مذاكرات اسلام آباد

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود

چگونه یک رسانه می‌تواند شکست را به پیروزی و متجاوز را به منجی بدل کند؟ از «مردان چهار دقیقه‌ای» آمریکا و «روایت فتح» آوینی تا جنگ‌های سایبری امروز، رسانه از یک ابزار اطلاع‌رسانی به یک سلاح استراتژیک تبدیل شده است که مرز میان واقعیت و بازنمایی را از میان برده است.

ریحانه اسکندری: دگرگونی بنیادین در ماهیت نبردهای مدرن از زمان جنگ جهانی اول تاکنون، بیش از آنکه مرهون پیشرفت در تسلیحات مرگبار باشد، مدیون تکامل پیچیده ابزارهایی است که ذهن انسان را هدف قرار می‌دهند.

رسانه در طول یک قرن گذشته از یک ابزار حاشیه‌ای برای اطلاع‌رسانی، به قلب تپنده استراتژی‌های نظامی تبدیل شده است که قادر است شکست را به پیروزی و متجاوز را به منجی در افکار عمومی بدل کند.

این گزارش تحلیلی به بررسی عمیق سیر تطور رسانه، ابزارهای اقناع، و فعالیت‌های تبلیغاتی در کشورهای کلیدی و منازعات سرنوشت‌ساز تاریخ معاصر می‌پردازد؛ از دوران پوسترهای رنگی و رادیوهای موج کوتاه تا عصر جنگ‌های سایبری و هوش مصنوعی که در آن مرز میان واقعیت و بازنمایی به کلی از میان رفته است.

ظهور نبرد افکار: جنگ جهانی اول و سازمان‌دهی پروپاگاندای دولتی

جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) نخستین تجربه‌ی بشر در مقیاس «جنگ تمام‌عیار» بود که در آن تمام منابع ملی، از جمله نیروی فکری و روانی شهروندان، برای نبرد بسیج شد. پیش از این دوران، تلاش برای تأثیر بر افکار عمومی وجود داشت، اما واژه «پروپاگاندا» در سال ۱۹۱۴ و با آغاز این جنگ بود که معنای مدرن، گسترده و گاه مذموم خود را پیدا کرد.

در این مقطع، رسانه دیگر تنها یک وسیله برای انتقال خبر نبود، بلکه به یک سلاح استراتژیک تبدیل شد که برای نخستین بار توسط سازمان‌های دولتی تخصصی هدایت می‌شد.

آلمان و راهبرد لودندورف در هدایت افکار عمومی

در آلمان، پروپاگاندا از همان ابتدا ماهیتی نظامی و دستوری داشت. بخش خبر ستاد کل ارتش آلمان، معروف به بخش III(b)، مسئولیت سانسور، نظارت بر افکار عمومی و هدایت تبلیغات جنگی را بر عهده گرفت. آلمان‌ها با اتخاذ رویکردی متمرکز، تلاش کردند تا روحیه ملی را از طریق پیام‌های تکرارشونده و ساده تقویت کنند.

اریش لودندورف، ژنرال برجسته آلمانی، معتقد بود که پیروزی در جنگ به قدرت باورهای ملی و توانایی جمعیت غیرنظامی برای تاب‌آوری در برابر سختی‌ها بستگی دارد.

ابزارهای آلمان در این دوره شامل روزنامه اختصاصی ارتش به نام «سرویس خبری جنگ آلمان» بود که اخبار را مستقیما به غیرنظامیان می‌رساند و مطبوعات سنتی را دور می‌زد. همچنین، اداره فیلم و عکس (Bufa) برای تولید مستندهای جنگی تشکیل شد و در نهایت، شرکت فیلم‌سازی «یوفا» (Ufa) در سال ۱۹۱۷ برای تولید فیلم‌های داستانی با اهداف تبلیغاتی تأسیس گشت.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
تصویری از پشت صحنه فیلم‌برداری در «یوفا» (Ufa) - سال ۱۹۱۷ 

با این حال، تضاد میان پیروزی‌های نظامی ادعایی و واقعیت‌های اقتصادی در پشت جبهه، باعث شد که پروپاگاندای آلمان در مراحل پایانی جنگ کارایی خود را از دست بدهد؛ شکستی که لودندورف آن را به «خنجر از پشت» توسط تبلیغات دشمن و خیانت داخلی نسبت داد.

روسیه و گذار از پروپاگاندای تزاری به آژیت‌پروپ انقلابی

روسیه در سال‌های جنگ جهانی اول شاهد یکی از رادیکال‌ترین تغییرات در شکل ارتباط رسانه‌ای بود. پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، بلشویک‌ها پروپاگاندا را به مرکز حیات ملی خود منتقل کردند. از آنجا که ۷۰ درصد جمعیت روسیه در آن زمان بی‌سواد بودند، رسانه‌های مکتوب سنتی کارایی چندانی نداشتند.

در پاسخ به این چالش، «اداره تبلیغات و تهییج» (Agitprop) ایجاد شد که از ابزارهای بصری و نمایشی برای انتقال پیام‌های انقلابی استفاده می‌کرد.

تئاتر آژیت‌پروپ و «روزنامه‌های زنده» که در آن بازیگران اخبار را به صورت نمایش برای توده‌ها اجرا می‌کردند، به ابزار اصلی ارتباطی تبدیل شدند. همچنین، پوسترهای آوانگارد طراحی شده توسط هنرمندانی که هنر را در خدمت انقلاب می‌دیدند، در سراسر شهرها نصب شد.

بلشویک‌ها با استفاده از نمادهای قدرتمند بصری مانند ستاره سرخ و داس و چکش، زبانی جهانی برای ارتباط با طبقه کارگر خلق کردند که مرزهای سواد را درمی‌نوردید.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
تصویری از اجرای تئاتر آژیت‌پروپ

ایالات متحده و کمیته اطلاعات عمومی: مهندسی رضایت

ایالات متحده که تا سال ۱۹۱۷ موضع بی‌طرفی داشت، شاهد نبرد سنگین پروپاگاندای کشورهای درگیر در خاک خود بود. بریتانیا با تمرکز بر نخبگان آمریکایی و آلمان با نفوذ در میان مهاجران آلمانی‌تبار، سعی در جلب حمایت واشینگتن داشتند. پس از ورود رسمی به جنگ، رئیس جمهور ویلسون «کمیته اطلاعات عمومی» (CPI) را تأسیس کرد که به شکلی بی‌سابقه جریان اطلاعات را مهندسی می‌کرد.

این کمیته از «مردان چهار دقیقه‌ای» (داوطلبانی که سخنرانی‌های کوتاه در سینماها و مجامع عمومی انجام می‌دادند) برای تحریک احساسات میهن‌پرستانه استفاده می‌کرد. رسانه‌های آمریکا در این دوران به شدت تجاری شدند و از تصاویر جنسیتی برای تحریک احساسات مردان جهت اعزام به جبهه و تشویق زنان به صرفه‌جویی در منابع استفاده کردند.

 تصویب قوانین سانسور به دولت اجازه داد تا مطبوعات مخالف را سرکوب کرده و یک صدای واحد در حمایت از جنگ ایجاد کند، امری که محیط رسانه‌ای آمریکا را برای همیشه تغییر داد.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
اولین پوستر «کمیته اطلاعات عمومی» (CPI) در سال 1917

ایتالیا و ریشه‌های رسانه فاشیستی

در ایتالیا، اگرچه نرخ بی‌سوادی بالا بود (بیش از ۳۵ درصد)، اما دولت به سرعت پتانسیل رسانه‌های بصری را کشف کرد. پیش از ظهور رسمی فاشیسم، ایتالیا در جنگ جهانی اول از سینما و عکاسی برای مستندسازی وقایع جنگ استفاده می‌کرد.

این تجربه‌ها سنگ بنای سازمان‌هایی شد که بعدها در دوران موسولینی به کمال رسیدند. رسانه در ایتالیای این دوران، بیش از آنکه بر متن تکیه کند، بر شکوه بصری و نمایش قدرت متمرکز بود تا بتواند توده‌های ناهمگون را تحت یک پرچم واحد بسیج کند.

اسپانیا: میدان نبرد خاموش جاسوسان و رسانه‌ها

اسپانیا علیرغم اعلام بی‌طرفی در اکتبر ۱۹۱۴، به یکی از داغ‌ترین میدان‌های نبرد رسانه‌ای و اطلاعاتی تبدیل شد. این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش، پناهگاه جاسوسان، ماموران دوجانبه و مبلغان سیاسی طرفین درگیر بود. آلمان با سرمایه‌گذاری سنگین، روزنامه‌های محافظه‌کاری چون «لا تریبونا» را تحت حمایت مالی قرار داد تا پیام‌های ضد بریتانیایی و ضد فرانسوی منتشر کنند.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
یکی از روزنامه‌های لا تریبونا  - سال 1912

در مقابل، متفقین نیز شبکه‌های گسترده‌ای از خبرنگاران و ماموران اطلاعاتی را در شهرهایی چون مادرید و بارسلونا فعال کردند.

این فضای دوقطبی باعث نوسازی ژورنالیسم در اسپانیا شد و آن را از مدل سنتی و حزبی قرن نوزدهم به سمت مدل‌های خبری جدیدتر سوق داد. مطبوعات اسپانیایی به دو جبهه «فرانکوفیل» و «ژرمنوفیل» تقسیم شدند و حتی اخبار مربوط به حملات زیردریایی‌های آلمانی در آب‌های اسپانیا نیز با سوگیری‌های شدید گزارش می‌شد.

شاه آلفونسو سیزدهم نیز خود به یکی از اهداف اصلی پروپاگاندای طرفین تبدیل شد تا او را به میانجی‌گری در صلح یا جانبداری سوق دهند.

عصر رادیو و سینمای توده‌ای: رسانه در جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم شاهد ظهور رادیو به عنوان نافذترین ابزار ارتباطی بود که قادر بود مرزهای فیزیکی را نادیده گرفته و پیام را به عمق خاک دشمن برساند. در این دوره، رسانه دیگر تنها یک ابزار پشتیبان نبود، بلکه خود به جبهه‌ای مستقل تبدیل شد.آلمان نازی و وزارت روشنگری عمومی جوزف گوبلز در آلمان نازی، پروپاگاندا را به یک علم دقیق تبدیل کرد.

او با تأسیس «وزارت روشنگری عمومی و پروپاگاندا»، تمامی اشکال هنر، موسیقی، تئاتر و مطبوعات را تحت کنترل مطلق درآورد. گوبلز بر این باور بود که اگر یک دروغ به اندازه کافی تکرار شود، به حقیقت تبدیل خواهد شد. رادیوهای ارزان‌قیمت معروف به «گیرنده مردمی» در سراسر آلمان توزیع شد تا صدای هیتلر در هر خانه‌ای طنین‌انداز شود.

در طول جنگ، پروپاگاندای نازی بر نمایش قدرت ارتش آلمان و تحقیر دشمنان متمرکز بود. نیروهای شوروی به عنوان «هیولاهای غیرانسانی» تصویر می‌شدند تا سربازان آلمانی در ارتکاب جنایات جنگی تردیدی به خود راه ندهند.

با این حال، با نزدیک شدن به پایان جنگ و شکست‌های پیاپی، گوبلز اعتراف کرد که رادیوی بریتانیا و تراکت‌های متفقین تأثیری «ناراحت‌کننده» بر روحیه مردم آلمان گذاشته‌اند.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
سربازان آلمانی در حال پدال زدن برای ایجاد برق  با هدف وصل کردن رادیو

اتحاد جماهیر شوروی: صدای یوری لویتان و پنجره‌های تاس

در شوروی، رادیو به ابزاری برای اتحاد در برابر تهاجم نازی‌ها تبدیل شد. یوری لویتان، گوینده رادیو مسکو، با صدای عمیق و لرزان خود، تمامی اخبار مهم جنگ از جمله حمله ژوئن ۱۹۴۱ و سقوط برلین در ۱۹۴۵ را اعلام کرد. نفوذ او به قدری بود که هیتلر او را «دشمن شماره یک» خود می‌نامید و جایزه‌ای برای سرش تعیین کرده بود.

شوروی همچنین از «قطارهای تبلیغاتی» مجهز به چاپخانه‌های سیار و سینما استفاده می‌کرد تا در جبهه‌ها روحیه سربازان را تقویت کند. پوسترهای «پنجره‌های تاس» (TASS Windows) که توسط گروهی از هنرمندان در مسکو طراحی می‌شدند، با استفاده از تکنیک استنسیل به سرعت تکثیر شده و در ویترین مغازه‌ها نصب می‌شدند.

این پوسترها ترکیبی از هجو نازی‌ها و ستایش قهرمانی‌های ارتش سرخ بودند که نقش مهمی در حفظ روحیه مردم در سخت‌ترین روزهای محاصره ایفا کردند.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
یکی از پوسترهای «پنجره‌های تاس»

ایالات متحده: هالیوود و دفتر اطلاعات جنگ

ایالات متحده پس از حمله به پرل هاربر، «دفتر اطلاعات جنگ» (OWI) را برای هماهنگی پیام‌های جنگی ایجاد کرد. هالیوود به طور کامل در خدمت جنگ قرار گرفت؛ کارگردانان بزرگی چون فرانک کاپرا مجموعه مستند «چرا می‌جنگیم» را ساختند تا به سربازان و غیرنظامیان دلیل حضور در جنگ را توضیح دهند.

حتی شخصیت‌های کارتونی مانند باگز بانی و ملوان زبل برای آموزش سربازان و ترغیب کودکان به حمایت از تلاش‌های جنگی به کار گرفته شدند.

 پوسترهای OWI در کارخانه‌ها و مدارس نصب می‌شد تا تولید حداکثری و صرفه‌جویی را تشویق کند.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
یکی از  پوسترهای باکیفیت شده از OWI- بین سال‌های 1941 تا 1945

ایتالیا: سینما در دستان موسولینی

بنیتو موسولینی با شعار «سینما قوی‌ترین سلاح است»، موسسه «لوچه» را به مرکز تولیدات تبلیغاتی خود بدل کرد. اخبار تصویری «جورناله لوچه» پیش از هر فیلمی در سینماها پخش می‌شد و دستاوردهای رژیم فاشیستی را به تصویر می‌کشید.

هدف این رسانه‌ها خلق «انسان نوین فاشیست» بود که بدنی آماده و ذهنی مطیع داشته باشد. موسولینی شخصا عکس‌ها و فیلم‌ها را پیش از انتشار بررسی می‌کرد تا هیچ تصویری که نشان‌دهنده ضعف یا بیماری باشد از او منتشر نشود.

اسپانیا: از جنگ داخلی تا پروپاگاندای جهانی

جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶-۱۹۳۹) پیش‌درآمدی برای تکنیک‌های رسانه‌ای جنگ جهانی دوم بود. جمهوری‌خواهان و ملی‌گرایان هر دو به شکلی بی‌سابقه از پوستر و رادیو استفاده کردند. حدود ۳۵۰۰ طراحی پوستر در این دوره خلق شد که بسیاری از آن‌ها با الهام از سبک‌های شوروی و با استفاده از فوتومونتاژ و ایربراش، آثاری هنری و در عین حال تبلیغاتی بودند. رادیو سویل تحت کنترل ژنرال کوئیپو د لیانو، با پخش برنامه‌های رعب‌آور، به ابزاری برای جنگ روانی علیه حامیان جمهوری تبدیل شد.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
تصویری از جنگ داخلی اسپانیا

نبردهای ایدئولوژیک در آسیا: چین، کره و ژاپن

پس از جنگ جهانی دوم، مرکز ثقل نبردهای رسانه‌ای به آسیا منتقل شد، جایی که انقلاب‌های کمونیستی و نبردهای ضد استعماری، اشکال جدیدی از ارتباط توده‌ای را خلق کردند.

چین و انقلاب مائو: روحیه ین‌آن و پوسترهای بزرگ

حزب کمونیست چین در طول دوران «ین‌آن» (۱۹۳۵-۱۹۴۷)، تکنیک‌های تبلیغاتی خود را برای کشوری با جمعیت روستایی و بی‌سواد بهینه کرد. مائو تسه‌تونگ از هنر و ادبیات به عنوان ابزاری برای انقلاب استفاده کرد. در دوران انقلاب فرهنگی، «پوسترهای با حروف بزرگ»  به رسانه اصلی مردم برای ابراز وفاداری به مائو یا متهم کردن مخالفان تبدیل شد.

این پوسترها که اغلب با دست نوشته می‌شدند، ابزاری برای «دموکراسی توده‌ای» تحت کنترل حزب بودند.

در طول جنگ کره، چین کمپین «مقاومت در برابر آمریکا و کمک به کره» را راه‌اندازی کرد. حزب از ترانه‌های تبلیغاتی و پوسترهای رنگی برای متقاعد کردن مردم به ضرورت ورود به جنگی دیگر، بلافاصله پس از اتمام جنگ داخلی، استفاده کرد. در این روایت‌ها، سربازان چینی به عنوان برادران بزرگی تصویر می‌شدند که از مردم کره در برابر «امپریالیسم خونخوار آمریکا» محافظت می‌کنند.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
یکی از پوسترهای چین در جنگ کره - اصلاح رنگ روی ورژن اصلی انجام شده است

جنگ کره: بن‌بست خبری و سانسور نظامی

در جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳)، ارتش ایالات متحده با چالش جدیدی روبرو شد: خبرنگارانی که دیگر مایل نبودند صرفا سخنگوی پنتاگون باشند. تنش میان ژنرال مک‌آرتور و رسانه‌ها منجر به برقراری سیستم سخت‌گیرانه «بررسی پیش از انتشار» شد.

ارتش آمریکا متهم شد که با دستکاری آمار تلفات و اغراق در تهدیدات، سعی در مهندسی افکار عمومی دارد، امری که پیش‌درآمدی برای گسست بزرگ رسانه‌ای در جنگ ویتنام بود.

ژاپن پس از جنگ: از رز توکیو تا بازسازی هویت

ژاپن در طول جنگ جهانی دوم از رادیو برای پخش برنامه‌های «ساعت صفر» با هدف تضعیف روحیه سربازان آمریکایی استفاده می‌کرد. شخصیت «رز توکیو» که توسط ایوا توگوری اجرا می‌شد، ترکیبی از موسیقی جاز و پیام‌های روانشناختی بود تا سربازان را نسبت به وفاداری همسرانشان در خانه دچار تردید کند.

پس از شکست، ژاپن تحت اشغال آمریکا شاهد دگرگونی کامل رسانه‌ای بود. قوانین سانسور تغییر کرد و رسانه‌ها از ابزارهای نظامی‌گری به ابزارهایی برای آموزش دموکراسی و بازسازی اقتصادی تبدیل شدند.

ویتنام: نخستین جنگ تلویزیونی و شکست در جبهه خانگی

جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵) نخستین باری بود که تلویزیون نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت یک نبرد ایفا کرد. تصاویر بدون سانسور از میدان‌های نبرد، اجساد سربازان و بمباران‌های ناپالم، مستقیما به اتاق‌های نشیمن مردم آمریکا راه یافت. گزارش‌های والتر کرونکایت و انتشار «اسناد پنتاگون» در مطبوعات، شکافی عمیق میان ادعاهای دولت و واقعیت‌های جنگ ایجاد کرد که در نهایت منجر به خروج آمریکا از ویتنام شد.

حماسه و شهود: رسانه در هشت سال دفاع مقدس ایران

دفاع مقدس ایران مقابل عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷) شاهد شکل‌گیری مدلی منحصربه‌فرد از رسانه جنگی بود که بر پایه مفاهیم معنوی و اعتقادی بنا شده بود.

سید مرتضی آوینی و روایت فتح

مجموعه مستند «روایت فتح» به نویسندگی و کارگردانی سید مرتضی آوینی، برجسته‌ترین دستاورد تصویری این دوران است. آوینی با نگاهی عرفانی به جنگ، رزمندگان را نه به عنوان نیروهای نظامی صرف، بلکه به عنوان سالکانی در مسیر حقیقت به تصویر کشید. او با استفاده از صدای گرم و متن‌های شاعرانه‌اش، «زبان باطنی» جنگ را خلق کرد که هدف آن فراتر از گزارش وقایع، ایجاد پیوند روحی میان بیننده و جبهه بود.

رادیو جبهه و مطبوعات مقاومت

رادیو در دوران دفاع مقدس، رسانه‌ای لحظه‌ای و حیاتی بود. برنامه‌هایی مانند «پلاک هشت» و «پیام فتح» با پخش مارش‌های نظامی و اعلام پیروزی‌ها، نقش مهمی در حفظ روحیه ملی داشتند. روزنامه‌هایی چون «کیهان» و «اطلاعات» با تیترهای حماسی، وقایع جنگ را به صورت روزانه ثبت می‌کردند.

همچنین، نقاشی‌های دیواری در شهرها که تمثال شهدا را بر دیوارهای بزرگ تصویر می‌کردند، ابزاری برای تداوم یاد جنگ در فضای عمومی و تشویق جوانان به اعزام به جبهه‌ها بودند.

نبرد امواج در خلیج فارس

در طول جنگ، ایران و عراق درگیر یک نبرد رسانه‌ای شدید به زبان‌های فارسی و عربی بودند. «صدای تهران به زبان عربی» (VoTA) تلاش می‌کرد تا شیعیان عراق را به شورش علیه رژیم بعث ترغیب کند، در حالی که رادیو «صدای توده‌ها» در بغداد با پخش برنامه‌هایی به زبان فارسی، سعی در ایجاد تفرقه میان مسئولان و مردم ایران داشت. تحقیقات نشان می‌دهد که علیرغم تلاش‌های گسترده، ایران در سال‌های اولیه به دلیل عدم درک دقیق از تفاوت‌های فرهنگی مخاطبان عراقی، با چالش‌هایی در تأثیرگذاری کامل بر بدنه ارتش عراق روبرو بود.

فلسطین: رسانه به مثابه مقاومت و بقا؛ از روزنامه‌نگاری قرن نوزدهم تا رادیو مقاومت

برای مردم فلسطین، رسانه هرگز تنها ابزاری برای اطلاع‌رسانی نبوده، بلکه وسیله‌ای برای اثبات وجود و مقابله با حذف تاریخی بوده است.

تاریخ روزنامه‌نگاری فلسطین به دوران عثمانی و انتشار روزنامه‌هایی چون «القدس الشریف» باز می‌گردد. پس از سال ۱۹۴۸ و وقوع نکبت، مطبوعات فلسطین تخریب شدند و خبرنگاران به تبعید رفتند. در دهه‌های بعد، رادیوهایی چون «صوت فلسطین» به صدای انقلاب تبدیل شدند، هرچند ایستگاه‌های فرستنده آن‌ها بارها توسط اسرائیل بمباران و تخریب شد.

شلیک واژه‌ها در جبهه نامرئی؛ وقتی رسانه از حاشیه خبر تا قلب تپنده اتاق جنگ، تبدیل به سلاح می‌شود
یکی از قدیمی‌ترین ورژن‌های روزنامه القدس شریف

عصر دیجیتال و انتفاضه الکترونیک

در دهه‌های اخیر، فلسطینی‌ها با استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، انحصار رسانه‌های جریان اصلی را شکسته‌اند. پلتفرم‌هایی چون «الکترونیک انتفاضه» و شبکه‌های اجتماعی به فلسطینی‌ها اجازه داده‌اند تا تصاویر مستقیم از محاصره غزه و یورش‌های کرانه باختری را به جهان مخابره کنند.

با این حال، آن‌ها با چالش‌های بزرگی چون «سانسور الگوریتمیک» در پلتفرم‌های غربی و قطع مداوم اینترنت توسط نیروهای اسرائیلی روبرو هستند.

نبردهای نوین: جنگ‌های هیبریدی و تقابل ایران با محور غربی-صهیونیستی

امروزه میدان نبرد از زمین و هوا به فضای سایبر و الکترومغناطیس گسترش یافته است. جنگ میان ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر، نمونه‌ای کامل از «جنگ نوین» است که در آن رسانه، تکنولوژی و عملیات روانی در هم تنیده‌اند.

عملیات سایبری و نفوذ به حریم دیجیتال

در نبردهای اخیر، نفوذ به زیرساخت‌های غیرنظامی به ابزاری برای فلج کردن جامعه و ایجاد نارضایتی تبدیل شده است. هک شدن اپلیکیشن‌های پرکاربرد مذهبی مانند «بادصبا» برای ارسال پیام‌های ضد حکومتی به میلیون‌ها کاربر، نشان‌دهنده ابعاد جدیدی از جنگ روانی است که مستقیما حریم خصوصی افراد را هدف قرار می‌دهد.

همچنین، حملات سایبری به جایگاه‌های سوخت یا سیستم‌های توزیع مواد غذایی، با هدف ایجاد هرج و مرج رسانه‌ای و شکستن تاب‌آوری ملی انجام می‌شود.

جنگ در طیف الکترومغناطیس و هوش مصنوعی

رویکردهای نظامی جدید، مانند آنچه در عملیات‌های شبیه‌سازی شده یا واقعی علیه ایران دیده می‌شود، بر کنترل کامل طیف الکترومغناطیس تأکید دارند. از کار انداختن سیستم‌های ارتباطی، کور کردن رادارها و نفوذ به شبکه‌های پهپادی، همگی بخشی از این نبرد نامرئی هستند. هوش مصنوعی نیز با تولید تصاویر «دیپ‌فیک» از مقامات یا حوادث جعلی، مرزهای تشخیص حقیقت را برای مخاطب عام دشوار کرده است.

رسانه‌های برون‌مرزی و دیپلماسی عمومی ایران

ایران در پاسخ به تهاجم رسانه‌ای غرب، شبکه‌هایی چون «پرس تی‌وی»، «العالم» و «هیسپان تی‌وی» را راه‌اندازی کرده است تا روایت خود را به زبان‌های انگلیسی، عربی و اسپانیایی منتشر کند. این شبکه‌ها با تمرکز بر مخاطبان جهانی، تلاش می‌کنند تا مفاهیمی چون «محور مقاومت» را تبیین کرده و با آنچه «امپریالیسم خبری» می‌نامند مقابله کنند.

این نبرد رسانه‌ای، بخشی از استراتژی «جنگ نرم» ایران برای جذب نخبگان و افکار عمومی در کشورهای منطقه و جهان است.

آینده رسانه در میدان‌های نبرد پیش‌رو

تأمل در مسیر طی شده از پوسترهای ساده جنگ جهانی اول تا عملیات‌های پیچیده هوش مصنوعی در قرن بیست و یکم، واقعیتی تلخ و در عین حال شگفت‌انگیز را آشکار می‌سازد: در نبردهای آینده، پیروزی نه در تصرف سرزمین‌ها، بلکه در اشغال ذهن‌ها نهفته است.

رسانه از ابزاری برای «گزارش جنگ»، به ابزاری برای «خلق جنگ» بدل شده است. با گسترش تکنولوژی‌های واقعیت مجازی و هوش مصنوعی مولد، چالش بزرگ جوامع بشری، حفظ توانایی تشخیص میان واقعیت عینی و بازنمایی‌های مهندسی شده خواهد بود.

در این میان، کشورهایی که بتوانند میان تکنولوژی پیشرفته و روایت‌های اصیل فرهنگی و ملی خود پیوند برقرار کنند، شانس بیشتری برای تاب‌آوری در برابر طوفان‌های اطلاعاتی عصر جدید خواهند داشت. نبرد برای «صدا» و «تصویر»، همچنان مهم‌ترین و بی‌پایان‌ترین جبهه در تاریخ منازعات بشری باقی خواهد ماند.

۵۹۲۴۴

کد مطلب 2207580

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین