای فهم اشعار پیچیده و پر از استعاره و کنایهای ست که در پی مقدمات میآیند. دکتر ارنست در مطالبی که عنوان کرد با بهرهگیری از تمثیل نور، خورشید و ماه و با استفاده از اصطلاحاتی که نزد عرفا مطرح است، مثل اصطلاحات «قبض» و «بسط» تلاش کرد تا نشان دهد رابطه بین مولانا و حسامالدین چلبی و شمس تبریزی با توجه به این تمثیلها و مضامین چه کیفیت و ماهیتی را دارا بودهاند.
قرار بر این شد که ترجمه فارسی این مقاله در اختیار شرکت کنندگان در همایش قرار بگیرد. دکتر اعوانی، ریاست انجمن پژوهشی حکمت و فلسفهی ایران، نیز از دکتر ارنست خواست تا اجازه دهد انجمن حکمت و فلسفه مقاله او را در شماره آینده مجله «جاودان خرد» چاپ کند.
حکیم ولی است
سخنران بعدی دکتر اعوانی بود. عنوان سخنرانی دکتر اعوانی «اولیای خدا در مثنوی معنوی» بود.
دکتر اعوانی نخست به معنای واژه «ولی» و «ولایت» پرداخت و بعد به صورت طبقهبندی شده صفات و شرایط اولیا را بر اساس ابیاتی که از مثنوی استخراج کرده بود برشمرد و در مورد آنها توضیحاتی داد و نسبت برخی از آنها را با آیات قرآن و سایر کتب آسمانی نمایاند. «ولایت دریای ناکران پیداست و اساس دین و ادیان الهی بر ولایت الهی است. ابتدا ببینم ولایت به چه معناست. اولاً از ریشه ولی به معنای نزدیکی و قرب و به معنی نزدیکی بین دو دو چیزی است که هیچ واسطهای بین آنها نباشد، یعنی نهایت رسیدن به نهایت قرب حضرت حق. یک معنا هم به معنای دوستی است: اولیای خدا دوستان خدا هستند. به معنای ولایت ظاهری هم هست که همان قهر و غلبه و غیره را دربرمیگیرد. این کلمه در قرآن بسیار به کار رفته و از اسمای حضرت حق «ولی» نیز هست. مثنوی کتاب منطق ولایت است. اگر در طول تاریخ دنبال کتابی باشید که مسأله، احکام و شرایط ولایت را به درستی و دقت بررسی کرده باشد آن کتاب مثنوی معنوی است.
و حالا شرایط احراز ولایت چیست؟ اولین شرط ولایت رسیدن به مقام «فقر» است، «یاایها اناس انتم الفقرا الی الناس و هو غنی حمید» و مولانا نیز دارد «کار درویشی برای فهم توست/ سوی درویشان تو منگر سست سست / زان که درویشان ورای ملک و مال / روزیای دارند ژرف از روزگار» نه تنها دانستن این فقر و اشراف بر آن، بلکه به وجود آوردن زمینههایی که این شرط (فقر) عملا محقق شود. این فقر همان است که در فارسی از آن به درویشی نام برده میشود. درویش یعنی همان فقیر الیالله. ولایت مانند حکمت تولد و حیات ثانی است حضرت عیسی در انجیل میفرماید کسی که دوبار زاده نشده باشد به ملکوت آسمان راه ندارد «حین که اسرافیل وقتند اولیا / مرده را زیشان حیات است و حیا» ولی آن کسی است که در همین نشئه دنیوی به حیات ابدی رسیده و به حق زنده شده است. فهم اولیا بالاتر از فهم انسانی ست و منطق آنها سری دارد. حکیم و ولی یکی ست و حکیم آن است که همه چیز را آن گونه میبیند که خدا میبیند». دکتر اعوانی سخنانی در مورد نقش ولی در بین مردم و نسبت مردم با او نیز ایراد کرد و سخنرانیاش را به این بحث تمام کرد که ائمه شیعه با توجه به تمام صفات و شرایطی که در مورد ولی شمرده شدن نمونه کامل ولی و ولایت بودهاند.
سوی هستی آردت گر نیستی
دکتر قاسم کاکایی، عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز، طولانیترین سخنرانی جلسه روز چهارشنبه را قرائت کرد. عنوان مقاله ایشان «الهیات سلبی مولانا و اکهارت» بود. دکتر کاکایی در ابتدا گفت «مبحث الهیات سلبی من شاید چندان میانه ای با رویکرد فلسفی آن نداشته باشد. نیستی موضوعی است که من بر آن اساس و بر اساس الهیات سلبی ولایت در مثنوی مولانا که یک دوره کامل عرفان اسلامی است بحث خواهم کرد. نیستی اصل ولایت است و ولی آن مقامی است که به نیستی رسیده باشد. مولانا در مثنوی با نی آغاز می کند. که به دو معنی است هم به معنای «نی» ترکه توخالی و هم «نی» که یعنی نیستی. در مثنوی سخن با بسم الله و یا با نعت پیامبر و بزرگان آغاز نمیشود. چرا باید سخن را از نی شنید؟ زیرا نی تنها آن چیز را میگوید که معشوق در آن دمیده است» آموزههای اکهارت – اندیشمند آلمانی – مبتنی بر نیستی و فناست و دکتر کاکایی با انتخاب اکهارت و قرار دادن او در کنار مولانا که فنا یکی از محوریترین مباحث طرح شده از سوی او نیز هست نقطه مشترکی بین مولانا و اکهارت کشف کرده و مقالهاش را بر آن بنا کرده بود. او ابتدا نیستی در مثنوی مولانا را مورد بررسی قرار داد و سپس به مفهوم نیستی در نظام فکری اکهارت پرداخت و با این مقدمات موضوعاتی مثل «ولی آن کسی است که به مقام نیستی رسیده باشد» را مطرح کرد.
از علی آموز اخلاص عمل
دکتر علی محمد سجادی عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی که پیش از این کتابی با نام «مثنوی معنوی از نگاهی دیگر» را نوشته و به چاپ رسانده بود، با مقاله «مولا و مولانا» به عنوان چهارمین سخنران رو به روی حضار قرار گفت. در داستان پایانی دفتر اول مثنوی، مولانا داستان نبرد امیرالمونین و عمر بن عدود را بیان میکند و موضوع بحث دکتر سجادی نیز همین مثنوی و همین داستان مولانا بود. دکتر سجادی گفت «مولانا دیدگاه دیگری در مورد این قصه دارد که ساخته و پرداخته ویژه خودش را دارد. مولانا علی را به نحو دیگری پیروز میداند. علی بر دل این مرد چیره میشود و با سخنان عارفانهای که بین این دو رد و بدل میشود سرانجام عبدود ایمان میآورد و 50 نفر از بزرگان را هم به ایمان میآورد روش تربیتی مولانا با بقیه فرق دارد. بیشتر اهل جاذبه است تا دافعه و بر این حرف است که علی که میتواند زنده کند چرا بابد بمیراند». این چکیده مقاله دکتر سجادی بود که بعد به شرح و بسط کامل آن با استناد به روایات گوناگون اسلامی و ابیات مثنوی پرداخت».
بشنو از نی چون حکایت میکند
غلامحسین ابراهیمی دینانی دیگر سخنران همایش بود. از تشویق حضار برای حضورش پشت تریبون پیدا بود که اغلب حاضران در سالن منتظر شروع سخنرانی او بودهاند. کسانی که دکتر دینانی را میشناسند میدانند که مسأله عمده او اغلب بحث عقل و عشق است. اندیشمند سرد و گرمچشیدهای که هر بار گرفتار تردید شده، شور و عشقی به کسی یا چیزی فصل تازهای از زندگی و اندیشه علمی را برایش گشوده است.
عنوان سخنرانی دکتر دینانی «حکایت شکایت» بود. «موضوع بحث من حکایت و شکایت است. موضوع 18 بیت اول مثنوی. اما من تنها به این دو کلمه خواهم پرداخت. «بشنو از نی چون حکایت میکند». «نی» بدون تردید نفس ناطقه انسانی است. در این نفس «نفخه»ای نیز وجود دارد: نفخت فیه من روحی. نی نفس است و تا نفس خوبی وجود نداشته باشد نی صدایی ندارد. صدای نی همان نفخه. حال این نی حکایت میکند و یا به عبارتی شکایت میکند، چون این بیت را به چند نحو قرائت میکنند: «بشنو از نی چون حکایت میکند» یا «بشنو از نی چون شکایت میکند». در واقع حکایتی است که در آن شکایت است. حکایت از چه و شکایت از چه؟ شکایت از غم فراق. زندگی انسان کلاً شکوهانگیز است. ذات زندگیاش تراژدی است. حکایت چیست؟ حکایت آیا روایت است؟ نقل است؟ خبر است؟ حکایت روایتی است از یک جهان بیمثالی. از جهانی که بیصورت و بیشکل است، در دسترس نیست. آن جهان را ندیدهاند و نشنیدهاند. چه کسی میتواند روایت کند؟ چه کسی آن بیصورت را میتواند تصویر کند؟ پس اول باید گفت راوی کیست؟ فرشتگان راوی نیستند. حیوانات هم راوی نیستند. تنها انسان میتواند خودش را روایت کند و برای رسیدن به توانایی روایتگری باید از خودش فاصله بگیرد. از معلومات و آگاهیهایش فاصله بگیرد. آیا این فاصله گرفتن یک لفظ است؟ یک شعر است؟ یک تعارف است؟ وقتی عقل با معلومات و آگاهیها یکی باشد، انسان با معلومات، با علمش یکی است، نمیتواند از خودش فاصله بگیرد. اما تنها انسان است که میتواند از خود فاصله بگیرد و باز خود باشد. این چگونه ممکن است؟ فاصله گرفتن از خود به ادراک است و ادراک هم مجرد است» دکتر دینانی در مورد نسبت علم و عالم مباحثی را مطرح کرد و بعد از آن به نسبت ببین عقل اندیشنده و شور عاشقانه در انسان اشاره کرد. و بر اساس مباحث مطرح شده به سؤالاتی که ابتدا عنوان کرده بود به طور ضمنی پاسخ داد.





نظر شما