به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فریدریش ویلهلم مورنائو یکی از بزرگترین فیلمسازان دوران سینمای صامت بود؛ هنرمندی با نبوغی کمنظیر در خلق تصاویر زیبا روی پرده سینما. همعصرانش درباره او میگفتند که «به جای سر، دوربین دارد». این کارگردان که آثاری درخشان چون فیلم خونآشامی «نوسفراتو» (۱۹۲۲) و ملودرام عاشقانه «طلوع: آواز دو انسان» (۱۹۲۷) را ساخته بود، در سال ۱۹۳۱، در ۴۲سالگی درگذشت؛ به همین دلیل، دوران فعالیت حرفهای او بهسختی به عصر سینمای ناطق رسید.
با این همه، مورنائو در دوره کوتاه فعالیتش در سینمای صامت، مجموعهای چشمگیر از فیلمها ساخت؛ آثاری زیبا و در بسیاری موارد هراسانگیز که در آنها دوربینش را در میان چشماندازهای متغیرِ سایه و نور به حرکت درمیآورد و به ژرفای روح انسان نفوذ میکرد. هیچیک از آثارش شاید به اندازه فیلم برجسته «فاوست» چنین ویژگیهایی نداشت؛ فیلمی که همین ماه، صدمین سالگرد انتشار آن فرا میرسد و براساس نمایشنامه گوته درباره پیمان بستن با شیطان ساخته شده است. اکنون کتابی تازه و چشمگیر درباره چگونگی ساخت «فاوست» منتشر شده که هم سندی از روند تولید این شاهکار سینمایی است و هم، به نوعی، خود اثری برآمده از همان فرایند تولید به شمار میرود.
مورنائو در عین حال یکی از مرموزترین کارگردانان سینما بود؛ او روشهای کاریاش را پنهان نگه میداشت و با وسواسی کمنظیر به کار خود پایبند بود. ادگار جی. اولمر، از همکاران اولیه او، مورنائو را «کمالگرایی بزرگ میدانست که در نوعی خلسه کار میکرد».
مورنائو ورود تهیهکنندگان به محل فیلمبرداری را ممنوع کرده بود و به مدیران استودیوها اجازه نمیداد نسخههای اولیه و تدویننشده فیلمهایش را تماشا کنند. او، جز در چند مورد استثنایی، اجازه عکاسی در پشتصحنه را نیز نمیداد تا رازهای فیلمبرداری و جلوههای ویژهاش فاش نشود. این فضای رازآلود، زمینه را برای گمانهزنی فراهم کرده بود که موفقیت فیلمهای او تا چه اندازه حاصل نبوغ شخصی مورنائو و تا چه اندازه نتیجه تلاش گروه خلاق و بااستعدادش بوده است.
کتاب «انجیل فاوست: چگونگی ساخت شاهکار مورنائو» (The Faust Bible: The Making of FW Murnau’s Masterpiece) تصاویری را منتشر کرده که پیشتر از دید عموم پنهان مانده بودند؛ عکسهایی از مراحل فیلمبرداری یکی از بهترین آثار این کارگردان که نگاهی کمنظیر به شیوه همکاری عوامل مختلف در ساخت این فیلم ارائه میدهند.
عکس: سینماتک فرانسه، پاریس
«فاوست» آخرین فیلم مورنائو در آلمان، پیش از عزیمت او به هالیوود بود. این فیلم در زمان خود پرهزینهترین و پیچیدهترین محصولی بود که استودیوی اوفا تا آن هنگام ساخته بود. «فاوست» اقتباسی از تراژدی گوته درباره دانشمندی به نام فاوست است که نقش او را گوستا اکهمان، بازیگر سوئدی، ایفا میکند. فاوست روح خود را به شیطان میفروشد؛ شیطانی که در هیئت مفیستوفلس، دیوی سیاهپوش با لبخندی موذیانه، ظاهر میشود و امیل یانینگز، ستاره سینمای آلمان، نقش او را برعهده دارد.
«فاوست» هنگام اکران از نظر تجاری شکست خورد، اما امروزه یکی از آثار بزرگ تاریخ سینما به شمار میرود. اریک رومر، کارگردان موج نوی سینمای فرانسه و از شیفتگان آثار مورنائو، رساله دکترای خود را درباره این فیلم نوشت. کتاب «انجیل فاوست» نشان میدهد مورنائو و گروهش چگونه برخی از نماها و جلوههای ویژه شگفتانگیز فیلم را خلق کردند. این کتاب همچنین بازتولیدی تکمیلشده از یادگاریای است که در جریان تولید فیلم ساخته شد و برخلاف همه احتمالات، از گزند حوادث جان سالم به در برد تا رازهایش را آشکار کند.
در فیلم، فاوست کتاب مقدسی قطور با جلد چرمی دارد که در لحظهای از سر استیصال آن را به درون آتش میاندازد. اما این وسیله صحنه قرار بود سرنوشتی فراتر از نقش سینمایی خود پیدا کند. رابرت هِرلث و والتر روریگ، طراحان هنری فیلم، کتاب را از میان خاکسترها بیرون آوردند و طرحها، تصاویر ثابت فیلم و عکسهای پشتصحنه را روی صفحههای سفید آن چسباندند. هدفشان این بود که در پایان فیلمبرداری، این یادگاری را به عنوان هدیهای به کارگردان تقدیم کنند.
مورنائو هنگام عزیمت به هالیوود، کتاب را در آپارتمانش در برلین جا گذاشت؛ بیآنکه بداند دیگر هرگز برای برداشتن آن بازنخواهد گشت. پس از مرگ او، برادرش وسایلش را در زیرزمینهای مختلف مرکز شهر نگهداری کرد؛ مکانهایی که در معرض خطر سیلگرفتگی بودند. با آغاز بمباران برلین در جریان جنگ جهانی دوم، خطر نابودی این یادگاریها بیش از پیش افزایش یافت.
عکس: سینماتک فرانسه، پاریس
لوتّه آیسنر، پژوهشگر سینما و آرشیویست، در دهه ۱۹۵۰ برای یافتن آرشیوهای مورنائو به برلین رفت، اما هیچ اثری از کتاب مقدس پیدا نکرد. سرانجام در دهه ۱۹۶۰، انگلبرت فون مالینکرودت، یکی از متصدیان آلمانی آکادمی هنرهای برلین، به آنری لانگلوا، مدیر سینماتک فرانسه، خبر داد که تعدادی از آلبومهای عکس مورنائو را با مبلغی اندک از رستورانداری به نام رولف کنسیِنتسه خریده است؛ مردی که با صنعت سینما ارتباطاتی داشت.
بعدها مشخص شد که کتاب مقدس نیز در میان این آلبومها بوده است؛ هرچند هیچکس نمیداند این یادگار چگونه به دست کنسیِنتسه رسیده بود. اما ماجرا با ناپدید شدن مالینکرودت مرموزتر شد. همخانهای او برای چندین دهه نگهداری از کتاب را برعهده گرفت. کتاب در کاغذی قهوهای پیچیده شده بود و روی کمدی قرار داشت.
آیسنر تمام عمرش را در جستوجوی «انجیل فاوست» گذراند، اما هرگز موفق نشد آن را از نزدیک ببیند. او در سال ۱۹۸۳ درگذشت.
عکس: سینماتک فرانسه، پاریس
اکنون این کتاب در محل امنی در سینماتک فرانسه نگهداری میشود؛ نهادی که آن را در سال ۲۰۱۷ خریداری کرد. این یادگار همچنان پابرجاست و گواهی است بر ماهیت مشارکتی روشهای فیلمسازی مورنائو؛ موضوعی که زمانی درباره آن اختلافنظر وجود داشت.
تابستان امسال برای دیدن کتاب به سینماتک رفتم. این اثر از نظر ابعاد، بهدرستی باشکوه است؛ دفترچهای تصویری با عظمتی کمنظیر. لوران مانونی، مدیر بخش میراث سینماتک، و گروهش آن را مرمت کردهاند و کتاب با وجود آنکه وسیلهای صحنهای است که صد سال پیش ساخته شده و مدتی طولانی رها شده بود، وضعیت خوبی دارد. آثار آسیب ناشی از آب ترمیم شدهاند و تنها چند خراش باقی مانده است؛ همچنین جای فرورفتگیهایی روی جلد چرمی دیده میشود که حاصل تلاش سارقی جسور برای جدا کردن صلیب فلزی و قطعات فلزی گوشههای جلد بوده است.
«هر روز فیلمبرداری فرصتی تازه بود تا از نظر خلاقیت و ابتکار، از خودمان پیشی بگیریم.»
رابرت هِرلث، مدیر هنری فیلم
در داخل کتاب، طرحهای مربوط به صحنههای مختلف روبهروی تصاویر ثابت متناظر با آنها از فیلم قرار گرفتهاند. با ورق زدن این صفحات ارزشمند، میتوان دید که مورنائو و کارل هوفمان، فیلمبردار بااستعدادش، چگونه ترکیببندیهای طراحیشده به دست هنرمندانی را که «معماران سینما» نامیده میشدند، در فیلم بازآفرینی کردند. این ترکیببندیها شامل پرسپکتیوهای اغراقشده، آرایشهای متضاد نور و تاریکی، سایههای گسترده، بخار و شعلههای آتش بود.
مورنائو طراح هنری فیلم را تشویق میکرد که نهفقط فضاها و محیطها، بلکه بازیگران را نیز طراحی کند؛ به این ترتیب، طرحها بیش از آنکه صرفاً نقشهای برای ساخت دکور باشند، به تصاویری شبیه استوریبورد تبدیل میشدند که صحنههای فیلم را پیشاپیش به تصویر میکشیدند.
عکس: سینماتک فرانسه، پاریس
هِرلث بعدها نوشت: «طرح به چیزی معادل یک قرارداد تبدیل میشد. [مورنائو] اصرار داشت که هر خطی که با قلم کشیده شده است، هنگام اجرای طرح، مو به مو بازآفرینی شود.»
این رویکرد به آن معنا بود که نهتنها دکورها باید دقیقاً مطابق طرحها ساخته میشدند، بلکه مورنائو و هوفمان نیز ناچار بودند تغییرات گستردهای در نورپردازی ایجاد کنند تا سایههای مخملگون و نرمی پدید آورند که کارگردان خواهان آن بود.
هوفمان سپس با حرکات جسورانه و روان دوربین، در میان این فضاهای نورپردازیشده حرکت میکرد. این شیوه که «دوربین رهاشده» (entfesselte Kamera) نام داشت، نخستین بار به دست کارل فروند، فیلمبردار سینما، هنگام همکاری با مورنائو در فیلم «آخرین خنده» (۱۹۲۴) به کار گرفته شده بود.
مورنائو برای خلق تصاویر فیلمش از منابع بصری گوناگونی الهام میگرفت. او علاقهای جدی به علوم غریبه داشت و پیشینهاش در تاریخ هنر بود. چوبتراش مشهور آلبرشت دورر با عنوان «چهار سوار آخرالزمان» تأثیری مستقیم بر صحنه آغازین فیلم گذاشت.
پرهزینهترین و بلندپروازانهترین فیلمی بود که استودیوی اوفا تا آن زمان تولید کرده بود.
عکس: سینماتک فرانسه، پاریسان
هِرلث تجربه همکاری با مورنائو را خوشایند و همراه با شوخطبعی به یاد میآورد، هرچند کار با او آسان نبود. مورنائو روحیهای شاد داشت، اما همواره بلندپروازانه میکوشید نماها و جلوههای دوربینی خلق کند که پیش از آن کسی به آنها دست نیافته بود. اعضای گروه، روزها و شبهای طولانی را صرف بحث و آزمایش ایدههای تازه میکردند. هِرلث میگفت: «هر روز در محل فیلمبرداری فرصتی تازه بود تا از نظر خلاقیت و ابتکار، از خودمان پیشی بگیریم.»
با ورق زدن صفحات بعدی کتاب، طرحها و تصاویر ثابت مبتنی بر تضاد نور و تاریکی جای خود را به کلاژهایی بازیگوشانه میدهند؛ تصاویری از بازیگران و عوامل فیلم که در پشتصحنه سرگرم خوشگذرانیاند. در یکی از این تصاویر، مورنائو که به بلندقد بودن شهرت داشت، خم شده است و به یانینگز نشان میدهد چگونه با نگاهی شیطانی و شرورانه به دیگران خیره شود.
صفحات دیگری نیز گواه نبوغ فنی بیحدوحصر گروه سازندهاند. یکی از مشهورترین لحظات فیلم، سکانس «پرواز به دور جهان» (Weltflug) است؛ جایی که مفیستوفلس، فاوست را سوار بر شنل خود در آسمان به پرواز درمیآورد و جهان در زیر پای آنها به حرکت درمیآید. نمودارهایی که در این کتاب باقی ماندهاند، چگونگی خلق این شبیهسازی وهمانگیز پرواز را توضیح میدهند.
راز این صحنه، سکویی چوبی و کوتاه بود که روی مسیری شیبدار از گچ حرکت میکرد. ایده ساخت این وسیله زمانی به ذهن هِرلث و روریگ رسید که آن دو در خیابان شاهد تخلیه بار یک کامیون بودند.
گروهی از کودکان را در دامنهای سرسبز هدایت میکند.
عکس: سینماتک فرانسه، پاریس
نسخه بازتولیدشده کتاب، نمودارهای مربوط به سکانس «پرواز به دور جهان» را در صفحاتی تاشو و عریض منتشر کرده است تا خوانندگان بتوانند با آسودگی، رازهای صدساله فنون سینمایی را بررسی کنند. این نسخه همچنین تمام تصاویر کتاب اصلی را به طور کامل بازنشر کرده و برای آنها شرحهایی توضیحی، تصاویر بزرگنماییشده و نقلقولهایی از فیلمنامه را در نظر گرفته است؛ فیلمنامهای که با نثری موجز، حکمتآمیز و تقریباً شاعرانه نوشته شده بود. مقالههایی پژوهشی و طراحیهای دیگری از آرشیو سینماتک فرانسه نیز در این کتاب گنجانده شدهاند.
شاید هرگز نتوانیم به طور کامل از شیوه کار آن ذهن مرموز سینمایی، یعنی مورنائو که به «مردی با دوربین به جای سر» شهرت داشت، یا از چگونگی همکاری او با اعضای گروهش سر دربیاوریم. بااینحال، این یادگار شگفتانگیز ما را به درک بهتر جهان سینمایی او نزدیک میکند.
کتاب «انجیل فاوست: چگونگی ساخت شاهکار فریدریش ویلهلم مورنائو» را انتشارات Mubi Editions در ۱۷ اکتبر [۲۵ مهر ۱۴۰۵] منتشر میکند. فیلم «فاوست» از ۱۴ اکتبر [۲۲ مهر ۱۴۰۵] در پلتفرم موبی قابل تماشا خواهد بود. همچنین، نمایشهای ویژه صدمین سالگرد فیلم با اجرای زنده موسیقی در ۱۷ اکتبر در پاریس، ۲۵ اکتبر [۳ آبان ۱۴۰۵] در مونیخ و اول نوامبر در لسآنجلس برگزار میشوند.
منبع: گاردین
۲۵۹





نظر شما