اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران امام رضا(ع) و علل هجرت حضرت معصومه(س) از مدینه به ایران

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام مظهر آن کوثر بی کرانه محمّدی است که از لحاظ مرتبه وجودی در اوج کمال بود و از لحاظ تجلّی انوار جمال، در اوج جلوه نمایی.

شخصیت روحانی و ملکوتی او اسوه ای حسنه برای کسانی است که امید به رحمت خداوند در روز قیامت دارند، الگویی بارز برای الگوپذیرانی است آگاه و هدفدار که با شور و اشتیاقی وصف ناپذیر در تکاپوی صعود به مدارج کمال، تعالی، ترقّی و رشد هستند، مجاهدی نستوه و آگاه به زمانه و مهاجری فی سبیل الله است که در جهت حمایت از مقام عظمای ولایت و بالابردن علم و آگاهی مردم نسبت به معارف حقّه اهل بیت علیهم السلام حرکت تاریخی خود را از مدینه با تبلیغ و ترویج احادیث اجداد گرامی اش و افشاگری علیه خاندان عبّاسی، با تلاشی خستگی ناپذیر آغاز کرد تا سرانجام، محروم از دیدار برادر، در سرزمین قم دیده از جهان فروبست و مزار خود را ملجأ و پناهگاه عموم شیعیان و کانونی فعّال در امر گسترش فرهنگ تشیّع قرار داد.[1]

این مقاله اوضاع سیاسی و اجتماعی دوران امام رضا علیه السلام و علل هجرت حضرت معصومه علیهاالسلام از مدینه به ایران (و قم) را مورد بررسی قرار داده و کوشیده است وضعیت شیعه و مهاجرت را به عنوان یکی از شیوه های اعتراض علویان به وضعیت موجود (حکومت غاصب عبّاسی) و نقش زنانه حضرت معصومه علیهاالسلام به عنوان یک مهاجر و علل آن را مدّ نظر قرار دهد.

در طول تاریخ، در برخورد حق و باطل، غاصبان و ستمگران برای رسیدن به اهداف و مطامع نامشروع خویش، همواره اهل حق و مصلحان را تحت فشار قرار داده اند تا با خارج کردن آن ها از صحنه سیاسی  اجتماعی جامعه، محیطی امن و آرام برای غارت و چپاول بیشتر خود فراهم کنند. شیعیان پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حکومت را حق خاندان اهل بیت علیهم السلام می دانستند که به ناحق توسط غاصبان و بازیگران سیاسی در سقیفه بنی ساعده غصب شد. در طول حیات ائمّه اطهار علیهم السلام، آن ها هیچ گاه حاکمیت حاکمان را مورد تأیید قرار ندادند.

امامان معصوم علیهم السلام برای رعایت مصالح مسلمانان و حفظ اسلام، علی رغم اعتقاد به عدم مشروعیت حکومت های زمان خود، به طور مسالمت آمیز با آن ها زندگی کردند، و در مواقع لزوم هم با صراحت و شجاعت در برابر حاکمان غاصب ایستادگی کردند و شربت شهادت نوشیدند. در این وضعیت، شیعیانی که گرد محور امامت و ولایت جمع شده بودند به عنوان مدافعان حق و حقیقت در قبال آزار و اذیت حاکمان و اختناق موجود و گسترش فقر و فساد و محرومیت، انواع شکنجه ها و آزارها را به جان خریدند.[2] آنان در موقعیت های مناسب نیز با اذن امام زمان خویش، گاه دست به «شورش» یا «مهاجرت» می زدند.

مهاجرت

یکی از شیوه های اعتراض علویان به حکومت وقت، مهاجرت بود. با روند افزایش اذیت و آزار شیعیان، بخصوص خاندان اهل بیت علیهم السلام و فرزندان آن ها، تبلیغات منفی حکومت علیه این خاندان، دست گیری و شکنجه و تبعید و زندانی کردن محبّان اهل بیت علیهم السلام[3] و غارت اموال و دارایی های متموّلان شیعه، آنان را وادار کرد برای رهایی از وضعیت موجود، از سرزمین مادری خویش هجرت کنند.

«هجرت» و «مهاجرت» از نظر لغت و ادب عربی  اسلامی، عبارت است از: «ترک وطن و زادگاه» و در مجمع البحرین آمده است: «هر کس از شهر خود بیرون آید به قصد دینی مانند طلب علم، انجام حج و یا سکونت در شهری که در آنجا بیشتر به فرمان خدا و از دنیا دور است، هجرت به خدا و رسول تلقّی می شود.»[4] از این رو، در مورد مهاجر نقل شده است: «المهاجرُ مَن هَاجرَ ما حرّمَ اللّهُ علیه، و المهاجرُ مَن تَرکَ الباطلَ اِلیَ الحقِّ. مَن دخلَ الاسلامَ طوعا فهو مهاجرٌ»؛[5] مهاجر به کسی گفته می شود که آنچه را خداوند بر او حرام فرموده است، ترک کند. مهاجر کسی است که باطل را ترک گوید و به سوی حق حرکت کند. آنکه از روی طوع و رغبت وارد اسلام شود مهاجر خوانده می شود.

«هجرت» در حرکت شیعه عبارت است از: ترک وطن به واسطه فشار و آزار حکومت وقت برای ادای دین. هجرت و هجرت گزینی علل و عوامل گوناگونی دارد. اما یکی از مهم ترین آن ها، این است که اشخاصی که هجرت می کنند شرایط و امکانات و مقتضیات زمانی و مکانی خویش را به گونه ای می بینند که هدف و مقصد آن ها را تأمین نمی کند. از این رو، با احساس مسئولیت و تکلیف که نسبت به وضع موجود و تغییر آن می کنند، با آگاهی و اراده، از محیطی که بدان انس گرفته و دلبسته اند، به سبب هدفی والاتر از علاقه های شخصی و گاه به دلیل ناملایمات زندگی در عرصه سیاسی  اجتماعی و حتی گاه اقتصادی، هجرت (ترک وطن) را برمی گزینند و رنج دوری از وطن، دوستان و یاران خویش را با جان و دل می پذیرند تا از وضع موجود رهایی یابند و چه بسا در مکان ناشناخته تأثیر بیشتری بر جای بگذارند.

هجرت از دوران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حبشه آغاز شد[6] و به عنوان حربه ای مؤثر برای حفظ جان شیعیان و گسترش تشیّع در دوران ائمّه اطهار علیهم السلام ادامه یافت و با هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از مکّه به مدینه، زمینه برقراری حکومت اسلامی و بسط و گسترش اسلام در اقصی نقاط جهان امکان پذیر گشت.

در دوران امامان معصوم علیهم السلام با توجه به حاکمیت نظام غاصب و سخت گیری آنان، شیعیان و امامزادگان نیز از این حربه به عنوان عاملی مؤثر در جهت ادای وظایف و مسئولیت های خویش بهره جستند. هجرت آنان عموما به مناطق امن و مورد اطمینان و یا مناطق دوردست کوهستانی و صعب العبور بود تا هم از دست رسی حکومت در امان باشند و هم با هجرت به مناطق مورد نظر، به ترویج و تبلیغ دین اسلام و روشنگری نسبت به اعمال حکومت وقت، وظیفه سیاسی و دینی خویش را انجام دهند.[7] در حقیقت، هجرت در عمل، نفی نظام حاکم و رساندن پیام اعتراض به حکومت و تبلیغ عقاید شیعه و جذب مردم به دین حقیقی و اصیل اسلامی و بیان مظلومیت و حقّانیت اهل بیت علیهم السلام در مراکز مهاجرنشین بود.

هجرت مهاجران، بخصوص در دوران حکومت عبّاسی، که فشار و ایذای شیعیان را هدف حکومت خویش قرار داده بود و با عملکرد خویش موجب گسترش جوّ اختناق و نفاق در جامعه شده بود، همواره مورد تأیید ائمّه اطهار علیهم السلام قرار داشت؛[8] چنان که امام رضا علیه السلام فرمودند: «من هجر بِدینه مِن ارضٍ الی ارضٍ و اِن کانَ شبرا مِن الارضِ استوجبَ الجنَّةَ و کانَ رفیقَ ابراهیم علیه السلام و محمّدٍ صلی الله علیه و آله »؛[9]

کسی که به خاطر دینش، از سرزمینی به سرزمین دیگر برود، هرچند مسافت این هجرت یک وجب باشد، مستوجب بهشت خواهد گردید و رفیق حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت محمّد صلی الله علیه و آله خواهد بود.

مهاجرت علویان به ایران

علویان و سادات به علت حسّاسیت حکومت نسبت به آن ها، همواره مورد آزار و اذیت حکومت قرار می گرفتند و در صورت اعتراض، با کوچک ترین بهانه و سوء ظنی تحت تعقیب واقع می شدند. از این رو، شیعیان برای فرار از وضعیت ناهنجار سیاسی و اجتماعی موجود و عدم امنیت جان و مال و ناموس خویش و برای انجام تکالیف و مسئولیت های خود به مناطق دوردست هجرت می گزیدند. ایران همواره یکی از مناطق امن برای حضور سادات بود.

هجرت شیعیان به ایران از همان قرن نخست هجری آغاز شد[10] و در نیمه دوم قرن هجری سرعت بیشتری گرفت. گروه زیادی از علویان پس از مهاجرت به ایران، در شهرهای گوناگون از جمله قم، ری، اصفهان، گرگان[11]،  آوه، کاشان و سبزوار[12] در کنار سایر قبایل عربی مهاجر ساکن شدند و زندگی خود را آغاز کردند. شیعیان با حضور خویش در میان مردم، به تبلیغ و ترویج تشیّع راستین پرداختند[13] و این امر همواره از سوی ایرانیان مورد استقبال قرار گرفت.

تأثیر مهاجرت

مهاجرت علویان به ایران از لحاظ سیاسی  اجتماعی و حتی انجام کارهای عمرانی و اتحاد مردم منطقه، تأثیر مهمی داشت؛ زیرا با حضور در میان مردم و حسن معاشرت در رفتار و جلب نظر و افکار عمومی و خلق و خوی علوی، در فاصله زمانی کمی، از پایگاه مادی و معنوی در میان مردم برخوردار می شدند و با کسب اعتماد و اطمینان مردم، به تدریج رهبری مردم را در مناطق به دست می گرفتند[14] و با شرکت در مسائل سیاسی  اجتماعی و بهره برداری از نفوذ خود در ایجاد تحوّلات منطقه ای، نقش مؤثری پیدا می کردند. برای مثال، هنگامی که یحیی بن عبدالله، از همراهان حسین بن علی (از شهدای فخ)، پس از شکست قیام و کشته شدن یارانش به ایران مهاجرت کرد،[15] بعد از توقّف در «دیلم» و معاشرت با مردم، «مردم معتقد شدند که وی استحقاق پیشوایی دارد. سپس با او بیعت کردند و گروهی از مردم شهرها گرد وی جمع شدند و رفته رفته کارش بالا گرفت.»[16]

مهاجرت سایر علویان به نقاط گوناگون ایران، از جمله ری، کاشان، قم، گرگان و طبرستان، همه گویای حضور قوی و تأثیرگذار آن ها در منطقه بوده است. آن ها در امور سیاسی، اجتماعی یا عمرانی به صورت فعّال وارد صحنه می شدند. برای مثال، ورود اشعری ها در سال 94 هجری به قم و تلاش و کوشش در عمران و آبادانی این شهر تا زمان حضور حضرت معصومه علیهاالسلام گویای تأثیر مثبت آن هاست.[17]

هجرت زنان

زنان در طول تاریخ همواره مورد ظلم و ستم مضاعف بوده اند. آنان به عنوانِ موجودی پست و تحقیرشده و بی ارزش همواره مورد نکوهش قرار گرفته اند. از دیدگاه رومیان قدیم، زن همواره محکوم به اسارت و بردگی بود. در ادیان یهودیت و مسیحیت نیز زن موجودی گناه کار محسوب می شود که سبب رانده شدن آدم از بهشت شد.[18] نگاه ادیان موجود به زن به قدری دور از انصاف بود که حتی در موجودیت زن و انسان بودن او شک کردند؛ به گونه ای که در سال 568 م در فرانسه همایشی برگزار شد تا به این موضوع رسیدگی کنند که آیا زن انسان است، یا نه؟![19]

با ظهور اسلام، نگرش جدیدی نسبت به زن تحقیرشده به وجود آمد که تا پیش از آن در ادیان و جوامع دیگر وجود نداشت. اسلام با نگرش انسانی به زن و هویّت و شخصیت زنان و وضع قوانین و حقوق خاص همسری، مادری، خویشاوندی، مالکیت، ارث و مانند آن، نگرش جاهلی نسبت به زن و محیط فاسد و وحشت زای قبیله ای را تغییر داد. در چنین فضای تاریک و خفته ای، خداوند با آفرینش موجودی الهی و ملکوتی به نام «فاطمة الزهرا علیهاالسلام » در صورت یک زن، به جهانیان نشان داد که زن هم می تواند موجودی الهی، مسئولیت پذیر، توانا، مدیر، مدبّر و تأثیرگذار در مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی باشد.[20]

با ایجاد چنین تحوّل و نگرشی، زنان با احساس هویّت و استقلال وارد عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی جامعه شدند. در دوران حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، زنان در تمام صحنه ها حضوری فعّال، پرشور و جدّی داشتند. همراهی زنان در هجرت به حبشه، هجرت به مدینه، بیعت با پیامبر، و جنگ و جهاد از وقایع تاریخی و از مستندات صدر اسلام است که نگرش عمیق اسلام را به زن و توانایی او به دور از شعار نشان می دهد.

آیات قرآنی حضور زنان را در هجرت مورد تأیید قرار داده اند.[21] زنان هم مانند مردان وظیفه دارند برای حفظ ایمان و حراست از اعتقادات خود، در صورت امکان، از حکومت کفر به حکومت عدل و سرزمین امن پناه ببرند. زنان در مهاجرت به حبشه[22] و مهاجرت به مدینه[23] همراه با مردان حضور داشتند و با عشق و علاقه خالصانه به اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله هجرت را آگاهانه برگزیدند. این هجرت ها علی رغم حاکم بودن تفکر جاهلی در جامعه، در آیات و گفتار و رفتار پیامبر مورد تأیید و تأکید قرار گرفتند.[24]

در دوران حاکمیت بنی امیّه و بنی عبّاس، زنان سادات و یاران خاندان اهل بیت علیهم السلام نیز مانند مردان، به جرم دفاع از ولایت و امامت و شیعه بودن، همواره در معرض آزار و اذیت و ستم مأموران حکومتی قرار داشتند.[25] مورّخان نقل کرده اند که در دوران حجّاج بن یوسف، که از خون ریزترین حاکمان بود، «در زندان های او، سی هزار زن زندانی بودند.»[26]

اما زنان با وجود فشار و آزار حکومت، نه تنها نهراسیدند، بلکه مردان خویش را هم تشویق به حضور و دفاع از اهل بیت علیهم السلام می کردند و خود در موارد لزوم، وظایف خویش را به نحو احسن انجام می دادند.

فشارهای سیاسی و محاصره اقتصادی حکومت نسبت به شیعیان، زنان و مردان  هر دو  را دربرمی گرفت و گاه آن ها را در سخت ترین شرایط فقر و محرومیت قرار می داد، به گونه ای که گفته می شود: در عصر متوکّل «گاه زنان علوی برای نماز، پوشش کافی نداشته و پوششی را چند نفری از یکدیگر قرض گرفته و به ترتیب، نماز را بجای می آوردند.»[27] در چنین اوضاع و احوالی، زنان همپای مردان ولی با شیوه زنانه، علویان را یاری می دادند و با صبر و شکیبایی، در انتقال پیام ها و اطلاعات و اموال شیعیان نقش مؤثری داشتند. این امر، بخصوص در دوران امام موسی کاظم علیه السلام ، بیشتر شد و امام با پوشش تشکیلاتی خویش،[28] از همراهی زنان استقبال کرد و در تشیکلات مخفیانه خویش، نقش مهمی برای زنان قائل بود؛[29] زیرا ارتباط زنان با یکدیگر می توانست راحت و به دور از ظن حکومت صورت گیرد و رفت و آمد آنان حالت طبیعی و صله ارحام داشت. این ارتباط می توانست در انتقال پیام ها، اطلاعات و اموال میان شیعیان مؤثر باشد.

شاید از همین روی بود که مأمون با ازدواج دخترانش با امام رضا علیه السلام[30] و امام جواد علیه السلام[31] سعی کرد با نفوذ به اندرونی خانه امام علیه السلام، جاسوسی حکومت را در همه ابعاد کامل کند، و دخترانِ مأمون، رفت و آمدهای اندرونی را به اطلاع مأمون می رساندند.

مشارکت سیاسی دختران امام علیه السلام

دختران امام موسی کاظم علیه السلام طبق نقل تاریخ، عموما فقیه، دانشمند، محدّث، پاک دامن، پارسا و پرهیزگار بودند[32] و در میان زنان مدینه، به ترویج مباحث علمی و احادیث نبوی اشتغال داشتند. امّ احمد، یکی از زنان امام موسی کاظم علیه السلام است که همواره مورد اعتماد و اطمینان امام بود. امام موسی کاظم علیه السلام هنگام مسافرت به عراق، ضمن سپردن امانات خود به او، از شهادت خویش نیز خبر داده و امام پس از خود را به او معرفی کردند و توصیه نمودند بعد از شهادت خویش، امانت ها را به امام رضا علیه السلام بسپارد. امّ احمد نیز پس از شهادت امام موسی کاظم علیه السلام، ضمن ردّ امانت به امام بر حق و معرفی او به افراد امین و مورد اطمینان، نقش حسّاس خود را به خوبی ایفا کرد.[33]

دختران امام موسی کاظم علیه السلام نیز در دوران حسّاس و خفقان آور عبّاسی هر یک بنا به توانایی و تکلیف خویش، مسئولیت های مهمی ایفا کردند و به تشریح دیدگاه امامت و ولایت و روشن ساختن اذهان زنان پرداختند. نکته جالب توجه این است که دختران امام موسی کاظم علیه السلام هر یک عالمه ای بودند که با نقل روایات مستند و احادیث معتبر در مورد فضایل امام علی علیه السلام و عاشورا و استمرار ولایت و معرفی امام زمان خویش، ساعی و کوشا بودند.[34]

در میان دختران امام کاظم علیه السلام حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام،[35] همچون اجداد طاهرینش، با تأسّی به حضرت زینب علیهاالسلام در مقابل تهدیدها و فشارهای حکومت ظالم علیه خاندان اهل بیت علیهم السلام علاوه بر فعالیت های علمی و روایی و بیان احادیث شیعه[36] در خصوص غدیر خم[37] و ولایت و امامت،[38]  در حرکتی سیاسی  اجتماعی، همراه برادران خویش به عرصه مبارزه وارد شد و هجرت را به عنوان عامل اعتراض به وضعیت موجود و حکومت وقت برگزید.

نحوه هجرت

پس از آنکه امام رضا علیه السلام با آن شیوه دردناک از اهل بیت خود خداحافظی می کرد[39] و به اجبار و اکراه، مدینه را به قصد مرو ترک نمود،[40] حضرت معصومه علیهاالسلام پس از گذشت یک سال به بهانه دیدار برادر، همراه تنی چند از دیگر برادران خود، مدینه را ترک کرد. بنا به نقل روایات متواتر، حضرت معصومه علیهاالسلام در میان راه بیمار شد و پس از رسیدن به قم رحلت نمود.[41]

علل هجرت

کسانی که هجرت را انتخاب می کنند برای حرکت خویش، همواره دلایلی دارند که قابل قبول یا توجیه کننده هجرت آن هاست. در بررسی علل هجرت حضرت معصومه علیهاالسلام به ایران، می توان گفت: وضعیت بحرانی در عرصه های سیاسی  اجتماعی دوران عبّاسیان در این امر تأثیرگذار بوده است. در چنان شرایطی، حضرت معصومه علیهاالسلام تصمیم گرفت از مدینه به ایران هجرت کند. در کاوشی تاریخی درباره علل هجرت معصومه علیهاالسلام ، می توان احتمالات ذیل را مدّ نظر قرار داد:

1- حضرت معصومه علیهاالسلام طبق روایات مورّخان، خواهر امام رضا علیه السلام بود و هر دو از یک مادر متولّد شده بودند.[42] عشق و علاقه آن حضرت علیهاالسلام به امام رضا علیه السلام علاوه بر ابعاد دیگر از بعد رابطه عاطفی و شخصی نیز بود آن چنان که وی هرگز نتوانست دوری از برادر را تحمّل کند. از این رو، به شوق دیدار برادر راهی مرو گردید.

2- برتری و فضل حضرت معصومه علیهاالسلام در میان خاندان اهل بیت علیهم السلام، که به عنوان «فاطمه کبری» مشهور است، نشان می دهد که آن حضرت در جمع خانواده خویش، دارای چنان شخصیت معنوی و اثرگذاری بوده که در تاریخ ذکر شده: حضرت معصومه علیهاالسلام افضل[43] از همه از حیث درجه علم، ورع و پاک دامنی بوده است.[44] ایشان به دلیل تأثیر بر جمع خانواده، به عنوان اعتراض به عملکرد حکومت و عدم مشروعیت حاکمان وقت، هجرت را برگزید. شیعیان شهر مدینه و هر جای دیگر که خبر سفر حضرت را می شنیدند، این سؤال برایشان مطرح می شد که چرا حضرت معصومه علیهاالسلام خانه و خانواده و زادگاه خود را ترک کرد؟!

3- حضرت معصومه علیهاالسلام به علت درایت و کیاست خود، حرکت سیاسی امام رضا علیه السلام را در نظر داشت که ایشان چگونه از خانواده خویش خداحافظی کرد. نحوه خروج او از مدینه، خبر دادن از سفر غیرقابل بازگشت و شهادت خویش، زمینه ای منفی نسبت به حکومت ایجاد کرده و خاندان اهل بیت علیهم السلام را آماده دریافت خبر شهادت آن حضرت نموده بود. حضرت معصومه علیهاالسلام نیز با درک اوضاع و احوال، دریافته بود که دیگر امام رضا علیه السلام را زیارت نخواهد کرد. از این رو، به عشق دیدار امام و برادر بزرگوار خویش، جانب خراسان را در پیش گرفت تا به آن امام همام تأسّی کند.[45]

4- حضرت معصومه علیهاالسلام هنگامی که ملاحظه فرمود پنج تن از برادران امام رضا علیه السلام قصد دیدار آن امام را دارند، به قصد سفر و همراهی با آن ها، او هم تصمیم گرفت با پنج تن از برادران خود به سوی خراسان حرکت کند. به احتمال قوی، این پنج نفر پسرهای حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و برادرهای ابی و امّی حضرت رضا علیه السلام بودند.[46]

5- برخی از مورّخان ذکر کرده اند که حضرت معصومه علیهاالسلام پس از گذشت یک سال از دوری برادر و امام خویش، قصد دیدار برادر خویش را فرمود. «یک سال پس از دوری برادر، به اشتیاق زیارت او، مدینه را به قصد مرو ترک نمود. پنج تن از برادرانش فضل، جعفر، هادی، قاسم و زید و برخی از برادرزادگان و تنی چند از غلامان و کنیزان[47] با حضرت همراه شدند. در این فرضیه، حضور اعضای خانواده و امام زادگان به صورت جمعی، می تواند میزان اثرگذاری هجرت را در مدینه مشخص کند که این هجرت چرا به صورت جمعی صورت گرفته است.

6- نقل شده است که امام رضا علیه السلام از مرو نامه ای خطاب به حضرت معصومه علیهاالسلام نوشت و به دست یکی از غلامان مورد اعتماد خود داد تا آن را به دست حضرت معصومه علیهاالسلام در مدینه برساند. حضرت پس از دریافت نامه، آماده سفر شد.[48] اینکه محتوای این نامه چه بوده است، چرا امام رضا علیه السلام این نامه را برای شخص حضرت معصومه علیهاالسلام نوشت، و در نامه از چه اموری خبر داده بود که حضرت معصومه علیهاالسلام همراه برادران خود، سفر خویش را آغاز کرد، از نکات مبهم تاریخ هستند که تنها در یک کتاب، آن هم بدون سند ذکر شده است. اما این فرضیه هم می تواند به عنوان یکی از احتمالات مطرح شده مدّ نظر قرار گیرد.

7- حضرت معصومه علیهاالسلام با درک اوضاع سیاسی و تجربه از عملکرد گذشته حکومت در دوران پدر بزرگوار خویش و شهادت امام رضا علیه السلام ، پیش بینی می کرد که اوضاع سختی پس از شهادت امام خویش در مدینه خواهد داشت، عملکرد شقاوت آمیز حکومت را در تعرّض به خاندان اهل بیت علیهم السلام به یاد داشت[49] و غارت اموال و قساوت مأموران حکومتی را از یاد نبرده بود. احتمال می داد که پس از شهادت امام و حامی خویش، خاندان اهل بیت علیهم السلام مورد آزار و اذیت حکومت واقع شوند. به همین دلیل، پیش از رسیدن خبر شهادت برادر خویش، بهانه لازم برای خروج از مدینه را داشت و بنا به تکلیف و وظیفه خود و نجات جان اهل بیت علیهم السلام، از فرصت استفاده کرد و رنج هجرت را به جان خرید.

8- حضرت معصومه علیهاالسلام طبق روال هجرت علویان، برای فرار از ظلم و ستم حکومت و نشر و تبلیغ آیین محمّدی صلی الله علیه و آله و آشکار کردن چهره نفاق دینی عبّاسیان و مظلومیت خاندان اهل بیت علیهم السلام و روشن ساختن اذهان جامعه نسبت به امامت و ولایت، هجرت را برگزید؛ همان گونه که امام رضا علیه السلام در طول سفر خویش از مدینه به مرو، با بیان سخنان بیدارکننده خویش، اذهان جامعه را نسبت به اهل بیت علیهم السلام و جایگاه آن ها و نقش امامت در جامعه مسلمین روشن ساخت، حضرت معصومه علیهاالسلام نیز به همراه برادران خود، برای کسب آزادی و بیان مسائل دینی از فرصت استفاده فرمود و با وجود سختی سفر و دوری از وطن و زادگاه خویش و ترک دوستان و یاران، سفر خود را آغاز نمود. تاریخ نشان داده است که در طول دوران هجرت حضرت معصومه علیهاالسلام و شهادت امام رضا علیه السلام و حضور برادران و برادرزادگان او در نقاط گوناگون کشور پهناور اسلامی در سرزمین های فارس، مصر، ری، قم و خراسان ضمن اعتراض به حکومت غاصب، مردم را همراه خود ساخت و آنان دست به شورش و قیام زدند تا سرانجام، هر یک به نوعی توسط حکومت به شهادت رسیدند.

9- خلأ حضور امام رضا علیه السلام در مدینه بسیار محسوس بود؛ زیرا ایشان نور امامت و تکیه گاه و امید خاندان اهل بیت علیهم السلام بود، ولی غریبانه در دیار غربت، در دربار حکومت غاصب در انتظار شهادت به سر می برد. مدینه بی حضور امام، فضای سرد و خاموشی داشت که سکوت مرگباری آن را فراگرفته بود. خاندان اهل بیت علیهم السلام بدون سرپرست و چشم انتظار دریافت خبر شهادت مقتدای خویش از خراسان، روزگار می گذراندند. این انتظار جانکاه برای حضرت معصومه علیهاالسلام قابل تحمّل نبود. فضای موجود زمینه لازم را برای هجرت فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام فراهم کرد تا به بهانه دیدار برادر بزرگ خویش، که از سوی حکومت امری معقول و موجّه می نمود، با وجود خطرات سفر و دوری از خانواده خویش، حرکت به سوی سرزمینی امن و زندگی در میان محبّان اهل بیت علیهم السلام را آغاز کنند تا با حضور در فضای گرم و صمیمی دوستداران امامت، تحرّک و نشاط ولایت و امامت را در جامعه اسلامی گسترش دهند.

10- خاندان اهل بیت علیهم السلام با اطمینان از شهادت امام رضا علیه السلام در خراسان و احتمال سخت گیری از سوی حکومت و حتی اقدام به کشتن فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام هجرت خود را آغاز کردند. حضرت معصومه علیهاالسلام و برادرانش پیش از شروع درگیری و جلوگیری حکومت از خروج آن ها، با پیش بینی به موقع، آگاهانه و به قصد روشنگری، مدینه را به سوی ایران ترک فرمودند. آن ها قصد داشتند تا در میان مردمی زندگی کنند (یا همراهی آن ها را در قیام علیه حکومت عبّاسی داشته باشند) که به دوستی و محبت نسبت به خاندان اهل بیت علیهم السلام شهره بودند. وجود امام زادگان در ایران این فرضیه را ثابت می کند، بخصوص آنکه بیشترشان از فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام هستند. فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام و برادران امام رضا علیه السلام برای روشن ساختن اذهان خفته مردم و آگاه کردن آن ها نسبت به اجحاف در حق خاندان اهل بیت علیهم السلام و افشاگری علیه حکومت و فراهم کردن زمینه قیام های شیعی در ایران، هجرت خویش را به ایران آغاز کردند. این هجرت دسته جمعی در مسیرهای عبور، این سؤال را در اذهان ایجاد می کرد که چرا خاندان و نوادگان رسول خدا دوری از سرزمین پدری و اجدادی خویش را برگزیدند. گذشت زمان ثابت کرد که این هجرت چه به موقع و لازم صورت گرفت! زیرا بسیاری از برادران امام رضا علیه السلام و نوادگان پیامبر توسط حکومت به شهادت رسیدند.[50]

11- حکومت غاصب عبّاسیان از سوی خاندان اهل بیت علیهم السلام و علویان در سرزمین اسلامی، همواره احساس خطر می کرد و با وقوع شورش ها و قیام ها نسبت به آن ها حسّاس شده بود و با گماردن جاسوسان و خبرچین ها، همواره حرکات و رفتار آن ها را زیر نظر داشت و در هر فرصت و موقعیت، شیعیان را به بهانه های واهی مورد آزار و اذیت قرار می داد. حضرت معصومه علیهاالسلام پیش بینی می کرد که حکومت پس از شهادت امام رضا علیه السلام اجازه خروج از مدینه و ارتباط آن ها با شیعیان را نخواهد داد و با نزدیک شدن زمان شهادت امام رضا علیه السلام، خانواده اهل بیت علیهم السلام را آماده حرکت و هجرت به ایران کرد. از نظر حکومت هم، دلیل آن ها مقبول و منطقی بود و مأموران نمی توانستند جلوی خروج آن ها را از مدینه بگیرند. اما حکومت همچنان به این خروج و هجرت با حالت مشکوک نظر می کرد؛ چنان که به روایتی، در طول مسیر با حمله مأموران حکومتی به قافله خاندان اهل بیت علیهم السلام و مسمویت با زهر یا شهادت در اثر جنگیدن، سفر آن ها را ناتمام گذاردند.

یکی از مورّخان ذکر کرده است: «هارون بن موسی همراه با 22 تن از علویان به سوی خراسان می آمد. بزرگ این قافله خواهر امام رضا علیه السلام یعنی حضرت معصومه علیهاالسلام بود. مأمون مأموران انتظامی خود را دستور داد تا بر قافله بتازند و آن ها را مجروح و پراکنده کرد. هارون نیز در این میان مجروح شد و سپس توسط حکومت به قتل رسید. حتی به حضرت معصومه علیهاالسلام نیز در ساوه زهر خورانیده شد که پس از چند روزی او هم به شهادت رسید.»[51]

برخی از مورّخان نیز به این مسئله اذعان کرده اند که حاکم ساوه در آن ایّام، دشمن سرسخت اهل بیت علیهم السلام بود و بر خاندان اهل بیت علیهم السلام حمله کرد و همه همراهان حضرت به شهادت رسیدند و از شدت ناراحتی، حضرت فاطمه علیهاالسلام محزون و بیمار شد و پس از رسیدن به قم، بعد از چند روز رحلت کرد.[52]

12- حضرت معصومه علیهاالسلام طبق رسالت و وظیفه خویش، که از آینده آگاهی و اطلاع داشت، هجرت را آغاز کرد. «آن بانوی بزرگ، روحی ملهم و آینده نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتی که بعدها برای این سرزمین پیش می آید  محوریتی که آرامگاه ایشان مرکز آن خواهد بود  بدین دیار روی آورد.»[53] در روایات و احادیث بسیاری ائمّه اطهار علیهم السلام در گذشته، خبر از سرزمین پاک و مطهّری به عنوان «عُش آل محمّد علیهم السلام » داده اند که بانویی از خاندان اهل بیت علیهم السلام با نام و نشان مشخص در آنجا رحلت می کند[54] و محل دفن ایشان محل تجمّع عاشقان و شیعیان و محل ترویج و تبلیغ معارف اسلامی خواهد شد. حضرت معصومه علیهاالسلام با آگاهی و آمادگی از این تقدیر الهی، هجرت خویش را آغاز کرد.[55]

در روایات متواتر نقل شده است هنگامی که حضرت معصومه علیهاالسلام در ساوه به شدت بیمار شدند، سراغ سرزمین قم را گرفتند و پس از رسیدن به قم، هفده روز بعد رحلت کردند.[56]

13- از دوران امام صادق علیه السلام در شهرهای قم، ری، خراسان و مازندران کانون های علویان به صورت منسجم در حال شکل گرفتن بودند. حضور هر یک از امام زادگان و سادات در میان شیعیان باعث تقویت و انسجام بیشتر کانون ها می شد و قدرت بالقوّه ای (برای شروع قیام) و خطر برای حکومت عبّاسیان به شمار می آمد. از این رو، حاکمان عبّاسی با دقت و حسّاسیت شدید، این مراکز را تحت نظر داشتند و سعی می کردند از ایجاد هر عاملی که باعث انسجام و اتحاد آن ها می شود، ممانعت کنند. از سوی دیگر، علویان و خاندان اهل بیت علیهم السلام از وجود چنین مراکزی آگاهی داشتند و هنگام هجرت، بهترین مکان ها و امن ترین پایگاه ها را شهرهای یادشده می دانستند که محبت اهل بیت علیهم السلام در میان آن ها واقعی است. از این رو، حضرت معصومه علیهاالسلام با اطلاع از چنین مکانی، برای رهایی از شر حکومت عبّاسیان و ترویج تشیّع و تقویت آن، هجرت خویش را به سوی ایران آغاز کرد.

در این هجرت، پیوستن به امام رضا علیه السلام و دیدار برادر محبوب خویش و تقویت پایگاه شیعیان و ایجاد یک تشکیلات قوی هم می تواند در نظر باشد. حکومت به علت عدم تحمّل علویان و پراکنده کردن آن ها به عنوان یک سیاست ثابت خویش، همواره آماده حمله و قلع و قمع شیعیان بود. با حرکت حضرت معصومه علیهاالسلام و برادرانش از مدینه به ایران، مأموران حکومتی به طور غیرمستقیم حرکت قافله خاندان اهل بیت علیهم السلام را زیر نظر داشتند تا در فرصت مناسب، با کشتن نوادگان پیامبر، از اتحاد و شکل گیری کانون خطر علیه حکومت جلوگیری کنند.

14- عدم ا زدواج حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از نکات قابل توجه است. «آن حضرت در دوران اختناق هارونی و زندانی های طولانی پدر و شرایط اجتماعی دشوار آن زمان و محدودیت های کوبنده ای که برای علویان و امام زادگان بود، امکان اختیار همسر نیافت.»[57] امام موسی کاظم علیه السلام طبق وصیّت نامه، اجازه دخل و تصرف در اموال و وضعیت خاندان اهل بیت علیهم السلام و ازدواج های خواهران و نوادگان را، به امام رضا علیه السلام سپرده بود.[58] در وصیّت نامه زیبا و دقیق امام موسی کاظم علیه السلام، بحث امامت و ولایت به دقت مورد توجه قرار گرفته است؛ چنان که امام همیشه با بینش ژرف خویش و علم به زمان خود و با درک دسایس و فریب کاری ها می تواند بهترین راهنما و هدایت کننده باشد. به دلیل آنکه گاه در دوران بنی امیّه و بنی عبّاس ازدواج های سیاسی و تحمیلی میان خاندان اهل بیت علیهم السلام و حکومت صورت می گرفت و می توانست خطرآفرین باشد و بر سرنوشت خاندان پیامبر تأثیر منفی بر جای بگذارد، امام موسی کاظم علیه السلام این اختیار را به امام پس از خود داد تا با اجتهاد و آگاهی و اعلمیت خویش، مراقب باشد که افراد خانواده اهل بیت علیهم السلام بازیچه بازی های سیاسی و زد و بندهای حکومتی نشوند.

این پیش بینی و درایت امام موسی کاظم علیه السلام بسیار کارساز بود؛ چنان که حکومت عبّاسی از این حربه برای نفوذ در خانواده امام رضا علیه السلام استفاده کرد و به زور، دختران خویش را به عقد امام رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام درآورد.

طبق نقل تاریخ، حضرت معصومه علیهاالسلام ازدواج نکرد و علت آن شاید نبودن کفو مناسب و هم شأن ایشان بود؛ «چنان که نقل شده است حضرت معصومه علیهاالسلام پس از حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت زینب کبری علیهاالسلام فاضل ترین دختر در میان معصوم زادگان است.»[59]

احتمال دوم این است که حضرت معصومه علیهاالسلام با توجه به آینده خویش و احتمال خطر در سفر خود و ایجاد علقه و علاقه به اهل و اولاد و خانواده، که مانع ادای وظیفه و تکلیف می شد، ازدواج نکرد تا در هنگام انجام وظیفه، مانعی برای هجرت ایشان وجود نداشته باشد و با آسودگی خاطر، دوری از وطن و مهاجرت را آغاز کند و با رحلت خویش در مکانی دور از زادگاه پدری، پایگاه امن و مطمئنی برای دوستداران اهل بیت علیهم السلام و مهاجران خسته از جور حکومت و محلی برای نشر علوم و معارف اسلامی ایجاد نماید.

نتیجه

خاندان اهل بیت علیهم السلام در طول تاریخ، همواره در معرض تهاجم و تعرّض از سوی غاصبان خلافت بودند. غاصبان از همان ابتدای شکل گیری خلافت، پایه های کج و ناهمواری بنا نهادند تا با فریب و نفاق و دورویی و صبغه دینی، امامت را محو سازند. اما شیعیان صادق گرد حلقه امامت فراهم آمدند تا در مبارزه حق و باطل، با تمسّک به حبل المتین امامت و ستارگان درخشان هدایت به رهبری وارثان حقیقی، جامعه را از کفر و نفاق نجات داده، حکومت عدل الهی را حاکم سازند.

حاکمان زر و زور و تزویر، که تاب تحمّل خاندان اهل بیت علیهم السلام و شیعیان را نداشتند، به قصد نابودی آن ها به آزار و ایذای مؤمنان پرداختند و با محاصره اقتصادی، فشار سیاسی، تخریب فرهنگی و تبلیغات روانی، سعی کردند با فریب افکار عمومی، حکومت چند روزه دنیایی خویش را پایدار نگاه دارند، غافل از آنکه خداوند وعده پیروزی حق بر باطل را داده و اراده کرده است که مستضعفان وارثان زمین شوند: «و نُرید انَ نَمُنَّ علیَ الّذینَ استضعِفوا فِی الارضِ و نَجعلهُم اَئِمةً وَ نجعلهُم الوارثینَ» (قصص: 4)؛ و اراده کردیم که منّت بگذاریم بر آنان که در زمین ضعیف نگاه داشته شده اند و آنان را پیشوایان قرار دهیم و ایشان را وارثان بگردانیم.

در دوران حیات سیاسی  اقتصادی امام رضا علیه السلام و خواهر گرامی شان نیز مجموعه حوادث و رویدادها باعث شد که امام رضا علیه السلام به بهانه ولایتعهدی از سوی مأمون، در دربار فاسد عبّاسیان محدود و محصور گردیده و سرانجام، بر اثر کینه خصم دیرینه همچون اجداد مطهّرش، مسموم و شهید شوند. حضرت معصومه علیهاالسلام خواهر بزرگوار امام رضا علیه السلام هم به دنبال هجرت امام خویش، خانه و کاشانه را رها کرد و هجرت خویش را از مدینه به ایران آغاز نمود تا آنکه در راه سفر بیمار شد و در قم دفن گردید.

در زمینه هجرت حضرت معصومه علیهاالسلام علل متفاوتی ذکر شده که از زوایای گوناگون، می توان آن حرکت را مورد ارزیابی قرار داد. اما در مجموع، از مباحث مزبور، می توان استنباط کرد که علاقه حضرت معصومه علیهاالسلام به امام رضا علیه السلام فراتر از رابطه خواهر و برادری بوده است. این عشق و علاقه را باید در حق جویی و حق پویی خاندان اهل بیت علیهم السلام جست وجو کرد که همواره به دنبال سرچشمه نور الهی و امامان خویش حرکت می کردند و با چنگ زدن به عروة الوثقای امامت و قرآن و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله مسیر حق و حقیقت را می پیموده اند.

آنان در این راه، از سختی ها و ناملایمات و آزارهای حکومت هرگز نهراسیده اند و علی رغم آزارهایی که دیده اند، در برابر خصمِ دون، سر فرود نیاورده اند، بلکه همچنان مقاوم و استوار در برابر ستم حاکمان ایستادگی کرده اند و بر حسب وظایف و مسئولیت های خویش، به تکلیف خود عمل نموده و در این راه، شهادت و هجرت و زندان و مبارزه را با آغوش باز استقبال نموده اند.

در مبارزه و جهاد با ظلم و کفر حاکم، زن یا مرد بودن ملاک عمل نیست، بلکه هر یک طبق رسالت خویش، عمل می کردند. در این میان، حضرت معصومه علیهاالسلام هم با توجه به اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه خویش، همراه با برادران خود، هجرت را برگزید و معصومانه در این راه سختی ها را به جان خرید تا جان به جان آفرین تسلیم کرد. او به دست امام زمان خویش دفن شد.[60] از این روست که به واسطه تلاش و کوشش و ادای وظیفه و شخصیت و منش بزرگوار خود به «معصومه »[61]، «کریمه اهل بیت علیهاالسلام »[62] «شفیعه روز جزا»[63] و «محدّثه آل طاها»[64] مشهور می باشد.

هجرت حضرت معصومه علیهاالسلام به قم از ابعاد گوناگون دارای تأثیر بوده است. حضور کریمه اهل بیت علیهاالسلام در شهر قم عاملی شد که مهاجران علوی و سادات و عاشقان اهل بیت علیهم السلام از نقاط گوناگون جهان و ایران به این شهر روی آورند و به تدریج، باعث جلب و جذب سرمایه و عمرانی و آبادانی آن شد. ایجاد پایگاه علمی و گسترش فقه جعفری و شیعه اثناعشری و ایجاد مراکز و حوزه های علمیه در قم از دیگر ثمره های وجود آن حضرت است.

قم با قدمت تاریخی خود، در نشر تشیّع در جهان اسلام، پرورش نخبگان سیاسی، فقهی و علمی و تربیت علمای مبارز و شجاع و پرورش محبّان اهل بیت علیهم السلام سهم بسزایی داشته است. به برکت وجود هشتمین آفتاب تابناک امامت، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام، در مشهد و حضرت معصومه علیهاالسلام در قم و به علت قرب و منزلت این عزیزان نزد خداوند یکتا و روح عظیم و الهی این بزرگواران، همواره کرامات و الطاف الهی شامل حال ملت ایران شده است.

امروزه یکی از افتخارات ایران اسلامی این است که به بزرگ ترین پایگاه نشر و ترویج تشیّع در جهان تبدیل شده است. ما ایرانیان هنوز وجود این گوهر ناب و نواده پیامبر صلی الله علیه و آله را چنان که بایسته و شایسته است، نشناخته ایم با کسب معرفت و شناخت بیشتر نسبت به آن حضرت، خواهیم توانست از وجود این گنج گران بهای الهی بیش از پیش بهره ببریم؛ چنان که امام رضا علیه السلام در حق آن بانوی بزرگوار فرمود: «مَن زارها عارفا بِحقِّها فلهُ الجنَّةُ.»[65] هر کس او را زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد، بهشت از آنِ اوست.

پی نوشت ها:

[1] برگرفته از: نگارنده، هجرت کریمه، قم، فجر ولایت، 1381.

[2] احمد بن یعقوب یعقوبی (ابن واضح)، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344، ص 355، ج 2 / محمدکاظم خواجویان، تاریخ تشیّع، چ سوم، مشهد، جهاد دانشگاهی مشهد، 1379، ص 78.

[3] محمد بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا علیه السلام، ترجمه حمیدرضا مستفیذ و علی اکبر غفاری، تهران، صدوق، 1373، ج 2، ص 233 و 234.

[4] علی اکبر مهدی پور، کریمه اهل بیت علیهم السلام، قم، حاذق، 1374، ص 91.

[5] همان، ص 92.

[6] عبدالحمید هبة الله بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، اسماعیلیان، ج 4، ص 74 / محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج 1، ص 207.

[7] محمدکاظم خواجویان، پیشین، ص 110.

[8] ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ترجمه سیدهاشم رسولی محلاّتی، تهران، 1349، ص 477.

[9] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج 3، تهران، اسلامیه، 1374، ص 100.

[10] رسول جعفریان، از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1378، ص 97.

[11] همان.

[12] محمدکاظم خواجویان، پیشین، ص 11 / ابوالفداء، تقویم البلدان، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، 1349، ص 487.

[13] ر. ک: بهاءالدین محمّد بن حسن بن اسفندیار، تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال، تهران، اقبال، 1366، ج 2، به نقل از: رسول جعفریان، پیشین، ص 98.

[14] رسول جعفریان، پیشین، ص 98 – 99.

[15] ابوالفرج اصفهانی، پیشین، ص 430.

[16] محمّد بن علی بن طباطبا (ابن الطقطقی)، تاریخ فخری، ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350، ص 265

[17] علی اکبر مهدی پور، پیشین، ص 17 / احمد بانپور، زندگی و کرامات حضرت معصومه علیهاالسلام، نشر الف، 1374، ص 23

[18] ویل دورانت، لذات فلسفه، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1374، ص 148

[19] بنوات گری، زنان از دید مردان، ترجمه محمد پوینده، تهران، جامی، 1376، ص 8

[20] مؤسسه آثار نشر، در جستجوی راه از کلام امام رحمه الله «زن»، چ دوم، تهران، امیرکبیر، 1363، ص 127

[21] احزاب: 20 / انفال: 72 / نساء: 97 و 98 / ممتحنه: 8 / زمر: 10 / آل عمران: 195 / عنکبوت: 56

[22] عبدالحمید بن هبة الله بن ابی الحدید، پیشین، ج 4، ص 74 (در هجرت حبشه 83 مرد و 18 زن حضور داشتند.)

[23] محمّد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، تصحیح علی اکبر غفاری، ج 1، تهران، مکتبة الصدوق، 1381 ق، ص 377 / محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 19، تهران، دارالکتب اسلامیه، 1366، ص 350.

[24] محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 40، ص 160.

[25] بحث حضور و دفاع زنان از ولایت و امامت، از دوران رسول اکرم صلی الله علیه و آله شروع شد و پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله با حرکت صدیقه طاهره علیهاالسلام اوج گرفت و در دوران سایر ائمّه ادامه یافت. اما در این مبحث، بیشتر به دوران امام رضا علیه السلام و بررسی و علل هجرت معصومه علیهاالسلام پرداخته شده است. بر این اساس، به حرکت زنان شیعه به صورت مختصر اشاره گردیده است. (ر. ک: ذبیح الله محلاّتی، ریاحین الشریعه، چ پنجم، تهران، دارالکتب اسلامیه، 1368، ج 4، ص 389 / ابوالفرج اصفهانی، پیشین، ص 599 / شیخ عباس قمی، سفینة البحار، تهران، سینایی، 1344، ج 2، ص 446- )

[26] علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب، بیروت، داراندلس، 1965 م، ج 3، ص 166

[27] ابوالفرج اصفهانی، پیشین، ص 599

[28] محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 48، ص 232 و ص 252 و ص 253

[29] ذبیح الله محلاّتی، پیشین، ج 3، ص 358 / سیدجعفر آل بحرالعلوم، تحفة العام فی شرح خطبه المعالم، نجف، 1324 ق، ج 2، ص 78

[30] علی بن الحسین مسعودی، پیشین، ج 4، ص 52 / محمد بن جریر طبری، دلائل الامامه، بیروت، الدراسات الاسلامیه، 1413 ق، ص 208 و 209

[31] همان.

[32] حسن جلالی عزیزیان، فرزندان چهارده معصوم علیهم السلام، تهران، مهربان، 1378، ص 162

[33] محمّد بن یعقوب یعقوبی کلینی، پیشین، ج 1، ص 316 و 317 / ذبیح الله محلاّتی، پیشین، ج 3، ص 358

[34] زهرا آیة اللهی، زن، دین، سیاست، تهران، شورای فرهنگی و اجتماعی زنان، 1380، ص 140.

[35] فاطمه معصومه علیهاالسلام دختر امام موسی کاظم علیه السلام است که در روز اول ذی قعدة الحرام 173 ق در مدینه متولّد شد. نام مادرش نجمه است. در سال 23 ربیع 201 ه. ق وارد قم شد و در آن موقع، سن مبارک ایشان 28 سال بود که پس از 17 روز به علت بیماری در قم رحلت کرد. (میرزا حسین نوری، مستدرک وسائل الشیعه، 1407 ق، ج 8، ص 257 / محمّد بن جریر طبری، پیشین، ص 309 / محمّد بن یعقوب یعقوبی کلینی، پیشین، ج 1، ص 476)

[36] محمّدشریف رازی، آثار الحجة، قم، دارالکتاب، 1332، ص 8 و 9

[37] شمس الدین محمّد بن محمّد جزری، اسنی المطالب، ج 8، تهران، بی نا، 1402 ه. ق، ص 196 / محمدهادی امینی، فاطمة بنت الامام موسی کاظم علیه السلام، قم، 1363، ص 62

[38] محمّد بن بابویه (شیخ صدوق )، امالی، مقدّمه و ترجمه محمّدباقر کمره ای، تهران، اسلامیه، 1362، ص 82

[39] محمّد بن نعمان مفید (شیخ مفید)، الارشاد، ص 310 / علی بن عیسی الاربلی، کشف الغمّه فی معرفة الائمّه، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، 1381 ق، ج 3، ص 65، 66 و 87 / شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا علیه السلام، چ 2، ص 140 / ابوالفرج اصفهانی، پیشین، ص 562 و 563

[40] محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 49، ص 117 / مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، چ دهم، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، 1379، ص 477

[41] محمّدرضا حکیمی، حضرت معصومه علیهاالسلام و شهر قم، چ دوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1369، ص 40 / ابوالفرج اصفهانی، پیشین، ص 501 / احمد بن یعقوب یعقوبی (ابن واضح )، پیشین، ج 2، ص 332 / شیخ عباس قمی، پیشین، ج 2، ص 376

[42] محمّد بن جریر طبری، پیشین، ص 309 / حسن جلالی عزیزیان، پیشین، ص 161

[43] شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، تصحیح علی محدّث زاده، قم، داوری، 1370، ج 2، ص 273

[44] در میان دختران امام موسی کاظم علیه السلام تنها فاطمه کبری بود که به «معصومه » شهرت یافت. «معصومه» به معنای دور از گناه صغیره و کبیره است که ایشان از سوی امام رضا علیه السلام پس از رحلت بدان مقلّب گشت. (ذبیح الله محلاّتی، پیشین، ج 5، ص 35)

[45] احمد بانپور، همان، ص 34

[46] میرزا محمدخان ملک الکتاب شیرازی، ریاض الانساب، ص 160.

[47] علی اکبر مهدی پور، پیشین، ص 172

[48] علی اکبر مهدی پور، پیشین، ص 493، به نقل از: داخل السید حسن، من لایحضره الخطیب، بیروت، 1412 ق، ص 461-

[49] زمانی که جلّودی ملعون به در خانه امام رضا علیه السلام آمد تا زینت آلات و اموال آن ها را غارت کند، حریم اهل بیت علیهم السلام از تعرّض حکومت در زمان حضور امام در مدینه در امان نبود، چه رسد به عدم حضور ایشان. (شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 161- )

[50] قیام ابراهیم فرزند امام موسی کاظم علیه السلام، که مأمون را متهم به قتل برادرش نمود و سرانجام، به دست مأمون مسموم گردید. (ابن الخلدون، مقدّمه، تصحیح محمدپروین گنابادی، ج 3، ترهان، 1345، ص 115- ) قیام زید بن موسی در مصر که علیه حکومت شورش کرد و به دست مأمون مسموم شد. (مشا کلة الناس لزمانهم، ص 29- ) قیام احمد بن موسی که همراه سه هزار تن و به روایتی، دوازده هزار تن از بغداد قیام کرد تا به شیراز رسید و در شیراز توسط قلتغ خان (مأمور حکومت) پس از درگیری، همراه با برادرش محمّد عابد و یارانش به شهادت رسید. (علی اکبر تخشید، قیام سادات علوی، ص 169- ) هارون و فضل بن موسی که همراه حضرت معصومه علیهاالسلام در ساوه به قتل رسیدند. (محمد علی روضاتی، جامع الانساب، اصفهان، اصفهان، مهرآئین، 1355، ص 56- )

[51] محمّدعلی روضاتی، پیشین، ص 56-

[52] میرزا محمّد خان ملک الکتّاب، پیشین، ص 160.

[53] محمّدرضا حکیمی، پیشین، ص 40.

[54] بیشترین روایات از زمان امام صادق علیه السلام نقل شده اند که فرمودند: «آگاه باشید! برای خدا حرمی است و آن مکّه است، و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است، و برای امیرمؤمنان حرمی است و آن کوفه است. آگاه باشید! حرم من و فرزندان من بعد از من قم است. آگاه باشید! قم کوفه کوچک ماست. آگاه باشید! برای بهشت هشت در است؛ سه تای آن به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی در آنجا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند. » (قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، تهران، اسلامیه، 1354، ج 1، ص 83 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 60، ص 216 / عبدالجلیل قزوینی رازی، النقص، تهران، 1358، ص 196)

[55] شاید امام موسی کاظم علیه السلام به خاطر ناشناخته ماندن «فاطمه کبری»، نام دختران خویش را «فاطمه» نامید تا آن بانوی برگزیده که در قم رحلت خواهد کرد، نامشخص باشد، ولی هنگام هجرت حضرت معصومه صلی الله علیه و آله این امر آشکار گردید.

[56] سید جعفر آل بحرالعلوم، پیشین، ص 36 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ص 50، ص 312

[57] محمدرضا حکیمی، پیشین، ص 40.

[58] در وصیّت نامه آمده است: «هیچ یک از دخترانم را نباید برادران مادری، سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت حضرت امام رضا علیه السلام. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند؛ زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. پس هر کس را او تزویج کند، باید اطاعت نماید و هر کس را او تزویج نکند، باید فرمان برد. » (محمّد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج 1، ص 317)

[59] حسن جلالی عزیزیان، پیشین، ص 162

[60] در هنگام دفن حضرت معصومه علیهاالسلام دو تن سوار (امام رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام ) نقاب بر چهره از جانب ریگزار (رودخانه کنونی ) نمودار شدند که به سرعت نزدیک آمدند و به تجهیز آن بانوی مظلومه پرداختند. یکی وارد قبر شد و دیگری بدن پاک و مطهّر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. آن دو بزرگوار پس از پایان مراسم دفن، بدون اینکه با احدی سخن بگویند، بر اسب های خود سوار شده، از محل دور شدند. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 48، ص 290 و ج 60، ص 219 / محمّد قمی، تاریخ قم، ص 213 / شیخ عباس قمی، پیشین، ج 2، ص 376).

[61] پس از رحلت حضرت فاطمه کبری علیهاالسلام برای اولین بار، امام رضا علیه السلام لقب «معصومه» را برای ایشان قایل شد و فرمود: «مَن زارَ المعصومةَ بقمٍ کمَن زارنی»؛ هر کس حضرت معصومه را در قم زیارت کند، همانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد. (میرزا محمدتقی خان سپهر، ناسخ التواریخ، تهران، اسلامیه، 1363، ج 3، ص 68 / ذبیح الله محلاّتی، پیشین، ج 5، ص 35- )

[62] نقل است: آیة الله مرعشی برای شناخت قبر حضرت زهرا علیهاالسلام بسیار تلاش کرد تا در عالم خواب به ایشان گفته شد: به دامن کریمه اهل بیت چنگ بزن که خداوند اراده فرموده که محل قبر حضرت زهرا علیهاالسلام مخفی بماند؟ همان جلال و جبروت بر قبر مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام قرار داده شده است. (علی اکبر مهدی پور، پیشین، ص 44)

[63] اعتقاد شیعه به شفاعت اهل بیت علیهم السلام جایگاه ویژه ای در اعتقادات آن ها دارد، در میان معصومین علیهم السلام دو زن به عنوان شفاعت کننده در روز محضر در روایات اشاره شده است. یکی حضرت زهرا علیهاالسلام و دیگری حضرت معصومه علیهاالسلام. از این رو، در زیارت نامه ای که از امام رضا علیه السلام در مورد حضرت معصومه علیهاالسلام نقل شده، چنین آمده است: «یا فاطمةُ اشفعی لنا فی الجنة»، «ای فاطمه معصومه، در بهشت برای من شفاعت کن». (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 102، ص 266 / محمّد قمی، پیشین، ص 74)

[64] چند حدیث معتبر و مشهور از حضرت معصومه علیهاالسلام با ذکر سند و راویان حدیث نقل شده اند که عموم احادیث به رستگاری شیعیان، توجه به اهل بیت علیهم السلام ، محبت اهل بیت علیهم السلام و سخنان پیامبر در غدیرخم مربوط می شوند. در آن احادیث، عدم توجه به نبوّت و امامت و ولایت، که مهم ترین عامل انحراف جامعه پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده، مورد اشاره و یادآوری اذهان واقع شده است. (محمد شریف رازی، آثار الحجة، ص 84 / احمد بانپور، پیشین، ص 63  67 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 68، ص 77)

[65] حسین (طباطبائی ) بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج 12، قم، 1399 ق، ص 617 / عبدالله بحرانی، عوالم، ج 21، قم، 1409 ق، ص 230 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 102، ص 265 و 247 و ج48، ص 316
/6262

کد خبر 1213830

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =