مبلغ – سرویس رسانه: در هر جامعهای، مردم جهان اطراف خود را تنها از طریق مشاهده مستقیم نمیشناسند. بخش بزرگی از فهم ما از طریق روایتها شکل میگیرد؛ روایتهایی که رسانهها، سیاستمداران، نهادهای فرهنگی و حتی کاربران شبکههای اجتماعی درباره رویدادها ارائه میکنند. به همین دلیل در جهان معاصر اصطلاحی به نام جنگ روایتها رواج یافته است؛ رقابتی پنهان اما تأثیرگذار برای تعریف واقعیت.
روایت در سادهترین معنا، نحوه بیان یک رویداد است. یک حادثه میتواند با زاویههای مختلفی روایت شود و هر زاویه میتواند برداشت متفاوتی در ذهن مخاطب ایجاد کند. در اینجا مسئله صرفاً انتقال خبر نیست، بلکه چگونگی معنا دادن به خبر اهمیت پیدا میکند. رسانهها با انتخاب تیتر، تصاویر، واژهها و ترتیب اطلاعات، در واقع روایتی خاص از یک رخداد ارائه میکنند.
از همین نقطه است که ارتباط میان روایت و افکار عمومی شکل میگیرد. افکار عمومی معمولاً بر پایه اطلاعاتی ساخته میشود که مردم دریافت میکنند. وقتی بخش عمدهای از اطلاعات از طریق رسانهها به دست میآید، طبیعی است که روایت رسانهای نقش تعیینکنندهای در شکلگیری نگرش جامعه داشته باشد.
در گذشته، رسانههای سنتی مانند روزنامهها، رادیو و تلویزیون بازیگران اصلی این عرصه بودند. اما در دهههای اخیر با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی، میدان روایتها پیچیدهتر شده است. اکنون هر کاربر میتواند تولیدکننده روایت باشد و یک ویدئو یا متن کوتاه در مدت کوتاهی به دست میلیونها نفر برسد. این وضعیت باعث شده است سرعت شکلگیری روایتها به شکل چشمگیری افزایش پیدا کند.
در چنین فضایی، گاهی نخستین روایتی که منتشر میشود بیشترین تأثیر را میگذارد. بسیاری از مخاطبان اولین تصویر یا توضیحی را که درباره یک رویداد میبینند به عنوان واقعیت میپذیرند و حتی اگر بعداً اطلاعات دقیقتری منتشر شود، تغییر این برداشت اولیه دشوار خواهد بود. به همین دلیل در رقابت رسانهای، سرعت انتشار روایت اهمیت زیادی پیدا کرده است.
رسانهها از ابزارهای مختلفی برای تقویت روایت خود استفاده میکنند. انتخاب واژهها یکی از این ابزارهاست. یک رخداد واحد ممکن است در رسانهای با واژه بحران توصیف شود و در رسانهای دیگر با واژه حادثه. هر کدام از این واژهها بار معنایی متفاوتی دارند و میتوانند احساس متفاوتی در مخاطب ایجاد کنند.
تصاویر نیز نقش مهمی در روایتسازی دارند. یک تصویر خاص میتواند احساس همدردی، خشم یا نگرانی ایجاد کند و در نتیجه برداشت مخاطب از یک ماجرا را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل در بسیاری از رخدادهای سیاسی یا اجتماعی، انتخاب و انتشار تصاویر به اندازه متن خبر اهمیت دارد.
در کنار این عوامل، چارچوببندی خبری نیز یکی از مهمترین ابزارهای روایتسازی به شمار میآید. چارچوببندی به این معناست که رسانهها یک موضوع را در چه زمینهای مطرح میکنند. برای مثال، یک رویداد اقتصادی میتواند در قالب ناکارآمدی مدیریتی، بحران جهانی یا فشارهای خارجی روایت شود. هر کدام از این چارچوبها میتواند برداشت متفاوتی از همان رویداد ایجاد کند.
نمونههای معاصر جنگ روایتها را میتوان در بسیاری از تحولات جهانی مشاهده کرد. در بحرانهای سیاسی، جنگها یا اعتراضات اجتماعی، رسانههای مختلف معمولاً روایتهای متفاوتی ارائه میدهند. گاهی یک رسانه یک گروه را معترض معرفی میکند و رسانهای دیگر همان گروه را آشوبگر مینامد. همین تفاوت در روایت میتواند نگاه مخاطبان را به طور کامل تغییر دهد.
شبکههای اجتماعی این رقابت را گستردهتر کردهاند. امروز نه تنها رسانههای رسمی، بلکه فعالان رسانهای، کاربران عادی و حتی گروههای سازمانیافته در تولید روایت نقش دارند. هشتگها، ویدئوهای کوتاه و پیامهای چندخطی میتوانند در مدت کوتاهی به بخشی از روایت غالب تبدیل شوند.
در چنین فضایی، مسئله حقیقت پیچیدهتر از گذشته به نظر میرسد. وقتی روایتهای مختلف و گاه متضاد درباره یک رویداد منتشر میشود، تشخیص دقیق واقعیت برای بسیاری از مخاطبان دشوار میشود. همین مسئله باعث شده است مفهوم سواد رسانهای بیش از پیش اهمیت پیدا کند.
سواد رسانهای به معنای توانایی تحلیل و ارزیابی پیامهای رسانهای است. مخاطبی که از این مهارت برخوردار باشد، هر روایت را بدون بررسی نمیپذیرد. او تلاش میکند منابع مختلف را ببیند، از زاویههای گوناگون به یک خبر نگاه کند و میان خبر، تحلیل و تفسیر تفاوت قائل شود.
از منظر اخلاقی نیز روایتسازی مسئولیت سنگینی به همراه دارد. رسانهها اگرچه در رقابت برای جذب مخاطب قرار دارند، اما در عین حال وظیفه دارند واقعیت را تحریف نکنند. روایت میتواند زاویه دید داشته باشد، اما وقتی به تحریف آگاهانه واقعیت تبدیل شود، اعتماد عمومی به رسانهها آسیب میبیند.
در سنت دینی نیز مسئله روایت و نقل خبر اهمیت ویژهای دارد. قرآن کریم در موارد متعددی بر دقت در نقل خبر و پرهیز از شایعه تأکید میکند. در آیهای مشهور آمده است که اگر خبری از سوی فردی ناشناس به شما رسید، آن را بررسی کنید تا نادانسته به گروهی آسیب نرسانید. این توصیه نشان میدهد که مسئله صحت روایت از دیرباز مورد توجه بوده است.
در فضای رسانهای امروز، این آموزهها معنای تازهای پیدا میکنند. سرعت انتشار اخبار گاهی چنان زیاد است که فرصت بررسی دقیق از بین میرود. در چنین شرایطی، مسئولیت مخاطب در مواجهه با روایتها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مخاطبان تنها دریافتکننده منفعل پیام نیستند. هر بازنشر، هر اظهار نظر و هر واکنش میتواند به تقویت یا تضعیف یک روایت کمک کند. وقتی کاربران بدون بررسی یک خبر یا روایت را منتشر میکنند، در واقع به گسترش آن کمک کردهاند، حتی اگر آن روایت دقیق یا کامل نباشد.
به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران ارتباطات معتقدند که در عصر رسانههای دیجیتال، افکار عمومی نتیجه تعامل میان رسانهها و مخاطبان است. رسانهها روایت را آغاز میکنند و مخاطبان با بازنشر، نقد یا حمایت از آن، به تثبیت یا تغییر آن کمک میکنند.
جنگ روایتها به این معنا نیست که حقیقت وجود ندارد، بلکه به این معناست که دسترسی به حقیقت نیازمند دقت، مقایسه و تحلیل بیشتر شده است. در جهانی که هر روز هزاران روایت درباره رویدادهای مختلف منتشر میشود، توانایی تشخیص روایت دقیقتر به یکی از مهارتهای مهم شهروندی تبدیل شده است.







نظر شما