ابراهیم و اسماعیل؛ چگونه روایتِ ایثار را بدونِ هراس برای کودکان بازگو کنیم؟

دکتر سبحانی کارشناس حوزه کودک معتقد است که روایت داستان‌های مذهبی برای نسل جدید باید بر محور دوستی و امنیت باشد تا از ایجاد تصویر خشن از خداوند در ذهن آن‌ها جلوگیری شود.

مبلغ – سرویس کودک: با نزدیک شدن به عید بزرگ قربان، بار دیگر پرسش‌های تربیتی پیرامون نحوه انتقال مفاهیم این روز به کودکان و نوجوانان زنده شده است. بسیاری از والدین نگران هستند که روایت ماجرای حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام، به دلیل ماهیت خاص آن، باعث ایجاد ترس یا بدفهمی در ذهن حساس فرزندانشان شود. برای بررسی این موضوع و یافتن راهکارهای عملی، به سراغ خانم دکتر سبحانی، روان‌شناس و پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت اسلامی رفته‌ایم تا از منظر تخصصی به این چالش نگاه کنیم.

خبرنگار: خانم دکتر سبحانی، به عنوان سوال نخست، چرا روایت داستان حضرت ابراهیم علیه‌السلام و ماجرای ذبح فرزندشان تا این حد در حوزه تربیت دینی حساسیت‌برانگیز است؟

دکتر سبحانی: ضمن تبریک ایام، باید بگویم که این حساسیت کاملاً بجاست. دنیای کودکان، دنیای تصاویر است. آن‌ها مفاهیم را از طریق تصویرسازی ذهنی درک می‌کنند. وقتی ما از مفاهیم انتزاعی مثل امتحان الهی یا تسلیم حرف می‌زنیم، کودک این‌ها را به شکل صحنه‌های فیزیکی می‌بیند. اگر روایت ما بر لبه تیز چاقو یا ریختن خون متمرکز باشد، کودک به جای درک پیام عشق و بندگی، دچار اضطراب می‌شود. در واقع مشکل از خودِ داستان نیست، بلکه از زبان روایت ماست. ما باید میان حقیقت تاریخی و روایت تربیتی تفکیک قائل شویم. هدف ما در تربیت دینی این است که کودک عاشق خدا شود، نه اینکه از او بترسد یا گمان کند رابطه پدر و فرزندی رابطه‌ای ناامن است. بنابراین حساسیت از اینجا ناشی می‌شود که ما باید شکوه یک ایثار را بدون آسیب زدن به امنیت روانی کودک منتقل کنیم.

خبرنگار: به نظر شما رایج‌ترین اشتباهاتی که والدین در توضیح مفهوم قربانی برای فرزندانشان مرتکب می‌شوند چیست؟

دکتر سبحانی: اولین و بزرگترین اشتباه، توصیف جزئیات فیزیکی است. والدینی را می‌بینیم که با جزئیات کامل درباره چاقو و نحوه بریدن گلو حرف می‌زنند. این برای کودک زیر نه یا ده سال یک فاجعه بصری است. اشتباه دوم، استفاده ابزاری از این داستان برای ترساندن کودک است؛ مثلاً گفتن اینکه ببین اسماعیل چقدر حرف گوش‌کن بود، پس تو هم باید همیشه و تحت هر شرایطی مطیع من باشی. این مقایسه غلط، امنیت روانی کودک را در خانه از بین می‌برد. اشتباه سوم هم این است که کودک را در معرض تماشای مستقیم صحنه ذبح گوسفند قرار می‌دهند. بسیاری از کودکان پس از تماشای این صحنه دچار ضربه روحی می‌شوند و حتی ممکن است نسبت به مفاهیم دینی دلزده شوند. ما باید بدانیم که عید قربان روز جشن است، نه روز تماشای خشونت.

خبرنگار: اگر بخواهیم یک نسخه روایتی برای کودکان زیر نه سال ارائه دهیم، تمرکز ما باید بر کدام بخش از زندگی حضرت ابراهیم باشد؟

دکتر سبحانی: برای این سنین، کلیدواژه ما باید دوستی باشد. ما باید از ابراهیم به عنوان دوست صمیمی خدا یاد کنیم. خدا و ابراهیم آنقدر همدیگر را دوست داشتند که همیشه با هم حرف می‌زدند. باید بر مهربانی خدا تاکید کنیم که هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهد به دوستانش و فرزندان آن‌ها آسیب برسد. روایت برای این سنین باید از جایی شروع شود که خدا می‌خواست قدرت قلب ابراهیم را نشان دهد. باید بگوییم این یک مسابقه بزرگ بود برای اینکه معلوم شود ابراهیم چقدر به خدا اعتماد دارد. پایان داستان یعنی رسیدن آن قوچ مهربان از بهشت، باید بخش پررنگ و شاد روایت باشد. در واقع ما باید به کودک بگوییم که خدا می‌خواست به ابراهیم و اسماعیل هدیه بدهد و آن‌ها را تشویق کند چون در امتحان اعتماد پیروز شده بودند.

خبرنگار: برای نوجوانان چطور؟ آن‌ها به دنبال تحلیل هستند و شاید با روایت‌های ساده اقناع نشوند.

دکتر سبحانی: دقیقاً همین‌طور است. برای نوجوان، ما باید وارد لایه‌های عمیق‌تر شویم. اینجا دیگر بحث ترس مطرح نیست، بحث معناست. ما باید برای نوجوان تبیین کنیم که اسماعیل در زندگی هر انسانی نماد چیست. اسماعیل یعنی آن چیزی که ما خیلی دوستش داریم و ممکن است جلوی پیشرفت ما را بگیرد. برای نوجوان باید از مفهوم بزرگ شدن روح حرف بزنیم. به آن‌ها بگوییم که آدم‌های بزرگ کسانی هستند که می‌توانند از دلبستگی‌های کوچک به خاطر هدف‌های بزرگ بگذرند. در روایت نوجوانانه، باید بر گفتگوی دموکراتیک میان ابراهیم و اسماعیل تمرکز کرد. اینکه ابراهیم به پسرش نمی‌گوید من باید این کار را بکنم، بلکه می‌گوید نظر تو چیست؟ این احترام به شخصیت نوجوان در متن قرآن، بهترین الگو برای ارتباط والدین با فرزندان است. نوجوان باید درک کند که بندگی یعنی رسیدن به چنان استقلالی که جز در برابر حقیقت، در برابر هیچ قدرتی سر خم نکند.

خبرنگار: شما به جایگاه والدین اشاره کردید. داستان ابراهیم چه درس‌هایی برای والدگری امروز دارد؟

دکتر سبحانی: این داستان در واقع مانیفست رهایی از مالکیت فرزند است. بسیاری از چالش‌های تربیتی امروز ما به این دلیل است که والدین، فرزندان را دارایی خود می‌دانند و می‌خواهند تمام آرزوهای ناکام خود را در آن‌ها جستجو کنند. ابراهیم به ما یاد می‌دهد که فرزند یک امانت الهی است. والدین باید یاد بگیرند که در لحظات حساس، فرزند را به دست خدا بسپارند؛ یعنی او را برای حقیقت تربیت کنند نه برای خودخواهی‌های خودشان. والدگری ابراهیمی یعنی ایجاد چنان پیوندی از اعتماد که فرزند وقتی با یک حقیقت بزرگ روبرو می‌شود، نه با ترس، بلکه با وقار بگوید پدر جان، هر آنچه مأمور هستی انجام بده و مرا از صابران خواهی یافت. این یعنی والدین باید ابتدا خودشان اهل صبر و بندگی باشند تا فرزندشان چنین شخصیتی پیدا کند.

خبرنگار: خانم دکتر، تکلیف مناسک عینی چه می‌شود؟ مثلاً وقتی گوسفندی در خانه یا محله ذبح می‌شود، چگونه باید با کودک برخورد کرد؟

دکتر سبحانی: توصیه اکید بنده این است که کودکان زیر ده سال به هیچ وجه صحنه ذبح را نبینند. حتی برای سنین بالاتر هم اگر روحیات حساسی دارند، نباید اصرار کرد. اما درباره فلسفه آن می‌توان توضیح داد. باید به کودک گفت که این گوسفند هدیه‌ای از طرف خداست تا ما گوشت آن را به کسانی بدهیم که شاید مدت‌هاست غذای خوب نخورده‌اند. باید مفهوم بخشش و تقسیم کردن شادی را پررنگ کنیم. عید قربان باید برای کودک با بوی غذای خوشمزه، لباس نو، عیدی گرفتن و کمک به فقرا تداعی شود. اگر کودک ببیند که به واسطه این روز، خانواده‌های نیازمند خوشحال می‌شوند، مفهوم قربانی برای او به یک مفهوم والای اجتماعی تبدیل می‌شود. در واقع ما باید ذبح حیوان را که یک جنبه فقهی دارد، در لفافه‌ای از خدمات اجتماعی و محبت انسانی بپیچیم تا برای کودک قابل هضم باشد.

خبرنگار: به عنوان سوال آخر، چگونه می‌توانیم این مفاهیم تاریخی را با چالش‌های زندگی امروز کودک و نوجوان گره بزنیم؟

دکتر سبحانی: زندگی امروز پر از اسماعیل‌هایی است که باید قربانی شوند تا ما رشد کنیم. برای یک کودک، قربانی کردنِ آن خودخواهی که اجازه نمی‌دهد اسباب‌بازی‌اش را با دوستش تقسیم کند، یک جور قربانی ابراهیمی است. برای یک نوجوان، گذشتن از چند ساعت بازی کامپیوتری برای کمک به یک همکلاسی یا مطالعه برای رسیدن به یک هدف علمی، همان مسیر ابراهیم است. ما باید به آن‌ها بیاموزیم که هر روز عید قربان است اگر ما بتوانیم بر منِ خودخواه خودمان پیروز شویم. بندگی یعنی همین؛ یعنی اینکه من بدانم مرکز جهان نیستم و مسئولیت‌هایی در برابر خدا و خلق خدا دارم. اگر این نگاه را منتقل کنیم، دیگر داستان ابراهیم یک واقعه دور از ذهن در بیابان‌های حجاز نخواهد بود، بلکه یک نقشه راه برای زندگی روزمره در قلب شهرهای مدرن است.

خبرنگار: از وقتی که در اختیار ما گذاشتید سپاسگزارم. امیدوارم این نگاه تربیتی بتواند به والدین در مسیر پرورش نسل مؤمن و شاداب کمک کند.

دکتر سبحانی: من هم از شما ممنونم. امیدوارم عید قربان امسال، عیدِ شکوفایی اعتماد و عشق در رابطه‌ی میان والدین و فرزندان ما باشد و همه ما بتوانیم در مسیر بندگی، گام‌های استوارتری برداریم.

کد مطلب 2224928

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =

آخرین اخبار