نامه‌ای که ماری لینکلن دو ماه پیش از ترور شوهرش نوشت، در دسترس عموم قرار گرفت

کتابخانه کنگره آمریکا اخیراً نامه‌ای صمیمی و دیده‌نشده از ماری لینکلن، همسر آبراهام لینکلن، را خریداری کرده که در آستانه دومین مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری همسرش در سال ۱۸۶۵ نوشته شده است. به گفته مورخان، برخلاف تصویر عموماً منفی و پرتنش از زندگی این بانوی اول، این یادداشت کوتاه لحظه‌ای نادر از آرامش و زندگی روزمره را در روزهای پایانی جنگ داخلی آمریکا به تصویر می‌کشد؛ آرامشی شکننده که دیری نپایید و با ترور همسرش و تراژدی‌های پی‌درپی خانوادگی به طوفانی از رنج و سوگ بدل شد.

روز چهارشنبه، ۱۵ فوریه ۱۸۶۵ [۲۷ بهمن ۱۲۴۳]، ماری لینکلن پشت برگه‌ای خط‌دار نشست که حاشیه‌های سیاه داشت؛ نشانه‌ای از این‌که او همچنان در سوگ مرگ پسرش، ویلی، بود که سه سال پیش درگذشته بود. ویلی دومین فرزند خانواده لینکلن بود که بر اثر بیماری دوران کودکی جان باخت.

ماری با خطی ریز، مرتب و بی‌نقص، نامه‌ای کوتاه برای دوستش، کارولین رایت، نوشت.

او از رایت بابت فرستادن حلقه‌ای از مو تشکر کرد و به او اطلاع داد که عمارت اجرایی (نامی که آن زمان برای کاخ سفید به کار می‌رفت) در حال بازسازی است. به همین دلیل، بهتر بود رایت و همسرش در سفر پیشِ روی خود در هتل ویلارد، در نزدیکی کاخ سفید، اقامت کنند.

ماری نوشت: «در اول مارس، از دیدار چند تن از مهمانان دوست‌داشتنی محروم خواهیم شد که شما هم در میان آن‌ها هستید.» او به روزهای پیرامون دومین مراسم تحلیف همسرش اشاره داشت. سپس افزود: «بااین‌حال، خوشحال خواهیم شد که برای صرف شام به جمع ما بپیوندید و مرتب به دیدن‌مان بیایید.»

او در ادامه نوشت که در همان لحظه کسی صحبتش را قطع کرده است و باید نامه را به پایان برساند. سپس با آرزوی بهترین‌ها، نامه را با امضای «ماری لینکلن» به پایان رساند؛ نامی که پس از ازدواجش همیشه برای امضای نامه‌ها به کار می‌برد.

میشل کرول، تاریخ‌نگار بخش نسخ خطی کتابخانه کنگره و متخصص این نهاد در زمینه جنگ داخلی آمریکا و دوره بازسازی پس از آن، می‌گوید: «در این نامه هیچ اتفاق تکان‌دهنده‌ای نیفتاده است و دقیقاً به همین دلیل است که این‌قدر دوستش دارم. این فقط نامه‌ای کوتاه، صمیمی و سرشار از گفت‌وگوهای روزمره است؛ چیزی که در نامه‌های ماری لینکلن در دوران جنگ داخلی و پس از آن، با توجه به فقدان‌های شخصی‌ای که متحمل شد و اندوهی که ابراز می‌کرد، چندان رایج نبود.»

نامه ماری تاد لینکلن، دو ماه پیش از ترور آبراهام لینکلن در دسترس عموم قرار گرفت
نامه ماری لینکلن به کارولین رایت که از «عمارت اجرایی» (نامی که آن زمان برای کاخ سفید به کار می‌رفت)
نوشته شده است. نوشته‌ای که در گوشه بالای سمت چپ،
به‌ صورت عمودی دیده می‌شود، پی‌نوشت اوست.
بخش نسخ خطی کتابخانه کنگره. عکس: شان میلر.

کتابخانه کنگره این نامه را اوایل همین سال خریداری کرد و اکنون آن را به‌ صورت آنلاین در دسترس عموم قرار داده است. این نامه بخشی از مجموعه اسناد ماری تاد لینکلن در این کتابخانه است.

این نامه، یادداشتی کوچک اما تأثیرگذار در ثبت جایگاه نامتعارف ماری لینکلن در تاریخ ملی آمریکا به شمار می‌رود؛ زنی که شاید بتوان او را یکی از منفورترین بانوان اول تاریخ این کشور دانست. او به بروز احساسات شدید و ولخرجی‌های بی‌محابا شهرت داشت و همسر مردی بود که از او به‌ عنوان یکی از بزرگ‌ترین و فروتن‌ترین رؤسای‌جمهور آمریکا یاد می‌شود.

برخی از نامه‌های ماری لینکلن در مجموعه اسناد آبراهام لینکلن در کتابخانه کنگره نگهداری می‌شوند. بااین‌حال، در زمان حیات او هیچ آرشیو متمرکزی برای گردآوری نامه‌هایش شکل نگرفت، زیرا چنین نیازی احساس نمی‌شد. بسیاری از نامه‌های او اکنون در گذر زمان از میان رفته‌اند یا در مجموعه‌های خصوصی، موزه‌ها و کتابخانه‌های سراسر آمریکا پراکنده شده‌اند.

(ازجمله ارزشمندترین اشیای نگهداری‌شده در کتابخانه کنگره، گردنبند و دستبندهای مروارید دانه‌ای است که آبراهام لینکلن برای همسرش خرید. این جواهرات که از فروشگاه تیفانی در نیویورک تهیه شده‌اند، بسیار ظریف و کوچک به نظر می‌رسند.)

به این ترتیب، این نامه صمیمانه که در دو روی یک برگ کاغذ نوشته شده، لحظه‌ای نادر از آرامش را در زندگی پرتلاطم ماری لینکلن روشن می‌کند؛ لحظه‌ای از صلح و آسودگی که گویی در زمان متوقف شده است.

جنگ داخلی آمریکا که هم‌زمان با آغاز ریاست‌جمهوری آبراهام لینکلن شروع شده بود، پس از چهار سال هولناک به پایان خود نزدیک می‌شد. مرگ ویلی در سال ۱۸۶۲، در ۱۱سالگی، ماری را در اندوهی عمیق فرو برده بود و حملات خشم، نوسانات خلقی و سردردهای میگرنی او را تشدید کرده بود.

اما اکنون لینکلن بار دیگر به ریاست‌جمهوری انتخاب شده بود و ارتش ویرجینیای شمالی به فرماندهی رابرت ای. لی، که نیروی اصلی نظامی کنفدراسیون به شمار می‌رفت، از هم پاشیده و در حال عقب‌نشینی بود. این زوج که مانند دیگر آمریکاییان داغ‌دار خسارت‌های شخصی خود بودند، سرانجام می‌توانستند نگاه‌شان را به آینده بدوزند.

نامه ماری تاد لینکلن، دو ماه پیش از ترور آبراهام لینکلن در دسترس عموم قرار گرفت
ماری لینکلن در عکسی بدون تاریخ که مدتی پس از ترور آبراهام لینکلن گرفته شده است.
او پس از مرگ همسرش، تنها لباس‌های سیاه عزا می‌پوشید.
 عکس: جوزف وارد و پسران؛ بخش چاپ‌ها و عکس‌های کتابخانه کنگره.

کمتر از سه هفته بعد، همسرش دومین سخنرانی مراسم تحلیف خود را ایراد کرد. این سخنرانی یکی از مشهورترین نطق‌ها در تاریخ آمریکا به شمار می‌رود و عبارت‌هایی از آن امروزه بخشی از هویت ملی این کشور شده‌اند:

«با کینه نسبت به هیچ‌کس و با خیرخواهی در حق همگان...»

تنها چند هفته پس از آن، ماری در تئاتر فورد، کنار همسرش نشسته بود که جان ویلکس بوث از پشت به آن‌ها نزدیک شد و به همسرش شلیک کرد.

آرامشی که نامه، تنها دو ماه پیش از آن، از زندگی ماری به تصویر می‌کشید، یکباره از میان رفت و دیگر هرگز بازنگشت. او ۱۷ سال دیگر زندگی کرد؛ سال‌هایی که بیش از هر چیز با سوگ، رنج، خیانت، مخالفت افکار عمومی ــ عمدتاً به‌ دلیل عادت‌های پرخرجش ــ بیماری و اندوهی وصف‌ناپذیر همراه بود.

تاد، چهارمین فرزند خانواده لینکلن، در سال ۱۸۷۱، در ۱۸سالگی و به‌ طور ناگهانی درگذشت؛ احتمالاً بر اثر ذات‌الریه. چهار سال بعد، رابرت، تنها فرزند ماری که به بزرگسالی رسیده بود، از رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی مادرش نگران شد و سرانجام موفق شد از طریق دادگاه حکم بستری‌ شدن او را در یک بیمارستان روانی بگیرد. ماری یک سال تلاش کرد تا دادگاه را متقاعد کند که سلامت روان دارد.

ماری و رابرت بعدها تا حدودی با یکدیگر آشتی کردند، اما جسم و روان او دیگر فرسوده شده بود. بینایی‌اش رو به زوال بود و از سلامت خوبی برخوردار نبود. او در سال ۱۸۸۲، در ایالت ایلینوی درگذشت؛ همان‌جایی که او و اَبی با یکدیگر آشنا شده بودند. علت مرگش سکته‌ای بود که در سالگرد درگذشت تاد به آن دچار شد.

ماری تنها ۶۳ سال داشت.

نامه ماری تاد لینکلن، دو ماه پیش از ترور آبراهام لینکلن در دسترس عموم قرار گرفت
پایان نامه که با امضای «ماری لینکلن» به پایان می‌رسد. استفاده
از نام خانوادگی دوران دوشیزگی او، تاد،
هنگام اشاره به وی، تنها پس از مرگش رواج یافت. ماری پس
 از ازدواج دیگر از نام خانوادگی پیش از ازدواج خود استفاده نمی‌کرد.
بخش نسخ خطی کتابخانه کنگره. عکس: شان میلر.

بیش از یک قرن، مورخان و فرهنگ عامه عمدتاً تصویری منفی از ماری لینکلن ارائه می‌دادند. در نظرسنجی‌ای که در سال ۱۹۸۲ از مورخان انجام شد، او بدترین بانوی اول تاریخ آمریکا شناخته شد. اما در دهه‌های اخیر، نگاه‌ها به او تغییر کرده است. اکنون برخی او را زنی باهوش و برخوردار از درک سیاسی می‌دانند که دیگران او را به‌ درستی درک نکردند؛ زنی که با بیماری روانی، به‌ویژه نوعی اختلال اضطرابی، دست‌وپنجه نرم می‌کرد و فقدان‌های دردناک زندگی‌اش این وضعیت را تشدید کرده بود. همسرش نیز دوره‌های طولانی افسردگی عمیق را تجربه می‌کرد؛ شرایطی که زندگی مشترک آن‌ها را، با وجود دلبستگی‌شان به یکدیگر، دشوار می‌ساخت. کمدی تازه برادوی، «اوه، مری» (Oh, Mary)، که این زوج را به شیوه‌ای طنزآمیز به سخره می‌گیرد، نیز نمایشی هجوآمیز و به‌ دور از واقعیت‌های تاریخی است.

لوئیس رومانو، روزنامه‌نگار، در کتاب زندگی‌نامه‌ای خود با عنوان «بیوه‌ای نامتعارف» (An Inconvenient Widow) که امسال منتشر شده، می‌نویسد: «فراتر از روایت پذیرفته‌شده درباره ماری لینکلن، واقعیتی بسیار پیچیده‌تر و دلخراش‌تر قرار دارد؛ واقعیت زنی قدرتمند اما رنج‌دیده که احتمالاً بیماری‌های روانی را به ارث برده بود، اما هرگز برای درمان آن‌ها اقدامی نشد؛ زنی که با دشواری‌هایی بیش از توان تحمل بیشتر مردم روبه‌رو شد و به ظهور یکی از بزرگ‌ترین رؤسای‌جمهور آمریکا کمک کرد.» این کتاب در جشنواره ملی کتاب و همچنین در برنامه‌ای که همین ماه در کتابخانه کنگره برگزار شد، معرفی شد.

رومانو توضیح می‌دهد که ماری تاد در خانواده‌ای سیاسی و بانفوذ و ثروتمند به دنیا آمد. خانواده‌اش ابتدا در کنتاکی و سپس در اسپرینگفیلدِ ایالت ایلینوی زندگی کردند. او، به‌ویژه در مقایسه با زنان جوان هم‌عصر خود، تحصیلات بالایی داشت و مدت‌ها پیش از آن‌که دیگران متوجه شوند، استعداد و ظرفیت نهفته در همسرش را، که در ظاهر مردی ساده و بی‌تکلف به نظر می‌رسید، تشخیص داده بود.

ماری زنی خوش‌رفتار و آداب‌دان بود، در محافل اجتماعی مهارت داشت و به زبان فرانسوی روان صحبت می‌کرد. گاهی نیز شخصیتی جذاب از خود نشان می‌داد. با این حال، رومانو درباره او می‌نویسد: «شخصیتی پرشور و فراتر از حد معمول داشت؛ زنی که بی‌محابا خرج می‌کرد، سوگواری‌اش را بیش از اندازه علنی می‌ساخت و برای مدتی طولانی عزادار می‌ماند و به نظر می‌رسید نمی‌تواند یا نمی‌خواهد بر احساساتش مهار بزند.»

همه این ویژگی‌ها به نامه کوتاهی عمق عاطفی و تأثیری اندوه‌بار می‌بخشند؛ نامه‌ای که ماری در یکی از روزهای فوریه ۱۸۶۵ نوشت، زمانی که به نظر می‌رسید مشکلات او و رنج‌های ملت آمریکا، آرام‌آرام در حال پیوستن به گذشته‌ای دور هستند.

منبع: blogs.loc.gov (وبلاگ رسمی کتابخانه کنگره ایالات متحده آمریکا)

۲۵۹

کد مطلب 2291906

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین